سرتیتر

آیا پناهجویان به اتحادیه اروپا خوش آمدند؟

panahandegan_89

اطلاعیه خبری، میزگرد بحث: «آیا پناهجویان به اتحادیه اروپا خوش آمدند؟»

روز شنبه 30 آوریل 2016 در «موسسه بین المللی برای تحقیقات و آموزش» در خیابان لومبوک شماره چهل در آمستردام،»میز گرد» بحث در مورد سیاستهای پناهندگی دولت هلند و اتحادیه اروپا و توافق بین اروپا و ترکیه برقرار خواهد شد. این میزگرد توسط » همبستگی گزی هلند» سازماندهی شده است.
سخنرانان:
ماریکه اسخاکه (نماینده پارلمان اروپا از حزب دمکراتهای 66 ( D66 / ALDE )
انگین ارسلان (وکیل پناهندگی)
یاسپر کیپرز (معاون مدیر و سخنگوی سازمان سراسری پناهندگان هلند، نایب رئیس شورای اروپا در امور پناهندگان و تبعیدیان)
ابوالحسن الجابری (پژوهشگر)
احمد پوری ( از سازمان پناهندگی پرایم (PRIME (PRIME Participating Refugees in Multicultural Europe)

مدیر و گرداننده بحث: هولیا الماس (وکیل)

این اطلاعیه به سه زبان هلندی، انگلیسی و ترکی منتشر شده است. متن زیر ترجمه آن بفارسی است.

«آیا پناهجویان به اتحادیه اروپا خوش آمدند؟»
بحران پناهندگی، آزمون اروپا و احترام به حقوق بشر.
در شرایط حاضر هزاران نفر از پناهندگان تحت شرایط سخت در مرز مقدونی یونان در انتظار باز شدن مرزها هستند. زیرا مقدونیه تقریبا به هیچکس امکان ورود به اروپای شمالی را نمی دهد. مرزها بشدت توسط نگهبانان مرزی کنترل می شوند. در بسیاری از کشورهای اروپا، علیرغم عضویت در پیمان شنگن برای متوقف کردن پناهندگان دیوارها و نرده ها در مرزهای داخلی بالا می رود.

سوال اساسی این است، اتحادیه اروپا در واقع در مورد مسائل مربوط به پناهندگان دقیقا چه می کند؟

در حال حاضر، دو میلیون پناهجوی سوری در ترکیه، تحت وضعیت «حفاظت موقت» اقامت دارند. آمار رسمی نشان می دهد که برای پذیرایی از پناهندگان در ترکیه، ظرفیت کمپهای پناهندگی بسیار محدود است. به این دلیل تنها 15 درصد از پناهجویان سوریه در ترکیه از خدمات کمپهای پناهندگی بهرمند می شوند. 85 درصد باقی مانده نه تنها فاقد کمپ و سرپناه هستند، همچنین وضعیت پناهندگی آنها نامشخص است. پناهجویان سوریه ای که طبق قوانین ترکیه، تحت عنوان «حفاظت موقت» بسر می برند، خطر بازگرداندن آنها به سوریه وجود دارد. بخاطر فقدان بسیاری از فاکتورهای امنیت و اطمینان پناهندگان از نظر اجتماعی، اقتصادی و جنسی مورد سوء استفاده واقع می شوند.
با این وجود، پناهندگان برای زنده ماندن تلاش می کنند و در شهرستانها مختلف زندگی می کنند.

نه تنها پناهندگان، بلکه شهروندان ترکیه نیز تهدید می شوند. حقوق اساسی مانند حق حیات و حق آزادی بیان نقض می شود. اتحادیه اروپا هنوز هم به ترکیه به عنوان کشور کلیدی برای مدیریت «بحران پناهندگان» در اروپا نگاه می کند.

برای این منظور در نوامبر سال 2015 کمیسیون اروپا با دولت ترکیه به توافق رسیدند. این توافق سئوال های بسیاری را برانگیخته است.
پرسشهای مهم:

آیا عملی کردن این طرح امکان پذیر است؟
آیا بازگرداندن مهاجران برخلاف قوانین اروپایی و ضد قوانین کشورهای عضو اروپا نیست؟
کمیسیون اروپا دقیقا برای چه منظوری ترکیه را استخدام کرده است؟

هنوز سوالات بسیاری باقی مانده اند، ابهامات و صداهای انتقادی، از جمله از پارلمان و سازمان حقوق بشر اروپا شنیده می شود.

در سال 2015 روشن شد که ترکیه پناهنده های سوریه ای را به سوریه بر می گرداند. تا چه حد ترکیه برای پناهندگان واقعا امن است؟
چگونه ممکن است که کمسیون اروپا، کشوری مانند ترکیه را به عنوان یک کشور امن طبقه بندی کرده و با ترکیه برای بازگرداندن پناهندگان توافق امضا کرده است؟
آیا ترکیه همان کشوری نیست که به دلیل نقض حقوق بشر و آزادی بیان، به طور مداوم در رسانه ها بگونه منفی ظاهر می شود؟
انتقاد پارلمان اروپا از چه ارزشی برخوردار است؟
این توافق از نظر حقوق انسانی از چه چیزی دفاع می کند؟
سازمان های غیر دولتی در اروپا به این وضعیت چگونه عکس العمل یا پاسخ می دهند؟

آیا پناهندگان که با مشکلات زیاد و به سختی به اروپا رسیده اند، بر اساس قوانین پناهندگی اروپا و کنوانسیون پناهندگان سازمان ملل، در سطح ارزش های اروپایی از آنها محافظت خواهد شد؟

در میز گرد 30 آوریل 2016 در روز شنبه، سخنرانان سعی می کنند به پرسش های فوق جواب دهند.

Saturday, April 30 at 2 PM – 4 PM
International Institute for Research and Education
Lombokstraat 40, 1094 AL Amsterdam, Netherlands
آدرس: خیابان لومبوک شماره چهل در آمستردام. در موسسه بین المللی برای تحقیقات و آموزش

***********************************************
دوستان ارجمند:
شرکت در این جلسه مجانی است ولی ثبت نام از طریق ایمیل زیر ضروریست. در صورتیکه سالن پر شود حق تقدم با کسانی است که ثبت نام کرده اند.
Aanmelding vereist:
Vanwege de beperkte capaciteit van de zaal is vooraf aanmelden gewenst:
netherlandsgezisolidarity@gmail.com آدرس ایمیل:

نظر خودم (احمد پوری):
اگر کسی دست شما را بگیرد و از تمام خیابانها و کوچه پس کوچه های آمستردام رد شوید در پایان راه اسم و محل هیچکدام از این خیابانها را بیاد نخواهید آورد… در حالیکه اگر کسی شما را با هلیکوپتر به بالا ببرد و مهم ترین خیابانهای شهر و منظره شهر را به شما نشان دهد، شما از شهر و خیابانهای مهم تصور کلی نسبتا خوبی خواهید داشت. انگار قطب نمایی دارید که اصولا بدرستی جهت یابی می کنید… در مورد این بحث هم تلاش می کنم شما را با هلیکوپتر به بالا ببرم تا تصویر کلی را بدرستی بخاطر بسپارید و در آن پازل کلی جای هر قطعه مشخص را بدرستی ارزیابی کنید…
نظر من بطور بینهایت خلاصه این استکه: اروپا پناهنده نمی خواهد و جنگ نیابتی با پناهجویان و مهاجران را سازماندهی می کند. قرارداد با ترکیه و قراردادهای مشابه دو جانبه با کشورهای پناهنده خیز و با کشورهایی مثل یونان و لیبی و مراکش و مصر و تونس … که آخرین بندرهای حرکت بسوی اروپا هستند… فصل آخر این برنامه استراتژیک است که سالهاست اروپا تدارک آنرا می بیند…

بقول آلن بدیو شر از راه دورتری می آید! باید توجه خود را به ریشه های عمیق و نامرئی مشکلات معطوف کنیم نه تظاهرات مستقیم آن. بقول مارکس اگر قرار بود نمود بیانگر ماهیت پدیده ها باشد تمامی علوم زاید می شدند!

چند فاکتور بینهایت مهم وجود دارد که بدون توجه به آنها جواب دادن به به مسئله پناهندگی و سئوالهای مطرح شده بیشتر به فال بینی تبدیل می شود تا پیش بینی علمی…!

یک: بحران ساختاری اقتصاد سرمایه داری که طولانی ترین بحران بزرگ در تاریخ سرمایه داری است… بحران سالهای 1930 پنج سال طول کشید و به جنگ دوم جهانی منتهی شد… این بحران بطور رسمی از اواخر 2007 و اوایل 2008 شروع شده است و هنوز ادامه دارد… و صندوق بین المللی پول مرتبا ابراز نگرانی می کند که شاید اوضاع بدتر شود! چندی پیش رئیس بانک مرکزی هلند هم در مهمترین برنامه تلویزیونی گفت شاید اروپا به بحرانی بدتر از بحران سال 2088 سقوط کند… گفت باید کمر بندها را محکمتر ببندیم… یعنی به برنامه های ریاضت اقتصادی علیه توده ها و به نفع شرکتها ادامه دهیم!… در هر حال توجه به پیامدهای این بحران، از جمله بیکاری و فقر و قیامهای توده ای و راسیسم و جنگ … بینهایت مهم هستند.

دو: در بیست سال گذشته در تمام اروپا راسیسم و نئوفاشیسم رشدیابنده… حمایت مردمی از پناهجویان را بطور دائم تضعیف و کمتر کرده است. خوشبختانه در اروپا بین مردم معمولی و سیاستمداران حاکم تفاوت کیفی وجود دارد و خیلی ها به طرق مختلف از پناهجویان دفاع می کنند… واگر به این توجه مثبت توده ها از طرف دولتهای اروپایی و خود پناهجویان بدقت و بشایستگی جواب داده نشود، این حمایت مردمی می تواند بسرعت به ضد خودش تبدیل شود…
اغلب رهبران سیاسی اروپا در مقابل جو راسیستی رشد یابنده به سیاست های پوپولیستی روی آور شده اند و این وضعیت را تشدید می کنند…

سه: تداوم سیاستهای نئولیبرالی افسار گسیخته علیرغم وجود چنین بحران ساختاری عظیمی و تبدیل اروپا به یک پروژه نئولیبرالی… حتی بعد از طولانی ترین بحران تاریخ بشریت رهبران جهان بفکر ترمیم و اصلاح ضعفهای سیستم و نجات نسبی قربانیان نظام کاپیتالیستی نیستند… بجای مبارزه با ریشه های فقر و پناهندگی با خود فقرا و پناهندگان مبارزه می کنند…

چهار: انکار ریشه های واقعی بحران پناهندگی توسط رهبران سیاسی اروپا و نسبت دادن آن به قاچاقچی ها و… و میلیتاریزه کردن سیاستهای پناهندگی و تشدید کنترل و بستن مرزهای اروپا…

پنج: عدم توانایی در تدوین یک سیاست واحد اروپایی درست به علت زانو زدن رهبران سیاسی در مقابل رشد جنبشهای راسیستی و نئوفاشیستی… در اروپا.

شش: عدم وجود آلترناتیو بسیار جدی مردمی و مترقی در مقابل حملات راست افراطی و نئولیبرالی و تضعیف و نابود شدن اتحادیه های کارگری و سازمانهای سوسیالیستی…

هفت: رهبران جهان «آزاد» با فرو ریختن دیوار برلین جشن جهانی بی نظیری را سازمان دادند و نوید برچیدن دیوارهای جدایی و دیکتاتوری و صلح و پیشرفت دائم را داند… به مدت بسیار کوتاهی بعد از مستی و خماری پیروزی کاپیتالیسم، بشریت بجای اینکه شاهد پایان جنگها و ناسیونالیسم و راسیسم و فاشیسم باشد… شاهد آغاز فصل نوینی از تاریخ جنایتکارانه شد که در آن دیوارهای جدید، جنگهای جدید هویتی، دینی، قومی، ناسیونالیستی، نئوفاشیستی، استعماری مدرن، توطئه و تخریب و بی ثبات سازی آگاهانه و برنامه ریزی شده و غارتگری منابع طبیعی کشورهای جهان سوم تازه شروع شده است…

هشت: در بیست سال گذشته در اروپا مسابقه برسر سخت تر کردن سیاست پناهندگی بود… علیرغم همه قوانین سخت گیرانه در عمل به نتایج مورد نظر نرسیده اند… پناهجویانی را می شناسم که در 25 سال گذشته بدون اینکه کوچکترین جرمی را مرتکب شده باشند در مجموع حتی 13 سال در زندان بسر برده اند! طبق قوانین قدیم دولتهای اروپایی می توانستند به امید اخراج کسی را حداکثر به مدت 6 ماه در زندان نگهدارند. این قانون حالا به 18 ماه ارتقاء یافته است!… پروفسور فان کالمتهاوت استاد بزرگ جزا و حقوق مهاجران و بیگانگان در سال 1994 رئیس کمیته نظارت در زندان برای بیگانگان غیر قانونی شد. همچنین یکی از اعضای هیئت رهبری علمی همکاری بین المللی مهاجران و بدون مدرکها در بروکسل می باشد. ایشان بارها در رسانه ها گفته اند که وضعیت پناهجویان بی گناه در زندانها از وضعیت جنایتکاران بسیار بدتر است! باوجود تشدید همه این نوع تدابیر سختگیرانه و ناامید کننده، پناهجویان به اندازه کافی نترسید و ناامید نشده اند و داوطلبانه برنمی گردند!… قدم نهایی چیست؟ برای اینکه بتوان جلو پناهجویان را سد کرد باید اینجا را ناامن تر از کشورهای پناهنده خیز کرد یعنی باید بساط دار و درفش و میدانهای اعدام را برپا کرد! فعلا این کار با توجه به فرهنگ حاکم در اروپا ممکن نیست… مگر اینکه فاشیستها سر کار بیایند… در نتیجه رهبران اروپا در پروژه ای بغایت بغرنج و طولانی این وظیفه دشوار و تقریبا غیرممکن را به کشورهای دیگر منتقل می کنند!…

نه: احزاب و سیاستمداران و مدیران اجرایی سیاستهای فوق، بدون بازبینی اساسی خط سرخ دفاع از منافع نخبه گان حاکم برجهان را با آگاهی از تمامی پیامدهایش ادامه می دهند! هلند ریاست دوره ای اتحادیه اروپا را بعهده دارد. نخست وزیر هلند در بحث با نمایندگان پارلمان هلند، در مورد پناهجویانی که در مرزهای مقدونیه در فلاکت بارترین شرایط بسر می برند و ارتش و گاردهای سرکوبگر مرزی از آنها با شلیک گلوله های پلاستیکی و گاز اشگ آور پذیرایی می کنند، گفت: اگر یک نفر این افراد به اروپا بیاید بقیه هم در امید گذشتن از مرز آنجا باقی خواهند ماند. بهترین راه حل برای همه آنست که آنها ناامید شوند و خودشان برگردند به ترکیه…! آیا رهبران اروپا پیامدهای ناامید کردن انسان هایی را که همه زندگی شان برباد رفته است می فهمند؟…

بدون کوچکترین تردیدی رهبران سیاسی کشورهای اروپایی مسئولیت این سیاستهای بیگانه ستیز و مرگ این انسانهای بیگناه را بعهده دارند در مورد پیامدهای مستقیم سیاست های خودشان و کشته شدن پناهجویان در دریاها و یا در اثر شلیک به پناهجویان در مرزهای بیرونی اروپا مانند ترکیه و مقدونیه و…! آنها اشگ تمساح می ریزند و حیرت و همدردی خود را در رسانه ها به نمایش می گذارند… ولی همه می دانند این نوع جنایتها پیامدهای مستقیم سیاستهای رهبران اروپاست که حقوق بشر را به همراه خود پناهجویان به جنایتکارانی مثل اردوغان فروخته اند و شکار و شلیک پناهجویان در مرزهای بیرون از اروپا، تازه آغاز کار است… در آلمان رهبران احزاب راست افراطی و نئوفاشیست بصراحت خواهان شلیک به پناهجویان در مرزهای آلمان هستند… در هلند خیرت ویلدرس بارها در بحثهای پارلمانی به صراحت گفته است که برای سد کردن راه پناهجویان باید از ارتش حرفه ای 140.000 نفره هلند حداقل 40.000 نفر را با آخرین تجهیزات نظامی از جمله هواپیماهای بدون سرنشین برای حفاظت از مرزهای خودمان بکار بریم!… ویلدرس بصراحت نمی گوید که باید پناهجویان را در مرزها بکشیم ولی بطور ضمنی منظورش همانست… او بارها گفته است که اگر کشتی های اروپایی پناهجویان را حتی در ساحل اروپا از مرگ نجات دهند نباید حتی یک نفر را به اروپا راه بدهند همه را باید به کشورهای آنطرف دریای مدیترانه برگردانند تا امید آنها برای رسیدن به اروپا قطع شود! ما نباید رل تاکسی دریایی را برای قاچاقچی ها بازی کنیم!…

رهبران اروپا خواهان پایان بخشیدن به سیاستها و جنگهایی نیستند که منافع سرشار و نجومی را به حسابهای بانکی 1%های حاکم بر اروپا و جهان روان می کند، آنها نمی خواهند پیامدهای این جنگهای غارتگرانه را در اروپا ملاقات کنند! رهبران اروپا خواهان کنترل تعداد و کیفیت و توانایی های پناهجویان و مهاجران براساس نیازهای اقتصادی و اجتماعی اروپا هستند! در سیاستهای پناهنده پذیری «حقوق بشر» یکی از فاکتورهای پذیرش است بقیه فاکتورها به مسائل اقتصادی، سیاسی، روابط تاریخی و استعماری، نیازهای اروپا به نیروی کار جوان و متخصص… بستگی دارد! بی جهت نیست که مثلا هندیهای و پاکستانی ها بجای اینکه در هلند متوقف شوند تقریبا همه شان با تقبل ریسک جانی و مالی بیشتر به انگلیس می روند! یا برخی از میلیتها در یک کشور اروپایی تقریبا هیچکدام بعنوان پناهنده پذیرفته نمی شوند ولی در کشور دیگر اروپایی بیش از 70% شان بعنوان پناهنده سیاسی پذیرفته می شوند… زیرا معیارهای دیگر مهمتر از معیار حقوق بشر است!… یکی از مهمترین دلایلی که کشورهای اروپایی به سیاست واحد در مورد پذیرش و تقسیم عادلانه پناهندگان نمی رسند دقیقا همان منافع مشخص کشورهایشان است که در صحبتهای رسمی انکار می کنند و تنها به مسئله حفوق بشر اشاره می کنند!…

از آنجائیکه با میلیتاریزه کردن مشکلات اجتماعی ریشه مسائل دست نخورده باقی می ماند، در آینده ما شاهد ریخته شدن خون انسانهای بیگناه زیادی در پای قلعه اروپا خواهیم شد… و با سختگیریهای بیشتر برای بستن مرزهای زمینی دریای مدیترانه بیش از پیش از خون پناهجویانی که از دست دیکتاتورها و جنگها و قحطی… می گریزند گلگون خواهد شد…

مهمترین وظیفه تمامی احزاب و سازمانها و نیروهای چپ و مترقی این استکه در دفاع از منافع تمامی قربانیان نظام امپریالیستی، بجای مسابقه در چپ روی بیمارگونه و اتمیزه کردن خودشان، به مسابقه در دامن زدن به همبستگی تمامی قربانیان بپردازند!… در این زمینه مهمترین سلاح ما تحقیق و بررسی شرایط مشخص، یافتن حقایق و باانتشار علل و ریشه های فلاکت اجتماعی و جهانی… مشروعیت زدایی از سیاستهای طبقه حاکم و دامن زدن به خود سازماندهی خلاق و مقاومت توده ها در سطوح مختلف می باشد…

هرگز نباید فراموش کنیم که مهمترین اصل استراتژیکی که بر تمامی میدانهای نبرد حاکم است عبارتست از:
«تقویت نیروهای خودی و تضعیف نیروهای دشمن!»
ضرب المثل بینهایت زیبا و پر معنی هست که می گوید: » به قله های ناشناخته از راه های ناشناخته می توان رسید!»
برای رسیدن به قله کوه هزاران راه وجود دارد نه یک راه مقدس! کوهنوردانی که کوتاهترین راه را از طریق سنگ نوردی و قهرمان بازی و دیواره نوردی انتخاب می کنند مطمئنان تنها خواهند ماند! بدترین چیز ممکن آنست که ادعا کنند تنها مسیر نجات راهی است که آنها انتخاب کرده اند و بقیه راه ها به گمراهی و بن بست و ذلالت منتهی خواهد شد! بهترین رهبران دانا و توانا کسانی هستند که به ابتکار عمل توده ها دامن بزنند، ذهنی خلاق و نرمش پذیر داشته باشند و با یادگیری از توده ها و تجارب و عمل جمعی بطور دائم خود را با واقعیات مشخص تطبیق دهند تا مسیری را انتخاب کنند که همراه بیشترین تعداد ممکن توده ها خود را به قله های دست نیافتنی برسانند!…

مهم ترین وظیفه تعطیل ناپذیر تمامی نیروهای مترقی و انقلابی ارتقاء آگاهی توده هاست. خودسازماندهی و آگاهی توده ها از منافع تاریخی خود فاکتور مهمی است که بازگشت به حکومتهای ارتجاعی و خردستیزی و بنیادگرایی و استثمارگرانه را غیرممکن می کند…

به امید آگاهی و همبستگی روز افزون توده ها و نیروهای مترقی و سوسیالیستی…

احمد پوری (هلند) 25 – 04 – 2016

برای اطلاع بیشتر در این زمینه می توانید به یادداشت زیر مراجعه کنید.

شلیک و کشتن پناهجویان در مرزها تازه آغاز کار است!
سرکوب و کشتار بی سر و صدای پناهجویان اولین میوه جنگهای نیابتی با پناهجویان است که رهبران اروپا بگردن کشورهای غیراروپایی منتقل کرده اند!
«نگهبانان مرزی ترکیه با شلیک کردن به پناهجویان 16 نفر از جمله سه کودک را کشتند!
ادامه مطلب….
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1301487549870477?notif_t=notify_me_page&notif_id=1459864162054322