اخبار ایران و جهان

برخی مبانی تاریخ نگاری نولیبرالیسم

eetraz_kargar

کمک، کانون متحد کارگری

نگرش نولیبرالیستی به پدیده های اجتماعی – تاریخی، دارای درون مایه و سرشتی طبقاتی و جانبدارانه ازطبقه سرمایه داری جهانی با شیوه ماکیاولیستی همراه با نگرشی پست مدرنیستی است. در این سبک تاریخ نگاری با عمل کردی گزینشی تنها بخشی از واقعیت مورد استناد قرار می گیرد؛ آنهم با دقت ومستندات متعدد به گونه ای که خواننده یقین حاصل می کند با یک کار علمی مواجه شده است نه با یک نگاه پست مدرنیستی که به نقد بدون مستندات باور دارد. بدین گونه خواننده بی خبر از حذف گزینشی تاریخ نگار در بخشهای دیگر کتاب، همه ی اتهامات و نفی بدون مستندات او را باور می کند. و بدین گونه شیوه تاریخ نگاری علمی را با برچسب هایی چون آرتدوکس ، سنتی و کهنه به تصویر می کشد و نگرش واپس گرای نولیبرالیستی را نو و مدرن معرفی می کند. این نگاه شیوه ی مطالعه وبررسی های همه جانبه و مبتنی بر شناخت درون مایه باور های مخالف را، به کلی به کناری نهاده و در عمل منکر ضرورت تحقیقات از همه زوایای پدیده و استناد به منابع تاریخی-علمی مختلف شده اند.

تاریخ نگاری نولیبرلیستی به واقعیت ها استناد می کند ولی نه به همه ی واقعیت ها، آنها، گزینشی آن روند هایی را مورد استناد قرار می دهند که با منافع طبقاتی یشان در تضاد نباشد. آن واقعیت های تاریخی که نقش خلاق توده ها را درسیرتحولات اجتماعی بیان گر است، یا نمی بینند و یا مانند تاریخ بیهقی جنبش مردمی (قرامطه و شیعیان آل بویه) علیه سلطان محمود جنایت کار را مشتی غوغایی و اوباش به تصویر می کشند. بدین شیوه ها منافع اربابان سرمایه را پاس می دارند و تاریخ را مسخ می کنند؛ از سوی دیگر در محافل روشنفکری نفوذ می کنند و خود را روشنگر نشان می دهند. {در سالهای اول پیروزی قیام مردمی22 بهمن، تاریخ نگارِ لیبرال – سلطنت طلب جناب فریدون آدمیت در کنار نولیبرال – تاریخ نگار خسرو شاکری با همراهی گروه هنرمندان که برخی از آنها بعدها گروه غیر جانبداران را به وجود آوردند،هم چون شاملو و . . . خود را دموکرات و انقلابی معرفی می کردند.به کتاب تازه منتشر شده ی فریدون آدمیت بنام انحطاط تاریخ نگاری ایران، آشفتگی در فکر تاریخ سال انتشار 1394 } این دو تاریخ نگار جایشان در چنان محفلی، یک ریاکاری بیشتر نبود. زیرا آنها در واقعیت جانبدار نگرش خرده سرمایه داری جهانی و دشمن طبقاتی کارگران ایران و جهان بوده اند. در این نقد ابتدا به بررسی آثار خسرو شاکری می پردازم و در نقد مستقلی به کتابهای آدمیت.

فرهنگ و سنتهای مردمی بیان گر این واقعیت است که زحمت کشان ایرانی پس از هرشکست بزرگشان مبارزه را در فرم و شکلی دیگر ادامه داده اند. برغم درهم کوبیده شدن و شکست ها، باز برپای خودایستاده اند و بیداد و استثمار را به چالش گرفته اند، به گونه ای که شکست شان هم استثمار گران را وادار به عقب نشینی در برخی از مواضع شان می کنند. این دگرگونگی شیوه مبارزه که جبر ستم طبقاتی غیر قابل اجتناب ش کرده، به صورت طنز و ضرب المثل نمود پیدا می کند. طنزی که بر خلاف ظاهر بسیار ساده اش، درون مایه ای ژرف را بیان می کند که انسان را به شگفتی می اندازد. مردمانی هوشمند که در زمان عقب نشینی از باورهای داد خواهانه اشان اگر چه در برابردرنده خویی واپس گرایان؛ مجبور به عقب نشینی و پذیرش اجباری خرافه ها وستم طبقاتی می شوند، ولی از حداقل های امکانات اجتماعی بهره می گیرند و شکل مخالفت خود را تغیر می دهند و به طنز و شعر روی می آورند و بی باوری خود را به باور سلطه، با ریشخند و در زیر پوشش طنز و در زیبایی هنری؛ شعر و ادبیات بروز می دادند، تا با روشنگری در تغیر شرایط بنیادی اجتماعی به گونه ای نقشی حتا کوچک را، داشته باشند. برای پاسخ گویی به نظریه های ضد علمی این تاریخ نگاران و بیرون آوردن سنگی که آنها به چاه نا اگاهی مردم، انداخته اند؛ باید کار فردی را به کناری نهاد و به صورت گروهی و با یاری و به کارگیری جمعی از اندیشمندان، به این روشنگری پرداخت تا بتوان اثبات نمود؛ باور های شبه علمی آنها تنها یک ترفند و عوام فریبی ماکیاولیستی- پست مدرنیستی بیش نیست و هدف پنهان آن، نفی جهان بینی و ایدیولوژی و سنت ها دادخواهانه مردم است. به خصوص، جهان بینی علمی طبقه کارگر ایران و جهان.ولی با وجود شرایط بسیار دشوار امروز در ایران و جهان توسعه نیافته، که علاوه بر فرد گرایی و قوانین تشکل زدایی، با ترفندهای سیاست های مصرف، با پر کردن اوقات فراغت مردم، بوسیله ی سرگرمی های بی شمار موبایل و اینترنت و . . . و از سوی دیگر باتحمیل شرایط غیر انسانی قانون زدایی نولیبرالیستی و به یاری،گسترش فقر و بیکاری، و فرآیندش، از میان بردن حداقل اوقات فراغت برای اندیشیدن، و توسعه باور های خرافی، شرایط و مناسباتی را ایجاد کرده اند که امکان کار جمعی راغیر ممکن نموده است. به خصوص که، شکست و عقب نشینی موقت جبهه کار؛ اکثریت بزرگی از روشن اندیشان وفعالان کارگری را دچار افسردگی و خانه نشینی و انفعال کرده است. شاید این عزیزان فرازهای روند تکامل را غیر قابل برگشت می دانستند،وهرگز، تصوری ازنشیب را در ذهن پر شور خود باور نداشتند از این رو نا امید و در هم ریخته شده اند . در حالی که در مبارزه نو و کهنه، و در مبارزه طبقاتی هم فراز وجود دارد و هم نشیب. نشیب جبهه کار ناشی ازنارسایی در روند نگرش و کاربردی کردن آن نظریه علمی است؛ که درعمل به من و شما مربوط می شود و تلاش ما را، برای به سامان رساندن این نارسایی ها می طلبد، نه پیوستن به جبهه سرمایه را!! از این رو تسلیم شدن به نشیب ها، بیان گر این واقعیت است که شناخت علمی برخی از رفقا از روند دگر گونی های اجتماعی در مرتبه حسی متوقف شده است.به هر حال دراین تنهایی غیر قابل اجتناب با توانی محدود و زبانی الکن تلاش می کنم پاسخی به این توفان تبلیغاتی ضد چپ علمی در ایران داده شود .

دولت های سرمایه داری – امپریالیستی از همان دوران چند صد ساله ی نسل کشیوغارت استعماری آموختند که برای به بند کشیدن ابدی ملت های عقب مانده، می باید آنها را از نظر مدنی، علمی و صنعتی بیشتر به عقب برانند، تا بازار محدود جهانی صادرات کالا های ساخته شده و واردات مواد خام شان، از میان نرود (بازار آزاد). از این رو به این باور رسیدند که می باید ژرفای سنت ها و فرهنگ و جهان بینی مذهبی و غیر مذهبی آنها را کاوید وشناخت؛ تا راه ها و ترفند های جدیدی برای مسخ این ملت ها کشف نمود و موانع توسعه علمی – تکنولوژیک را در درون همان جوامع به وجود آورد. بدین جهت رشته های علمی شرق شناسی با سرمایه های استعماری – امپریالیستی در دانشگاه های غربی بنیان گذاری گردید.(البته برخی از دانشمندان با این هدف وارد این روند شناخت نشدند) بااین شیوه عمل کرد، شناخت طبقه استثمارگرجهانی از دیرینه ترین باورها وسنت های ابتدایی ومتروکه ی این جوامع؛ حتا، از مردم روشن اندیش این سرزمین ها فراتر رفت. سیل دلار، پوند، لیر و فرانک,غارت شده ازسرمایه های طبیعی- ملی این ملت ها، بخشی به صورت کار مزد این گونه تحقیقات که فرآیندی دوگانه داشت ؛ ولی هدف اصلی آن واپس گرایانه بود، به سوی تولید و باز سازی گذشته ی ضد مردمی و بزرگ نمایی مذاهب خرافی با نگرش فاشیستی و حذف گزینشی آن بخش های انسانی تاریخ، که منافع طبقاتی آنها را به خطر می انداخت روانه گردید.لذا تربیت لژ فرامسیونرها، به یک ضرورت غیر قابل اجتناب تبدیل شد. از این رو نأثیر ویرانگر این روند را درسراسرتاریخ پیش و پس ازانقلاب مشروطه ایران، می بینیم.

بورژوازی که برای تحکیم پایگاه اجتماعی خود در ابتدا برعلیه مذهب می جنگید ولی پس از ظهور انقلاب اُکتبر، برای حفظ ساختار پوسیده اش در برابر آلتر ناتیوش سوسیالیسم علمی، کار فراماسیونرهایش را تغیر داد و مبارزه با ایدیولوژی مناسبات فیودالیسم (مذهب) را به حمایت مالی – سیاسی و نظامی از عقب مانده ترین مذاهب خرافی-فاشیستی در زیر پوشش آزادی مذهب به یک برنامه ریزی دراز مدت بدل کرد. از این رو باز گشت به باور های خرافی گذشته در قرن 21 به ارزشی مقدس، در این جوامع توسعه یافته مبدل گردید. پیآمد این واپس گرایی بروز جنگ های مذهبی درآسیا و آفریقا است که مزدوران نظربه پردازش از مدارس عالی اروپایی- آمریکایی بیرون می زنند و سیاهی لشکرش رامردمان مسخ شده ای که فرصت اندیشیدن را ندارند و همان مذاهب آنها را از شک و تفکر باز داشته است تشکیل می دهند.از سوی دیگر امپریالیسم به احداث پایگاهای نظامی در کشور های عقب رانده شده ای چون پاکستان و اینک در ترکیه عضو رسمی ناتو می پردازد واین باورمندان دوران برده داری را آموزش نظامی می دهد واز سوی دیگر عوارض این شرایط خود ساخته را نیز، به صورت ابزاری برای گسترش جنگ های منطقه ای به کار می گیرد، تحت عنوان مبارزه با تروریسم. وجه دیگر نارسایی های ساختار سرمایه داری عدم امکان توافق و تضاد آشتی ناپذیر آنها بر سر همان بازار محدود جهانی است؛ که حتاباعقب راندن جهان توسعه نیافته (تقسیم کار جهانی ) نتوانسته بنای فرسوده ی این نظام را تضمین کند. بدین جهت گزینه جنگ ضرورت غیر قابل اجتناب نظام سرمایه داری می باشد و گسترش تضاد های مذهبی، شرایط مناسب برای توجیه جنگ را فراهم می کند. پیش از وقوع همه ی این دگرگونی های واپس گرایانه، نخبگان به اصطلاح علمی-فرهنگی سرمایه داری (تاریخ نگاران به فرمان) زمینه اندیشه ای مردم را؛ برای پذیرش حقانیت همه ی این جنایات امپریالیستی فراهم نموده اند. اهمیت حیاتی تاریخ نگاری به سبک پست مدرنیست- نولیبرالی برای تحریف واقعیت های تاریخی جوامع بشری و مسخ انسان و ساختن رباتی از او، برای کار و تسلیم و سرسپردگی؛ دراین واقعیت ها نهفته است.

به بررسی سبک کار این تاریخ نگاران می پرازیم: مارک فرو استاد مدرسه ی مطالعاتی عالی علوم اجتماعی (پاریس) و سردبیر مجله ی آنال یکی از این تاریخ نگاران سرمایه داری جهانی است که کتاب یکی از هم مسلکان خود را به ما این گونه معرفی می کند. کتاب پیشینه های اقتصادی –اجتماعی جنبش مشروطیت وانکشاف سوسیال دموکراسی اثر دکتر خسرو شاکری رویه 21-19: «جاذبه ی آثار خسروشاکری در امکان باز یابی جایگاه و نقش تغیرات داخلی ایران در دگرگونی های منطقه ی خاورمیانه و حتی فراتر از آن، در متن بین المللی آن ها نهفته است.» درادامه: پس می توان با این گفته ی ک.ترویانوسکی در1918 (1297) همراه شد که ایران ،با روحانیت قدرتمندش،همچنین سنت دیرینه ی سوسیال دموکراتیکش- ونیز قرارداشتنش بین ترک ها،مسلمانان هند و اعراب –کشوری بود که می توانست کانون و قلب انقلاب جهانی شود.» ایران و همه ی کشور های مسلمان نام برده شده در دوره ی مناسبات مالکیت بزرگ زمین (فیودالیسم) به سر می بردند،چگونه امکان داشت با چنین مناسباتی یک انقلاب جهانی از نوع لیبرالی به وجود آید؟! در عمل شاهد واپس گرایی و جنگ های فرقه گرایانه مذهبی در همین کشورهایی هستیم که بزعم این به ظاهر دانشمند قرار بود در آنجا یک «انقلاب جهانی» صورت گیرد. این شیوه تحلیل و بررسی برای یک انقلاب جهانی؛آنهم با تکیه به چند عامل غیر عمده چون، یک روحانیت قدرتمند مانند آن چیزی که در ایران موجود بود و سوسیال دموکرات هایی که آشنایی شان با صنعت ناشی از مهاجرت آنها بود والی در ایران یک ساختار مالکیت بزرگ زمین همراه با یک اقتصاد طبیعی در جریان بود، نه سرمایه داری و تولید کالایی؛ آنهم با وجود جهان بینی ایدآلیستی باشاخه های بی نهایت، که هر شاخه دارای نگرش فاشیستی «خود برتر» بینی بود، این شرایط برای یک انقلاب جهانی کافی نیست. عوامل دیگر اجتماعی از نگاه این باور؛ چون مسایل اقتصادی، آن اندازه بی اهمیت هستند که طرح آنها را، ضروری نمی دانند. رویه24 همان منبع نظر اقای خسرو شاکری در مورد این نوع تاریخ نگاریش:

» این پژوهش،برخلاف آثاری که تا کنون در مورد ایران منتشر شده است، ثمره دو دهه تحقیق پر زحمت و موشکافانه بر روی منابع بایگانی و اسناد چاپ شده ی ایرانی،آذری،ارمنی،گرجی،روسی،انگلیسی،آلمانی،فرانسوی و آمریکایی است .. . . این کوششی است به منظور راز زدایی از مبارزه ی ایدیولوژیکی که، طی حدود هفتاد سال، می کوشید این تاریخ را برای خدمت به توجیه حکومت شوروی، دچار ابهام و راز گونگی سازد.» نظرات خسرو شاکری درباره دیگر تاریخ نویسان واقتصاد دانان جهان : کتاب پیشینه های . . . رویه 51 » برخلاف ان چه همه ی تاریخ پژوهان شوروی به صورت روش مند در موردایران اظهار داشته اند و تقریباٌ همه ی تاریخ پژوهان و اقتصاد دانان غربی در مورد این کشور ادعا کرده اند . . . » نفی همه ی تاریخ نگاران در این شیوه ی تاریخ نگاری، ویژه ی سبک و سیاق تاریخ نگاری نو لیبرالیسم است. البته شاکری یک استثنا را پذیرفته اند(احمد کسروی) که بدان خواهیم پرداخت.

به رویه 27-28 کتاب نقش ارامنه در سوسیال دموکراسی ایران(1905-1911) تاریخ نگار خسرو شاکری به کوشش محمد حسین خسرو پناه، توجه کنید:

«در اینجا لازم است در مورد اقدام اگاهانه یا نا اگاهانه عده ای از مورخان ایرانی-به استثنای احمد کسروی –در نا دیده گرفتن یا به حداقل رساندن نقش ارامنه در اوضاع سیاسی این دوره، خاطر نشان کنم ما تحت تاثیرروش پیروان مکتب تاریخ نگاری استالبنیستی شوروی در ایران است که نقش ارامنه (منطور شاکری ارامنه منشویک است که در مبارزه مسلحانه شرکت نکردند، نه همه ی ارامنه که دوش به دوش ملت ایران مبارزه کرده بودند) را محو می کنیم.البته اهمال محققان خارجی تاریخ ایران نیز به تداوم مکتوم ماندن این موضوع کمک کرده است.» شاکری در هر کتاب تاریخی که می نویسند، این مطلب را یاد آوری می کند،که دیگر تاریخ نگاران قابل اعتماد نیستند؛ تنها ایشان، و هم اندیشان شان و به استثنای احمد کسروی.صلاحیت بررسی تاریخ ایران را دارند. در این رابطه من به اسنادی از زنده یاد احمد کسروی استناد خواهم کرد که بر خلاف نظریه های مطرح شده به وسیله شاکری و مریدان وطنی ایشان(خسرو پناه ومحفل شان )است، و نگرش قوم گرایی-شونیستی و ضد علمی ایشان را نفی می کند. شاکری درکار» تحقیقاتی بزرگش که دو دهه از زندگیش را پر کرده است» و بر اساس گفته های ایشان درهمین کتاب تاریخی شان و بهره گیری از همه ی اسناد کشور ها ی نام برده شده ، به چند نکته کلیدی، تاکید خاص دارند و آن ها را علت های اصلی پیشینه های اقتصادی-اجتماعی جنبش مشروطه و روند سوسیال دموکراسی در ایران می دانند.

1″-محدود کردن حکومت شاه به وسیله روستا،ایلات وکسبه و پیشه وران شهری(بزعم ایشان) سنت های دموکراتیک پیشا سرمایه داری درایران.

2-نظام سنتی قبل از مشروطه و وجود نگرش «مساوات طلبی اسلامی «.

3-نقش سوسیال دموکراسی- منشویکی(یک محفل 28 نفره ارمنی) در روند مدرنیته ایران به خصوص انقلاب مشروطه.

«سنت های دموکراتیک پیشا سرمایه داری»

رویه 55 پیشینه های اقتصادی –اجتماعی جنبش مشروطیت و . . . شاکری

«چندین عامل سبب این فقدان مبارزه طبقاتی، یا وجود شکل تعدیل شده ی آن ، در ایران بود. نخست این واقعیت که دهقانان، هنگامی که زیر ستم یا مالیات خم می شدند، به سادگی می توانستند روستای خود را ترک گویند و به جای دیگری بروند، زیرا آن ها، برخلاف هم قطاران اروپایی شان، تحت نظام فیودالی و وابسته به زمین نبودند.» منبع مرجع شاکری سفر نامه ی سر هنری راولینسون به نام سفر به تبریز رویه 36 می باشد: راولینسون نوشته است : «اگر ارباب زمینداری بدون حساب و کتاب بار زیادی را بر دوش رعایایش تحمیل می کرد، آنان صرفآ به چند کیلو متر آن طرف تر به نزد ارباب معتدل تری می کوچیدند و ارباب قبلی رابه خود وا می گذاشتند تا هر طور که می خواست کسب در آمد کند.»

این که قانونی برای وابستگی دهقان به زمین وجود نداشت یک واقعیت است. ولی بر اساس یک واقعیت در یک مقطع تاریخی خاص، نظریه پردازی برای همه ی دوره های تاریخی یک کشور بر خلاف واقعیت های مناسبات اجتماعی آن کشور می باشد.شاکری و منبع مرجع باور هایش، در باره جوانب دیگر مناسبات فیودالی در ایران به اندازه کافی بررسی نکرده اند؛ در هر جای دنیا هر قطعه زمین، یک زمین دار، ظرفیت پذیرش روستاییان محدودی را دارد، لذا مهاجرت تعداد بیشتری از دهقانان را،هیچ مالکی از نظر اقتصادی نمی توانست بپذیرد.یکی از علت های مهاجرت بزرگ ایرانیان به مناطق نفت خیز روسیه تزاری در این حقیقت تلخ بود که در ایران شرایط حداقل زندگی برای یک زحمت کش مولد وجود نداشت. بامطالعه تاریخ این دوران(پیشا مدرن وبزعم این گروه تاریخ نگاران «دموکراتیک») و بررسی انواع ستم ها، مالیاتها و بیگاری های فیودالی آن شرایط، حقیقت روشن می گردد.

مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، نویسنده یرواند آبراهامیان رویه 59-58

» پل وی ای جامعه شناس فرانسوی نیز که روستاهای کناره خزر را به دقت مطالعه کرده است، به دوگانگی شدید میان اندیشه های درونی دهقانان و «حقارت ورام بودن ظاهری و سرسپردگی آشکار آنها به اقتدار فیودالی » اشاره می کند. در ادامه همین تضاد میان اطاعت ظاهری و کینه درونی توسط پر کینز نیز به روشنی تشریح شده است.» رویه 59 مقالاتی در. . . آبراهامیان

«جیمز فریزر ازسیاحان اوایل قرن نوزدهم می نویسد که غالبا روستاییان از تحمیل های مالیاتی سنگین می گریختند:»درایران فریفتن و منتقل کردن دهقانان از یک منطقه به منطقه دیگر، یک گناهی فاحش به حساب می آمد . . . بنابراین تمام این گونه ترفندها در جایی که امکان داشت با زور سرکوب می شد . . . » رویه 79 مقالات در جامعه . . . آبراهامیان

» رابرت البرت در یک تحقیق مردم شناسانه . . . قدرت فرا گیر زمین دار را به طور مختصر . . . دهقانی که زیادی مزاحم یود همواره امکان داشت که از مزرعه بیرون انداخته شود به نظر می رسد ترس از چنین پیشامدی- که سرنوشتی بدتر از[گرفتارشدن در دام] رباخوار ،فقر، زندگی فلاکت بار با کار طاقت فرسا بود- علت تسلیم و رضای برده وار است.» رویه 80 همان منبع

» اریک ولف :زارع سهم بر در ایران هم چون دهقان فقیر دیگر کشور ها»به طور کامل زیر نفوز کار فرمایش بود»

کتاب کشاورزی و مناسبات ارضی درایران عهد مغول قرنهای 13-14 ج دوم رویه325-326 اثر ای.پ. پطروشفسکی.

«در نخستین مرحله ی نهضت های آزادی قرن چهاردهم میلادی، عامه مردم به همراهی مالکین فیودال ایرانی و تاجیک وارد میدان مبارزه می شدند.سبب شرکت مالکین یاد شده این بود که آنان نیز از خود کامی و دزدی و غارت و تجاوز اعیان صحرا نشین و لشکری مغول و ترک بستوه آمده، بویژه از این که خان های مغول املاک موروثی مالکان کوچک و متوسط اسکان یافته محلی را تصرف کرده بودند سخت در رنج بودند.بدین سبب ایشان نیز دوشادوش ستمدیدگان یعنی روستاییان و پیشه وران ایرانی به مبارزه برخاستند . . . بدیهی است که دراین میان بغض و نفرت قیام کنندگان تنها متوجه مغولان و ترکان نبوده بلکه علیه سران و بزرگان تخته قاپوی ایرانی یا مالکان و مستوفیان و روحانیون سنی . . . که از دیر بازبه خدمت فاتحان کمر بسته،کاملا با آنان جوش خورده، به نظامات مغولان گردن نهاده، خو گرفته بودند- نیز کینه می ورزیدند. . . روستاییان قیام کننده . . . از خود برنامه روشنی نداشتند،محرک و راهنمای ایشان روزگار تحمل ناپذیرشان بود و نفرتی که از ستمکاران داشتند. . . عناصر یاد شده (مالکان کوچک) اتحاد با توده ی روستاییان را فقط وسیله ای می دانستند برای کنار زدن فاتحان مغول و ترک و متحدین محلی آنها تا بدست روستاییان قدرت و حکومت را بدست آورند.»

رویه 194 کشاورزی و مناسبات ارضی. . .

«پس از غلبه ی مغول بر اثر انحطاط عمومی اقتصادی ایران و بخصوص تنزل فاحش تولیدات کالایی و خرابی شهر ها و افزایش گرایش بسوی اقتصاد طبیعی وصول بهره بصورت نقدی سخت کاهش یافت . . . «

مستندات این کارتحقیقی پطروشفسکی :آثار تاریخی سده های میانه ایران و جهان است، مانند : 1-ابن العوام.کتاب الفلاحه 2-ابن اثیر 3- ابن البلخی 4-ابن بطوطه5 – ابن اسفندیار محمد.تاریخ طبرستان6- ابن یمین مقطعات 7- کتاب البلدان ابن الفقیه8- کتاب العلق النفیسه ابن رسته و دهها منبع مرجع دیگر می باشد.

شاکری دراین کار به اصطلاح تحقیقی ومستندش مدعی شده است : رویه283 پیشینه های اقتصادی . . .شاکری

«جامعه روشنفکری ، که در تنگنای جزمیت آیینی قرار داشت . . . نشاط خلاقانه ای را که پیش ازظهور صفویه از آن بر خوردار بود از دست داد و درنتیجه به شدت نا توان و بی مایه شد.»

براساس این نظریه در دوره ی پیش از صفویه در ایرانی که زیر سلطه ایلخانان وتیموریان ومغول به سر می بردند و یا دوران بنی امیه و بنی عباس، مردم با نشاط خلاقانه زندگی می کردند. به تاریخ آن دوران نگاه می کنیم .

کتاب مقدمه ابن خلدون رویه 328 به بعد، جلد یک

» سلاطین و امرا غالبا به مردم ستم می کردند. نتیجه ی بیدادگری آنان عصیان عمومی و هرج و مرج و کشتار بود . . .»

تاریخ اجتماعی ایران اثر مرتضی راوندی جلد 4 رویه 179

نظر جامی شاعر پر آوازه آن دوران از زبان پیر زنی که زندگی در بیابان و خوردن گوشت مار و سوسمار را بر زندگی کردن درشهر ترجیح می دهد. جامی – سلسله الذهب به نقل از تاریخ اجتماعی ایران مرتضی راوندی رویه 166

بگفتا که هر جا شهر و ده است،

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: