اخبار ایران و جهان

شلاق زدن به کارگران، جنایتی دهشتناک!

shallagh

حسن جداری

خبر کوتاهی انتشار می یابد. حکم شلاق، درمورد 17 تن از کارگران معدن طلای «آق تپه» تکاب درآذربایجان غربی، در روزهای آخر ماه گذشته، توسط ماموران جنایت کار رژیم شکنجه وکشتار ، اجرا شده است! این خبر تکان دهنده، امکان ندارد نفرت و انزجار هر انسان شریف و آزاده ای را متوجه رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی نکند. جرم این کارگران شلاق خورده که هم جریمه شده اند و هم ضربه های شلاق را تحمل کرده اند، چیزی جز آزادمنشی واعتراض به اخراج 350 تن از کارگران این مجتمع صنعتی نبوده است. در ایران تحت سلطه رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی، 37 سال تمام است هرگونه حرکت اعتراضی کارگران، با زندان و شلاق و شکنجه و سربه نیست کردن، پاسخ داده میشود. برای رژیم قرون وسطائی تبه کاری که با زور سرنیزه در ایران حاکم است، سنگسار زنان، بریدن دست و دیگراعضای بدن، شلاق زدن کارگران ، تجاوز به زندانیان سیاسی و کشتن مبارزین تحت وحشیانه ترین شکنجه ها، امری عادی بشمار می آید . این یک واقعیت است که در آزادی کشی و فساد و فریبکاری، کمتر رژیمی در دنیا به پای رژیم جمهوری اسلامی میرسد.

+++++

در ایران تحت سلطه رژیم خودکامه جمهوری اسلامی، درحالی که سردمداران رژیم از هر جناح و دسته، این دزدان سرگردنه و این دشمنان قسم خورده توده های زحمتکش، در نتیجه استثمار بی حد و حصرکارگران وکلاشی و ارتشاء و دزدی از اموال عمومی، همه ساله میلیاردها تومن به جیب زده، در کاخ های سر به فلک کشیده اعیانی، در تجمل واشرافیت غیر قابل تصور، زندگی میکنند، در شرایطی که آخوند های فاسد و تبه کار، سران سپاه پاسداران ، آقا زاده ها و میلیادرهای غرق درفساد و تباهی، درغارت هستی توده ها حد و مرزی نمی شناسند، میلیون ها خانواده کارگری، درفقرو فلاکت غیر قابل تصور زندگی کرده و با انواع محرومیت ها وستمدیدگی ها روبرو می باشند . کارگران، به ویژه کارگران زن و کودک، در ازای کار طاقت فرسای روزانه، نازل ترین دستمزدها را دریافت داشته و ازلحاظ معیشتی، بهداشت و مسکن، سخت در مضیقه می باشند. میلیون ها کارگردر ایران ازحق بیمه، محروم بوده و در مقابل بیماریهای گوناگون، کوچک ترین مصونیتی ندارند . در کارحانه های قالی بافی ، پارچه بافی و در دیگر کارگاه ها، کودکان به سن مدرسه در شرایط فقدان ابتدائی ترین شرایط بهداشتی، در ازای دریافت کمترین دستمزدها، از سپیده صبح تا شام،مشغول جان کندن می باشند! هر روز بر تعداد بیشمار کارگران اخراجی در نقاط مختلف کشور، افزوده میشود. میلیون ها تن کارگر بیکار در تهران و شهر های دیگر، در چنگ فقر و گرسنگی و بی خانمانی، اسیرند.

+++++

رژیم ضد کارگری، اخیرا اعلام کرده است که در سال جاری، حد اقل دستمزد کارگران، 811 هزار تومن در ماه خواهد بود! معلوم نیست با این دستمزد ناچیز، یک عائله کارگری در کشوری که در آن هر روز بر نرخ تورم افزوده میشود، چگونه می تواند زندگی کند؟ ستمدیدگی طبقه کارگردرایران، چه ابعاد گسترده ای دارد! رژیم غارتگر ضد کارگری که از تشدید مبارزات عادلانه طبقه کارگر سخت احساس وحشت می کند، با توسل به حربه زورو ترورمیکوشد فریاد حق طلبانه کارگران را در گلو خفه ساخته و دامنه فعالیت های سندیکائی و حرکتهای اعتراضی آنها را هرچه محدودتر سازد. در روزهای قبل از انقلاب بهمن 57، خمینی فریبکاربه منظور جلب حمایت کارگران و توده های زحمتکش، در مخالفت با کاخ نشینان و اعیان واشراف، دروغ ها بهم بافته و شیادانه خود را حامی وطرفدار محرومان وکوخ نشینان، نشان میداد. اما وقتی که این شیاد فریبکار واعوان و انصار ارتجاعی وی بر اریکه قدرت سوار شدند، همه وعده و وعیدهای روزهای قبل از انقلاب را فراموش کرده و با حمایت از صاحبان مال ودارائی و کارفرمایان و سرمایه داران زالو صفت، ماهیت ننگین خود را به مثابه نمایندگان سرمایه داران خون آشام و دشمنان قسم خورده کارگران و زحمتکشان، آشکار ساختند. شیادانی که تا دیروز دلسوزانه از کوخ نشینان و » مستضعفین» یاد کرده و خود را مخالف سرسخت کاخ نشینان معرفی میکردند، به کاخ نشینان مفت خورواستثمارگرتبدیل شدند وبه منظور حفظ سلطه جنایتکارانه خود،به بیرجمانه ترین وجهی، به سرکوب مبارزات کارگران، زنان به پاخاسته، خلق های تحت ستم و روشن فکران انقلابی پرداختند. آنها با حمایت کامل ازمنافع سرمایه داران وکارفرمایان و پایمال ولگدکوب ساختن حقوق انسانی توده های زحمتکش، به وضوح نشان دادند که هرعبارتی که در روزهای قبل از انقلاب در زمینه هواداری از تهی دستان و احترام به آزادی و دموکراسی بر زبان می آوردند ، نیرنگ و فریبی بیش نبود. رژیم جمهوری اسلامی ازهمان روزهای نخستین موجودیت پوشالی خود، نشان داد که » رژیم دشمن زحمتکشان کوخ نشین رژیم کاخ نشینان پست و غدار استاز همان ابتدای به چنگ آوردن قدرت سیاسی، رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی ازهیچ دشمنی و فرومایگی نسبت به طبقه کارگر، خود داری نکرده است . در زیر سلطه مرگبار این رژیم غارتگر، کلیه حقوق انسانی کارگران از آنها سلب شده است. کارگران از حق تشکیل سندیکاهای آزاد محروم بوده و حر کتهای اعتراضی صنفی و سیاسی آنها، همواره به شدت سرکوب شده است. این خود یکی از درسهای مهم انقلاب شکست خورده بهمن 57 است که کارگران و زحمتکشان هرگز نباید فریفته وعده و وعیدهای سر خرمن نمایندگان بورژوازی، نظیر خمینی فریبکار و شیاد، باشند.

+++++

در طول 37 سال گذشته، تعداد بیشماری از فعالین کارگری و آنهائی که در جهت تشکیل سندیکاهای آزاد کارگری فعالیت می کنند، به زندان افتاده و به وحشیانه ترین وجهی شکنجه شده اند. همین چند ماه پیش بود که مامورین جنایتکار رژیم، شاهرخ زمانی، کارگر کمونیست زندانی را در زیر شکنجه های قرون وسطائی ، به قتل رساندند. اما با تمام سخت گیری ها و اعمال سرکوبگرانه رژیم خودکامه، مبارزه سهمگین وحق طلبانه کارگران در طول ده ها سال بدون وقفه علیه این رژیم ضد مردمی، ادامه داشته است. کارگران با شرکت در تظاهرات خیابانی وسر دادن فریاد های عصیان طلبانه، علیه ستمدیدگی و استثمار بیرحمانه اعتراض کرده و عزم راسخ خود را در ادامه هر چه قدرتمند تر مبارزه در جهت کسب حقوق حقه انسانی، نشان داده اند. شلاق زدن کارگران مبارز معدن » آق تپه«، بار دیگر، نهایت دشمنی کینه توزانه رژیم شکنجه و اعدام را با طبقه کارگر محروم و مبارز آشکار میسازد. از روزی که خبر شلاق خوردن 17 کارگر » آق تپه» در رسانه های عمومی انتشار یافته، موجی از همدردی با کارگران و کینه و تنفرعلیه رژیم جمهوری اسلامی، این دشمن بی امان کارگران و توده های زحمتکش ایران، به وجود آمده است. باید با تلاش و کارافشا گرانه و خستگی ناپذیر نیروهای انقلابی و مدافع منافع طبقه کارگر، جنایت دهشتناک رژیم درشلاق زدن کارگران معدن » آق تپه«، در سطح وسیعی پخش و تبلیغ گردیده و ماهیت عمیقا ضد کارگری و ضد دموکراتیک این رژیم ارتجاعی، هرچه گسترده تر فاش و بر ملا شود.

خرداد ماه 1395

telegram_majaleh

6 Comments on شلاق زدن به کارگران، جنایتی دهشتناک!

  1. مهدی آذریزدی // ژوئن 7, 2016 در 4:16 ق.ظ. //

    اجرای حکم و قانون نه تنها عیب نیست بلکه برای حفظ عدالت و برپایی جامعه سالم لازم است .
    این هیاهو و شلوغی رسانه ها باید مورد نکوهش قرار بگیرد که مانع اجرای قانون شده است .

    دوست داشتن

    • حمید محوی // ژوئن 7, 2016 در 8:06 ب.ظ. //

      البته بی آن که قانونی وجود داشته باشد، زندگی اجتماعی ناممکن خواهد بود. با وجود این، باید دانست که ربطه اس هست بین قانون و معرفت شناختی معاصر آن قانون. علاوه بر این باید ببینیم که قانون حاکم منافع عمومی را در نظر داشته و یا اینکه در پی حفظ منافع خصوصیِ بخش ناچیزی از تمام جامعه بوده. در مورد ایران البته وضعیت قانون با مقولات قدسی در هم آمیخته و غالباً از حفظ اسلام حرف می زنند …یعنی قوانینی که دست نخورده از 1400 سال پیش الهام بخش بشر قرن بیست و یکمی باید باشد، و بر اساس این امر قدسی، اتفاق دیگری روی می دهد، و آن هم این است که قانون را با حذف و ممنوعیت هر گونه نقدی (بخوانید اعتراض) به بی قانونی و تعطیلی معرفت شناختی در حال حرکت و تحول محکوم می کند.
      در ایران نظام سرمایه داری سرنوشت خود را به امور قدسی پیوند زده و بر عکس… چه جرمی به وقوع پیوسته؟ یک عده کارگر به وضعیت معیشتی خود اعتراض کرده اند… ممکن است در اینجا و آنجا نظم عمومی به هم بخورد… ولی نقد و جنبش اعتراضی برای تحول و پیشرفت و بهزیستی انسانها همیشه در مرحله ای موجب بی نظمی می شود، ولی این بی نظمی کاملاًنسبی ست، زیرا در پی نظم نوین و عادلانه تر و پیشرفته تر است. در اینجا خود قانون زیر سؤال می رود و باید برود. در ایران به دلیل حاکمیت دیکتاتوری مذهبی، براساس ممنوعیتی که روی نقد دین اعلام شده، در واقع ممنوعیتی گسترش یابنده است و همۀ زمینه های فعالیت فرهنگی و اجتماعی و علمی را متأثر می سازد. امروز در ایران، طبقۀ سرمایه دار به شکل زیرکانه ای از این ممنوعیت نقد گسترش یابندۀ دین سوء استفاده می کند.
      ولی موضوع مهم دیگری را باید مطرح کنیم و آن هم نوع مجازات است، یعنی شلاق زدن. میدانیم که یکی از عملکردهای قانون، آموزش است، و یکی از عملکردهای مجازات نیز به نوعی آموزش است به همین علت ما در واژگان دادگستری « حبس تأدیبی» را داریم، که به معنای ادب آموختن است. علاوه بر این حکم مجازت همواره برای حفظ جامعه از خسارات احتمالی نقض قانون در سطح اجتماعی ست. مجازت برای این که دیگر چنین خطائی صورت نگیرد. در واقع مجازات در عین حال، برای فرد مجرم فرصتی است برای تأمل و درک خطای خود تا درآینده آن را تکرار نکند. در نتیجه انتخاب شلاق زدن فرد خاطی، یعنی درد جسمی وارد آوردن به او، و باز هم یعنی اعمال شکنجۀ جسمی و روانی، موضوعی است که باید مورد توجه ما قرار گیرد. آیا شلاق زدن فرد خاطی، جامعۀ ما را از تکرار خطا در امان نگهمیدارد یا نه؟ انسان که سگ نیست که با ترکه تربیت شود. تازه سگ را هم با شلاق تربیت نمی کنند.
      مضافاً بر اینکه چنین مجازاتهائی حتماً باید در میدان شهر و با حضور عینی مردم صورت بگیرد، یعنی نقش آموزشی دارد. یعنی اینکه ای مردم بدانید و آگاه باشید که اگر قانون را زیر پا بگذارید (به وضعیت معیشتی خودتان اعتراض داشته باشد) شلاق می خورید…یعنی بجای آموزش و یادآوری قانون به عنوان رویکردی که به نفع عموم می باشد، و یادآوری دلیل و برهان، شلاق در جایگاه مدرسه حرف می زند.
      موضوع انتخاب شلاق در عین حال رابطۀ مستقیمی با ایدئولوژی اسلامی و تاریخ به قدرت رسیدن اسلام دارد. این دین از آغاز با زور و تهدید شمشیر به قدرت رسید و گسترش یافت. امروز نیز در ایران، هر چند که همۀ مردم ایران مسلمان و به دین اسلام معتقد باشند، ولی چنین امری مانع از این نیست که، بر اساس قانون دین اسلام، خروج یا انصراف از این دین ممکن نیست و مجازات چنین تصمیمی برای فرد از دین بریده، فقط مرگ است. در نتیجه با توجه به چنین قانونی می توانیم بگوئیم که به تعبیری خاص تمام مردم ایران گروگان دین اسلام هستند، و این قانون قدسی که بنابود موجب سعادت بشر بشود، ایمان و ریاکاری را بهم گره زده است. به زور و تهدید، تهدید به مرگ ما باید مسلمان باشیم و مسلمان هستیم چون که پدر و مادرمان مسلمان بوده اند. در اینجا می بینیم که، بجای خرد و هوش و معرفت، شلاق و تهدید به مرگ جایگزین می شود. به همین علت فرد مسلمان نمی تواند فاعل شناسنده و کنشگر اجتماعی و قانونگذار باشد و چنین کارهائی جرم محسوب می شود.

      دوست داشتن

  2. کامنت گذار محترم، AA، محرزیت «ظلم» را یک امر بدیهی فرض کرده است؛ و از این روی سکوت «مسئولین محترم» را در امر اجرای عدالت غیرمجاز دانسته است. اما واقعیت این است که «ظلم» یا به زبان حقوقی «جرم» مورد نظر او، نه به لحاظ قانونی و نه به لحاظ شرعی محرز نیست. کارگران به جرم زیان به اموال غیر محکوم شده اند؛ زیانی که به واقع اتفاق افتاده است: در هر اعتصابی کارفرما متحمل زیان مالی می شود. با این وجود، اعتصاب تنها حربه ی کارگر در نبرد دائمی و ناگزیرش با سرمایه دار است؛ بدون تهدید استفاده از این حربه، شکست او در هر نبردی پیشاپیش تعیین شده است. از این روی، قاضی پرونده ـ از آن جائی که نه شلاق زدن غیرشرعی است و نه کارگر زدن بیرون از عرف نظامی است که جمهوری اسلامی، پس از دست شستن از مستضعف پناهی اولیه، خود را کاملا وقف آن کرده است ـ نمی تواند، نه شرعا و نه عرفا، مورد تعقیب قانونی قرار گیرد.
    تظلم خواهی AA از مسئولین محترم، شاید بتواند التیامی بر وجدان جریحه دار او باشد، اما با احاله ی آن به یک دور باطل، در واقع، این تظلم خواهی چیزی نخواهد بود مگر بستن چشم بر واقعیت ظلم.

    دوست داشتن

  3. عدالت کجاست
    مسئولین محترم چرا ساکتید
    قاضی این پرونده باید تحت تعقیب قرار بگیره
    ظلم محرزه

    دوست داشتن

  4. گاهنامه هنر و مبارزه // مه 30, 2016 در 4:06 ق.ظ. //

    در 29 مه از سوی کانون مدافعان حقوق کارگر نیز گزارشی دربارۀ حکم شلاق برای تعدادی از کارگران معدن طلای آق دره به جرم مطالبۀ معیشتی و به همین گونه دلایلی که به زیستی و حفظ محیط زیست مربوط می باشد (به دلیل پخش روزانه 4 تن سیانور و 6 تن موار سمی دیگر در فرآوری معدن طلا) از طریق پست الکترونیک به دست من رسید. و به همین شکلی که نویسندۀ مقالۀ حاضر، حسن جداری نوشته اند، موجب تأسف هر انسان آگاهی خواهد بود. و شرمساری برای همۀ ما ایرانیها، زیرا چنین بی شرمیها و توحشی در کشور ما به وقوع پیوسته است. می توانیم بگوئیم که وقتی نظام سرمایه داری و دین در پیوند تنگاتنگ با یگدیگر به شکل نظام منسجم سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی تمدنی عمل می کند، فرجام آن چیزی نیست بجز از انواع همین فاجعۀ ملی و تمدنی، که باید مات و مبهوت تماشاچی صحنۀ شلاق خوردن و زندانی شدن و انواع و اقسام فشارها و آزار و شکنجۀ جسمی و روانی در روزمرۀ کارگران ایرانی باشیم. از واکنش دیگران بی اطلاع هستم، ولی نخستین احساسی که در من تحریک شد، همین وضعیت مات و مبهوت ماندن در برابر این گزارش بود. مات و مبهوت، شگفت زدگی، چنین رویدادی را باید با «دومین کنفرانس بین المللی مهندسی و علوم کاربردی» «با حضور اساتید و سخنرانان بین المللی از دانشگاه های دبی» تلاقی دهیم و با دعاوی «دانش محور» مقایسه کنیم تا به عمق تناقض آمیز چنین رویدادی در بطن و بافت نظام حاکم سرمایه داری/اسلامی پی ببریم. چنین گزارشاتی را در خبرگزاری فارس منتشر نمی کنند، ولی برای جوایز اهداء شده به داریه و تمبک سینمای ایران در فستیوال کن ذوق زده مقاله کمنشر می کنند که عموم مردم ایران را از حق اطلاعاتی اشباع کنند، که مردم شاد باشند که بازیگرانشان و سینماچیهایشان از کن جایزه گرفته اند…و مدیران این سایت ها نیز جلوی کامپیوترهایشان نشسته اند که تنها اظهار نظرهای خوب را گلچین کنند و بقیه را با اقتدار، با همان اقتداری که بر گردۀ پدران ایرانی شلاق می زنند حذف می کنند. ولی تمام این علائم و نشانه های از سر قدرت نیست، بلکه برای ما نشانهائی ست که از آغاز فروپاشی نظام سرمایه داری اسلامی در ایرانی گزارش می دهد.

    حمید محوی

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: