اخبار ایران و جهان

چند کلمه در باره ملالی جویا و اهمیت تداوم مبارزه هوشمندانه

malali_joya_5

چند کلمه در باره ملالی جویا و اهمیت تداوم مبارزه هوشمندانه

گزارش تصویری سمینار «چرايى افزايش خشونت در برابر زنان»
سازمانده: فدراسيون سازمانهای پناهندگان افغانستانی ها در هلند VAVON

ملالی جویا انسانی است که شهرت و معروفیت ذره ای او را از خود و همنوعانش بیگانه نکرده است. او انسانی بغایت مهربان و متواضع و رزمنده است. بقول گرامشی او یکی از روشنفکران ارگانیک و صدای رسای زنان و مردانی است که زندگی شان توسط باورها و فرهنگ و سنن ارتجاعی و خرافاتی و جنگ افروزان و جنایتکاران بین المللی و ملی، نابود شده است.
علیرغم تمامی تهدیداتی که توسط بنیادگرایان مذهبی و طرفداران طالبان می شود. در ویدئوهایی که دریوتیوب هست او را حتی در پارلمان افغانستان مجاهدان بنیادگرای اسلامی تهدید به مرگ و تجاوز… می کنند! ولی او با شهامت بی نظیری با مشعل آگاهی به جنگ تاریک اندیشان و پرستندگان سیاهی و تک رنگی می رود. مروجین ملی و بین المللی باورهای خرافاتی و ارتجاعی را بی مهابا نقد می کند. خواهان محاکمه ملی و بین المللی جنایتکاران افغانستانی و خارجی است. او خواهان بیرون رفتن تمامی نیروهای جنگ افروز و جنایتکار آمریکا و ناتو و سایر کشورها از افغانستان است.
تاریک اندیشی قربانیان نظام حاکم، چراغ روشنی بخش خانه های طبقه حاکم و غارتگران جهان است!

پروفسور هانتینگتون به مثابه یک اندیشمند بزرگ و روسپی
پروفسور هانتینگتون تئوریسین » جنگ تمدنها » یکی از نوابغ سیاسی و استراتژیست برجسته ای که در خدمت دولت آمریکا بود در جهت دفاع از منافغ طبقه حاکم برجهان و کاربرد موثر قدرت برای تضمین تداوم اسارت و استثمار انسانهای زحمتکش، در کتاب خود «سیاست آمریکایی » بدرستی می گوید:
» اگر قدرت می خواهد کارآمد باشد، باید نامرئی باقی بماند: معماران قدرت در آمریکا باید نیرویی خلق کنند که حس شود اما به چشم نیاید. قدرت هنگامی قوی می ماند که در تاریکی عمل کند. اگر در معرض نور خورشید قرار گیرد، بخار می شود!»
از کتاب بهره کشی از مردم، نئولیبرالیسم و نظم جهانی اثر نوام چومسکی ترجمه حسن مرتضوی

اینها کسانی هستند که برای بقیه بشریت درس شفافیت و دمکراسی می دهند! ولی خودشان می دانند که تداوم قدرت غارتگران، عمل در تاریکی است نه در شفافیت! یک نمونه ناقابل آن سازماندهی بهشت های مالیاتی است که از هیچگونه شفافیت و کنترل دمکراتیک و مردمی برخوردار نیست! به همین دلیل در این تاریکخانه هایی که آگاهانه و بغایت هوشمندانه و مبهم و بغرنج سازماندهی شده، دزدی های میلیاردی آنها «قانونی» و مبرا از مجازات است! هستند کسانیکه حتی در اروپا بخاطر دزدی یک اورو … زیر مشت و لگد نگهبانان نظام سرمایه داری کشته شده اند!…

malali_joya_4

میزان خشونت و جنایتی که در این جملات بظاهر معمولی هانتینگتون موج می زند، بیکران است. ثروتمندان و اربابان جهان، برای تداوم غارتگری میلیاردها انسان زحمتکش، مغز چنین اندیشمندان باهوشی را در خدمت خود کرایه کرده اند…

چندی پیش در تقبیح و افشای آکادمسین ها و دانشمندان روسپی نوشته بودم: دانشمندان و انسانهای متعهدی هستند که تاپای جان با تحمل شکنجه و زندان و فقر و بیکاری… به بشریت و آرمانهای والای انسانی وفادار می مانند. در نهایت تاسف تعداد قابل توجهی از دانشمندان و آکادمسین هایی هستند که در ارزشهای نظام سرمایه داری ذوب شده اند و هر ناکالایی را به کالای قابل خرید و فروش در بازار «آزاد» تبدیل کرده اند! استادان و آکادمسین هایی که محیط زیست، آینده بشریت و کره زمین، حتی عشق، شخصیت و ارزشهای انسانی خود را در مقابل دریافت مبلغ قابل شمارشی می فروشند!… چنین دانشمندانی در هر مقام و منزلتی که باشند با یک روسپی از نظر ماهوی هیچ فرقی ندارند! هر کدام بخش خاصی از بدن خود را برای مدت معینی به خریدار کرایه می دهد! اینگونه دانشمندان به احتمال قوی بدتر از روسپی ها هستند، زیرا اغلب روسپی ها از روی اجبار و درد گرسنگی و فقر به خودفروشی می پردازند ولی اینگونه دانشمندان مرفه و دانا، آگاهانه و داوطلبانه خود را تبدیل به کالای قابل فروش می کنند!… آنها تمامی ارزشهای و کیفیتهای انسانی را به یک کمیت قابل شمارش یعنی پول تبدیل می کنند…

در این مورد می توانید به یادداشت زیر مراجعه کنید.
نابودی محیط زیست و فحشای گسترده دانشمندان در نظام کاپیتالیستی

https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1041720739180494

دقیقا به همین دلیل وظیفه همه کسانی که برای رسیدن به دنیایی انسانی تلاش و مبارزه می کنند این استکه به تاریکخانه ای که مرکز قدرت مستمر و جنایت بار جهانی است نور آگاهی را بتابانند…

ملالی جویا زنی استکه شهامت تاباندن نورافکن بر تاریکخانه قدرتمداران ملی و بین المللی را دارد. به نیروی منطق، علم، آگاهی و شهامت رویا رویی با حریف، قدم در میدان عمل و تغییر می گذارد تا در حد توان برای بخشی از مردم این جهان در جهت کم کردن دردهایشان و رسیدن به جامعه ای انسانی کمک کند.
وجود انسانهایی مانند ملالی جویا برای هموار ساختن جاده رنسانس خاورمیانه و دفاع از حقوق ستم دیدگان و زحمتکشان و بویژه زنان بسیار مهم است. زنی باهوش در میان جنگ سالاران و بنیادگرایان مرتجع با شجاعت و صراحت علیه هر دو گروه جنگ افروزان و مروجین باورهای خرافاتی و بنیادگرایی مذهبی مبارزه می کند…

در ویکی پدیا بدرستی نوشته است: » ملالی جویا را معمولاً «شجاع ترین زن افغانستان » می نامند…

malali_joya_3

شهامت و درایت قابل تقدیر زنان افغانستان
در این سمینار یکی از برجسته ترین نکات شرکت فعال زنان و دختران جوان با استعداد بود که با شعرها و متن های جسورانه و زیبا، احساس و تجارب خود را با شرکت کنندگان در سمینار در میان می گذاشتند… برخلاف سایر سمینارهای افغانستانی که من دیده ام اغلب مردان بجای زنان حرف می زنند! در این سمینار اکثریت مطلق سخنرانان زنان فرهیخته و شاعر افغانستان بودند… در بخش سئوال و جواب یکی از خانمهای افغانستانی با شجاعت بی نظیری از رفتار مردان افغانستانی انتقاد کرد که حتی در اروپا نیز حقوق زنان را چنان که شایسته است مراعات نمی کنند و سعی می کنند زنان خود را در خانه نگهدارند و از رشد و بالندگی زنان و دخترانشان جلوگیری می کنند… دسته گلی را که به من دادند در نظر داشتم به خانم ملالی جویا بدهم، هرچند که شهامت و درایت خانم جویا بی نظیر و قابل تقدیر است، در آن لحظه مشخص تصمیم گرفتم دسته گلی را که بمن داده بودند به این خانم شجاع تقدیم کنم. تجربه شخصی من در احزاب و سازمانهای مبارز نشان می دهد که انتقاد از دشمن موجب احترام انسان در بین دوستان و رفقای همرزمش می شود. بزبان دیگر انتقاد از دشمن موجب محبوبیت بیشتر می شود به همین دلیل کاریست بسیار سهل. ولی انتقاد از حزب و سازمان و انجمن خودیها بسیار مشکل تر از انتقاد از دشمن است زیرا ترس از اتهامات و طرد شدن از طرف دوستان و همرزمان، زبان خیلی ها را می بندد. خوشبختانه هستند کسانیکه علیرغم همه ریسکها و خطر تنها ماندن، با شهامت به حقیقت وفادار می مانند و همرنگی گله وار را طرد می کنند… سال پیش که در سمینار سه روزه زنان افغانستان در سوئد شرکت کرده بودم با تعداد قابل توجهی از اینگونه زنان مبارز و فرهیخته افغانستان آشنا شدم. برخی از آنها از تجارب تلخ زندگی خود در ایران می گفتند… که باید مایه شرمساری تمامی ایرانیانی باشد که به اندازه کافی علیه راسیسم و تبعض مبارزه نمی کنند. راسیسم و فاشیسم درمان هیچ دردی نیست که هیچ، بزرگترین سرطان اجتماعی است و در هر کجا و در هر شکل و لباسی که باشد، باید به یکسان محکوم شود…
یک نکته قابل توجه این استکه تقریبا اکثر زنان افغانستانی شاعر هستند! من فکر می کنم شدت اجحاف و بیعدالتی علیه زنان در میان مردان معمولی و روشنفکر و بنیادگرای مذهبی آنقدر طبیعی و مرسوم است که اکثر زنان ستم دیده افغانستانی در کنج خانه های خود برای فرار از این بیعدالتی و ستم فرهنگی و سنتی و دینی به ادبیات و شعر روی آورده اند و بدین طریق توانسته اند تسلیم بیعدالتی اجتماعی حاکم نشوند و از ادبیات سلاحی موثر و فاخر علیه نیروها و باورهای ارتجاعی بسازند!…

malali_joya_2

رسالت دانشمندانی که مغز خود را به غارتگران و جنگ افروزان جهانی کرایه داده اند چیست؟
مهمترین رسالت آنها این است که:
اولا راه هایی برای توجیه و تثبیت وضعیت جاری و تضمین بی عدالتی حاکم بر جهان و جاری شدن سرمایه های 99% مردم جهان به حسابهای بانکی 1% های حاکم برجهان پیدا کنند. پرواضح است که همه این دزدیها باید به شیوه ای » قانونی » انجام پذیرد!
ثانیا «واقع گرایی » و سرمایه گذاری روی یکی از «جناحهای معقول و اصلاح طلب نظام حاکم» بهترین گزینه است که شما را به بالاترین رضایت مندی ممکن در شرایط موجود می رساند!

تمامی کسانیکه علیه نظم موجود بپاخواسته اند باید قانع شوند که پرواز در دون قفس زیباترین و بالاترین اوج ممکنی است که در شرایط ناگوار موجود، می توانند کسب کنند و ایده آل آنستکه با رضایت درونی به واقعیت موجود و پرواز در درون قفس ادامه دهند!
خیل عظیم پرندگانی که از ترس مشکلات رهایی به پرواز در درون قفس عادت می کنند، قراموش می کنند که مهمترین غایب بزرگ این داستان موفقیت » واقع گرایانه»، آزادی است!
بی جهت نیست که در شرایط بحرانهای عظیم اقتصادی و سیاسی، … خردستیزی و توسل به دعا و جادو جنبل و مذهب و «نیت خوب بخش سالم» طبقه حاکم به طرز باورنکردنی از طرف نخبه گان حاکم ترویج می شود!
یکی از بارزترین نمونه های این نوع اندیشمندان کارل پوپر است. بیش از 60 سال کتابها و تئوریهای ایشان در جهت نابودی مقاومت و تسلیم کردن قربانیان، به محبوب ترین کتابهای آموزشی نظام حاکم در جوامع کاپیتالیستی غرب تبدیل شده بود. پوپر به قربانیان نظام هشدار می دهد که جستن راه حل در درون قفس موجود است نه در بیرون آن! ایشان می فرمایند:
» سعادت مردم را خواستن شاید ترسناکترین آرمانهای سیاسی باشد!»
در ایران و خاورمیانه هم لشگر عظیمی از روشنفکرانی که تحت تاثیر ایدئولوژی نئولیبرالیسم و آموزه های پست مدرن هستند سعی می کنند به توده ها بفهمانند که هیچ حقیقت جهان شمولی وجود ندارد… باور به وجود طبقات و مبارزه طبقاتی و سوسیالیزم و سعادت جمعی ایده های جهانشمول نادرست و خطرناکی هستند…
به اندازه هفت میلیارد انسان در جهان حقیقت وجود دارد! لذا منافع مشترک و مبارزه مشترک نه تنها بی معنی است بلکه بغایت هم خطرناک است و عواقبش غیر قابل پیش بینی می باشد!
بزبان هانا آرنت » هیچ فکری منسوخ تر و بی فایده تر و خطرناکتر از فکر استفاده از وسایل سیاسی برای رهانیدن بشر از چنگال فقر نیست!…»
صفحه 155 کتاب لیبرالیسم و محافظه کاری تاریخ اندیشه های سیاسی قرن بیستم اثر حسین بشریه
» حقیقت اجبار آمیز و سلطه گر است، همنوایی می طلبد، و خطا را بر نمی تابد!… حقیقت از هر نوع ذاتا الزام آور و سلطه گر و طالب اطاعت است!…»
صفحه 156 و 157 کتاب لیبرالیسم و محافظه کاری تاریخ اندیشه های سیاسی قرن بیستم اثر حسین بشریه

بنا براین تئوریها یافتن حقیقت نه تنها مطلوب و ممکن و رهایی بخش نیست، بدتر از آن اگر بر حسب تصادف حقیقت را یافتید تبدیل به جنایتکار و سرکوبگر می شوید!
نتیجه منطقی رهنمودهای این گونه دانشمندان این استکه سیاست باید راه خود را بطور » طبیعی، تصادفی، متغیر و پیش بینی ناپذیر » پیدا کند!
ولی سودهای نجومی شرکتهای چندملیتی و نخبه گان حاکم برجهان حتی یک سنتش بطور » طبیعی، تصادفی، متغیر و پیش بینی ناپذیر » بحسابهای بانکی اربابان جهان سرازیر نمی شود! برای هر سنت آن توسط باهوشترین و بهترین متخصصین برنامه ریزی شده، محاسبات دقیقی انجام شده، مدلهایی مطمئن طراحی شده و تمامی ابزار عینی هدایت سرمایه های ساکنان کره زمین به حسابهای بانکی غارتگران جهان در ساختاری استوار و خودکار تضمین شده است! در این مدلها و ساختارهای استثمارگرانه هیچ چیز بدست طبیعت و تصادف رها نشده و با استفاده از حداکثر استعدادهای متخصصان زبده سعی می کنند چیز پیش بینی نشده ای سرعت جریان سودهای نجومی را به حسابهای بانکی آنها کند نکند! انحراف از اهداف در نطفه ای ترین حالت پیش بینی و چاره جویی می شوند… به همین دلیل هر روز شکاف طبقاتی در جهان بیشتر می شود و فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر می شوند! … تمامی دستگاه سرکوب و پلیس و ارتش و سازماندهی جنگهای جنایتبار در خدمت دفاع از منافع نخبه گان 1% حاکم برجهان هستند!… این ساختار سرکوب و غارتگر سازماندهی شده بطور دائم بر ثروت ثروتمندان می افزاید نه طبیعت و تصادف…!

خوشبختانه تعداد کسانیکه معتقدند یافتن حقیقت بهترین سلاح قربانیان برای تغییر وضعیت جنایتکارانه حاکم برحهان است، هر روز بیشتر می شود!
در این آشفته بازار سازماندهی شده بقول برشت باید درایت شناخت و کشف حقیقت را داشت و شجاعت بیان حقیقت و هنر ساختن سلاحی موثر از حقیقت را داشته باشیم تا بتوانیم در جهت ساختن دنیایی انسانی حرکت کنیم.

مارگارت تاچر ها می گویند برای وضعیت موجود » آلترناتیوی موجود نیست!» آنها آشکارا می خواهند امید به تغییر وضعیت موجود و یافتن چشم اندازی برای جامعه انسانی را بکشند. ما و میلیاردها انسانی که قربانی نظم نوین امپریالیستی هستند، چاره ای جز رد شدن از این موانع تئوریک و عملی ارتجاعی و جنایتکارانه را نداریم!…

به همین دلیل تقدیر و دفاع از انسانهای مبارز و مترقی مانند ملالی جویاها… تنها دفاع از اجرای عدالت در مورد این افراد مشخص نیست، بیش از آن دفاع از آینده خود و تمامی بشریت است! در جامعه ای که بنیاد آن نه بر محور انسان، بلکه کسب حداکثر سود ممکن استوار است، سرانجام همه بشریت را در منجلاب فقر و جهالت غرق خواهد کرد…

در این سمینار من هم در باره علل تداوم خشونت در خاورمیانه و استراتژی قدرتهای بین المللی و منافع نخبه گان حاکم برجهان در تداوم جنگهای بی پایان خاورمیانه و… صحبت کردم.
سعی می کنم در اولین فرصت مهمترین نکات صحبتهای خودم را بنویسم. در نهایت تاسف شدت کار و مشکلات پناهندگان در اروپا بیش آنست که به موقع بتوانم یکصدم یادداشتهایم را منتشر کنم…

malali_joya_1

********************* ***************************

در صحبتهایی که با تعدادی از فعالین سیاسی ایران در باره خانم ملالی جویا داشتم متوجه شدم که در نهایت تاسف اغلب آنها کمتر از آنچه من فکر می کردم در باره خانم جویا و مبارزاتش می دانند… به همین دلیل برای راحتی کار این دسته از دوستان متن زیر را تهیه کردم تا همبستگی انسانی ما را در خاورمیانه و تمام جهان با انسانهای شریف و مبارزی مانند خانم جویا تقویت کند…

متن زیر خلاصه ای است از ویکی پدیا در باره زندگی این زن شجاع و هشیار.
https://fa.wikipedia.org/…/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C_%…

در دسامبر ۲۰۰۳ به عنوان نمایندهٔ ولایت فراه در لویه جرگه قانون اساسی انتخاب گردید و با سخنرانی دو دقیقه‌ای جنجال برانگیز نه تنها در افغانستان بلکه در سرتاسر جهان به شهرت رسید. ملالی جویا را معمولاً «شجاع ترین زن افغان» [۲] میخوانند…
اعتراضش را نسبت به حضور کسانی که آنها را جنگ‌سالاران و بنیادگرایان خواند اعلام داشته گفت: «به نظر من اینها باید محاکمه بین‌المللی و ملی شوند، اینها را اگر مردم ما ببخشند، مردم پا برهنه افغان، هرگز تاریخ نمی‌بخشد. اینها ثبت تاریخ کشور ما هستند….».[۱۰] اظهارات وی موجب اعتراض دیگر نمایندگان شده و آن را توهین به مجاهدین قلمداد نمودند. بعلت تهدید به مرگ شدنش در روزهای لویه جرگه سازمان ملل متحد مسئولیت محافظتش را به عهده گرفت.[۱۱] درین مجلس صبغت‌اله مجددی وی را «ملحد» و «کمونیست» خواند و خواهان اخراجش از مجلس گردیده از وی خواست که از سخنانش طلب پوزش کند اما وی نپذیرفت…

مجله «تایم» به تاریخ ۲۹ آوریل ۲۰۱۰ (۹ ثور/اردیبهشت ۱۳۸۹) ملالی را در لیست ۱۰۰ شخصیت پرنفوذ سال اعلام نمود. [۵]
وی مدتی در ایران و پاکستان به عنوان پناهنده زندگی نموده…
بعد از لویه جرگه
وی خود را برای انتخابات پارلمانی کاندید نمود و در بین زنان فراه بیشترین رای را آورد[۱۴] و اکنون نماینده این ولایت در مجلس شورای ملی (ولسی جرگه) می‌باشد. در آنجا نیز تا کنون بارها به سخنان گذشته‌اش تاکید نموده‌است. وی بارها اعلام داشته که علت اصلی فاجعه افغانستان در وجود کسانی که وی آنان را «جنگ سالار» و «بنیادگرا» میخواند می‌باشد
روزنامه «واشنگتن پست» تحت عنوان «صدای افغانی که ترس و وحشت خاموشش نخواهد کرد» در موردش نوشت: «راست کاری جویا درین است که از نگاه او به جنگ سالاران نباید اجازه داده شود که خود را در زیر نقاب دموکراسی پنهان نموده و به کرسی‌های خود بچسپند و به قیمت مردم غریب و پابرهنه و بینوا به دنبال منافع زیان آور خود باشند.»[۱۶]
به تاریخ ۸ اکتوبر ۲۰۰۶ وی مقبره استاد اولمیر هنرمند افغانی را به مصارف (هزینه‌های) شخصی خود[۱۷] تعمیر نموده طی مراسمی افتتاح نمود[۱۸].
به تاریخ ۳۱ جنوری ۲۰۰۷ به تعقیب تصویب طرح «مصالحه ملی» در پارلمان که بر اساس آن تمامی متهمین جنایات جنگی طی دو دهه اخیر از تعقیب قانونی معافیت حاصل می‌نمایند، جویا جلسات پارلمان را تحریم نمود و با اعتراض شدید آنرا «خیانت ملی» خواند[۱۹].
تعلیق از پارلمان
به تاریخ ۲۱ می۲۰۰۷ پارلمان افغانستان با اکثریت آرا عضویت ملالی جویا را برای سه سال به حالت تعلیق درآورده به جرم اهانت به پارلمان که آنرا طی مصاحبه‌ای بدتر از «طویله» و به جز چند تن محدود جولانگه اژدرها خوانده بود به محکمه راجع ساخته ممنوع‌الخروج اعلام نمود[۲۰].
[[پرونده:Joya receives Anna Politkovskaya award.jpg|left|thumb|380px| به تاریخ ششم اکتوبر ۲۰۰۸ جایزه شهامت آنا پولیتکو فسکایا در لندن به ملالی جویا تقدیم شد[۲۱].
در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ ۲۱ می۲۰۰۷ جویا اظهار داشت:[۲۶]
«قبل از محاکمه من، باید این جنایتکاران وناقضین حقوق بشر محاکمه شوند و من از تهدید و زورگویی آنها هراس ندارم. من سه سال پیش، اقامه دعوا علیه محاکمه جنایتکاران را مطرح کردم واگر امروز مرا اخراج کردند بدان سبب که اکثریت را تشکیل می‌دادند و می‌توانستند.»
جویا همچنان شورای ملی را خانه ملت نه، بلکه تجمع جنایتکاران و ناقضین حقوق بشر خوانده گفت: «این خانه ملت نیست و نمایندگی از مردم نمی‌کند واین توهین به مردم ماست که جنایتکاران در این جا جمع شده‌اند.»[۲۷]
به تعقیب تعلیق عضویت وی در چندین شهر افغانستان از جمله فراه، جلال آباد، کابل، تخار، هرات و بغلان هزاران تن دست به تظاهرات زده نسبت به اخراج وی اعتراض کرده‌اند.
به تاریخ هفتم اکتوبر ۲۰۰۸ شش تن از زنان دارنده جایزه صلح نوبل طی اعلامیه مشترکی حمایت شانرا از ملالی جویا ابراز نموده نوشتند: «جویا به نمایندگی از زنان افغانستان و علیه عملیات نظامی تحت رهبری ناتو در افغانستان همچنان سخن می‌گوید. ما شهامت او را تحسین می‌کنیم و خواهان بازگشت وی به پارلمان افغانستان هستیم. همانند خواهر ما آن سان سوچی در برما، ملالی جویا مدلی برای زنان در همه جاست که خواهان یک دنیای عادلانه اند.»[۳۶]
در ماه اکتوبر و نوامبر ۲۰۰۹ ملالی جویا برای معرفی کتابش «زنی در بین جنگسالاران» به امریکا و کانادا [۳۷] سفر کرد و در گردهمایی‌های فراوانی سخنرانی کرد و در کنار معرفی کتابش سیاست‌های دولت امریکا و غرب را در افغانستان مورد انتقاد شدید قرار داد و خواهان بیرون شدن تمامی نیروهای خارجی از افغانستان گردید. [۳۸]
نوآم چامسکی، پروفیسور امریکایی منتقد دولت امریکا، طی مقاله‌ای منتشره در «نیویارک تایمز» به تاریخ پنجم نوامبر ۲۰۰۹ در انتقاد از اعطای جایزه صلح نوبل به باراک اوباما ملالی جویا را «شایسته ترین کاندید» برای این جایزه خواند. [۳۹]
در مارس ۲۰۱۱ ملالی برای معرفی چاپ جدید کتابش قرار بود به سفری سه هفته‌ای به امریکا برود اما مقامات امریکایی از دادن ویزه به او ابا ورزیدند.[۴۰]رد ویزه وی باعث شد که کارزار وسیعی از جانب هواداران وی در امریکا راه بیفتدکه دهها سازمان مدافع حقوق بشر و ضد جنگ افغانستان فعالانه در آن سهم گرفتند. [۴۱][۴۲][۴۳][۴۴][۴۵] تعدادی آنرا «ممنوعیت ایدئولوژیک» نامیدند[۴۶] و استدلال کردند که جویا به خاطر مواضع قاطعش علیه جنگ امریکا و افشای آن از ورود به امریکا ممنوع گردیده است. از جمله چند تن از سناتور ها و اعضای گانگرس امریکا نیزطی نامه‌ای به وزارت خارجه امریکا به این قضیه اعتراض نمودند[۴۷]. . اعتراضات گسترده و فشار های پی در پی بر دولت امریکا باعث شد که وزارت خارجه امریکا تجدید نظر نموده به وی ویزه صادر نماید.[۴۸]
به تاریخ بیست و پنجم مارس ۲۰۱۱ وی موفق شد که در برنامه‌ی مشترک با پروفیسور نوآم چامسکی در شهر بوستون امریکا شرکت نماید. درین برنامه بیش از یکهزار و دوصد تن شرکت داشتند و بزرگترین برنامه ضدجنگ امریکا درین شهر از آغاز جنگ در افغانستان خوانده شده است. ملالی جویا و نوآم چامسکی هر دو شدیداً سیاست های امریکا در افغانستان را مورد انتقاد قرار دادند.[۴۹][۵۰]

به تاریخ دهم مارس ٢٠١٢، در نیمه های شب دفتر رسمی ملالی جویا در شهر فراه مورد حمله مسلحانه چند فرد ناشناس قرار گرفت که در نتیجه زدوخورد، دو تن از محافظین شخصی وی مجروح شدند. این ششمین حمله به جان ملالی بود ولی او چون در هنگام حمله در کابل به سر می برد، به جانش آسیبی نرسید[۵۱].

ملالی جویا که به تاریخ ٧ ژوئیه ٢٠١٢ سفری داشت به طرف غرب افغانستان(فراه،هرات) با استقبال مردم مواجه شد.[۵۳] به تاریخ اول حمل ١٣٩٢ (٢١ مارس ٢٠١٣) ملالی جویا در جشن بزرگ نوروزی در ولسوالی خیوه ولایت ننگرهار به هزاران تن سخنرانی کرد و طی آن وعده سپرده که از حقوق مردم مظلوم دفاع نموده مبارزه‌اش را ادامه خواهد داد. او گفت تبلیغات کسانی را که شایعه پراکنی میکنند که گویا جویا از افغانستان فرار نموده به غرب پناهنده شده باور نکنند، او تا آخرین نفس زندگی در کنار مردمش خواهد بود.[۵۴]

جهت آشنایی بیشتر با این زن مبارز و متواضع و مهربان می توانید به پیوندهای زیر مراجعه کنید.

Malalai Joya, the bravest woman in Afghanistan
https://www.youtube.com/watch?v=wDeTdE4Le18

ملالی جویا در باره امضای پیمان استراتژیک با امریکا

https://www.youtube.com/watch?v=if8Cbj2RuZI

متن کامل پیمان امنیتی کابل – واشنگتن

http://www.ariaye.com/etlaat/images/paiman.pdf

تعلیق ملالی جویا از پارلمان افغانستان به گزارش چینل آریانا

https://www.youtube.com/watch?v=-W_PWSUAI9U

به امید نابودی جنگ افروزان و جنگهای ابدی و شروع صلح و همبستگی انسانی در خاورمیانه و تمام جهان و حرکت تمامی بشریت بسوی جهانی بهتر که بیشترین امکانات را برای رشد استعدادهای انسان فراهم می کند. انسانها در اوج اجتماعی بودن به اوج فردیت یگانه خود نیز می رسند … انسانیت به طبیعت انسان تبدیل می شود. و انسان با عشق به طبیعت و همنوعش به بیگانگی از خود و همنوع و طبیعت نقطه پایان میگذارد.

ای که می پرسی نشان عشق چیست ؟
عشق چیزی جز ظهور مهر نیست.
عشق یعنی مشکلی اسان کنی
دردی از در مانده ای درمان کنی.
در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
عشق یعنی گل به جای خار باش
پل به جای این همه دیوار باش
عشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر
واگذاری اب را ، بر تشنه تر
عشق یعنی دشت گل کاری شده
در کویری چشمه ای جاری شده
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
عشق یعنی نیش را نوشین کنی
هر کجا عشق اید و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ، ممکن شود
مولوی
شاعری کاتالونیایی به فرزندانش می گفت: » من برای نجات این چند کلمه ای که برایتان به ارث می گذارم، زیسته ام: عشق، عدالت، آزادی»
(فدریکو ماریو، اخلاق آینده، ترجمه محمد جعفر پوینده، مجله آدینه شماره 136 بهمن 1377 )

احمد پوری (هلند) 17 – 05 – 2016

پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک:
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1329464230406142?notif_t=notify_me_page&notif_id=1463487048372335

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: