اخبار ایران و جهان

طبقه کارگرتغییر یافته و تکه تکه شده – چالشی برای نیروهای چپ

radilinberlin

ما در دوران بسیار ارتجاعی زندگی می‌کنیم. اردوگاه سرمایه در دهه‌های گذشته مبارزه طبقاتی از بالا را شدت بخشیده و چپ‌های مبارز طبقاتی در حال حاضر موضع تدافعی بخود گرفته‌اند. در عین حال یک نیروی راست به اصطلاح آلترناتیو، بویژه در بین کارگران و بیکاران روزبه روز بیشتر قدرت پیدا می‌کند. با این پدیده نمیتوان تنها از طریق مبارزات دفاعی مقابله کرد. ما باید مجدداٌ دست به تهاجم زنیم. برای این کار لازم است که بدیلی در مقابل سرمایه‌داری ارائه کنیم. ولی لازمه این‌کار عمدتاً  گشودن چشم‌انداز مبارزه طبقاتی است. ولی متاسفانه بخشهائی از جنبش چپ‌ حداقل از دهه ۱۹۸۰ با مبارزه طبقاتی وداع کرده‌اند.

 

منبع: دنیای جوان

۱ مه ۲۰۱۶

تارنگاشت عدالت

 

مصاحبه با تنیا فیشر از گروه چپ‌های رادیکال/برلین

 


مبارزات کارگری کلاً زیر پرچم مصالحه صورت می‌گیرد و اگر بخواهیم پلمیک کنیم می‌توانیم بگوئیم شاغلین و سندیکاها منحصراً به مشارکت اجتماعی دل بسته‌اند. در آستانه جشن‌های اول ماه می شما بعنوان یک گروه چپ رادیکال موضع خود در مورد مبارزه طبقاتی را کتباً اعلام کردید. آیا عبارت مبارزه طبقاتی گاهی اوقات برای شما ازمد افتاده و  کهنه به نظر نمی‌رسد؟

ما در دوران بسیار ارتجاعی زندگی می‌کنیم. اردوگاه سرمایه در دهه‌های گذشته مبارزه طبقاتی از بالا را شدت بخشیده و چپ‌های مبارز طبقاتی در حال حاضر موضع تدافعی بخود گرفته‌اند. در عین حال یک نیروی راست به اصطلاح آلترناتیو، بویژه در بین کارگران و بیکاران روزبه روز بیشتر قدرت پیدا می‌کند. با این پدیده نمیتوان تنها از طریق مبارزات دفاعی مقابله کرد. ما باید مجدداٌ دست به تهاجم زنیم. برای این کار لازم است که بدیلی در مقابل سرمایه‌داری ارائه کنیم. ولی لازمه این‌کار عمدتاً  گشودن چشم‌انداز مبارزه طبقاتی است. ولی متاسفانه بخشهائی از جنبش چپ‌ حداقل از دهه ۱۹۸۰ با مبارزه طبقاتی وداع کرده‌اند.

چپ‌ها در شهرهای زیادی اگر نگوئیم  از نظر عقیدتی متشتتند حداقل بسیار متفرق می‌باشند. همین‌طور ترکیب اجتماعی آنها نیز تغییر یافته است. در بین برخی از گروه ها تقریباً دیگر کارگری وجود ندارد. در چنین شرایطی چگونه می‌توان به چنین موضعی روح و جان بخشید؟
این یک سئوال اساسی است. تنها ترکیب اجتماعی چپ‌ها تغییر نکرده بلکه  بخش‌هائی از طبقه کارگر در این اثناء گرفتار مشارکت اجتماعی و برخی دیگر در بخش‌های خدماتی و صنعتی نازل‌مزد گرفتاراست. علاوه برآن این بخش از گروه‌های بسیار کوچک تشکیل شده و سازماندهی انان بسیار مشکل است. و چپ رادیکال رابطه خود با این مبارزات را در دو سو باخته: اول این که دیگر نقش مهمی در بین طبقه کارگرایفاء نمی‌کند و دوم این‌که بسیاری از چپ‌ها هنوز درک نکرده‌اند که انعطاف‌پذیری و تعدیل شامل حال آنها نیز می‌شود.

کارگران در نقاط مختلف جهان با مشکلات مشابهی مبارزه می‌کنند، البته باوجود تفاوت‌های محلی. با این حال آنها علیه یکدیگر تحریک می‌شوند. چگونه می‌توان با این پدیده مقابله کرد؟
بطور انتزاعی معضلات طبقه‌کارگر در سطح چهان یکی است. ولی در موارد مشخص بسیار بغرنج است. طبیعی است که بین کسی در آلمان در بخش های نازل‌مزد کار کند و فردی که در بنگلادش در صنعت نساجی جان ‌می‌کند تفاوت وجود دارد. از تقسیم کار جهانی بسیاری از کارگران کشورهای مرکزی هم استفاده میبرند با این حال و به همین خاطر ما نمی‌خواهیم چشم‌انداز طبقاتی را بکنار نهیم. وقتی که ما تفاوت‌های ساختاری مبارزات طبقاتی را مبداء قرار دهیم، میتوانیم اشکال نوین مبارزه طبقاتی بین‌المللی را تکامل بخشیم. ولی همه این چیزها روی تابلوی اعلانات صورت نخواهد گرفت.

به عنوان چشم‌انداز شما «مبارزات خود‌جوش و خودگردان» از پائین را مطرح می‌کنید. آیا در وضعیت کنونی اساساً هم‌پیمانانی وجود دارند؟
جوانه‌هائی وجود دارد که به چشم می‌خورد. تعداد زیادی از مهاجرین بحران زده از کشورهای جنوب‌ اروپا  در بارها، کافه ها، رستوران ها و یا در حرفه‌های پرستاری استثمار می‌شوند. آنها رفته رفته به هم نزدیک می شوند ولی برخلاف کارخانه کلاسیک، آنها محل مشترکی برای تبادل‌نظر و اطلاعات ندارند، آنها دارای دشمن عینی مشترک نیستند ولی در عوض نوعی نیروی ذخیره ارتش خدماتی هستند که به اصطلاح کارفرما می‌تواند از آنها استفاده کند.

شما نقش گروه خود را در این مبارزه چگونه می‌بینید؟
نیروهای چپ رادیکال باید در این مبارزات تاثیر گذار باشند و ان هم نه تنها بعنوان پشتیبان از بیرون. ما باید خود را بخشی از این مبارزات احساس کنیم. همبستگی تنها به این معنی نیست که به دیگران کمک کنیم، بلکه به همین صورت نکات مشترک خود، یعنی موقعیت خود در پروسه تولید را بشناسیم و درک کنیم. ما در دوران اخیر با اعتصابات کارگری متعددی در بخش‌های مختلف روبرو بودیم. با این اعتصابات سرمایه‌داری از بین نخواهد رفت، بلکه قبل از هرچیز مسئله بر سر مشکلات مشخص در کارخانجات، مثل افزایش دستمزد، بازنشستگی و غیره می‌باشد. با این حال تجربیات برآمده از این اعتصابات می‌تواند به کارگران در مقابل ناتوانی و منزوی شدن روزمره آنان کمک کند.

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: