سرتیتر

مسابقه جدید تسليحاتی در خاورمیانه – محسن مسرت

iran_saudi.jpg

مسابقه جدید تسليحاتی در خاورمیانه

آیا عربستان سعودی در پی جنگ با ایران است

پروفسور محسن مسرت

برگردان از آلمانی: احمد احقری

جنگ سوريه در حال حاضر بزرگ‌ترين چالشِ سياست جهانی است. اما اين چالش نبايستی مانع ديدن اين حقيقت شود که همزمان يک مسابقه تسليحاتی بی‌سابقه و خطرناک همچون آتشی زير خاکستر، ميان عربستان سعودی و ايران در جريان است. اگر جامعه جهانی موفق به مهار به موقع اين آتش تهديد کننده نشود، همه ما، هم منطقه و هم جامعه جهانی بهای سنگينی برای آن خواهیم پرداخت. پیامدهای چنين جنگی اثرات کلیه جنگ‌هايی را که پس از حمله‌ی ايالات متحده به عراق رخ داده‌اند، به حاشيه خواهند راند و فروپاشی منطقه خاورمیانه را قطعی خواهد نمود. دلیل عمده این خطر دهشتناک از یکطرف واردات تسلیحات نظامی عربستان و به پیروی از آن امارات در سالهای اخیر و از طرف دیگر رفتار تنش آمیزی میباشد که این کشورها در مقابل ایران اتخاذ نموده اند.

مسابقه تسلیحاتی جدید در منطقه

بر اساس گزارش سال 2015 موسسه پژوهش‌های صلح جهانی در استکهلم (SIPRI) هزينه‌های تسليحاتی عربستان از 29.5 ميليارد دلار آمريکا در سال 2011 به 81 ميليارد دولار در سال 2015 افزايشی شدید داشته است. به اين ترتيب عربستان در فهرست بودجه نظامیتسليحاتی کشورها پس از آمريکا و چين و پيش از روسيه در جايگاه سوم جهان قرار می‌گيرد. بودجه‌ی نظامی اين کشور در قياس با درآمد ناخالص ملی (BSP) با نسبتی معادل 13.7 درصد حتی در مقام نخست جای گرفته و با فاصله زيادی از کشورهای امارات متحده عربی با 5.7 درصد، اسراييل با 5.4 درصد و ايالات متحده آمريکا با 3.3 درصد، پيشی می‌گيرد (تصویر 1). واردات سلاح‌های گوناگون، مدرن‌ترين انواع هواپيماها و هلی‌کوپترهای جنگی، تانک‌ها و ناوگان‌های دريايی به طور عمده از ايالات متحده آمريکا از جمله تدارکات تسليحاتی سعودی‌هاست. اين رشد برق‌آسای تسليحاتی از پی‌آمدهای پيمان تجهيز تسليحاتی مورخ 24 نوامبر 2011 بين عربستان سعودی و آمريکاست. باراک اوباما از اين تجهيز تسليحاتی به بهانه برتری تسليحاتی ايران و ضرورت ايجاد توازن نظامی در خاورميانه پشتيبانی میکند و از این طریق عربستان را بدنبال روش جورج دبلیو بوش و محافظه کاران نو در مقابل ایران قرار میدهد.

تصویر 1

طبقه بندی سهم مخارج نظامی نسبت به درآمد ملی پانزده کشور عمده

nemodar_12.jpg

ماخذ: Statista 2016

فراموش نکنيم که ايده‌ی برقراری توازن نظامی همواره مهمترین استدلال لابی های مجتمع صنايع نظامی و نيروی محرکه‌ی اصلی برای مسابقه تسليحات هسته ای دوران جنگ سرد بوده است. بر پایه همين منطق، میان ایران و عراق رقابت تسليحاتی شدیدی در نيمه‌ی دوم دهه هفتاد ميلادی اتفاق افتاد کههمانطوریکه شاهد بودیم به جنگ هشت ساله ميان ايران و عراق با بیش از 300 هزار کشته از مجموع يک ميليون قربانی جنگ در دهه هشتاد ميلادی منتهی شد. میدانیم که ایالات متحده در دوران جنگ سرد کوشش در ایجاد ژاندارم وهمدست قوی در منطقه داشت که ایران با موقعیت بسیار مناسب ژو پولیکتی که دارد و رژیم وابسته اش بهترین کاندیدای این نقش بود. با افزایش سریع قیمت نفت از دو به ده دولار در سالهای 1973/ 74 و افزایش درآمد کشورهای اوپک ولذا مشگل غرب برای بازگرداندن ارزهای این کشورها به بازار غرب و ایجاد توازن بیلان ارزی کشورهای وارد کننده نفت، ایده فروش سرسام آور تسلیحات نظامی به کشورهای منطقه و بخصوص ایران در دستور کار ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. بدینترتیب آمریکا موفق شد با اتخاذ فروش اسلحه دو هدف را پیاده کند و علاوه بر بازگردان نمودن ارز اضافی ایران، به هدف تبدیل ایران به ژاندارم منطقه را نیز دست یابد.

لذا از سال 1975 به بعد رژيم شاه دست به تجهيز گسترده‌ی نظامی ايران با سلاح‌های گوناگون آمريکايی زد و به قوی‌ترين قدرت منطقه‌ای تبديل شد. بنابراین تبدیل ایران به قوی ترین قدرت نظامی و ایجاد مسابقه تسلیحاتی در منطقه نمیتواند اشتباه جنبی بوده باشد و بالعکس اقدام آگاهانه و اتخاذ سیاستی بوده است که در خدمت مجتمع نظامی آمریکا و اروپا و راهبرد ایجاد نفاق و جنگ در منطقه بوده است.. اما پاسخ رقيبان ايران برای ايجاد تسلط خود در منطقه بسيار سريع بود و آن هم چيزی نبود جز تسليح فزاينده عراق در زمان صدام حسين، قبل از هرچيز با پشتيبانی گسترده‌ی اتحاد شوروی. در حالی که بودجه نظامی ايران در سال‌های 1975 تا 1980 از 2053 به 6229 ميليارد دلار به بيش از سه برابر افزايش يافت، مخارج نظامی عراق در همين زمان از 0.324 به 2080 ميليارد دلار، يعنی بيش از 6 برابر بالا رفت.( جدول زیر) اين رقابت تسليحاتی تمام معادلات درونی و بيرونی قدرت‌ را در منطقه برهم زد. رژيم شاه در سال 1979 با انقلاب اسلامی فرو ريخت. بخشی از افسران و فرماندهان وفادار به شاه اعدام شدند و برخی نيز فرار کردند. فروپاشی ساختار فرماندهی در ارتش ايران منجر به ايجاد خلاء در قدرت نظامی ايران شد. ديکتاتور عراق، صدام حسين احساس برتری نظامی کرد و در سال 1981 مناطق نفت‌خيز جنوب ايران را به اشغال درآورد. مسابقه تسليحاتی ايران و عراق در دهه هفتاد ميلادی نه تنها بانی اولين جنگ خليج بود، بلکه باعث شعله‌و‌ر شدن آتش دو جنگ ديگر در سال‌های 1991 و 2003 نيز گرديد که در نهايت به سرنگونی ديکتاتور عراق منجر شد. با نگاهی عميق‌تر می‌توان نتيجه گرفت که رويدادها و جنگ‌های خانمانسوز در منطقه خارميانه منجر به اوج‌گيری مداوم خشونت در منطقه و بالاخره تشکيل دولت اسلامی داعش شده است.

هزینه های نظامی دردهه 70

Milliarden US-Dollar

1970 – 1974

1975 – 1979

1

Syrien 2.320

Iran 6.229

2

Ägypten 2.181

Saudi Arabien 2.806

3

Iran 2.058

Jordanien 2.615

4

Israel 1.688

Irak 2.080

5

Irak 336

Israel 2.008

6

Saudi Arabien 324

Syrien 1.170

ماخذ:SIPRI Jeerbock 1980/81 p. 95 f.

به لرزه درآمدن ترکیب مناسبات قدرت با مسابقه تسلیحاتی دهه هفتاد در منطقه

اکنون پس از گذشت سی سال بارديگر قرار است «توازن نظامی« تازه‌ای ميان عربستان سعودی و ايران شکل بگيرد، یعنی دوباره اهرمی بکار انداخته شود که پیام آن چیزی بجز یک جنگ جدید دیگر نیست. در قبال تجهيزات گسترده‌ی نظامی عربستان سعودی که در حال حاضر مهم‌ترين هم‌پيمان ايالات متحده در خاورمیانه است، اینگونه استدلال میشود که باید برتری نظامی ايران متوقف شود. ساده‌لوحی محض است که در پس پرده‌ی مسابقه‌های تسليحاتی دهه‌ی هفتاد و امروز ردپای اقمار و وابستگان صنايع نظامی ايالات متحده و به پيروی از آن‌ها صنايع نظامیتسليحاتی اروپا را تشخيص نداد. اين عرصه‌‌ از صنايع در اين کشورها در شرايطی امکان موجوديت و حيات می‌يابند که در گوشه‌ای از جهان دولت‌ها دست به سلاح ببرند و ميليون‌ها انسان را سلاخی کنند، همواره جنگ فرهنگی تازه‌ای ميان اعتقادات و مذاهب مختلف دربگيرد، کينه و نفرت مستمر اقوام و ملت‌ها از يکديگر، که بستر مناسبی برای شکل‌گيری و رشد تروريسم در بطن خود فراهم می‌آورد، تا هميشه شعله‌ور باشد. اکنون کسانی که در جستجوی درک علت‌های واقعی هجوم پناهندگان به اروپا هستند، اين امکان را دارند که فعال شده و مانع ايجاد جنگ تازه‌ای در منطقه خاورميانه شوند.

روند برتری نظامی ايران در دهه‌های اخير، که کشورهای همسايه آن را تهديدی برای خود قلمداد کرده‌ و منبع تغذيه‌ی مناسبی برای رفع تشنگی اربابان تسليحاتی خود فراهم آورده‌اند، واقعيتی است که قابل کتمان نيست. اما اگر بارک اوباما برتری نظامی ایران را برای توجیه فروش اسلحه به عربستان به میان میکشد، پرسش اينجاست که اين برتری تسليحاتی ایران چگونه پديد آمده است: بدون شک يکی از مهم‌ترين دليل‌های آن شوکی بود که در دهه‌ی هشتاد ميلادی با کاربرد سلاح‌های شيميايی عليه ايرانيان در جنگ ايران و عراق به آن‌ها دست داد. فاجعه‌ای که د‌ه‌ها هزار کشته و صدها هزار معلول در ايران برجای گذارد. ردپای اين جنايت جنگی به شرکت‌های آلمانی و بيش‌تر از همه به شرکت‌های آمريکايی تحويل‌دهنده سلاح‌های کشتار جمعی شيميايی به صدام حسين برمی‌گردد، معامله تسلیحاتی که شخص رونالد رومسفلد، وزير جنگ دولت جورج دبليو بوش مدیریت نمود. در واکنش به اين تهاجم‌پذيری و نقطه ضعف نظامی بود که ايده‌ی برنامه اتمی داخلی در ايران متولد شد، امری که در سال 2006 نزدیک بود تبدیل به حمله نظامی دولت بوش به ایران بشود.

جمهوری اسلامی بعنوان قدرت اول منطقه

جمهوری اسلامی ايران در مجموع صنايع تسليحاتی و نظامی نيرومندی بنا کرد و موفق به طراحی و ساخت موشک‌های حامل بمب های خود با بردهای گوناگون گرديد. روسيه نيز در راه رفع کمبودهای نظامی به‌ويژه در عرصه‌های نيروی هوايی و دريايی به ايران کمک‌ کرد. بديهی است که رهبران جمهوری اسلامی برای توجيه برنامه‌ی نظامی پرهزينه خود در سياست داخلی مشگل چندانی نداشتند. اين ايالات متحده آمريکا بود که دستکم قبل از پیروزی باراک اوباما و دولت وی، برنامه تغيير رژيم ايران را آشکارا سرلوحه‌ی سياست‌های خود قرار داده و اين همان چيزی بود که سياست‌‌های نظامی ايران را هم به‌خودی‌خود برای ایرانانیان توجيه‌ می‌کرد. علاوه بر آن اشتباه عمده‌ی طرف ايرانی در دولت آقای رفسنجانی در سال‌های دهه‌ی نود ميلادی اين بود که در سند چشم انداز 25 ساله‌ی جمهوری اسلامی، تبديل ايران به قدرتمندترين کشور منطقه تا سال 2021 را به عنوان هدف جمهوری اسلامی اعلام گردیده بود. با اين سياست، ايران به دام نقشه رقابت تسلیحاتی پنتاگون برای تحريک عرب‌ها بر ضد ايران و سنی‌ها بر ضد شيعه‌ها افتاد.

امنیتی کردن درگیری شیعهسنی در دنیای اسلام

گوندوليزا رايس، وزير خارجه‌ی دست‌پرورده‌ی مجتمع صنعتینظامی دولت بوش، در گرماگرم اوج‌گيری نزاع هسته‌ای با ايران، در تابستان 2006 در پايتخت عربستان سعودی از دولت‌های سنی دعوت کرد کمربند سنی‌گرايان را بر ضد کمربند شيعيان به رهبری جمهوری اسلامی بنا نهند. از آن تاریخ همکاریهای دولت عربستان با کوشش پرنس بندر رئیس سازمان اطلاعاتی وقت این کشور با جریانات تروریستی در عراق و سوریه شروع گردید و این همکاری پس از ایجاد دولت داعش نیز ادامه یافت. پشتيبانیِ فعال تهران از رژيم بشار اسد در آغاز جنگ سوريه نيز خود عاملی بود که ایران شيعه را به مثابه کشوری تهديدگر و نفرت‌انگيز در دنيای سنی‌ها و اکثر کشورهای عربی بدل ساخت. اما اینکه کلیه رئيس‌ جمهورهای آمريکا، از جمله باراک اوباما همگی تا کنون در بند منافع مجتمع صنعتی نظامی این کشور قرار داشته اند و همانند مجریان فاقد مسئولیت در دفاع از منافع خاصه این هیولای ضد صلح و روابط صلح آمیز ملل پیروی کرده اند، دلیل دیگری دارد. جنگ‌های چند دهه اخیر در منطقه ی خلیج فارس و ایجاد دایره نفت و خون در برابر تسلیحات به ثبات هژمونی ايالات متحده در جهان نیز علاوه بر ایجاد تداوم برای موجودیت مجتمع صنعتی نظامی آمریکا هم کمک شایانی نموده است. تداوم جنگ و درگیری در منطقه، کشورهای تولید کننده نفت را به مازاد تولید و خرید تسلیحات یعنی به ادامه چرخش دایره نفت و خون در مقابل تسلیحات نظامی از یکطرف مجبور مینماید و از طرف دیگر دلار را بمعنی پول جهانی تا زمانی که معاملات نفتی در بازار جهانی به دلار گره خورده باشد به مهمترین عامل هژمونی اقتصادی آمریکا تبدیل مینماید. شاید هم واژه » هرج و مرج سازنده» که طراحان پنتاگون سیاست آمریکا در منطقه خلیج فارس را پشت آن مخفی کرده اند، نماد لفظی همین دایره لعنتی باشد، که به هربه پرقدرت و کلیدی برای حفظ و تداوم موقعیت هژمونیستی ایالات متحده در جهان تبدیل شده است.

این‌طور که به نظر می‌رسد، در مقطع کنونی «تعادل قدرت نظامی» ميان عربستان سعودی و ايران به‌طور کامل برقرار شده است. در اين بين عربستان بزرگ‌ترين ارتش تاريخِ خود را سازمان داده است. اين کشور در حال حاضر دارای نيروی نظامی رزمنده‌ای با بيش از 227 هزار سرباز است که از آن ميان 175 هزار رزمنده‌ی نيروی زمينی با 600 تانک جنگی محسوب می‌شوند. در مقابل کشور ايران دارای نيروی نظامی رزمنده‌ای با بيش از 523 هزار سرباز است که در آن ميان 450 هزار رزمنده‌یِ نيروی زمينی با 2300 تانک جنگی هستند.( تصویر 2 ) ظاهر قضيه اين است که توان جنگی ايران به لحاظ کمی برتری داشته باشد، ولی در واقع امر عربستان در مقايسه با ايران سلاح‌های به‌مراتب مدرن‌تری را در اختیار خود دارد. بی‌ترديد طرف ايرانی با سربازان مجرب و کارآزموده‌ی خود در نيروی زمينی برتری خواهد داشت. اما به اعتقاد کارشناسان عربستان قادر است اين برتریِ ايران را با وجود 313 فروند از مدرن‌ترين هواپيماهای جنگی خود جبران نمايد، چرا که 332 هواپيمای جنگی ايرانی بسيار قديمی و اغلب فاقد وسايل يدکی هستند. از اين رو ايران برای جبران اين ضعف اساسی اقدام به توليد موشک‌های ميان‌برد ساختِ خود کرده است.

تصویر2

نیروهای نظامی عربستان سعودی و ایران درحال حاضر

nemodar_13.jpg

ماخذ: Frankfurter Allgemeine Zeitung, 05.01.2016

شک نيست که دور تازه‌ای از رقابت تسليحاتی ميان دو قدرت منطقه‌ای، ايران و عربستان سعودی، با سرعت شدید در جريان است و اين روند با رقابتی که در دهه‌ی هفتاد ميلادی بين ايران و عراق جريان داشت، از هر نظر قابل مقايسه است. تنها تفاوت در ترکيب نيروها و جناح‌‌بندی‌هاست. در آن دوران رژيم شاه در جبهه‌ی ايالات متحده، غرب و اسراييل از يک سو و عراق در جبهه‌ی اتحاد شوروی و کشورهای ناسيوناليست عربی از سوی ديگر، قرار داشت. امروز اين ترکيب معکوس شده، عربستان هم‌پيمان آمريکا و ايران در جبهه‌ی روس‌ها قرار دارد. از ديد مجتمع صنعتی نظامی اما مهم نيست که رقابت‌های تسليحاتی از سوی کدام پيمان ژئوپلتيکی دامن زده می‌شوند. مهم اين است که اين روند منجر به جنگ مخرب تازه‌ای شود تا بازار را برای معاملات تسليحاتی پررونق کند. همان روندی که ما در دوران جنگ سرد و دور اول رقابت‌های تسليحاتی در خاورميانه شاهد بوده‌ايم. اگر ايالات متحده و کشورهای اروپای غربی، از جمله آلمان، همچنان به صدور سلاح و تجهيزات نظامی به عربستان سعودی و ترغيب اين کشور به ماجراجويی‌های نظامی ادامه دهند، درگير شدن منطقه در جنگی تازه قطعی خواهد بود.

افزایش کشمکش میان عربستان سعودی و ایران

و این در حالی است که بین دو کشور مواردی که منجر به ايجاد تنش‌ و جوی که میتواند خطر درگیری نظامی نیز در بر داشته باشد نادر نیستند. در آخرين سفر حج در سپتامبر 2015 بيش از 470 زائر ايرانی کشته شدند. بعضی جریانات ايرانی دولت عربستان را در اين فاجعه مسئول دانستند و از دولت ایران انتظار عکس العمل داشتند. تنها چند ماه بعد، در ژانويه 2016 دولت سعودی 47 تن از مخالفین خود، از جمله روحانی شيعه شيخ نمر بکر النمر، را اعدام کرد. در تهران و ساير شهرهای ايران افراطيون با آتش زدن سفارت و مراکز سعودی واکنش‌هايی نشان دادند که عواقب ديپلماتيک سنگينی در روابط دو کشور داشت. تقريبا هر هفته يکی از وزيران دولت سعودی يا يکی ديگر از دولت‌های عربی در منطقه خليج از دولت ايران خواستار عدم مداخله در لبنان و سوريه و خودداری از تحويل سلاح به هوثی‌های يمن هستند. اين در حالی است که خود سعودی‌ها بيش از يک سال است که در يمن جنگ خونينی را بر ضد هوثی‌های شورشی به راه انداخته اند، که تاکنون ده‌ها هزار قربانی داده است. برخی احتمال می‌دهند که عربستان در پس پرده‌ی جنگ يمن قصد دارد، توانايی‌های جنگی ارتش خود را برای نبرد با ايران آزمایش کند. علاوه بر نمونه های بر شمرده شده، عربستان و اعضای شورای همکاری خلیج در پی جلب ناتو برای ایجاد پیمان مشترک میباشند که چنین پیمانی نقش دیگری نمیتواند داشته باشد بجز تحریک جمهوری اسلامی. نمونه دیگر کوشش سیستماتیک عربستان در به صف کشیدن کشورهای عربی برای پشتیبانی کشورهای عربی و اسلامی علیه ایران میباشد که در این روزها در شرف انجام است. این روش عربستان همان کاری است که رژیم صدام حسین قبل از شروع جنگ انجام داد و حتی جناههای گوناگون فلستینیها را مجبور به دنباله روی از خود نمود. حتا اگر رهبران جمهوری اسلامی با تکیه تجربه‌ی تلخی که مردم از فاجعه‌ی جنگ ايران و عراق دارند، تلاش کنند تا مانع بروز يک جنگ جديد شوند، جنگ خانمان سوزی جدیدی را نمیتوان غیر ممکن دانست .از یکطرف حاکمان سعودی بزرگ‌ترين اولويت خود را به هر وسيله‌ی ممکن در جلوگيری از تبدیل ایران به قدرتمند ترین کشور در منطقه می‌دانند. از طرف دیگر با وجود تلاش‌های بسيار، عربستان و همينطور اسراييل موفق نشدند ايالات متحده را به جنگی عليه ايران ترغيب کنند. لذا در حال حاضر حاکمان سعودی با دسترسی ایران به برجام بازگشت‌ناپذير شدن روند تبدیل ایران به قدرت اول اقتصادی و نظامی در منطقه را تجربه میکنند. و از اين رو بعيد نخواهد بود که خود راسا اقدام به راه‌اندازی جنگی عليه ايران کنند، با اين اميد که ايالات متحده به دلیل حفظ منافع گوناکون و راهبردی، به حمایت از عربستان سعودی اجبارا به اين ماجراجويی بسیار خطرناک کشیده شود. در این صورت هیچ مانعی که بتواند از فاجعه جنگی سراسری در خاورمیانه که تا چندین دهه آينده دايره‌ی شيطانی نفت و خون در برابر سلاح را تداوم بخشد، وجود نخواهد داشت و مجتمع صنعتینظامی آمریکا و اروپا بار دیگر موفق به پیاده کردن برنامه شوم خود خواهد گردید.

آیا میتوان از وقوع فاجعه جنگ جدید در خاورمیانه جلوگیری نمود؟

اما هنوز برای پيشگيری از اين چشم‌انداز وحشت‌زا دير نشده است. اين امر مهم الزاما به هماهنگی و دوراندیشی نیروهای ضد جنگ و ذینع محتاج است. اول اینکه مسئولین و دولتمندان جمهوری اسلامی درآیت مندانه ازهیچ کوششی در کنترل نيروهای رزمی خود دریغ ننمایند و در هيچ شرايطی تحت تاثير تحريکات طرف سعودی قرار نگيرند. دوم اینکه ضروری است که اتحاديه اروپا در این شرایط نقش مشاهده کننده را بازی نکند و در گام نخست صدور هر نوع سلاح به عربستان سعودی و کلیه کشورهای خاورمیانه را فوری متوقف کند. سوم اینکه سیاست امنيت و همکاری مشترک برای خاورمیانه یعنی در بزرگ‌ترين منطقه بحران زای جهان که همواره در دستور کار سازمان ملل و ارکان گوناگون آن قرار داشته هر چه زود تر فعال شود. این اقدام که برای جلوگیری از فروپاشی منطقه و ثبات صلح جهانی به وظيفه‌ای بسیار مبرم بدل شده است. لذا جمهوری اسلامی نیز میتواند از جامعه جهانی و سازمان ملل اقدامات لازم در این راهبرد را درخواست نماید و خود نیز مبتکر شروع و فعالیت در این زمینه شود. در این راستا کنفرانس بحران سوريه که در ژنو آغاز به کار کرده است، اين شانس تاريخی را عرضه می‌کند که راه حل بحران سوريه را به مثابه چشم‌انداز نظمی نوين و صلح‌آميز در سراسر خاورميانه تعريف کند و در گام‌های بعدی، روند خلع سلاح عمومی در کل منطقه را در پيش بگيرد. با اين چشم‌انداز می‌بايستی خاورميانه در درازمدت تبديل به منطقه‌ای خالی از سلاح‌های کشتار جمعی گرديده و بر ساختاری مبتنی بر امنيت و همکاری مشترک تکيه زند. این چشم انداز یعنی استفاده از منابع انسانی و طبیعی منطقه بجای مسابقه تسلیحاتی، انسان ستیزی و تخریب در خدمت توسعه انسانی، رفاه مردم، حفظ محیط زیست و محافظت از تمدن منطقه آشکارانه آنگونه آینده درخشانی را برای مردم منطقه ترسیم مینماید که محلی برای هیچگونه تردید در لزوم شرکت همگانی برای تحقق آن باقی نمیگذارد. کم بها دادن به این دورنما به بهانه تخیلی بودن آن نابخشیدنی است. ضمن اینکه این چشم انداز کار ساده ای هم نیست و موانع بسیاری در پیش دارد، راهی است شدنی، در صورتیکه مسئولین سیاسی با درآیت و جدیت طرح اجرای آنرا در دستور کار خود قرار دهند و مردم منطقه را به همکاری دعوت نمایند. نه تنها خاورميانه، بلکه اروپا و کليت جامعه جهانی از برندگان اين آرزوی ملموس انسانی خواهند بود. لذا میتوان انتظار داشت که نیروهای تخریبی و جنگ طلب جهانی در هر کجا که باشند در ممانعت از موفقیت این پروژه تاریخی با شکست روبرو شوند.

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    آقای عزیز طاهر،
    نگاشته اید:
    …«توافق نامۀ ننگین و خفت بار با بخش های تحقیر آمیز هسته ای است. دولت ملایان ایران برای جلوگیری از جنگ مجبور به قبول تمام خواسته های آمریکا شده است. »… پایان شاهد

    طاهر عزیز با اینکه شما در بالا از رژیم سرمایداری ملایان سخن گفته‌اید ولی گویا هنوز بدان کاملاً باور ندارید که رژیم ایران یک رژیم خالص سرمایداری میباشد.
    من چه کنم که حکومت های سرمایداری را – مارکس و لنین و بطریق اولی مارکسیستها لنینیستهای کنونی – رژیم سرمایداری مذهبی و یا سرمایه داری با دیگرنام های برگرفته از فرهنگ (روبنایی) نمیشناسد.
    لنین درکتاب « امپریالیسم بمثاله آخرین مرحله سرمایداری» و دیگر آثارش از کشورهایی مانند کشور ایرانِ قرن بیستم، از کشورهای «عقب نگه داشته شده» سخن گفته است که همزمان- آنان را نیمه مستعمره و نیمه سرمایداری که گوینده جوهر اصلی نظام آن‌هاست و با حلِّ آن، بکشوری سرمایداری امروزی تبدیل میگردد، نامیده است. و طبق آن، نظام تولیدی و راهبرد سیاسی برگرفته از آن تعیین کننده حکومت ونظام(رژیم) کشوری میباشد. (نفهمی آن پس از زورگویی آمریکا بایران بخاطر برنامه اتمی و موشکی آن فقط میتواند عمدی باشد) این مساله ای مهم برای فهم جوانان پژوهشگر میباشد.

    در ضمن طاهر عزیز چرا واقعیت هارا چنان در سایه تعریف میکنید که فهمیده نگردد. کودتای ۲۸ مرداد سازمان جهنمی سیا ی آمرکایی با کمک و دخالت انگلستان صغیر، اگر برعلیه مصدق بود ولی مصدق ثُر و مُرُ گنده در احمد آبادِ دهکده ای متعلق بخود خانه نشین گردید ولی شب و روز روزنامه‌ها پراز اعلام خبر از تیرباران کردن رفقای حزب توده ما مانند وارطان ساخالیان ها و روزبه ها و وکیلی ها و سیامک ها … و هزاران عضو حزب توده ای آن سالها بود.
    من واقعا نمی فهمم چرا بعضیها از گفتن این حقایق فرار مینمایند. حتی جبهه ملی ایران و مصدقی ها در کنفدراسیون مجبور به اقرار آن بودند.

    طاهر با وجود خط روشن ضد امپریالیستی که دنبال میکند و روشنگری بجایی برعلیه امپریالیسم آمریکا مینماید، در عین حال بدام تبلیغات امپریالیسم غرب گرفتار میشود! شاهد:

    «ناتو بتازگی اعلان کرده است : داعش در صدد است به اروپا حملۀ اتمی کند.
    مبارک است ! این همان مورديست است که آمریکا آرزومند بوده.» پایان شاهد

    نه رفیق چنین نیست!
    این‌ها تبلیغاتی برای مشوش کردن ذهن نود درصدی های جهان از قصد اصلی ناتو میباشد، تا ما با دست خود خاک بچشم یکدیگر بپاشیم و ناتو بتواند عملیات جنگی جدیدی را تدارک ببیند!
    اگرامپریالیسم آمریکا یک کشور اروپایی را در قاره بخواهد بنحوی مانند هیروشیما بمباران نماید آخرین روز زندگی آنهاست. زیرا:
    اروپا بزرگترین ذخیره نیروی انسانی در قاره ای غریبه برای این استعمارگران بوده است.(حتی فابریس مهره تعیین کننده «دریوات آباکوس» سازنده بحران مصنوعی و خواسته شده مسکن سال ۲۰۰۷ یک فرانسوی با نامی ایرانی بود)
    اروپا بزرگترین هدیه بهشتی بوده است که آمریکایی ها به جهانیان تاکنون از طریق هالیوودی ها بعنوان سرمشق در قبال کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که از زمان جلوس خروشچف تا گارباچف در حال عقب گرد بود، فروخته اند.
    دست اندرکاران اروپایی (نه کارگردانان اتحادیه اروپا) با یک تبلیغات ضد آمریکایی (صد البته با ریشه‌های مادی شفاف) میتواند باعث سامان یابی مردم گیتی منهای یک درصدی های آمریکایی و ده درصدی های اروپای شرقی، حتی کشور صهیونیستی اسراییل، برعلیه امپریالیسم آمریکا آنهم چه مسلحانه و غیر مسلحانه شوند! (همچنین ۹۰درصدی های اتازونی و کانادا) تا از امروز بفردا ورق برای این یک درصدی ها برگردد. بخصوص که فشار برای از بین بردن برنامه اتمی ایران و دست رسی ناگهانی روزمزدان داعشی به بمبی اتمی همه را حساس نموده است!

    امپریالیسم مانند ببر انسانخوار افسانه‌ای گردیده است که خوب میداند برای وجود خود، احتیاج به انسانهایی دارد که باید جهت بوجود آوردن بازار فروش، خریداران «بنجل هایی» بنام «کالا»‌، آنهم داوطلبانه و با دست خود باشند و دایما آن‌ها را بوجود آورده و بر آن‌ها بیافزاید!! تا سرمایه های سرمایداران بچرخش تولیدی وارد گردند، در غیر اینصورت از گرسنگی سقط می‌شود. و پایان سرمایداری و مرحله گندیدگی آن یعنی امپریالیسم سر میرسد.
    سپیده
    نهم اردی‌بهشت نود و پنج

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    آقای پروفسور محسن مسرت را من از دو مقاله شان میشناسم و در آن‌ها برای دفاع و صحت نوشته‌های این مبارز چندین دیدگاه نوشتم. محسن مسرت در هر دوی آن مقالات که نام و لینک و تاریخ آن‌ها در زیر آمده است:
    كاهش فاحش قيمت نفت؟! گفت‌و‌گو با پرفسور محسن مسرت ژانویه 22, 2015 و
    مقاله فراخوان محسن مسرت: چرا حماس با اینکه از نظر نظامی هیچ‌گونه امید پیروزی ندارد، باز هم می‌جنگد؟ ژوئیه 30, 2014
    بسیار روان و شفاف و قابل فهم هر دو مساله را موشکافی دیالکتیکی و علمی کرده بودند.
    من نمیدانم در مورد این یک مقاله (این مقاله سوم ایشان است که میخوانم) چرا قدری از واقعیتها دور شده‌اند بخصوص که میتواند عدم تمرکز روی موضوع بوده باشد، که سبب میشودد پژوهشگران جوان از واقعیتها دورگردند.
    بعنوان مثال من کمترکسی را دیده‌ام که این چنین شفاف، شاهد:
    «اين عرصه‌‌ از صنايع در اين کشورها در شرايطی امکان موجوديت و حيات می‌يابند که در گوشه‌ای از جهان دولت‌ها دست به سلاح ببرند و ميليون‌ها انسان را سلاخی کنند، همواره جنگ فرهنگی تازه‌ای ميان اعتقادات و مذاهب مختلف دربگيرد،…» پایان شاهد. را در اینجا ویرایش کرده باشد؛
    و سپس این نفرت های قومی بوجود آورده شده امپریالیستی را بستر مناسب برای عملیات تروریستی بداند.
    آقای مسرت اینجا کمی کوتاه آمده اند. این درست است که ترور میتواند سریعتر در چنین شرایطی رشد یابد ولی تعیین کننده خود خلقهای محلی و شدت مبارزه آنها برعلیه دولت محلی است که تعیین کننده هستند. در ایران خونبار ما (بخصوص اقلیت ها در دوران روحانی)، امپریالیستها با تمام قوا سعی در سوء استفاده از آن کرده اند ولی تاکنون مردم ایران خودِ آنان را رسوا و حتی ننگ سرمایداران ایرانی، با بیهوده گویی ها، لطیفه گویی ها در باره اقلیت ها و آذری ها(کمی کمتر از نیمی از ایرانیان) در مجلات و رسانه ها، مردم با اعتراض خود باعث شدند که چندین بار روزنامه ها را تعطیل کردند.
    روزی نیست که بیسوادان و بکش های سرمایدار، علیه نویسنده زبردست و داستان نویس برای کودکان که همزمان بزرگترها را هم روشنگری میکند رفیق «صمد بهرنگی» را برعلیه او هجو نویسی ننمایند.
    آیا اینها همگی مدیون عوامل تاریخی و بخصوص جنبش کارگری ایران از زمان حیدر خان عمواغلی اولین کمونیست و مهندس کارخانه ساز ایرانی و دکترتقی ارانی و حزب توده سالهای ۲۰ و ۳۰ و بازماندگان سازمان جوانانش همچون توفان، سازمان انقلابی و سپس کادرها که در کنفدراسیون بشدت از فرهنگ همهِ ایرانیها، دفاع کرده اند، نبوده است!
    سپس آقای مسرت مینگارند، شاهد:
    «ايده‌ی برنامه اتمی داخلی در ايران متولد شد، امری که در سال 2006 نزدیک بود تبدیل به حمله نظامی دولت بوش به ایران بشود.»
    نه آقای مسرت، جرج بوش از ترس نیروی اتمی ایران نبود که میخواست به ایران حمله نماید، بلکه جرج بوش یک برنامه راهبردی بانکهای آمریکایی را باجرا گذاشت که سالیان دراز توسط برژینسکی و کسینجر (تحت نام برنامه راهبردی دولت آمریکا) برنامه ریزی و آماده گردیده بود. یازده سپتامبر ۲۰۰۱ ناگهان از آسمان نازل نگردید. مبارزه با تروریزم تغییر کلیدی بود که امپریالیسم افول کننده که در اثر «سرریز تولید» که شما فقط از تسلیحات نظامی ان نامبرده اید و به مرحله ای رسیده است که لنین آنرا «جنگی اجتناب ناپذیر جهانی برای تقسیم مجدد جهان» نامیده و آنرا با سند و قوانینی تعیین کننده ثابت نموده و در عمل صحت آنرا باثبات رسانید؛ شما تقصیر را بگردن رفسنجانی میاندازید!!
    اتفاقا رفسنجانی طراح خصوصی سازی و اصل متمم ۴۴ بود و ایران را بعضویت سه ابراهرم بانک جهانی، صندوق ول و سازمان تجارت جهانی در آورد. چنین خیانتی بدین بزرگی حتی شاه که قانون مستعمرگی ایران را امضا کرده بود، مرتکب نگشته بود. این بزرگترین ضربه ای بود که آمریکا به ایران زد و نه جنگ هشت ساله!
    آلمان را نگاه کنید. آمریکا از طریق چپاندن نولیبرالیسم و خصوصی سازی وسپس تاسیس بانک مرکزی اروپا در فرانکفورت(کهل – یوشکافیشر- شرودر) توانست یوزف آکرمن را بیرون بیاندازد و با خرید ۵.۱۷ درصد سهام بانک دویچه بانک صاحب تمام صنایع و بنگاه های مالی موجود در آلمان گردد و توانست لقمه های چربی در یونان، اسپانیا، ایتالیا، پرتقال، ایرلند و ایسلند … به نام مردم فقیرکرده آلمان بگیرد. بیخود نبود که فدرال رزرو ۱۶ بیلیارد دلاری که چاپ کرد، ۵۰۰ میلیارد آن سهمیه دویچه بانک آلمان بود!
    برمن پوشیده نیست که شما با گفته های بالای من مشکلی نخواهید داشت ولی نگفتن آنها برای جوانان همان فرستادن آنان بجلوی دسته گلی که شمشیر آخته در آن مخفی است میباشد. (gegen offene Messer laufen lassen) در حقیقت هرنوع تغییری در منطقه و یا در جهان اتفاق افتد سیاست جهانی و در نتیجه جنگ و ترور بر حول این محور خواهد گشت و فقط و فقط از طریق انقلاب میتوان جنگ و غارت- استعمار و استثنمار را برانداخت.
    هرنوع کوشش برای براه راست هدایت کردن «دولتمندان جمهوری اسلامی» که من آنرا اسلامی ندانسته بلکه رژیمی سرمایداریِ خالص ایرانی میدانم که از تحریکات طرف سعودی دوری نماید و یا اتحاد اروپا مشاهده گر نباشد و صدور سرمایه و صدور اسلحه را به خاور میانه متوقف کند و هیئت حاکمه ایران کنفرانس بحران سوریه را تصیحت کند و یا روند خلع سلاح در پیش گیرد، همه را نصایح الهی میدانم که میتواند از مغز یک کشیش سالوس بتراود که ارزش یک پول هم ندارد.
    تنها کاری از طبقه حاکمه بالاتفاق هیئت حاکمه ایران که میتواند ثمربخش باشد، تکیه بلاواسطه بمردم ایران است آنهم با دموکراسی توده ای که قابل لمس همگانی باشد و همه بتوانند از رای خود و تاثیرگذاری و اجرای آن در سرنوشت خود و هموطنانشان مطمئن گردند،‌ آنوقت است که منطقه به آرامی خود دست خواهد یافت در غیر اینصورت بر این بازی ها جهت تخریب زیربناها و کارخانجات…حتی ابنیه تاریخی هرگز پایانی نخواهد بود، زیرا در اثر سرعت در نیروهای مولده هر نوع تخریبی در زمان کوتاهی تجدید تولید میگردد که در گذشته یک نسل سی ساله بطول میانجامید و بدین خاطر است که در زمان گندیدگی امپریالیسم- دیگر جنگهای جهانی پریودی سی ساله ندارند، بلکه هنوز جنگ کره پایان نیافته جنگ ویتنام شروع میگردد و تا کنون سراسر کره گیتی یا در حال جنگ و یا پشت جبهه جنگ بوده و با سیاست و نظامی جنگی حتی در اروپا (ام. آمریکا که خیلی بدتر) قرار دارد.
    فقط و فقط انقلابی اکتبری مورد نیاز است تا بتوان به صلح و بهشت زمینی دست پیدا کرد.
    رفیق حمید محوی هم بدرستی نقش انسان بعنوان عنصرتعیین کننده در جنگ بیان کرده است و در عین حال جنبش صلح و دیگر جنبشهای کنونی موجود در اروپا بخاطر نداشتن رهبریتی روشن بخصوص نداشتن شرکت فعال کارگران در آن، بی بخار و ذلیل است و هیچگونه وزنی حد اقل در امسال و سال آینده نمیتواند داشته باشد.
    ببینید که اوضاع چگونه است که قدرت سازمانهای کوچک که پریروز در هانوفر آلمان ۹۰۰۰۰ انسان را بتظاهرات واداشتند، بیشتر از آنهاست.
    سپیده
    ششم اردیبهشت ماه نود و پنج

    دوست داشتن

  3. طاهر says

    دادخواست بدهی غرامت آمریکا به ملل
    بخش 1: ایران
    فرح نوتاش جبهۀ جهانی ضد امپریالیست قدرت زنان وین 22 آپریل 2016

    آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم و سوء استفاده از بمب اتم دخالت در امور سیاسی همۀ کشورها را آغاز نمود. این دادخواست، دخالت آمریکا در امور سیاسی ایران را از 1953 (1332) تحت پوشش قرار می دهد.
    کاملا واضح است که دادگاه ها و دادگاه های عالی تمام ممالک فقط مسئولیت قضاوت در امور دعوا و مشاجرات داخلی هر کشور را عهده دارهستند. دخالت در قضاوت دعوا و جنگ بین کشور ها، خارج از دایرۀ اختیارات آنان و غیر قانونی است و جزو مسئولیت های دادگاه های بین المللی و سازمان ملل است.
    در 20 آپریل 2016 دادگاه عالی ایالت متحدۀ که آمریکا تحت فرمان کنگرۀ صهیونیستی آمریکا عمل
    می کند، اعلان کرد که برداشت غرامت توسط دادگاه ها از حساب مسدود شدۀ ایران در آمریکا، برای قربانیان تمام عملیات تروریستی رژیم اسلامی ایران مجاز است.
    دادگاه عالی آمریکا، مرتکب اقدامی کاملا غیر قانونی شده است. آن دادگاه مجاز به دخالت در امور خارجی آمریکا و صدور هیچ حکمی نیست و هر حکم آن غیر قابل اجرا و غیر قابل قبول است.
    سال 1983 در بیروت 241 نظامی آمریکا در انفجاری در بیروت کشته شده اند و همچنین قربانیان انفجار بمب در سفارت و حملات بعدی تا 1996 ، گروگان های لانۀ جاسوسی آمریکا در ایران و قربانیان جاسوسی های دیگر، همه بخش هایی از لیست قربانیان در خواست غرامت اند.
    همین ماه قبل بود که آمریکا با افشای لیست پانما، در رد سیاست غلط ، به نوعی تبلیغ برای سلامت و امنیت بانک های بحران زدۀ خود کرد. ولی چه زود عکس آن ثابت شد و عدم امنیت بانک های آمریکا نیز افشاء شد. هر مقدار پولی که وارد آمریکا شود شانس باز گشتی برای آن وجود ندارند.
    بعد از حملۀ 1983 در بیروت، در سال 1984 آمریکا تمام نظامیان خود را از بیروت باز گرداند. سئوال این است: اصلا از اول چرا به آنجا رفته بود؟ و در مورد امروز نیز این پرسش مطرح است: نظامیان آمریکا در سوریه چه می کنند؟ آنهم بدون داشتن دعوت رسمی از دولت قانونی سوریه؟ مردم هر کشوری نسبت به نظامیان خارجی در کشور خود حساس اند و واکنش نشان می دهند . آیا آمریکا این را نمی داند؟ یا اینکه خود را ارجح و مجاز به ورود بدون اجازه به هر ملکی و انجام هر کاری ميداند!
    دادگاه عالی آمریکا در موقعییتی نیست که با آن بحث کرد . زیرا اولا که اجازۀ دخالت و جوابگویی در مورد این پرونده را ندارد. ثانیا، قضات آن استخدام شده اند تا از منافع امپریالیست ها دفاع کنند، مثل دفاع از همین مورد دزدی در روز روشن و نه دفاع از حقانییت. گواه روشن نیز، همین قضاوت یک طرفه ای است که بدون شنیدن نظریات طرف دیگر در مورد این پرونده رأی صادر کرده است.
    مردم ایران در انقلاب 1978 که علیه قانون کاپیتولاسیون بود ( قانونی که طبق آن، آمریکاییان مقیم ایران برای جرمشان در دادگاه های ایران محاکمه نمی شدند) شاه را از ایران راند.
    ودر سال 1979 لانۀ جاسوسی آمریکا (سفارت آمریکا) را تسخیر کرد. سفارتخانه هاى آمریکا در هیچ کشوری بعنوان سفارتخانه کار نمی کنند بلکه اماکنى هستند برای سوء استفادۀ در اعمال کودتا و توطئه علیه ملل.
    مردم ایران اجازۀ تکرار آن را هرگز نخواهند داد. امپریالیست امریکا باید بداند شکستن مرزها مجاز نیست و هستند مردمانی که بین مرگ و زندگی خفت بار، مرگ را انتخاب می کنند.
    ولی اینجا و هم اکنون
    ما مردم شرافتمند دنیا را برای تخمین بدهی غرامت آمریکا به ملت ایران فرا می خوانیم.
    اگر چه رژیم سرمایه داری ملایان ایران و حزب اله لبنان مسئولیت ترورهایی را که به آنان نسبت داده شده نپذیرفته اند.
    بدهی غرامت آمریکا برای ملت ایران در طبقات مختلف و سال های مختلف دسته بندی می شود.
    هزاران نخبه و روشنفکر ممتاز و طراز اول مخالف حکومتی در زندان های ایران بعد از کودتای 1953 آمریکا در تهران کشته شده اند . به مدت 25 سال دوران رژیم شاه و 38 سال رژیم ملا. زندانهای ایران بعد از کودتای آمریکا تبدیل به سلاخ خانه گشته اند.
    تعداد کثیری از مردم ایران به عنوان اقوام زندانیان ، دوستان ، همکاران و مردم آگاه جامعه به دلیل تحمیل این بی عدالتی شرم آورو غیر انسانی بعد از کودتای آمریکا در رنج دائم بوده اند.
    افراد بسیاری زندانی شده اند، بشدت شکنجه شده و در شرایط بسیار ناهنجارى تا ابد در زندان نگهدارى ميشوند· آنها بعد از آزادی نيز در رنج دائم اند. 25 سال تحت رژیم شاه و 38 سال تحت رژیم ملا.
    تعداد کثیری از مردم ایران به عنوان اقوام زندانیان ، دوستان ، همکاران و مردم آگاه جامعه، به دلیل تحمیل این بی عدالتی شرم آورو غیر انسانی بعد از کودتای آمریکا در رنج دائم اند.
    کودکان بسیاری در زندان ها متولد شده اند، بسیاری از کودکان پدران و مادران خود را فقط در فاصلۀ یک متری از پشت دو ردیف میله های زندان ملاقات کرده اند، و تعداد فراوانی از کودکان، مادر بزرگ های خود را فقط در لباس سیاه دیده اند، چون فرزندان آنان یکی بعد از دیگری در سال های متوالی در زندانها تیر باران شده اند. و هنوز از یک عمر رنج بی پایان رفته بر این کودکان سخنی گفته نشده است. نویسندۀ این دادخواست یکی از همان کودکان است.
    ملت ایران به دلیل بی عدالتی اقتصادی و خفقان اجتماعی ناشی از دیکتاتوری
    رژیم های فاسد رنج کشیده و هنوز رنج می کشد. ملتی که راه پیشرفتش مسدود و مجبور به پس رفت شده است. اکثریت این ملت، که در شوریده بختی زاده شدند ، در شوریده بختی زیستند و در شوریده بختی تحمیلی آمریکا جان سپردند.
    جنگی که در سال 1980 بر مردم ایران تحمیل شد، با تشویق و حمایت آمریکا از صدام حسین شروع و8 سال به طول انجامید.
    صلح نیز در 1988، با شلیکی از ناوگان جنگی آمریکا مستقر در خلیج فارس به هواپیمای مسافربری ایران که جان بیش از 200 مسافر را گرفت برای مجبور ساختن ایران به امضای قطعنامۀ 598 سازمان ملل به ایران تحمیل شد.
    بیش از نیم میلیون کشته و چهار صد هزار معلول وتعداد کثیری مفقود الاثر نتیجۀ این جنگ تحمیلی آمریکا به ملت ایران بود.
    و هنوز از ویرانی شهر ها و روستاهای بیشمار و مردم آوارۀ بی خانه و بی شغل، غرق درفقر وسایۀ مصیبت تحمیلی توسط آمریکا بر زندگی آنان سخنی نرفته است. آمریکا هرگز نه معذرتی خواست و نه برای این همه مصیبتی که به ملت ایران تحمیل کرد غرامتی پرداخت.
    مصیبت اخیری که آمریکا به ملت ایران تحمیل کرده، توافق نامۀ ننگین و خفت بار با بخش
    های تحقیر آمیز هسته ای است. دولت ملایان ایران برای جلوگیری از جنگ مجبور به قبول تمام خواسته های آمریکا شده است. که بر حسب ابراز مدام اوباما ، گزینۀ جنگ همواره روی میز بوده است! قبول چنین توافق نامه ای برای مردم ایران شرم آور است. ولی کنگرۀ صهیونیستی آمریکا هنوز تنوره می کشد و باعربده جنگ…جنگ…جنگ می کند. بله هیچ چیز به اندازۀ جنگ این بربر ها را شادمان نمی کند.
    رژیم نژاد پرست وصهیونیستی آمریکا که تقاضای غرامت برای 241 سرباز و… می کند و برای سالیان دراز مصیبتی که به قربانی بزرگی همچون ملت ایران تحمیل کرده غرامتی نمی پردازد، آگاه از افزایش روزانۀ نفرت علیه خود نیست؟
    هرچه بیشتر دولت ایران کوتاه می آید امپریالیسم آمریکا بیشتر می خواهد. رذالت و فرومایگی او مرزی نمی شناسد. هر روز جایی نوشته ميشود که آمریکا می گوید ایران اجازه دارد این کار را بکند و ایران اجازه ندارد آن کار را بکند.
    این قدر امپریالیسم نفرت انگیز را بجلو هل ندهید. مردم ایران چون مردم ویتنام به خوبی قادر به مالیدن دماغ تان بر خاک است.
    نوکران آمریکا، همچون اردوغان و سعودی ها که برای ویران کردن سوریه٬ همانند حملۀ 11 سپتامبر به برج های دو قلو، در خدمت او هستند، دست در دست او زندگی انسان را در کرۀ خاکی منهدم می کنند.
    اعم از جمهوری خواهان صهیونیست و یا دمکرات های امپریالیست، سیاست خارجی شان شیطانی و کاملا یکسان است. اوباما دارایهای ملت ایران را مسدود می کند و جمهوری خواهان اقدام به دزدیدن آن می کنند· و بدین صورت است امرار معاش امپریالیست ها.
    طبق برآورد تا ماه مارس 2016 ، بیش از 200 میلیارد دلار فقط ضایعات ظاهری در سوریه بوده است٬ بدون کلامی از ضایعات انسانی. چرا که آمریکا می خواهد جهان را به نفع مقاصد طمعکارانۀ خود تغییر دهد.
    آمریکا سئوال می کند: با اینکه درآمد داعش کم شده پس چرا همچنا ن به جنگ ادامه می دهد؟
    برای اینکه آمریکا مدام او را مسلح نگه می دارد!
    ناتو بتازگی اعلان کرده است : داعش در صدد است به اروپا حملۀ اتمی کند.
    مبارک است ! این همان مورديست است که آمریکا آرزومند بوده.
    ضایعات به اروپا توسط نوکران آمریکا، اردوغان و سعودی ها با شستشوی مغزی جوانان و مسلمانان ، چند سال پیش از طریق مساجد شروع شده. حال ناتواز حملۀ اتمی آنان اطلاع می دهد.
    سالیان درازی است که روشنفکران سیاسی جهان استدلال می کنند، آمریکا برای ورود به افغانستان، حملۀ 11 سپتامبر را برنامه ریزی کرده است .
    سال گذشته بعد از توافقنامۀ اتمی( برجام ) آمریکا قانون جدید ویزا را علیه ایران وضع کرد. و این بخاطر محکوم کردن ایران در کمک به تروریست های 11 سپتامبر بود. حال صهیونیست های کنگرۀ آمریکا در 25 صفحه شرح همکاری سعودی ها با تروریست ها را در این حمله نوشته اند٬ تا از آنان غرامت برای قربانیان 11 سپتامبر را بگیرند. انگار که ریاض شخصیت آب خوردن بدون دستور کاخ سفید را دارد ! البته روشن است که تروریست اصلی پشت ریاض آمریکا است.
    حال همۀ جهان می داند که داعش ارتش اسلامی آمریکا، می خواهد اروپا را با سلاح اتمی ویران کند.
    محو امپریالیست ها از چهرۀ زمین نیاز مبرم انسان است.
    www. farah-notash.com Women’s power
    womens-power.farah-notash.com

    دوست داشتن

  4. حمید محوی says

    پیش از همه، جدول مقایسۀ نیروهای نظامی ایران و عربستان که در اینجا منتشر شده، چه در مورد نفرات و چه تعداد سلاح ها خیلی دور از واقعیت است. به ویژه ایران یکی از کشورهائی است که آگاهی به نوع سلاح ها و تشخیص تعداد آنها حتا برای ناتو نیز به سختی امکان پذیر است. ولی تفاوت اساسی بین ارتش عربستان و ایران، در این نکته نهفته است که ارتش سعودی ها تقریباً حتا خیلی بیشتر از ارتش شاهنشاهی ایران به کارشناسان و متخصصین کشورهای سازندۀ اسلحه بستگی دارد، و در صورتی که این کارشناسان و کارمندان و نفرات فنی خارجی از عربستان بیرون کشیده شوند، ارتش این کشور به ویژه در مدرنترین بخش هایش کاملاً از کار می افتد. در حالی که سیاست ارتش ایران از همان سال های نخستین جنگ 8 ساله بر اساس استقلال و خودکفائی اداره می شود. و تقریباً هیچ سلاحی در ارتش ایران در نسخۀ اولیه و خریداری شده بکار گرفته نمی شود، فقط پس از ایجاد تغییراتی چند به خدمت گرفته می شود. یعنی روندی که شاید برای سلاح های مدرن روسی در ارتش ایران در آیندۀ نزدیک، کمی مشکل بنظر رسد.
    نمی توانیم بگوئیم احتمال جنگ بین عربستان و ایران وجود ندارد، خاصه به این علت که در حال حاضر عربستان در یک اتحادیۀ بزرگ نظامی (چیزی شبیه ناتوی عرب) عمل می کند که فرماندهی آن به عهدۀ اسرائیل است. و بمب اتمی تاکتیک نیز که امروز در اختیار عربستان قرار گرفته، به اسرائیل تعلق دارد. درنتیجه، نمی توانیم بگوئیم که اسرائیل خواهان چنین جنگی نیست. جنگ سنی و شیعه نیز به مثابه یکی از عناصر مداخلۀ استعماری وجود داشته و دارد، منافع مجتمعات صنعتی و نظامی…یعنی فروش 5 میلیارد دلار در روز در سطح جهانی، تمایل به تضعیف کشورهای مزاحم و مستقل مانند ایران برای اولترا لیبرالیسم آنگلوساکسون. و علاوه بر این نباید فراموش کنیم که نام ایران بین هفت کشوری به ثبت رسیده که آمریکائیها از سال 2001 تسخیر آنها را پیشبینی کرده بودند، پس از سوریه، ایران آخرین و هفتمین کشور خواهد بود. برخی می گویند که این طرح حذف شده … نمی دانم تا جه اندازه حذف شده؟. البته کار بسیارمشکلی خواهد بود. ولی فقط می دانم که ایالات متحده دست به هر کاری خواهد زد تا به منصۀ ظهور رسیدن قدرت های نوین را ناممکن کند…باید از اتحاد چین و روسیه جلوگیری کند، باید پیمان همکاری شانگهای را تخریب کند، راه ابریشم نوین را نیز مین گذاری و یا تخریب کند… و اگر نتواند هژمونی خودش را تضمین کند، کاری خواهد کرد که منطقه برای دیگران قابل استفاده نباشد. بی گمان یکی دیگر از کارکردهای برپا کردن جنگ، جلوگیری از پیشرفت کشورهائی است که در آنجا جنگ به پا می کنند.
    ولی جنگ علیه ایران برای عربستان سعودی بیشتر شبیه خودکشی است (حتی با پشتیبانی اسرائیل و تمام اتحادیۀ اروپا و آمریکا).زیرا تخریب کل عربستان (بجز شهرهای مقدس که ایرانیها به این مکان ها حمله نخواهند کرد) برای ایران کار بسیار ساده ای است. تخریب تمام بنادر و پایگاه ها و هر چیزی که در سطح زمین عربستان بنا شده، برای نیروی موشکی ایران، ظرف 24 ساعت ممکن خواهد بود. یگانه مشکلی که ایرانی ها برای دفاع از ایران دارند، اولاً خود جمهوری اسلامی ایران و دستگاه دین اسلام است، و سپس بورژوازی ایران که دفاع ایران را با منافع خودشان تنظیم می کنند و نه برای منافع ملی ایران. این مشکل البته بطور کلی برای ایران مطرح است و منحصر به موضوع جنگ احتمالی علیه عربستانی سعودی نیست.
    برای مثال، مطمئناً اجازه نخواهند داد که ایران از این فرصت برای باز پس گیری بحرین استفاده کند.
    در پایان باید یادآوری کنم، روی جنبش صلح طلبان نباید حساب کرد، مردم اروپا خصوصاً فقط بفکر قدرت خریدشان هستند…همین و بس. علیه لابی های صنعتی نظامی نیز کاری از عهده شان ساخته نیست. علاوه بر این غرب امپریالیستی برای سرمایه های عربستان نقشه کشیده… شاید نه به آن شکلی برای سرمایه های ایران نقشه کشیده بود و به اجرا گذاشت.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.