اخبار ایران و جهان

حزب کمونیست ایران چگونه تشکیل می گردد؟

naghd_9iu_bw

نوشته بیژن پویا  

5 / 3 / 1395

فضای جنبش کمونیستی ایران بسیار درهم ریخته و پریشان است .. هر حزب و گروهی ساز خودش را می زند .. هر حزب و گروهی با اطمینان کامل به صحت و سقم تئوری

خودش ، نقطه نظرات خودش را با اطمینان کامل به صحت و سقم اعتقاداتش بیان می کند ..
مبارزه ایدئولوژیک بین احزاب و سازمانها هم صورت نمیگیرد .. هر حزب و سازمان درباره فلان موضوع سیاسی ، طی مقاله ای اظهار نظر می کند و در این مقاله هم معمولا هیچ نامی از گروهی و یا شخصیتی برده نمی شود تا مبادا سوء تفاهمی بین گروهی صورت بگیرد و آمپر سکتاریسم و تشنجات حاشیه ای را بالا ببرد ..
مقالات ارزشمندی هم در نشریات گوناگون اینترنتی و غیره منتشر میشود .. اما برخورد علمی و نقادانه مارکسیستی با آنها بندرت یافت می شود و معمولا بجای نقد علمی و خلاقانه ، مشاجره لفظی و حاشیه سازی با نویسنده مقاله صورت  میگیرد .. هیچ وحدتی هم بین گروه ها و احزاب صورت نمی گیرد .. تنها وحدتی هم که بین آنها پیدا می شود ، چیزی جز وحدت برای نفی یکدیگر نیست ..

آیا اصلا هیچ پیشرفتی در جنبش کمونیستی ایران ظرف چند دهه اخیرحاصل شده است ؟
بله شده است ..

اگر » چپ ها و کمونیست ها » ی وابسته به امپریالیسم را کنار بگذاریم ، می توان گفت شناخت چپ ها و کمونیست های ایران از بعد از انقلاب 57 ایران تا کنون ، از نقشه ها و نیات پلید امپریالیسم بیشتر از  گذشته شده است و این را میشود قدمی به جلو دانست .. چپ ها و کمونیست های فعلی ایران ، دیگر آن چپ ها ی ساده اندیش و متوهم سال 57 نیستند که نتوانند  انقلاب 57 ایران را ، که با دستکاری ها ، مداخلات ، و مهندسی امپریالیسم و صهیونیسم به انحراف کشیده شده بود ، ارزیابی کنند ..

اکنون چپ ها و کمونیست های ایران ، در به در بدنبال اخبار ، مقالات ، سخنرانی ها ، نشریات مختلف اینترنتی و غیره هستند و شرایط » نظم نوین جهانی » امپریالیسم امریکا را مطالعه و بررسی می کنند ..

اما معضل اصلی در این است که تمام این کند و کاو ها و تلاش های تئوریک چپ ها و کمونیست های ایران در دایره ای بسته صورت می گیرد که این دایره بسته ، چیزی نیست مگر آمیزه ای از سه معضل زیر :

1 – عدم پیوند ارگانیک با توده های خلق

2 – ادامه بیماری مزمن و سرطانی سکتاریسم در ابعاد بسیار وسیع و گسترده درسطح جنبش کمونیستی ایران

3 – پریشانی و سر در گمی در تسلط بر دانش جنبش بین المللی کمونیستی معاصر 

برای حل سه معضل فوق ، رفقای دلسوز ، آگاه ، و از جان گذشته باید یکدیگر را دریابند  و قبل از هر چیز، به کمک هم ، به طرق مختلف ، و با تمام امکانات خود ، نشریه ای ایدئولوژیک سیاسی ( که می تواند اینترنتی باشد ) دست و پا کنند .. چنین نشریه ای می تواند چیزی شبیه روزنامه جرقه در اواخر قرن نوزده روسیه باشد

بدیهی است که  نشریه فوق باید پایه های تئوریک حزب کمونیست ایران را راه اندازی کند ..

نشریه فوق باید بتواند کمونیست ها را قدم به قدم ، با رهنمود ها و تاکتیک های پیچیده و گوناگون به سمت مراکز و تجمعات توده ای سوق دهد و عناصر پرولتری و توده ای را جذب و سازماندهی نماید .. بدیهی است که سوق دادن کمونیست ها به سمت و سوی مراکز و تجمعات توده ای باید بر اساس یک تئوری علمی و مارکسیستی باشد .. این تئوری علمی و مارکسیستی نمی تواند چیزی جز « چه باید کرد ؟ » لنین ، و « مشی توده ای و نظریه از توده ها به توده ها » ی رفیق مائو تسه دون باشد   .. این کار ، کاری است سخت ، پیچیده و طولانی ..

این کار ، با شناسایی و پیدا کردن دانشجویان و جوانان انقلابی در دهه 50 – 40 ، گزینش نخبه ها ، و گنجاندن آنها در خانه های تیمی و مبادرت به مبارزه مسلحانه بدون پشتوانه توده ای ، تفاوت بنیادی دارد .. تفاوتی که در اینجا مد نظراست ، اینست که کمونیست ها بجای حرکت به سوی خانه های تیمی ، به سوی مراکز و تجمعات توده ای سوق می یابند .. از همین جاست که فصلی نوین در جنبش کمونیستی ایران کلید می خورد و به پشتوانه توده ای می توان با اپورتونیسم چپ یا راست در درون جنبش کمونیستی مبارزه کرد و جنبش را از ضربات هلاکت بار دشمن نجات داد ..

از طرف دیگر ، نشریه فوق باید بتواند با آگاهی رسانی و تاکتیک های پیچیده و گوناگون و قاطعیت انقلابی طبقاتی پرولتری ، برنامه ها و تاکتیک های گروه های سکتاریست و فرقه گرای » چپ » را نزد توده ها ، برملا نماید و برای خود ، نزد توده های خلق، جذابیت انقلابی   بیافریند و ازینطریق توده ها را به دور کمونیست ها جمع نماید ( چنین کاری توسط لنین و بلشویک ها ، استادانه صورت گرفته است ) ..
همیشه بیاد داشته باشیم تا زمانی که کمونیست ها با توده ها پیوند ارگانیک پیدا نکرده اند ، فرقه گرایی در جنبش چپ ایران همچنان تاخت و تاز می کند و چون موریانه ، انرژی انقلابی جنبش را از درون فرسوده و ناتوان می سازد ..
علت اینکه می بینیم کمونیست های ایران در مبارزه با سکتاریسم و فرقه گرایی ، موفقیت چندانی نداشته اند ، اینست که کمونیست های ایران ، مبارزه خود با سکتاریسم و فرقه گرایی را ، دربستر پراتیک توده ای انجام نداده اند و بهمین جهت ، چه بسا که خود هم ، کم و بیش ، به فرقه گرایی مبتلا گشته اند ..
نخستین شرط لازم و ضروری برای پیشبرد موفقیت آمیز مبارزه با سکتاریسم و فرقه گرایی در جنبش چپ  ، ذوب شدن در میان توده ها  ، مورد اعتماد قرار گرفتن در میان توده ها ، و حضور فعال در صف نخست مبارزه طبقاتی توده ای است .. فقط بر چنین بستری است که کمونیست ها می توانند سکتاریست ها و فرقه گرایان سرسخت در جنبش چپ را با تاکتیک های پیچیده و مرحله به مرحله ای ، منزوی سازند ..

 بالاخره ، مغضل دیگری که بر سر راه کمونیست های ایران وجود دارد ، اینست که در شناخت و تسلط بر دانش جنبش بین المللی کمونیستی روز سخت عاجز مانده اند ..

اگر کمونیست های ایران در گذشته ، از انقلاب چین ، انقلاب روسیه ، و انقلاب کوبا الگو برداری می کردند و یا از کشور های سوسیالیستی دنباله روی می نمودند ، امروز 
در دریایی از پریشانی و سر در گمی در شناخت جنبش بین المللی کمونیستی ، غوطه ور گشته اند .. هیچ کامینفرمی را نمی پذیرند .. هیچ مشاوره کمونیستی از هیچ رفیقی در جنبش بین المللی کمونیستی نمی پذیرند و خودشان با خودشان ، درگیر بحث ها و مشاجرات فرسایشی هستند و تصور می کنند که چنین رویه ای ، رویه ای استقلال طلبانه است ..
مثلا چه اشکال داشت که رفقای اتحادیه کمونیست های ایران ، در باب مسائل قیام سال 60 آمل ، با رفقای بین المللی چینی ، که لبریز از تجربیات جنگ های چریکی انقلاب چین بودند ،  مشورت می کردند ؟
آیا رفقای اتحادیه کمونیست ها از چه چیزی نگران بودند که حاضر به مشورت با رفقای چینی نبودند ؟
آیا رفقای اتحادیه کمونیست ها از این امر نگران بودند که رفقای چینی ، آنها را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحویل دهند!؟

ویا سئوالاتی ازین قبیل ..
چرا یک سازمان کمونیستی با آنهمه رزمنده های دلاور و از جان گذشته اش ، بدون ایجاد ارتش خلق ، دست به ماجرای تصرف شهر آمل بزند ؟
اگر رفقای جان بر کف اتحادیه کمونیست ها ، با تواضع کمونیستی مستقیما و یا از طریق رفقای حزب رنجبران ، با رفقای چینی تماس می گرفتند و با آنها مشورت می کردند یقینا جواب های ارزشمندی برای جلوگیری از شکست قیام آمل دریافت می کردند و یا حداقل تلفات انسانی کمتری را متحمل می گشتند ..
اصلا چه ضرری داشت که با رفقای چینی ، تماس گرفته شود ؟

البته جواب این سئوالات ، روشن است ..
وقثی که یک سازمان کمونیستی ، آنقدر در توهمات ضد چینی غرق شود که حتی در سخت ترین و هلاکت بار ترین مرحله مبارزه طبقاتی خود ، در شرایطی که تشنه قطره ای راه حل کلاف سردرگم قیام آمل باشد ، حاضر به مشورت با رفقای چینی نباشد ، نتیجه کار ، آن خواهد بود که شاهد تراژدی شکست قیام آمل بودیم
بیائید از رفیق مائوتسه دون بیاموزیم که توانست ضمن حفظ استقلال فکری خود از رفقای مسکو ، عدم الگو برداری از انقلاب اکتبرروسیه ، و عدم دنباله روی از اتحاد شوروی سوسیالیستی ، بیشترین کمک های تسلیحاتی و حمایت های سیاسی را از رفیق استالین تحویل بگیرد

 بیائید برای تهیه نشریه ای ایدئولوژیک سیاسی واحد از نوع » جرقه » بعنوان پایه تئوریک حزب کمونیست ایران بپا خیزیم

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: