سياسی, سرتیتر

جنگ جهانی سوم شروع شده است

آنهایی که برای خصوصی سازی فشار می آورند یا خائن هستند و یا کاملاً احمقاگر روسیه و چین از از قید سیستم غربی رها نشوند، و اقتصاددانان نئولیبرال خودشان را تبعید نکنند، آنها باید به جنگ بروند تا بتوانند از حاکمیت خود دفاع کنندنو محافظه کاران با غرور و گستاخی خود دیوانه شده اند، و در تعقیب خود برای تسلط آمریکا بر جهان، آنها درعزم خود برای بی ثبات سازی روسیه و چین تمام احتیاط را کنار گذاشته اند. دولت های روسیه و چین با اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرالی که توسط اقتصاددانان آموزش دیده با سنت نئولیبرال غربی خود بر آنها تحمیل می شود، خودشان را برای واشنگتن تنظیم کرده اند. با بلعیدن خط «جهانی شدن»، با استفاده از دلار آمریکا، و شرکت در سیستم پرداخت های غربی، در کشورهای خود را برای ورود سرمایه های خارجی باز می کنند، میزبان بانک های آمریکایی می شوند، و به مالکیت خارجی اجازه می دهند، وبدین طریق، دولت های روسیه و چین خودشان را آماده بی ثبات سازی می نمایند.

جنگ جهانی سوم شروع شده است

نوشته: پل کریک رابرتس

برگردان: آمادور نویدی

jang_bw

مدت هاست که جهانی سوم آغاز گشته است. ولی هنوز نمی دانیم چه مدت زمان لازم است تا این که به صحنه داغ آن برسیم؟

واشنگتن اکنون یک جنگ اقتصادی، تبلیغاتی و روانی را علیه چهار عضو از گروه بکوک پنج کشور معروف به بریکس – برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی به راه انداخته است. برزیل و آفریقای جنوبی با افتضاح سیاسی ساختگی بی ثبات شده اند. هر دو کشور مملو از کمک های مالی واشنگتن به سیاستمداران و سازمان های غیردولتی (ان جی او ها) است. واشنگتن با ارسال عوامل سیاسی خود برای اقدام علیه دولت، و تظاهرات توسط سازمان های غیردولتی در خیابان ها، یک رسوایی را جعل کرد.

واشنگتن سعی کرد با «اعتصاب دانش جویان» هماهنگ شده در هنگ کنگ، جنگ علیه چین را آغاز کند. واشنگتن امیدوار بود که اعتصاب به داخل چین گسترش یابد، اما این نقشه با شکست روبه رو گشت. واشنگتن سعی کرد با تظاهرات هماهنگ شده علیه انتخاب مجدد پوتین با روسیه جنگ کند ولی باز هم با شکست مواجه شد.

واشنگتن برای بی ثبات کردن روسیه نیاز به قدرت پایدار تر و نکته قابل اتکای استوارتری در درون روسیه داشت. و واشنگتن برای به دست گرفتن یک اتکای پایدارتر، با مگا بانک های نیویورک و عربستان سعودی برای پائین آوردن قیمت نفت بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه به ۳۰ دلار، همکاری کرد. این همکاری بر امور مالی روسیه و روبل، فشار گذاشت. متحدان واشنگتن در درون روسیه به رئیس جمهور پوتین فشار می آورند تا بخش های مهم اقتصاد روسیه را خصوصی کند تا سرمایه خارجی را افزایش دهد و کسری بودجه را پوشش دهد و به روبل کمک کند. اگر پوتین تسلیم شود، دارایی های مهم روسیه از کنترل روسیه خارج شده و زیر به کنترل واشنگتن در می آید.

به عقیده من، آنهایی که برای خصوصی سازی فشار می آورند یا خائن هستند و یا کاملاً احمق. هر کدام که می خواهد باشند، خصوصی سازی برای استقلال روسیه خطرناک است.

جزئیات حمله واشنگتن به روسیه را، اریک درایستر در لینک زیر ارائه می دهد:

http://www.mintpressnews.com/brics-attack-western-banks-governments-launch-full-spectrum-assault-russia-part/215761/

حمله واشنگتن به آفربقای جنوبی:

http://www.mintpressnews.com/brics-attack-empires-destabilizing-hand-reaches-south-africa/215126/

و حمله واشنکتن به برزیل:

http://www.mintpressnews.com/brics-attack-empire-strikes-back-brazil/214943/

برای مقاله من در مورد حمله واشنگتن بر استقلال آمریکای لاتین به لینک زیر نگاه کنید:

http://www.paulcraigroberts.org/2016/04/22/washington-launches-its-attack-against-brics-paul-craig-roberts/

همان گونه که اغلب اشاره کرده ام، نو محافظه کاران با غرور و گستاخی خود دیوانه شده اند، و در تعقیب خود برای تسلط آمریکا بر جهان، آنها درعزم خود برای بی ثبات سازی روسیه و چین تمام احتیاط را کنار گذاشته اند.

دولت های روسیه و چین با اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرالی که توسط اقتصاددانان آموزش دیده با سنت نئولیبرال غربی خود بر آنها تحمیل می شود، خودشان را برای واشنگتن تنظیم کرده اند. با بلعیدن خط «جهانی شدن»، با استفاده از دلار آمریکا، و شرکت در سیستم پرداخت های غربی، در کشورهای خود را برای ورود سرمایه های خارجی باز می کنند، میزبان بانک های آمریکایی می شوند، و به مالکیت خارجی اجازه می دهند، وبدین طریق، دولت های روسیه و چین خودشان را آماده بی ثبات سازی می نمایند.

اگر روسیه و چین از از قید سیستم غربی رها نشوند، و اقتصاددانان نئولیبرال خودشان را تبعید نکنند، آنها باید به جنگ بروند تا بتوانند از حاکمیت خود دفاع کنند.

درباره نویسنده:

دکتر پل کریک رابرتس، معاون وزیر خزانه داری برای سیاست اقتصادی و همکار سردبیر ژورنال وال استریت بود. او مقاله نویس هفته نامه بیزنس، خدمات اخباری هاوارد اسکریپس، و از مؤسسان سندیکا بود. او دارای چندین مقام دانشگاهی است. مقالات اینترنتی او در سراسر جهان هواداران زیادی دارد. آخرین کتاب های او انحلال اقتصادی غرب و چگونه آمریکا شکست خورد، و تهدید نو محافظه کاران بر نظم جهانی می باشد.

برگردانده شده از:

World War III Has Begun
By Paul Craig Roberts

http://www.informationclearinghouse.info/article44531.htm

۱ دیدگاه

  1. درود بر دست اندرکاران سایت هفته، خوانندگان، و به یژه سپیده گرامی.
    ممنون از کامنت، دلگرمی و ایمیل هایتان.
    راستش مطلب از پل کریک رابرتس در این مورد زیادست، ولی چشم، باز هم از ایشان ترجمه می کنم، اگر چه، هیچوقت با هیچکدام از ترجمه هایی که می کنم، ۱۰۰ درصد موافق نیستم. نمیدانم نظر رفقا و دوستان چیست!؟ ولی، اگر ببینم که مطلبی به درد روشنگری و افشاگری می خورد، دست به کار می شوم.
    ما به امید زنده ایم، امید به جهانب بهتر که هیچ بودگان صاحب همه چیز گردند!

    با احترام
    آمادر نویدی

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    آمادر نویدی عزیز،
    این گفتمان را چهار یا ۵ سال بشهادت رفیق ام. شیری، رفیق محوی و رفیق عزیزمان مجید… در مجله هفته قُر قُر میزنم.
    مساله خیلی روشن است. برگردان‌ شما کاملاً انتخابش صحیح و بموقع میباشد.
    منتها نیاکان ما میگفتند:
    درخت گردو اینقدر درازه درخت خربزه الله اکبر.
    آگر در مورد چین و روسیه این مساله صادق است وای بحال ایران وایرانی!!
    اما اما:
    چین و روسیه شانه بشانه هم خیلی بر آمریکا سر میباشند. هم از نظر تسلیحات و هم از نظر مردم یعنی پرسنل نظامی!
    امپریالیسم غرب سراپا تا کنون با پشتیبانی همه جانبه خود از زمان ویتنام تاکنون از شکستی به شکست دیگر عجله داشته است. امپریالیسم هرگز نمیتواند از جنگ دست بردارد! چه در جنگ سوم پیروز گردد و چه بازنده باشد؛
    باز هم هیچ فرقی نمیکند که روسیه و چین برنده جنگ باشند و یا ام.آمریکا و یا شاید آلیانسی از ژاپن آلمان روسیه مثلاً پیروز گردند. از همان فردای جنگThe day after همه نیروها سعی در تولید بیشتر و فروش بیشتر خواهند کرد و اینبار دوران بسیار کوتاهی سرمایداری رونق و سالی طلایی را پشت سرخواهد گذاشت و از نو شروع برجز خوانی خواهد کرد که دیدید سرمایداری عمل میکند و همه چرخها با حد اکثر سرعت می چرخند و فقط سه در صد بیکاری داریم!!(سالهای هفتاد اروپای غربی)!
    ولی با سرعتی که تولید اکنون دارا میباشد، سالکی بیش بطول نمی انجامد که آش همین آش و کاسه همین کاسه خواهد بود. چرا؟
    زیرا ما شاهد بودیم که کشورهای صنعتی بعد از جنگ دوم ژاپن و آلمان چقدر سریع قادر به بازسازی گردیدند. اگر حکومت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تحت رهبری داهیانه استالین وجود نداشت و فرض کنیم که مانند آمریکا ابرقدرتی با نظام سرمایداری بود، بسیار ساده قابل تصور میباشد که ده سال بعد دوباره با بازارهای اشباع شده روبرو بودیم. بازارهای اشباع شده هم فقط یک چیز دوای دردش میباشد، آنهم جنگ، آنهم جنگی بس مخرب!
    این آمریکا نیست که این چنین احمقانه عمل میکند، آمریکا در لحظه فعلی چاره دیگری ندارد. سازمان سیا و پژوهشگران حفظ نظام آمریکا، حتی لحظه ایرا هم رها نمیکنند که برای جنگ نقشه نریزند و بدین خاطر است که اززمان خروشچف تا باین زمان ما از جنگی بجنگ دیگر میشتابیم که تا قبل از آن غرب از نیروی توده ها و برتری نظام سوسیالیستی و یقین داشتن کارگران و زحمتکشان جهان از آن مجبور بود که با کَرِه ماتحت اروپای غرب را چرب نگه دارد،‌ تا مردمش مانند دانشجویان ایرانی کنفدراسیونی باین فکر نیفتند که به کشور دمکراتیک آلمان شرق (دمکراتیک در اوایل) برای تحصیل بروند و تمام بافته های غرب یکروزه پنبه نگردد. این دندان روی جگر گذاشتن و کارگران و زحمتکشان را با حسرت و خشم بدانان باج دادن از پنج یا هشت ؟ سال قبل از جلوس گارباچف واقعاً انجام میگردید، که متخصصین غربی به روسیه میرفتند تا درس مدیریت اداره تولید «مدرن» بدانان بدهند!
    برلین غرب در مقام رقابت با برلین شرق سالانه ۱۴ میلیارد دلار آنزمانی پشتیبانی میشد تا از شرق به غرب فرار نمایند و نه برعکس! تازه ناحیه ها و شهر های همجوار با غرب که میتوانستند هرروزه تلویزیون غرب را نگاه کنند، آرزوی غرب رفتن نداشتند!!(طبق همه‌پرسی تلویزیون آلمان غرب).
    دور نیفتیم. نظام ام. آمریکا هم بخاطر قرض دولت و هم پرداخت دیویدنت (سود سهام) به پس انداز کنندگانِ پولهای پارک شده در بانکهای خود؛ باید این مبلغ سه یا پنج هزار بلیارد دلار را بتولید برده و بتواند با استحصال ارزش اضافه سود سهام پرداخت نماید و یا با جنگ پروژه نیازهای تولیدی بوجود آورد و یا داوطلبانه خود را ورشکست اعلام کرده واز ساعت صفر شروع کند تا تاوانی برای سپرده های بی‌ارزش نداده و همه را سوخت کند!
    ولی من امید زیادی به کمونیستها دارم، تا در یکی از این تند پیچ ها با حزبی تراز نوین بتوانند انقلاب اکتبری دیگری را بسرانجام رسانند و کل جهان را از رنج و عذابی بی‌نظیر نجات بخشند.
    سپیده
    بیست و دوم اردی‌بهشت نود و پنج

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.