اخبار ایران و جهان

آیا میتوان از گفته لنینی بر علیه لنین استفاده بُرد؟ (۳)

ادامه از بخش دوم، آدرس لینک:

آيا میتوان از گفته لنيني  بر علیه لنین استفاده بُرد؟ (2) مه 18, 2016

اینجاست که جواد به اشتباه کوته بینی و کودنی خرده بورژوازی، آنهم ناخواسته دچار گردیده و همه چیز را ساده کرده تا بخود زحمت مطالعه و فهم مسایل را ندهد. این شکل مبارزه برای رسانیدن کارگران به رستگاری برای وی کوتاهترین راه است که متاسفانه چنین راه های میان بُر، مانند مبارزه ترتسکی با صلح برستِ لنینی که وی را مجبور کرد استالین را از جنگ بر علیه ارتش سفید بیرون کشیده تا خرابکاریهای ترتسکی را برطرف سازد و صلح برست رابسر انجام رساند، میباشد.

خسارت چنین ساده اندیشی هایی بس زیاد بوده و کارگران و زحمتکشان هستند که باید خسارت ناشی از آنرا جبران کنند.

از دو طرف جنگ در منطقه گروه اول که اتحادیه امپریالیستهای غربی منظور است، در حال نزول و افول بوده و تولید در کشور آنها به درجه اشباع رسیده و بدنبال بازارهای فروش برای ادامه پروسه استحصال ارزش اضافه از بازوان کار کوشاست . در اینجا تولید ارزش اضافه توسط پرسونل خدمات دهنده که باستخدام سرمایه برای بازتولید نیروی کار بکار گرفته میشوند خارج از اثرگذاری عمده میباشند زیرا سرمایه بدون ارائه خدمات، هنوز به استحصال ارزش اضافه از کارگران صنعتی و کشاوری با بکارگیری زور و یا بدون زور ادامه دهد،تا جامعه از کالاهای ضروری انباشته باشد. این استکه سرمایدار بدون ارزش اضافه بدست آمده از فروش نیروی کار کارگر تولید کننده کالای صنعتی و کشاورزی، آنهم داوطلبانه در پروسه تولید کالا، مانند ببری است که دندان و پنجه های وی را بیرون کشیده باشند و بمرگ محکوم است. بیشتر در اینباره در شماره ۴

خدمات دهندگان جهت بازتولید نیروی کار که چنانچه در استخدام سرمایداری باشند با وجود تولید ارزش اضافه؛

با قدری غرولند کردن زمانیکه سرمایدار با استخدام موقت چند اعتصاب شکن آنان را مجبور بتسلیم مینماید و متاسفانه و تاکنون دیده شده، پروسه خدمات دادن آنان از سرگرفته میشود*).

این یکی از مهمترین وظابفی است که احزاب کمونیست باید اتحاد کارگران و کارمندان را دوباره بوجود آورده و مستحکم نمایند اگر نخواهند مانندِ اعتصاب کارگران «نوپاک» سازنده ظروف برای فرآورده های لبنیاتی در شهر هامبورگ آلمان درسال ۲۰۱۴/۱۵، که کارگران یک اعتصاب یکسال و چند ماهی را تحمل کردند ولی کارمندان آنان را تنها گذاشتند. و سندیکا هم آنان را«…Klassen zusammen Arbeit» تحت عنوان «همکاری طبقاتی جهتحفظ و ایجاد شغل» حاضر بادامه تحمل مخارج اعتصاب نگردید، مجبور به پایان دادن آن شدند. (این نوع تصرفات در سازمانهای صنفی و عمومی کارگری در زمانهای بحران تشدید میگردد)

در آمریکا در زمان رونالد ریگان کارکنان برج هواپیمایی و در انگلیس در زمان مارگارت سچر شاهد کم توانی مبارزات کارمندان بوده ایم، برعکس در فرانسه در سال ۱۹۶۸ اعتصابِ کارگران خیاط شروع شد و سریع سراسر فرانسه را فراگرفت؛ ترس سرمایداران تاجایی رسید که سرتاسر آلمان و کشورهای همجوارِ کشور فرانسه هیچ هتلی آزاد نبود! و هتلها را سرمایداران فراری فرانسوی اشغال کرده بودند.

بازهم کامیون رانان فرانسوی(کارگران) با اعتصاب خود شهر را فلج کرده و حکومت را مجبور به عقب نشینی نمودند، آنهم در زمانیکه حکومت محکم بر زین چسبیده و بجلو میتاخت.

در آمریکا راکلفر حتی مجبور شد کارگران اعتصابی معدن خود را با دست لباس شخصی های خود برگبار گلوله ببندد وبا گرفتن تعداد زیادی قربانی توانست آنان را پس از گذشت مدت زیادی بکار مجبورکند.

گروه دوم در گیر در جنگ کشورهایی هستند که عقب نگه داشته شده بوده و یا این زنجیر را پاره کرده و یا هنوز در قید آن بوده و دست به پاره کردن آن یازیده اند. که ایران خونبار ما هم در این گروه است.**)

طبقه حاکمه ایران در سایه روسیه امپریالیستی و چین امپریالیستی در کنار دیگر کشورهایی که بدون چون و چرا فرمانهای ظالمانه امپریالیستهای غربی را نمیپذیرند، دست بمقاومت زده است. و در کنار هم سعی در ادامه زندگی با نظام سرمایداری کنونی که اکنون نوبت به نام «نولیبرالیسم» ***) رسیده است، این طبقه حاکمه با سرخم کردن در مقابل خواسته های امپریالیستهای غربی و شرقی دست به خصوصی سازی زده و بعضویت سه ابر اهرم بانک جهانی وصندوق پول و سازمان تجارت جهانی در آمده است، تا بتواند از خوان گسترده استحصال ارزش اضافه کارگران خارجی هم سود برده و اقتصاد خویشاوندسالار خود را به ثروت زیرزمینی و روزمینی ایران محدود ننماید و بتواند غارتهای خود را در بهشت آماده کرده امپریالیستهای غرب توسط تجارت از طریق سازمان تجارت جهانی، چه کالا فروشی، و چه بازار بورس و ارز، با طمع کسبِ ثروت های نجومی بکار اندازد؛

با گول خوردن که امپریالیستهای غربی هم وی را طبق قوانین خود وضع کرده، حد اقل در محدوده کشورهای متحد و کشور های همنشینش، راحت بگذارند. (این قوانین را کنگره آمریکا وضع نموده و مینماید و دیگر به سازمان ملل و حتی به متخصصین سه ابراهرم بانک جهانیوقع چندانی نمیگذارد)

دقیقا همانی که امپریالیسم برنامه اش را پس از شکست انقلاب شکوهمند ۵۷ بارها و بارها با همان کلک قدیمی یعنی با شیشه های رنگی، استعمار میتوانست راحت تر بومیان را گول زده و بدون درد سر تمام ثروتهای آنانرا با قدری خنده و نازو کرشمه بازاری، از آنان ِبرُباید و سپس سرزمین های آنان را غصب کند دست یازیده است.)

نظام «اقتصاد مال خراست» زمانی به طرز کار امپریالیست های غربی پی برد که نوک ارّه را بدست آیت خدا رفسنجانی معمار قتل های زنجیره ای در شکم خود فرو برده بود و هرنوع تکانی برایش: چه ترک این سه ابر اهرم و چه پیشروی در آن مانند قراردادهایی برجامی بدست ظریف روحانی درد آور بوده و خواهد بود. روحانی و باند رفسنجانی با زانو زدن در مقابل غرب، قاجار منشانه با قراردادهایی «دارسی مآب» و نوع «گلستان چایِ» قاجار با تزار های روسی و بخشش قسمتی ازخاک ایران و دریاچه مازندران ببهانه (زیرا آب آن شور است و بدرد قلیان و دود کردنِ والاحضرتا نمیخورد آنهم باین محدود، بخاطر رقیب تزار یعنی استعمارفرتوت، به تزار ها بخشیدند) سعی در شریک کردن امپریالیستهای غرب و شرق در غارت مردم ایران بخصوص سفره زحمتکشان ایرانی، اکنون خوش هستند! تازمانی که خماری برطرف شده و با حقایقی تلخ تراز زمان شاه و آنچه تاکنون بوجود آورده اند، روبرو گردند.

پس بقول رفیق محوی فراموش نکنیم که طبقه حاکمه ایران در عین آرزوی غارتِ کشورهای دیگر،اکنون بدامی افتاده است که خود بشدت غارت میشود واز این غارت شدن بخشی از طبقه حاکمه بتکاپو افتاده و در اتحادیه ای بنام «محور مقاومت»، دست بمقاومت زده است و خرج های کلانی باپرداخت نیروی انسانی (بیشتر داوطلب)، تسلیحاتی و کمک های شیئی که مینماید، با دانستن، که هیچگونه امیدی به بازگشت آنها نداشته، فقط از سپر بلایی بودن آنان تاکنون استفاده برده است! (گویا ۱۲ تریلی طلا و اسکناس دلار هم در همین راه بود که اردغان سلطان که هفته پیش روحانی او را در آغوش گرفت، پس از عبور از مرز ترکیه، آنرا بجیب زد (طبق اعتراف امام زمان وقت))

درعین حال باید اضافه کرد که این کارکرد(مبارزه برعلیه امپریالیسم غرب در این زمانه) در خدمت انقلابات پرولتاری در عصر امپریالیسم میباشد.

لنين حق داشت که می گفت:

« تقاضاهای جداگانه ی دمکراسی، منجمله حق حاکميت بر سرنوشت، يک چيز مطلق نبوده بلکه جزئيست ازنهضت عمومی دمکراتيک جهان ( اکنون: نهضت عمومی سوسياليستی ). ممکن است در بعضی از موارد جداگانه جزء با کل متضاد باشد، در اين صورت لازم است از آن صرف نظر نمود. » ( رجوع به جلد ١٩ ص ٢٥٧ ـ ٢٥٨ چاپ روسی ).

مبارزه ی امير افغان برای استقلال افغانستان با وجود نظريه ی سلطنت طلبی او و اعوان و انصارش از نظر عينی مبارزه ی انقلابی است زيرا اين مبارزه امپرياليسم را ضعيف و قوايش را تجزيه کرده و آن را از ريشه متزلزل می سازد،

« نهضت ملی کشورهای مظلوم را نبايد از نقطه ی نظر دمکراسی تشريفاتی مورد توجه قرار داد بلکه بايد از نظر نتايج واقعی آن در ترازنامه ی عمومی مبارزه بر ضد امپرياليسم، به آن قيمت گذاشت، يعنی «نه به طور منفرد و مجزا بلکه در مقياس جهانی. » (رجوع به جلد ١٩ ص ٢٥٧ چاپ روسی).

گفته های جوادیون چیزی نیست جز همان گفته های خط سومی ها! که مجید در دیدگاه شماره اول زیرجلکی آنرا به لنین میچسباند و جف پاهم کشف طلب صلح وصفای لنین را کرده است****). غافل از اینکه این صلح که در شکل ظاهری شکستی تلخ و مصلحتی بوده است در میان جنگ با ارتش سفید انجام گرفته است.

تاره اگر هم بخواهد گفته های جوادیون دست و پایی برای تامل داشته باشد بایستی جوادیون دارای نیرویی اگر بقدرت نیروی لنینی در زمان انقلاب اکتتبری نباشد، حد اقل در مقابل امپریالیستی که اکنون از شیوه و کلک های بیشتر و پیشرفته تری برخوردار است، دارای نیرویی باشد که برای کارگران قابل دید و سنجش باشد تا آنها بتوانند زیر پرچم وی گرد آمده و جنگ خارجی (اینجا جنگ در منطقه) را به جنگ داخلی تبدیل نمیایند! بدون این نیرو چنین شعارهایی حواله به چراغ نفتی بوده و رهائیدن خود از مسولیت و بازکردن کارگران از گردن خود و اجبار آنان در پروسه استثمار شوی میباشد.

این باین معنی نیست که چون موقعیتی انقلابی موجود نیست، نباید دست بکار ترویج و تبلیغ و همراه آن تشکیل مقرفرماندهی کاگری که همان حزب کار ایران باشد، شد. (حزب کار حزبی میباشد که چه در داخل و چه در خارج باشد، خطش در این مقرفرماندهی کارگری خوانا و برجسته باشد، حتی اگر در اقلیتی محض مانند لنین در دوروبر سالهای ۱۹۰۳ میان فراکسیون های کارگری، خرده بورژوازی، دهقانی، نهلیستی، طرفداران جنبش های خودبخودی و اکونومیستی در خارجه بوده است)

تاریخ زیک زاکی (چپ اندر قیچی) حکومت سرمایداری ایران که ابتدا ملایی نامیده شد و سپس که شبه جوادیون تا دیروز وی را کمپرادور و وابسته میدانستند و اکنون به این نظام سرمایداری ولی با گفتن رژیم ملایی اذعان دارند(توگویی نظام سرمایداری عمامه و یا کروات شرط وجودی اش میباشد)! پس از دزدیدن میوه انقلاب از سال ۵۷ تا کنون و با تمام اشتباهات هارون الرشیدی و صدورفرمان قتل روشنفکر احمقی مانند« سلمان رشدی» شخصی که بخش هایی از کتاب ۲۳ سال اسلام که کتابی با پژوهشگری های عمیق علمی تاریخی و مستند میباشد را بنحوهِ لومپن های احمق رونویسی کرده بود و امپریالیسم هم سریعا در همان راستا شارلی عبده های دانمارکی، فرانسوی، هلندی را آفرید) و دیگر معاملات بچگانه جهت خرید اسلحه از اسراییل و آمریکا، در زمان جنگی که با برجام چای و قدم های فرهنگی رسانه ای کنونی توسط بیش از ۳۰ ایستگاه تلویزیونی که بخورد مردم،‌ حتی در برنامه هایی برای تشکیل خوانواده و برنامه های آمریکایی شبه «میکی ماوس و دونالد دوک» برای بچه ها داده و تبلیغ خصوصی سازی مینمایند و نشان از شست وشوی مغزی آمریکایی و اروپایی دارد!؛ چنان احمقانه بود که حتی امپریالیسم آمریکا را دچار گیجی و از فشار شور و شعف مانند جوانی زنگ زده در شب زفاف در انتظار بلعیدن ایران و ثروتهای ارزش اضافه روزمینی و زیرزمینی آن، مثل همیشه از شکستی بشکست دیگر روان است و روند انقلاب ایران را و دست آورد های انقلاب مشروطیت که اکنون فقط بدست توانای طبقه کارگر و انقلابی کارگری بدست حزب کار ایران ممکن است را بعقب انداخته است. این عقب انداختن انقلاب کاگری در کشورهای مختلف، با کمک روسیه و چین، تنها حاصل بدست آمده برای امپریالیسم در این ۵۰ ساله آخرین بوده و آنهم بقیمت بحرانی ممتد که روزبروز عمقش بیشتر و با فاجعه ی جنگ جهانی دیگری و یا با انقلاب اکتبری دیگری به پایان برده خواهد شد.

ادامه دارد

سپیده

اول خرداد۹۵

++++++++++++++++++++++++

*)- من در اینجا عمدا اشتباهی را مرتکب میشوم و اگر دقت نشود اجتماع را دچار شکاف بین کار فکری و کار بدنی مینماید ولی برای روشن شدن حقایق که کدامین نیرو، نیروی اصلی است که انقلاب را بجلو میراند مجبور بگفتن آن شدم.

شکاف انداختن بین افراد درون خلقی، چه در رابطه به آداب و رسوم، مذهب، زبانو چه مترقی بودن و نبودنامری بس زیان آور بوده و کاریست در خدمت ازدیاد طول عمر سرمایداری.

**)- تعداد اعدامیان ایرانی از نظر عددی نزدیک به یک هزار نفر در سال ۲۰۱۴ حتی از کشور امپریالیستی چین با سکنه ای یکمیلیاردی هم بیشتر است.

***)- نظام سرمایداری در مرحله گندیدگی، پس از مرک رفیق استالین هر روز نامی دگر بخود گرفته است و روزی کانزیسم است و روزی سچریسم و روزی ریگانیسمو گلابالیزاسیونی و نولیبرال هم بدان گفته اند و امکان دارد فردا بدان «خدا مرادیسم»‌ گفته شود. در صورتیکه تمام قواینن لنینی بروزتر از زمان خود گردیده و هنوز کسی پیدا نشده است که ادعای تغییر و بروز نبودن آنرا داشته باشد.

****)- آنطور که رفییق جفپا منظور دارد هر جنگی در پی بدست آوردن صلح است!! تا پس از پیروزی بتواند در صلح، دست آورد جنگ را بکارگیرد.

telegram_majaleh

2 Comments on آیا میتوان از گفته لنینی بر علیه لنین استفاده بُرد؟ (۳)

  1. جواد محترم،
    شما دارید مرا بکلی ناامید میکنید. گویا این مقاله از سقف فهم طبقاتیِ طبقه ای که شما متعلق به آن هستید، بالاتر است؟
    سیاستمدار محترم، هر بچه‌ ی ایرانی دوزبانه میتواند نوشته هایی از گروهی مانند احزاب منصور حکمتی مانند حزب کمونیست ایران و ایران تریبونالی که سازمان سیا مانند ریگ برایشان پول میریزد را برگردان‌ کرده و در اختیار خوانندگان چپ اوکرایینی قرار دهد و ادعا کند که وضعیت کشورهای منطقه جنگ زده ایران-عراق-سوریه-فلسطین-لبنان طبق شاهدان عینی در محل چنین است و همگی سینه چاک در انتظار ورود ارتش آمریکا به عراق همچون اکنون در اوکراین هستند و عکس دختری از این حزب که دسته گلی بگردن سربازان آمریکایی که تجاوز رسمی خود را بکشور عراق شروع میکردند انداخت را بزرگ چاپ و ادعا کرد که حزب کمونیست کارگری عراق را هم ایجاد کرده است، چنین فکر میکنند.

    من در اشتباهی که نیمی از داده‌های دکارت (رد کردن ماشینیسم بودن طبیعت) را به کانت نسبت داده بودم، اهمیت نقش رفقای مسول مجله هفته را ستوده و هشدار دادن بخوانندگان را بعنوان حداقلی از حفاظت خوانندگان را در شماره قبلی این مقاله خواستار شدم.
    ولی درد شما درد دیگری است. شما در مقام حمایت از «آیکور» جملات آیکور را در فراخوانی از آقای محسن مسرت در باره خواستهای «حماس» در فلسطین را شاهد آورده بودید و وقتی من توجه شما را به همنظری آنان با سازمانهای صهیونیستی، یعنی فاشیست بودن فلسطینیان را متذکر شدم ابتدا حاشا کردید و وقتی که من اریگینال آنرا با برگردانی از گوگل بخوانندگان معرفی کردم،‌ سعی کردید با نسبی کردن آن،‌ آنرا دوباره تأیید کنید. گویا خرده بورژواها هرگز مانند ترتسکی حاضر بفراگیری از اشتباهات خود نیستند و فلسطینیان را بخاطر انتخاب شکننده حماسِ مذهبی و از نظر فرهنگی پسگرا را همچنان فاشیست خوانده و میخوانید. اینطور نیست؟ لطفا اعلام دارید. باشد که نظرتان عوض گردیده است که مایه خوشحالی است.
    شما اگر خود را این چنین مفید و مؤثر برای مردم ایران و جهان میدانید(مثلا فلسطین و اوکراین، آنهم شخصی از طرفداران آیکوری)، فقط چند خط توضیحات پاورقی این مقاله را برای خوانندگان نقد فرمایید تا خوانندگان نظریات شمارا بهتر بشناسند. فکر میکنم که قدم بزرگی برای سیاستمداری مسایل جهانی خود برداشته اید. خود مقاله و محتوی آن در باره سازمان ملل و کنگره آمریکا، مقام طبقه حاکمه ایران در وضعیت کنونی در منطقه، نظریات لنینی در باره چنین حرکاتی برای انقلابات پرولتری در جهان،‌ مقام ارزش اضافه آفرینی کارگران صنعتی و کار فکری در رابطه با تغییر وضع خود، حرکات کارگری در فرانسه ۱۹۶۸، ترور کارگران اعتصابی راکفلر، نقش ابراهرم ها…. تقریباً تمام پهنه سیاست و اقتصاد زمان حاضر بیان گردیده است. ولی شما مانند موش جستگان فرار خود را از آن اعلام فرموده اید، زیرا «من آنم که رستم بود پهلوان» و برگردانی کرده‌ام که چاپ نشده است. تا کنون بیش از ده تا سی درصد نوشته‌های مرا مجله هفته چاپ نکرده اند ولی گریه وزاری کردن نتیجه‌ای ندارد. بمسایل روز بپردازید تا باشد که همه از فضایل شما برخوردار گردند. آرزوی پیروز شدن برمشکلات خود در این راه برایتان آرزومندم
    سپیده
    ۵خرداد۹۵

    دوست داشتن

  2. هر چیزی ارزش منتشر کردن ندارد. انتشار مطالبی نظیر آنچه که در بالاست فقط اعتبار سایت منتشر کننده را زیر سؤال می برد و نویسنده را تشویق می کند که بجای تفکر و مطالعه، همینطور هر چیزی که به ذهنش رسید را بنویسد.
    من چندی پیش مطلبی از شورای هماهنگی جنبش طبقه کارگر اوکراین که موضوعش افشاء مداخلات امپریالیستها در اوکراین بود را ترجمه و برای سایت مجله هفته ارسال کرده بودم که با بهانه نداشتن «دقت» از انتشار آن خودداری کردند. حالا مطلب بالا را نگاه کنید و بگویید آیا نویسنده آن حداقل آگاهی و احساس مسئولیت را برای نوشتن در مورد سیاست دارد یا اثری از دقت در آن هست یا خیر؟ اگر مشکل دقت باشد، قاعدتا نباید مطالبی که در آنها هیچ اثری از منطق و استدلال نیست منتشر شوند. اما متأسفانه این مطالب منتشر می شوند ولی مطالبی که در افشاء گروهبندیهای امپریالیست محبوب برخی ها هستند اجازه انتشار نمی یابند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: