اخبار ایران و جهان

خواب و بیداری اروپا، روسیه، و چین: هژمونی آمریکا را بپذیرید یا به جنگ بروید؟

usa_war_2016_9

از دید واشنگتن، هر کشوری با یک سیاست مستقل، خارج از چتر واشنگتن است، و بنابراین، یک تهدید است. سوریه هنوز وجود دارد به این دلیل که تحت حمایت و حفاظت روسیه است. این تنها دلیلی است که هنوز سوریه وجود دارد، و هم چنین دلیل دیگری است که واشنگتن می خواهد روسیه از سر راهش کنار برودزمانی که دولت روسیه توانایی جلوگیری از حمله نظامی واشنگتن به سوریه و ایران را نشان دهد، و وقتی که کودتای واشنگتن در اکراین در ارائه دادن پایگاه دریایی دریای سیاه به واشنگتن شکست خورد، روسیه به تهدید تبدیل می شودزمانی که واشنگتن، ژنرال ها و دست نشاندگان اروپایی او اعلام کنند که روسیه یک تهدید است، منظور آن ها این است که روسیه یک سیاست خارجی مستقل دارد و به نفع منافع خود عمل می کند تا به نفع واشگتن. روسیه یک تهدید است، به این دلیل که روسیه نشان داده است که قابلیت دارد تا تهاجم درنظر گرفته شده واشنگتن علیه سوریه و بمباران ایران را مسدود سازد. روسیه یک هدف از کودتای واشنگتن در اکراین را به صورت مسالمیت آمیز جلوگیری کرد و به طور دمکراتیک با کریمه، پایگاه دریایی روسیه در دریای سیاه و استان روسیه برای چندین قرن مجددا متحد شد.

خواب و بیداری اروپا، روسیه، و چین: هژمونی آمریکا را بپذیرید یا به جنگ بروید؟

نوشته: پل کریک رابرتس

برگردان: آمادور نویدی

آیا جهان بیدار می شود؟

در ۱۹ سپتامبر، سال ۲۰۰۰، شانزده سال پیش، آمبروس ایوانز پریچارد از روزنامه تلگراف لندن گزارش داد:

اسناد غیرمحرمانه دولت آمریکا نشان می دهد که انجمن اطلاعاتی آمریکا در سال های پنجاه و شصت کمپینی را برای ساخت جنبشی در جهت اروپای متحد به راه انداخت، و جنبش فدرالیست اروپایی را تأمین مالی و رهبری کرد.

این اسناد این سوءظن را تأئید می کند که در آن زمان آمریکا به شدت در پشت پرده مشغول فشار بر بریتانیا بود تا به ایالت اروپایی بپیوندد. یک تفاهم نامه، به تاریخ ۲۹ ژوئیه سال ۱۹۵۰، دستورالعمل یک کمپین را برای ترویج یک پارلمان کامل اروپایی می دهد. این تفاهم نامه توسط ژنرال ویلیام جی دونووان، رئیس اداره خدمات استراتژیک جنگ آمریکا، سلف سیا امضاء شده است.

این مدارک نشان می دهد که اتحادیه اروپا توسط سیا ایجاد شده است.

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/europe/1356047/Euro-federalists-financed-by-US-spy-chiefs.html

همان گونه که قبلاً نوشته ام، واشنگتن براین باور است که این آسان ترست که یک دولت، اتحادیه اروپا، را کنترل کرد تا بسیاری از دولت های جداگانه اروپایی را. در حالی که واشنگتن مدت زیادی در هماهنگ و موزون کردن اتحادیه اروپا سرمایه گذاری کرده است، کاملاً مخالف خروج هیچ کشوری از چنین آرایشی است. به همین دلیل رئیس جمهور اوباما اخیراً به لندن رفت تا به سگ دست آموز خود، نخست وزیر بریتانیا بگوید، که بریتانیا نباید از اتحادیه اروپا خارج شود.

مردم بریتانیا مانند دیگر کشورها های اروپایی، هرگز اجازه ندارند که به نفع کشور خود رأی به بودن در اتحادیه اروپا بدهند و اروپایی بشوند. تاریخ بریتانیا مانند رومی ها و بابلی ها به تاریخ مردم گذشته تبدیل خواهد شد.

طبیعت سرکوب گر غیرقابل توصیف قوانین و مقررات اتحادیه اروپا و نیاز اتحادیه اروپا به پذیرش تعداد بی شماری از پناهندگان جهان سوم باعث ایجاد یک خواست مردمی برای یک رأی گیری بریتانیایی شده است که یک کشور مستقل باقی بمانند و یا [در اتحادیه اروپا] حل شوند و به بروکسل و احکام دیکتاتوری آن تسلیم شوند. رأی گیری برای ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ برنامه ریزی شده است.

موقعیت واشنگتن این است که مردم بریتانیا نباید اجازه داشته باشند که علیه اتحادیه اروپا تصمیم بگیرند، برای این که اتخاذ چنین تصمیمی به نفع واشنگتن نیست.

کار نخست وزیر ترساندن مردم بریتانیا با عواقب ادعایی شوم از «رفتن به تنهایی» است. این ادعا این است که «انگلستان کوچک» نمی تواند به تنهایی روی پای خود بایستد. به مردم بریتانیا گفته شده است که انزوا یعنی پایان آن ها، و کشور آن ها به مردابی تبدیل خواهد شد و ترقی نخواهد کرد. همه چیزهای خوب در جاهای دیگر اتفاق می افتد، و آن ها تنها و بی نصیب می مانند.

اگر کمپین ترس موفق نشود و رأی بریتانیایی ها به خروج از اتحادیه اروپا رأی بدهند، سئوال روشن این است که آیا واشنگتن به دولت بریتانیا اجازه می دهد تا نتیجه دمکراتیک را قبول کند.

متناوباً، دولت بریتانیا مردم بریتانیا را فریب می دهد، به همان گونه ای که به طور معمول انجام می دهد، و اعلام می کند که بریتانیا برای گرفتن امتیازاتی با بروکسل مذاکره کرده است که مشکلات مورد نظر مردم بریتانیا را حل کند.

موضع واشنگتن نشان می دهد که واشنگتن اعتقاد راسخ دارد که تنها منافع واشنگتن مهم هستند. اگر مردم دیگری مایل به نگه داشتن استقلال ملی باشند، آن ها به سادگی خودخواه هستند.

علاوه براین، منطبق با واشنگتن نیستند، این بدان معنی است که آن ها می توانند «تهدیدی به امنیت ملی آمریکا» اعلام شوند. به مردم بریتانیا اجازه داده نمی شود تا تصمیماتی بگیرند که با منافع واشنگتن منطبق نباشد. پیش بینی من آن است که مردم بریتانیا یا گول می خورند یا برخلاف رأی آن ها تصمیم گرفته می شود.

خودمحوری واشنگتن، خود خواهی، غرور و تکبر فوق العاده ای است، که سازمان دهی «تهدید روسیه» را شرح می دهد. روسیه خودش را به غرب به عنوان یک تهدید نظامی نشان نداده است. با این حال، واشنگتن با تجمع نیروی دریایی آمریکا /ناتو در دریای سیاه، سرباز و تانک در کشورهای بالتیک و لهستان، پایگاه های موشکی در مرز روسیه مقابله می کند، و در نظر دارد گرجستان و اکراین، استان های سابق شوروی را در پیمان های دفاعی آمریکا علیه روسیه ترکیب و به خدمت بگیرد.

http://www.strategic-culture.org/news/2016/05/04/nato-form-allied-fleet-black-sea-plans-fraught-with-great-risks.html

زمانی که واشنگتن، ژنرال ها و دست نشاندگان اروپایی او اعلام کنند که روسیه یک تهدید است، منظور آن ها این است که روسیه یک سیاست خارجی مستقل دارد و به نفع منافع خود عمل می کند تا به نفع واشگتن. روسیه یک تهدید است، به این دلیل که روسیه نشان داده است که قابلیت دارد تا تهاجم درنظر گرفته شده واشنگتن علیه سوریه و بمباران ایران را مسدود سازد. روسیه یک هدف از کودتای واشنگتن در اکراین را به صورت مسالمیت آمیز جلوگیری کرد و به طور دمکراتیک با کریمه، پایگاه دریایی روسیه در دریای سیاه و استان روسیه برای چندین قرن مجددا متحد شد.

شاید شما تعجب کنید که چه گونه ممکن است کشورهای کوچکی مانند عراق، لیبی، سوریه، یمن، و ونزوئلا تهدید هایی برای ابرقدرت آمریکا داشته باشند. ادعای واشنگتن پوچ است. آیا رئسای جمهور آمریکا، مقامات پنتاگون، مشاوران امنیت ملی، و رئیس ستاد مشترک ارتش واقعاً کشورهایی با چنین قابلیت کم را به عنوان تهدیدات نظامی نسبت به آمریکا و کشورهایی ناتو می پندارد؟

نه، آن ها چنین فکر نمی کنند. این کشورها به عنوان تهدیدات اعلام می شوند، به این دلیل که آن ها یا دارای سیاست خارجی و اقتصادی مستقل هستند و یا قبل از نابودی خود دارای چنین سیاستی بوده اند. سیاست مستقل آن ها یعنی این که آن ها هژمونی آمریکا را قبول نمی کنند و یا نکرده اند. به آن ها حمله شده تا آن ها را تحت هژمونی آمریکا در بیاورند.

از دید واشنگتن، هر کشوری با یک سیاست مستقل، خارج از چتر واشنگتن است، و بنابراین، یک تهدید است.

در سخنان رئیس جمهور آمریکا، ونزوئلا به یک «تهدید غیرمعقول و فوق العاده به امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا» تبدیل می شود، که نیاز به «وضعیت اضطراری ملی» دارد تا با «تهدید ونزوئلا»، زمانی که دولت ونزوئلا منافع مردم خود را بالاتر از شرکت های آمریکایی قرار می دهد، ونزوئلا را کنترل کند و باز دارد.

زمانی که دولت روسیه توانایی جلوگیری از حمله نظامی واشنگتن به سوریه و ایران را نشان دهد، و وقتی که کودتای واشنگتن در اکراین در ارائه دادن پایگاه دریایی دریای سیاه به واشنگتن شکست خورد، روسیه به تهدید تبدیل می شود.

به روشنی امکان ندارد که ونزوئلا تهدیدی برای آمریکا باشد، بنابراین، ونزوئلا ممکن نیست بتواند یک «تهدیدید غیر معقول و فوق العاده برای امنیت ملی آمریکا» به حساب بیاید. ونزوئلا یک تهدید است به این دلیل که دولت ونزوئلایی با دستورات واشگتن موافق نیست ودستورات واشنگتن را اجرا نمی کند.

این کاملاً مشخص است که روسیه هیچ گونه تهدیدی علیه کشورهای بالتیک، لهستان، رومانی، و یا آمریکا نکرده است. این کاملاً مشخص است که روسیه به اکراین حمله نکرده است. چه گونه ما می دانیم؟ اگر روسیه به اکراین حمله برده بود، اکنون دیگر اکراینی وجود نداشت. دوباره استانی از روسیه بود، به همان گونه ای که تا ۲۰ سال پیش اکراین برای قرن ها مستقر بود، برای مدتی طولانی تر از این که آمریکا وجود داشته است. در واقع، اکراین بیش تر به روسیه تعلق دارد تا هاوایی و ایالات جنوبی فاقد ریشه که متعلق به آمریکا هستند.

با این حال، این دروغ های خیالی و خارق العاده از بالاترین مقامات دولت آمریکا، از ناتو، از نوکران بریتانیایی واشنگتن، خریده و پرداخته شده برای رسانه های غربی، و خریده و پرداخت شده برای اتحادیه اروپا، بدون وقفه ادامه دارد و تکرار می شود، به گونه ای که آن ها حقیقت آشکار خدایی هستند.

سوریه هنوز وجود دارد به این دلیل که تحت حمایت و حفاظت روسیه است. این تنها دلیلی است که هنوز سوریه وجود دارد، و هم چنین دلیل دیگری است که واشنگتن می خواهد روسیه از سر راهش کنار برود.

آیا روسیه و چین متوجه حداکثر خطری شده اند که آن ها را تهدید می کند؟ فکر نمی کنم حتی ایران متوجه خطر مداوم خود شده باشد، علی رغم تماس نزدیک با آن.

اگر روسیه و چین متوجه خطر خود شده بودند، آیا دولت روسیه اجازه می داد که یک – پنجم رسانه های خود متعلق به خارجی ها باشد؟ آیا روسیه درک می کند که «مالک خارجی» یعنی صاحبش سیا است؟ اگر نمی داند، چرا نمی داند؟ اگر می داند، پس چرا دولت روسیه اجازه بی ثباتی خود را به دست سرویس های اطلاعاتی واشنگتن می دهد؟

حتی چین بی دقت تر است. ۷۰۰۰ سازمان غیردولتی (ان جی اوها) در چین مشغول خراب کاری هستند.

http://www.globalresearch.ca/china-preserving-sovereignty-or-sliding-into-western-sponsored-color-revolutions/5523019

تنها در ماه گذشته دولت چین بالاخره دست به کار شد، خیلی دیرتر، تا برخی محدودیت ها را بر روی این عوامل خارجی بگذارد که برای بی ثباتی چین کار می کنند. اعضای این سازمان های خیانت کار دستگیر نشده اند. آن ها تنها تحت نظر پلیس- یک محدودیت بی فایده قرار گرفته اند، به گونه ای که واشنگتن می تواند پول زیادی ارائه دهد تا با آن پلیس چین را با رشوه بخرد.

چرا روسیه و چین فکر می کنند که پلیس آن ها کم تر از پلیس مکزیک و یا آمریکا در معرض رشوه قرار دارد؟ علی رغم چندین دهه «جنگ علیه مواد مخدر»، جریان مواد مخدر از مکزیک به آمریکا بدون تأخیر ادامه دارد. در واقع، نیروهای پلیس هر دو کشور منافع بسیار زیادی در «جنگ علیه مواد مخدر» دارند، برای این که جنگ، آن ها را در طریق رشوه، ثروت مند می سازد. در واقع، همان گونه که خبرنگار مصلوب شده برای روزنامه مرکوری سان خوزه سال ها پیش ثابت کرد، خود سیا بیزنس/کسب و کار مواد مخدر را می گرداند و مدیریت می کند.

در آمریکا کسانی که حقیقت را می گویند تحت پی گرد قرار می گیرند و زندانی می شوند، و یا به عنوان «نظریه پردازن توطئه»، «ضد سامی/یهودی»، و «افراط گرایان داخلی» معزول می شوند. تمام جهان غرب شامل یک ناکجاآباد به مراتب بدتر از آن چیزی است که جورج اورویل در کتاب مشهور خود، در سال ۱۹۸۴ توصیف کرده است.

https://en.wikipedia.org/wiki/George_Orwell

(اریک آرتور بلیر، نام مستعار جورج اورویل در ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ متولد شد و در ۲۱ژانویه ۱۹۵۰ وفات یافت. او یک نویسنده، مقاله نویس و منتقد ادبی بود، نثر شفافی داشت و برای آگاهی رساندن در پی بی عدالتی های اجتماعی، مخالفت با استبداد و در حمایت از سوسیالیسم دمکراتیک می نوشت – مترجم).

این که روسیه و چین به واشنگتن اجازه می دهند که در رسانه های آن ها، دانشگاه های آن ها، در سیستم مالی آن ها، و در سازمان های غیردولتی «خیرخواه» که در هر جنبه از جوامع آن ها نفوذ می کنند، نشان می دهد که هر دو دولت به بقای خود به عنوان کشورهای مستقل علاقه ای ندارند. آن ها خیلی بیش تر می ترسند که از طرف فاحشه های رسانه ای واشنگتن «مستبد» خوانده شوند تا از استقلال خود حفاظت کنند.

پیش بینی من این است که روسیه و چین خیلی زود با یک تصمیم ناخوش آیند رو به رو گردند: هژمونی آمریکا را بپذیرید و یا به جنگ بروید.

درباره نویسنده:

دکتر پل کریک رابرتس، معاون وزیر خزانه داری برای سیاست اقتصادی و همکار سردبیر ژورنال وال استریت بود. او مقاله نویس هفته نامه بیزنس، خدمات اخباری هاوارد اسکریپس، و از مؤسسان سندیکا بود. او دارای چندین مقام دانشگاهی است. مقالات اینترنتی او در سراسر جهان هواداران زیادی دارد. آخرین کتاب های او انحلال اقتصادی غرب و چگونه آمریکا شکست خورد، و تهدید نو محافظه کاران بر نظم جهانی می باشد.

برگردانده شده از:

Somnolent Europe, Russia, and China: Accept US Hegemony or Go to War?

By Dr. Paul Craig Roberts, May 06, 2016

http://www.globalresearch.ca/somnolent-europe-russia-and-china-accept-us-hegemony-or-go-to-war/5523732

3 Comments on خواب و بیداری اروپا، روسیه، و چین: هژمونی آمریکا را بپذیرید یا به جنگ بروید؟

  1. آمادر نویدی عزیز
    بطوریکه میتوان پی برد رفیق شما محسن با اسمارت فون ۱۴ سانتی نگارش کرده و نمیتوانسته است ادای رفاقت تمام نماید.
    و منهم متوجه نبوده و نکته بسیار مهمی که دیالکتیک روابط متقابل پدیده ها میباشد را فراموش کرده ام. زیرا آنقدر آنرا بیان کر ده ام که گاهی آنها را زائد دانسته و حال میبینم که اشتباه است.
    گفته های رفیق شما محسن کاملا تایید میکنم که «رقابت بین نیروهای ابرقدرتی سرمایداری که همان نیروهای امپریالیستی بوده و بچپاول جهان «اختلاف بیانداز و حکومت کن» مانند چین و روسیه بسرکردگی ام.آمریکا معتقد هستم ولی دیالکتیک در حوادث بیست ساله کنونی نشان میدهد که نتنها رقابت گاهی تعیین کننده دایمی میباشد، بلکه در مراحلی تبانی هایی هم هستند که «کریک رابرتس» بدان اشاره دارد نفش مهم بازی مینمایند.
    در ضمن باید در چنین بحث هایی از مراحل رقابت امپریالیستها و در حالت جنگی نباید از تضاد های آنان استفاده نکرده و بیتفاوت از کنار آنها گذشت، بخصوص که اکنون محورمقاومتی سوریه لبنان بخصوص فلسطین عراق و ایران… میتوانند از این تضاد مابین روسیه برای حفظ قدرت ابرقدرتی خود و آمریکا و مزدورانش چون سلطان سلیمان و سلطان اردوغان و دیگر سگهای زنجیریش مانند اسراییل استفاده نبرده و گذاشت که کشورهایی مانند مصر هندوستان ایران و پاکستان عراق لیبی… را به دهکده های مینیاتوری و نشاندن عروسکی بنام کدخدای ده بعنوان عامل و دست دراز شده خود در آن دهکده ها مانند تجزیه یوگسلاوی و قتل عام مبارزات ملی و رشد مبارزات طبقه کارگر را بسادگی با نیرویی یک در هزار شکست داده و با یک قورت کوچک سر بکشند. که خسارتش عقب افتادن جنبش های کارگری در جهان است که لنین و استالین آنها را حزيی از انقلاب پرولتاریا در عصر امپریالسیم میدانند.
    باسپاس
    سپیده

    دوست داشتن

  2. درود به سپیده گرامی و تشکر از دلگرمی هایتان.

    کامنت زیر هم برایم ارسال شده است که با اجازه رفیق محسن، عیناً تقدیم خوانندگان سایت پرمحتوای هفته می گردد.

    با احترام
    آمادور نویدی

    *******
    کامنت دریافتی:

    با درود وخسته نباشی

    تضاد بین امپریالیستها از نوع ان تگونیستی است
    تضاد میان ابر قدرتها برای کسب هژمونی همچنین از نوع آشتی ناپذیر است
    راه حل آن تنها وتنها بسیج مردمان سه کشور است علیه حکومت های خود نه بیدار شو به رهبران مرتجه و سلطه گر چین . و روسیه از آنها توقعی جز سود جویی و رقابت به سود طبقهی حاکم نمی توان دشت

    جرج ارول عامل سازمان جاسوسی انگلیس بود و وظیفه اش طبق اسناد منتشر شده مبارزه با اتخاد شوردی بود

    با مهر

    محسن

    دوست داشتن

  3. بازهم درودی بر آمادر نویدی
    باز هم یکی از مقالاتی که نمیشود بدون خواندن آن بکار دیگری پرداخت. سپاس بر آمادر نویدی.
    بالاخره یک نفر لب باز کرده و از عدم دست رد زدنِ همه جانبه روسیه و چین علیه امپریالیسم آمریکا سخن گفته است که من همیشه لغت تبانی بر آنها نهاده بوده ام و تصادفا نویسنده، همان دکتر پل کریک رابرتس، معاون وزیر خزانه داری ام.آمریکا برای سیاست اقتصادی و همکار سردبیر ژورنال وال استریت بوده است، میباشد.
    منتها هنوز بیان نشده است که چین و روسیه خود از طریق سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» تاکنون دست اندرکار غارت کشورهای عقب نگه داشته بوده و هرسه از بزرگترین صادر کنندگان اسلحه در جهان اند و گویا هنوز هم از طریق سرمایه های پخش کرده چه بصورت صدور سرمایه و یا سرمایگذاری در بورس(بطوریکه در بهشت مالیاتی پاناما معلوم شده است) همه با هم مشغول چاپیدن بوده و هستند و هرسه کشور بدان اذعان دارند.
    این است که باین زودیها تا بدیل کشورهای بریکسی که تشکیل داده اند پانگرفته است دست از این سه ابراهرم برنخواهند داشت. زیرا هر دو دولت نماینده سرمایدارانِ خودی در این کشورها هستند که مرزی برای خرید و فروش در خارجه و صدور و خروج سرمایه از کشورهای خود نمیشناسند و اعمالشان بدون هر کنترلی همیشه قانونی میباشد.
    این امر در مورد کشور ایران و مافیای خویشاوندسالار آن از جمله آقای رفسنجانی و هزار فامیل دوستان ایشان هم صادق است.
    سپیده
    دوم خرداد۹۵

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: