سرتیتر

احمد پوری – سختگیری در سیاستهای پناهندگی اروپا و هلند به کجا منتهی خواهد شد؟

panahandeh_europa
روز دوشنبه و سه شنبه برای شنیدن حکم دادگاه عالی اروپا در مورد یک پرونده به همراه چند وکیل به لوکزامبورگ می روم.
قرار است دادگاه عالی اروپا حکم خود را درباره یک خانواده صادر کند که به تمام کیس های مشابه در اروپا تاثیر دارد.

داستان زندگی یک مادر و دو دخترش و سیاست سختگیرانه دولت هلند.
خانمی در کشور نیکاراگوا متولد شده در سه سالگی همراه خانواده اش به کوستاریکا رفته در کوستاریکا بزرگ شده و سرانجام با یک مرد هلندی دوست شده و با هم زندگی مشترک تشکیل داده اند بدون اینکه ازدواج کرده باشند… پانزده سال پیش باهم به هلند آمده اند… این خانم یک بچه از دوست پسر هلندیش دارد… زندگی مشترک بهم خورده و دوست پسرش به کوستاریکا برگشته و در آنجا تجارت و زندگی خودش را دارد و با خانم دیگری زندگی می کند…
آن خانم نیکاراگوایی در هلند تبدیل به یک بیگانه غیرقانونی شده است… در این مدت این خانم با یک پناهنده که غیرقانونی شده بود رابطه داشته و از او هم صاحب یک فرزند شده است… شوهر یا دوست پسر دوم او را به کولومبیا اخراج کرده اند…

حالا این خانم با دو بچه سالهاست که در هلند بطور غیرقانونی زندگی می کند… فکر می کنم شش سال پیش بود که بدفتر سازمان پناهندگی پرایم آمد تا در آخرین لحظات از ما تقاضای کمک کند. زمانیکه او را می خواستند از هلند اخراج کنند با استصال کامل با تمام پرونده هایش و بهمراه دوبچه اش به دفتر کار ما آمد قرار بود در عرض سه روز او را اخراج کنند، بلیط اخراج و همه چیز آماده بود… من به خانم خردا لاتر یکی از بهترین وکلای هلند زنگ زدم و خلاصه داستان را تعریف کردم. او همان لحظه بدفتر کار من آمد و تا ساعت 12 شب هم با این خانم صحبت کرد و هم همه پرونده او را خواند و با همسر سابق او در کوستاریکا تماس گرفت. تنها راه حل این بود که او از کوستاریکا به هلند بیاید و بچه اول را تایید کند که بچه او بوده است و پاسپورت هلندی برای بچه اول بگیرد تا از این طریق وکیل بتواند جلو اخراج فوری آنها بگیرد… کاری که به نظر خیلی از وکلا غیرممکن بود، ما در عرض دو روز توانستیم ممکن کنیم. شوهر سابق او آمد و برای اقامت دوست دختر سابقش با او و وکیلش همکاری کرد… این وکیل توانست تا حالا از اخراج این خانواده جلوگیری کند. اداره تابعیت و مهاجرت هلند در تلاش برای اخراج پناهجویان به هر گونه خلاقیتی دست می زند تا قوانین هلند و اروپا را دور بزند و اخراج هرچه بیشتر پناهجویان را فراهم کند.

اداره تابعیت و مهاجرت هلند و دامن زدن به ابتکار کارمندان جهت اخراج پناهجویان به هر قیمتی!
خلاصه داستان این است که دولت هلند مدعی است: این خانمی که از سه سالگی در نیکاراگوا نبوده می تواند با دختر کوچکش به نیکاراگوا اخراج شود! او در نیکاراگوا هیچ فامیل و آشنایی ندارد و 37 سال است که آن کشور را ترک کرده است!
راه حل و برنامه دولت هلند برای بچه اول او هم از این قرار است: دوست پسر سابق این خانم می تواند از کوستاریکا به هلند برگردد و با بچه اول زندگی کند! این آقا در کوستاریکا تجارت و خانم جدید و زندگی خودش را دارد و هرگز با این بچه زندگی نکرده است… حالا هم بیماریی دارد که به احتمال قوی می تواند به مرگ وی منتهی شود. دولت هلند برای آن هم راه حل پیدا کرده است! می گویند او اگر به هلند برگردد می تواند تا زمانیکه کار پیدا کند حقوق بیکاری دریافت کند! از آنجایی که او هرگز بچه داری نکرده و با این بچه زندگی نکرده است برای حل این مشکل هم یک نفر می تواند هر روز جهت مراقبت و تربیت بچه به این خانواده کمک کند. علاوه بر مراقبت از بچه در امور روزانه تلاش کند رابطه منطقی و عاطفی بین این بچه و پدر بیمارش به وجود بیاید!

بنا براین راه حل معجزه آسای اداره تابعیت و مهاجرت هلند به جای کمک به نجات و ایجاد یک خانواده خوشبخت سه خانواده بدبخت و بیمار را به جامعه تحویل می دهد!
یک: خانواده ای موفق را در کوستاریکا نابود میکند تا پدر بچه اول زن و کار تولیدی و تجارت و زندگی اش را در کوستاریکا رها کند و برای بچه داری بیاید به هلند واینجا تبدیل به یک بیکار بیمار بشود!
دو: این پدر با بچه ای که هرگز زندگی نکرده است به کمک دولت هلند یک نفر را استخدام می کند تا او بتواند یک خانواده خوشبخت تشکیل دهد!… یعنی در عمل خانواده ای بوجود می آید از سه نفر انسان کاملا بدبخت! یک بچه، یک کارمند و یک پدری که هرگز با این بچه زندگی نکرده است! تاثیر روانی ناپدید شدن مادر و خواهرش روی این بچه هم به نظر دولت هلند چیز مهمی نیست!
سه: مادر این بچه همراه بچه دومش به کشوری بر می گردد که در سه سالگی آنرا ترک کرده است. و بچه اش هرگز در آنجا نبوده و زبانش را نیز نمی فهمد!
یعنی یک خانواده بدبخت دیگر هم در نیکاراگوا تشکیل می شود!
پرواضح است که برای دولت هلند مهم نیست که او در نیکاراگوا با این بچه به چه مصیبت هایی گرفتار خواهد شد، و رابطه آن مادر با بچه اولش چگونه به شیوه ای انسانی ادامه می یابد یا نه؟! و تاثیر این نوع جدایی ناگهانی و گسیختن شیرازه خانواده از همدیگر در روح و روان این بچه ها و مادرش چه خواهد بود؟

اداره تابعیت و مهاجرت یا ماشین پناهندگی؟
دولت هلند یکی از موفق ترین دولتهای سرمایه داری نئولیبرال است که هر ناکالایی را به کالا تبدیل می کند. چندی پیش در آمستردام با رئیس اداده تابعیت و مهاجرت در جلسه ای بحث می کردم خود این جناب رئیس از اداره خودش بنام ماشین پناهندگی یاد می کرد و تولیدات این ماشین تصمیم گیری مثبت و منفی کارگران این ماشین است! رئیس اداره تابعیت و مهاجرت گفت: سال گذشته به هلند 58000 پناهجو آمده است و تولید ماشین پناهندگی ما 70% جواب مثب بوده است! من همانجا فورا به این آمارهای دروغین اعتراض کردم و گفتم مهمترین تولید این ماشین بی روح و ناعادلانه آمارهای گمراه کننده و دروغین است. گفتم: من تعجب می کنم چگونه رئیس اداره تابعیت و مهاجرت با بی دقتی و ابهام آگاهانه آمارها را بشدت بالا می برد و توده ها را گمراه می کند. پناهنده، پناهجو، مهاجر، خارجی، بیگانه، غیرقانونی… لغت هایی هستند که اداره تابعیت و مهاجرت اختراع کرده است و برای هر کدام تعریف دقیقی دارد. جالا چگونه رئیس این اداره به تولیدات فکری سازمان خودش وفادار نمی ماند و همه را پناهجو می نامد؟ گفتم این 58000 نفر مجموع پناهجویان بعلاوه مجموع الحاق خانواده های پناهجویان بعلاوه تمامی پناهجویان پرونده بسته ای است که برای بار دوم و سوم تقاضای پناهندگی کرده اند… یعنی شما تعدادی از پناهجویان را دو یا سه بار در این آمار شمرده اید در حالیکه آنها یک نفر هستند که سه بار تقاضای پناهندگی کرده اند نه سه نفر! و کسانیکه بعد از گرفتن پناهندگی خانواده شان به آنها ملحق شده است هرگز از پروسه پناهندگی رد نمی شوند و تقاضای پناهندگی نمی کنند. آنها بطور قانونی پروسه دیگری را طی می کنند در شمار پناهجویان نباید وارد شوند ولی دولت هلند برای گمراه کردن همه این آمارها را با هم مخلوط می کند تا ادعا کند که پناهجویان زیادی به هلند وارد شده اند!
در مورد آن 70% تصمیم گیری مثبت هم گفتم شما بعنوان رئیس اداره تابعیت و مهاجرت باید نمونه دقت و عدالت وزارت دادگستری باشید، شما چگونه این رقم بی معنی را ذکر می کنید در حالیکه می دانید هیچ کدام از خبرنگارها نمی فهمند معنی واقعی این آمارها چیست و فردا در مطبوعات می نویسند که دولت هلند 70% به تقاضاهای پناهندگی جواب مثبت می دهد و بهترین کشور پناهنده پذیر است! درحالیکه هلند یکی از سختگیرترین کشورهای پناهنده پذیر است و آمار 70% جواب مثبت هم دروغ محض و دروغی بسیار هشیارانه است!
زیرا از نظر ماشین پناهندگی هلند در هر مرحله ای از پروسه پناهندگی و به هر تقاضایی که جواب مثبت داده اند یک تولید ماشین پناهندگی می نامند تا به دولت نشان دهند که ما امسال بیکار نبودیم اینهمه تولید داشتیم! حالا این جواب مثبت می تواند به تقاضای اقامت چند روزه یک دانشجوی خارجی در هلند مربوط باشد، می تواند جواب مثبت به تقاضایی باشد که یک خارجی به هر دلیلی به اداره تابعیت و مهاجرت فرستاده است… یکی از انواع تقاضاهای بی شمار خارجی ها از اداره تابعیت و مهاجرت تقاضای پناهندگی است! تازه در مرحله ای از برسی کیس به درخواست اقامت موقت وکلیل یا در خواست بررسی پرونده پزشکی و … جواب مثبت می دهند ولی این نوع جوابهای مثبت هیچ ربطی به جواب پناهندگی مثبت ندارد! شما چرا انواع جوابهای مثبت را اینجا با صداقت مطرح نمی کنید و جامعه را گمراه می کنید؟

رئیس اداره تابعیت و مهاجرت در حضور همه در این کنفرانس گفت: می بخشید در مورد 58000 نفر حق با شماست من کمی بی دفتی کردم! ولی در مورد 70% جواب مثبت کارمندان من برای تولید هر جواب کار کرده اند و من مجموع تولیدات ماشین پناهندگی را گفتم نه انواع جوابهای مثبت را! …

در نهایت تاسف با این دروغ هوشمندانه همانطوریکه من حدس می زدم فردا در روزنامه ها نوشتند هلند به 70% پناهجویان جواب مثبت می دهد!
رشد راست افراطی در هلند بی جهت نیست! آقای ویلدرس رهبر حزب آزادی هلند که یک حزب راست افراطی و نئوفاشیستی است یک سال تمام گفت امسال 300.000 نفر پناهجو به هلند خواهند آمد و به بشدت به جو ضد پناهنده و بیگانه ستیز دامن زد! حالا رئیس اداره تابعیت و مهاجرت بجای اصلاح دروغ های این نئوفاشیست بیگانه ستیز با تمام توانایی ماشین پناهندگی که راه انداخته است سعی می کند آمارها آنقدر بالا ببرد که به آمارهای دروغ سیاستمداران بیگانه ستیز نزدیک شود! با همه این تلاشها دروغهای آقای ویلدرس 5 برابر بیشتر از آمارهای اغراق آمیز رهبر اداره تابعیت و مهاجرت است! ولی مطبوعات از درک این مسائل افشای دروغ های بیگانه ستیز ناتوان هستند! در حالیکه همان مطبوعات اگر در آمارهای من یک در صد اشتباه پیدا کنند با دقت بی نظیری این مسائل را زیر نور نورافکن و میکروسکوپ نقد می کنند!

مهمترین تولید این ماشین پناهندگی حواب منفی به تقاضاهای پناهندگی و تبدیل پناهجویان به انسانهای غیرقانونی و اخراج هرچه بیشتر این انسانهای غیرقانونی است!

همانطوریکه در مورد این خانواده ملاحظه می کنید، مشکل اداره تابعیت و مهاجرت این است: بچه ای که در هلند متولد شده و پدرش هلندی بوده و پاسپورت هلندی دریافت کرده طبق قوانین هلند و اروپا چنین بچه ای را نمی توان از هلند اخراج کرد! مسئله دوم این استکه بویژه در این مورد مشخص رابطه این بچه با مادرش چنان است که نمی توان مادرش را بیرون کرد زیرا این بچه به کمک و مراقبت مادرش نیاز دارد… به همین دلیل کارمندان نابغه اداره تابعیت و مهاجرت این راه حل شگفت انگیز را پیدا کرده اند که پدر بچه اول و یک پرستار خانه به کمک این بچه بیایند تا دولت هلند بتواند مادر و درختر کوچکش را بیرون کنند!
برای اداره تابعیت و مهاجرت مهمترین مسئله پیدا کردن هر گونه راه حل ابتکاری جهت اخراج پناهجویان پرونده بسته است نه خوشبختی انسانها… چنین سیاستمدارانی بطور دائم به بقیه کشورها درس حقوق بشر و انسانیت می دهند!…

سیاست سختگیرانه و عادلانه!
شاید هیچ کس باور نکند که دولتهای اروپایی در اعمال سیاستهای سختگیرانه به این درجه از پاردکس و حماقت جنایت بار برسند که چندین عضو یک خانواده را برای همیشه به بیمار روحی یا خلافکار تبدیل کنند… دولت هلند برای خلع سلاح کردن مخالفان و منقدانش اعتراف می کند که سیاست ما سختگیرانه است ولی فورا اضافه می کند که این سیاست عادلانه است!… یعنی سختگیری در خدمت عدالت است… من در تمام مصاحبه ها و مناظره هایی که در هلند داشتم در فرصت های مناسب این شعار را که «سیاست ما سختگیرانه ولی عادلانه است» به شدیدترین نحو نقد کرده ام و اثبات می کنم که این سیاست یک تناقض محض و ابلهانه است ولی رهبران سیاسی دولت هلند از تکرار این پاردوکس ابلهانه خسته نمی شوند! هدف سختگیری دولت هلند چیست؟ هدف سیاستهای سختگیرانه این استکه چنان زندگی را بر پناهجویان در هلند زهرمار کنند که اخبار منفی در جهان پخش شود و پناهجویان بالقوه ای که از کشورشان می خواهند حرکت کنند هرگز به مقصد هلند نه اندیشند و نیایند!… پس این سیاست از ریشه ناعادلانه است! زیرا پناهجویان فعلی در هلند باید به فلاکتی دچار شوند که دیگران چنان بترسند که هرگز به هلند نیایند!… این سیاست ناعادلانه روح منطق تمام دیکتاتورهاست… در ایران هم دولت جمهوری اسلامی جنایتکار مخالفان خود را چنان بی محابا اعدام و شکنجه می کرد تا دیگران بترسند و قدم در این راه نگذارند!… اتفاقا دولت ایران هم می گفت این تعذیر به نفع قربانیان است، پس شکنجه و سرکوب ما هم عادلانه است!… پرواضح است که دولت هلند روح این سیاست را بسیار محترمانه به پیش می برد و در حقیقت با پنبه سر می برد!

برای درک عمیق تر این مسائل بهتر است به مصاحبه ای که اخیرا آقای عزیز احمد فرد از رادیو فرانسه با من داشتند گوش کنید… تا سیاستهای استراتژیک اروپا را بطور همه جانبه درک کنید…

دلایل سخت گیری اروپاییان در مسئلۀ مهاجرت – گفتگو با احمد پوری توسط عزیز احمد فرد از رادیو فرانسه
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1317178874968011?pnref=story

سیاست سختگیرانه و گسیختن شیرازه خانواده ها از همدیگر
پارسال هم من با همین وکیل برای پرونده دیگری که به یکی از مهمترین پرونده های سال 2015 تبدیل شد، به دادگاه استراسبورگ رفتیم… در این مورد با خانواده ای سروکار داشتیم که پدر هلندی است و مادر سه فرزند در هلند بدنیا آورده است و 17 سال است که در هلند زندگی می کند… بدلایل تکنیکی و مالی نتوانسته بودند بموقع برای مادر اقامت هلند را بگیرند… سرانجام دولت هلند می خواست این مادر را از هلند به سورینام اخراج کند! خانم لاتر وکیل این خانواده ادعا می کرد که دولت هلند با پاره کردن شیرازه این خانواده قوانین هلند و اروپا را نقض می کند…

شاید هیچکس جواب دولت هلند را باور نکند. عکس العمل دولت هلند این بود که ما این خانواده را نمی خواهیم از هم جدا کنیم ما فقط می خواهیم مادر این خانواده را بیرون کنیم اگر بقیه خانواده هم نخواهند خانواده شان از هم بپاشد می توانند همراه این خانم به کشور سورینام برگردند! یعنی پنج نفره اخراج شوند!… در این پرونده هم که نتایج آن به تمام پرونده های مشابه در اروپا تاثیر داشت 21 قاضی می بایست بعد از گوش کردن به تقاضای دولت هلند و دفاعیه وکیل این خانواده در مورد این پرونده تصمیم می گرفتند… بیش از 50 قاضی هم از کشورهای اروپایی آمده بودند تا از این دادگاه چیزهای جدیدی یادبگیرند…
خوشبختانه جواب آن دادگاه مثبت بود و آن خانواده سرانجام از کابوس اخراج مادر نجات یافت!…

یکبار هم چند سال پیش یک خانم ایرانی در وضعیت بسیار آشفته و گریانی به دفتر کار من آمد و گفت که شوهرش را که زندانی سیاسی بود و در ترکیه هم دستگیر کرده بودند و در زندان بود می خواهند به ایران برگردانند… باز هم با این وکیل تماس گرفتم بدلیل اینکه در دادگاه اروپا بسیار شناخته شده است… توانست در عرض دو ساعت دستور توقف اخراج او را بگیرد و به دولت ترکیه بفرستد تا دادگاه اروپا به این پرونده رسیدگی کند… بعد از یک ماه توانستیم او را از زندان به هلند بیاوریم و سرانجام همه خانواده بهم پیوستند … پرونده بسیار جدی بود…

دو نکته مهم:
یک: برای اینکه پرونده ای به دادگاه اروپا برسد وکیل مربوطه باید بینهایت دقیق تمامی امکانات حقوقی دفاع از موکلش را در هلند یا در هر کشور دیگری بکار بندند … سپس با تدارک بسیار هوشمندانه و دقیق پرونده را به دادگاه اروپا بفرستد… وکلایی که با کمی بی دقتی و یا قبل از موعد پرونده هایشان را به دادگاه اروپا می فرستند و مرتکب اشتباهات تکنیکی و پروسه ای می شوند کار موکلشان را خرابتر می کنند…

دو: یک نکته مهم در مورد مقایسه ایرانی ها و هلندیها
ایرانیان زیادی را می شناسم که بعد از طلاق یا جدایی از همدیگر همسر یا دوست دختر سابق شان را در لجنزار اتهامات مبتذل غرق می کنند! در چندین مورد می شناسم که آنها را لو داده اند تا اقامت پناهندگی شان باطل شود و به ایران برگردانند! و یا خیلی افتضاحات دیگر بپا کرده اند… ولی این مرد هلندی با اولین هواپیما از کوستاریکا به هلند برگشت تا به اقامت زنی کمک کند که دیگر با او زندگی نمی کرد و سالها بود که با هم ارتباط نداشتند و هرکسی راه خود را برگزیده بود…!

به امید روزی که هموطنان ما هم این گونه رفتارهای انسانی را از جامعه هلند یا اروپا یاد بگیرند!… ما باید بتوانیم از اشتباهات و قوانین غیرانسانی در هر نقطه جهان بدقت انتقاد کنیم و همینطور از مسائل مثبت در آن جوامع یاد بگیریم…

هفته گذشته میزگرد بحث: «آیا پناهجویان به اتحادیه اروپا خوش آمدند؟» در آمستردام برقرار شد. اطلاعات بسیار جالب و دست اولی در باره توافق اروپا و ترکیه از خانم ماریکه اسخاکه نماینده پارلمان اروپا و یاسپر کایپرز (معاون مدیر و سخنگوی سازمان سراسری پناهندگان هلند، نایب رئیس شورای اروپا در امور پناهندگان و تبعیدیان) و انگین ارسلان ( وکیل پناهجویان در هلند که اغلب برای دفاع از پناهجویانی که در یونان هستند به یونان می رود… ) در طول بحث بدست آمد بعد از برگشتن از لوکزامبورگ در این باره خواهم نوشت… اطلاعیه خبری آن بحث در پیوند زیر است.

«آیا پناهجویان به اتحادیه اروپا خوش آمدند؟»
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1314687458550486

احمد پوری (هلند) 09 – 05 – 2016