اخبار ایران و جهان

ساختار اقتصادی ایران فقرزاست

من در بحث خود تمایل دارم علل بروز فقر در ایران را بررسی کنم. ساختار اقتصادی ایران به طور کلی دچار اشکال است. زیرا فقرزاست، بیکاری تولید می‌کند و علت اصلی تورم به شمار می‌آید.
حسین راغفر
اقتصاددان

تأمین ۲۴/منظور ما از ساختار، سهم بخش‌های اقتصادی در تشکیل سرمایه در کشور و اهمیت هریک از آن‌هاست. از سال 1338 تا پایان 1391 سهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در بخش کشاورزی 3 تا 5 درصد است.

در بخش صنعت، نوسان این نسبت شدید است و ارتباط تنگاتنگی با درآمدهای نفتی دارد. هر زمان درآمدهای نفتی وارد اقتصاد شده، تأثیر خود را بر این بخش به‌خوبی نشان داده و البته تاثیر عمده آن بر بخش خدمات است چراکه بخش خدمات بسیار بزرگ‌تر شده است.

به عبارتی هر زمان سهم بخش خدمات بالا رفته سهم بخش صنعت و سرمایه‌گذاری کاهش ‌یافته است و برعکس. این موضوع چند نکته در خود دارد. در هیچ کجای دنیا توسعه اقتصادی بدون توسعه صنعتی اتفاق نیفتاده‌ است.

تنها صنعت است که می‌تواند ارزش‌افزوده و شغل ایجاد کند و توسعه به وجود آورد. حتی بخش‌های کشاورزی و خدمات نیز به بخش صنعت وابسته هستند. در کشورهای پیشرفته که سهم بخش خدمات در آن‌ها گسترده است، این سهم مرتبط با صنعت است.

وضعیت خدمات در کشور ما مساعد نیست. سهم خدمات از تشکیل سرمایه حدود 65 تا 70 درصد است که البته خدمات زاینده نیست بلکه عمدتا خدمات کالاهای وارداتی و در خدمت واردات است. اندام ساختار اقتصادی کشور ما کج است و تا زمانی که این ساختار اصلاح نشود اتفاقی نخواهد افتاد. بیشترین درآمد ارزی کشور در زمان ورود دولت نهم در سال 1384 حاصل شده که معادل 56 درصد کل درآمد ارزی کشور از سال 1338 تا پایان 1392 است. سهم سرمایه‌گذاری در بخش صنعت در سال 1384 حدود 31 درصد است اما این سهم پس از پایان کار دولت دهم به 16 درصد نزول پیدا کرد که منجر به از بین رفتن بیش از 800 هزار شغل طی هشت سال شد.

سهم بخش خدمات اما از حدود 65 درصد به 80 درصد رسیده است. میزان واردات کشور در سال 1384، 16 میلیارد دلار بوده که به‌تدریج افزایش یافت و فقط در سال 90 بالغ‌بر 90 میلیارد دلار برآورد شده است. در تصمیم‌گیری‌های عمومی بخش خدمات اشکالات اساسی وجود دارد.

تا زمانی که بخش خدمات قادر به خلق شغل نباشد و از آنجا که اقتصاد ما بر اساس درآمدهای نفتی و نه ارزش‌افزوده ناشی از کار بنیان نهاده شده، قادر به ترمیم ساختار اقتصادی نخواهیم بود. شرایط فعالیت‌های اقتصادی در کشور ما قفل شده و منابع عظیمی از کشور بر روی مسکن متمرکز شده است. 800 هزار واحد مسکونی خالی برای دلالی و واسطه‌گری ساخته شده است. سودی که در اینجا ایجاد شده علت اصلی ناتوانی جمعیت عظیمی از جامعه برای دستیابی به مسکن است که خود یکی از اصلی‌ترین نیازهاست.

در سال 1391  حدود 8 میلیارد و 400 میلیون دلار را صرف واردات مسافرت شخصی به‌عنوان خدمات کردیم، یعنی این حجم از منابع ارزی کشور در شرایط تحریم، صرف خدمات شخصی و رفتن مردم به آنتالیا و مالزی شده است. این سیاست‌ها وضعیتی را در کشور به وجود آورد که با روی کار آمدن دولت یازدهم، مشکلات اساسی در تامین دارو چهره این سیاست‌های غلط را نشان داد.

این اقتصاد به تعبیری اقتصاد رفاقتی است که عده‌ای در مصادر امور نشسته‌اند و منابع را به‌دلخواه بین رفقا و خویشان تقسیم می‌کنند. این اقتصاد سه ویژگی اصلی دارد؛ یکی اینکه منابع و تسهیلات بانکی را بین رفقا و خویشان توزیع می‌کند و نشانه آن 168 هزار میلیارد تومان معوقه بانکی است که آن‌ها را بازنمی‌گردانند.

بخش قابل‌توجهی از آنچه به نام بانک خصوصی در کشور ایجاد شد، از بانک‌های دولتی وام گرفتند و بعد نیز با تغییر قوانین و مقررات، به نفع بخش خصوصی و به زیان‌بخش دولتی عمل کردند و حتی در سال 83 هم مصوب شد که دستگاه‌های دولتی منابع خود را از طریق بانک‌های خصوصی صرف کنند.

در ایران چیزی به نام بانک خصوصی نداریم و آنچه وجود دارد متعلق به نهادهای متعدد قدرت است اما منابع عمومی که وابسته به نفت است و به نسل‌های آینده تعلق دارد از سیستم نظام بانکی خصوصی عبور می‌کند. این بانک‌ها که عمدتا هم ورشکسته هستند، بخش قابل‌توجهی از منابع خود را وارد حوزه‌های زمین، مستغلات، خریدوفروش مسکن و برج‌سازی کرده‌اند و در مقابل هم حاضر نیستند یک ریال قیمت برج‌های مسکونی خود را به لحاظ ساخت قدرت و سود زیادی که در آن به وجود آمده، پایین بیاورند.

اقتصادی که بخش قابل‌توجهی از منابع خود را در بخش مسکن قفل می‌کند و صنعت فولاد آن نیز به جای اینکه در خدمت توسعه صنعتی باشد، در خدمت همین مستغلات‌سازی با متراژهای بالا و قیمت کمرشکن خارج از توان عموم مردم است، امکان زایش شغل ندارد. در چنین ساختار و شرایطی نیروی جوان جویای کار هم مسئله است. تا سه چهار سال آینده، سالی 940 هزار دانشجوی فارغ‌التحصیل نیازمند به کار خواهیم داشت اما ساختار اقتصاد ما این‌چنین معیوب است.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: