پرش به محتوا

کوتاه کلامی پیرامون: این ایران است ، ما درکجا ایستاده‌ ایم ؟ 

                           
کوتاه کلامی پیرامون: این ایران است ، ما درکجا ایستاده‌ ایم ؟ 
 
این ایران است، ما درکجا ایستاده‌ایم ؟ عنوان مقا له‌ ای است به قلم سامی کلیب که ترجمه  آن درتاریخ د وم آوریل دربرخی ازتارنماها ازجمله همین تارنما آمده بود. نویسنده با زیرکی خاص ژورنا لیستی به تمجید ازرژیم جمهوری اسلامی می پردازد.  مترجم درپانویس شماره چهار به درستی  به ماهیت  «ارتجاعی وسربکوبگرانه » رژیم سرمایه داری اسلامی واینکه « حکومت هرچقد رکه ارتجاعی باشد نمی‌تواند ازبسیاری ازخواسته های مردم طفره برود »  اشاره دارد. لیکن این اشاره ی بس کوتاه،
به‌ هیچوجه ضرورت کلام انتقادی رسا را درباره تعریف وتمجید نویسنده مقاله ازرژیم اسلامی حاکم برایران، نسبت دادن دستاوردهای دانش آموختگان علوم دانشگاهی به حکومت، یک‌ جانبه نگری به ایران ودرمواردی نیزبزرگ نمائی دروغین ازرژیم حاکم، ادا نکرده است. دراینکه بسیاری ازاهالی کشورهای عربی وازجمله نویسنده آن مقا له، فریفته ی هیاهوهای تبلیغاتی ضد اسرائیلی وبهترگفته شود، یهود ستیزی حاکمان دولتی درایران گردیده اند، شکی نیست. اکثرقریب به اتفاق آن کسانی که درکشورهای عربی به دفاع ازسیاست خارجی حاکمین ایران دل بسته اند، نه ازروی اطلاع دقیق ازواقعیت های جامعه ایران می باشد، بلکه تنها ازآنروست که نا آگاهانه، حاکمان بر ایران را دشمنان واقعی اسرائیل می پندارند. اما درمورد نویسنده آن مقا له نمی‌توان ونمی با ید به این نوع خود فریبی ناآگاهانه بسنده کرد.  برمبنای توضیحات مترجم ( شماره یک ) « سامی کلیب، ملی‌گرا ونا صریست، تا قبل ازافتاد ن الجزیره به دست طرفداران اسرائیل وآمریکا، مد یربرنامه ویکی ازمسئولان مهم آنجا بود». یعنی اینکه می بایستی ازاوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ایران وبرنامه های ضد انسانی رژیم اسلامی اطلاع داشته باشد. پس چگونه است که چنین شخص آشنائی به اوضاع ایران،کلامی درارتباط با خفقان سیاسی حاکم بر ایران، ناهنجاریهای اقتصادی واجتماعی، فقرروزافزون زحمتکشان جامعه، تلاش درفرهنگ زدائی ملی ومد رن وجایگزینی با فرهنگ شیعه گرائی، زن ستیزی،  سیاست قدرت طلبی وتجاوزگرانه درمنطقه، بازکردن درهای کشوربه روی سرمایه داران امپریالیستی، دزدیهای سران جمهوری اسلامی  و….. کلامی نمی آورد؟ . آیا بهترنبود که مترجم دراین زمینه ها، آن آقای « ملی‌گرا وناصریست» را که معلوم نیست چرا « مدتی است از طرف ً ازما بهتران ً همچون تلویزیونهای ایران، مورد تحریم گرفته» (پانویس شماره یک) به چالش می کشید وآنچه را که آن نویسنده اجازه نداشت یا نمی خواست به قلم بیاورد، مترجم ادا می کرد. چه معمائی درپشت این تمجید وتعریف مقاله ی سامی کلیب ازرژیم جمهوری اسلامی ایران، درحالیکه گوئی آن نویسنده شامل تحریم هم شده است، نهفته میباشد؟. آیا یک چاپلوسی برای ترحم ً ازما بهتران ً  است؟. ازآنجائیکه هیچگونه آشنائی به سابقه وروابط کنونی آقای سامی کلیب ندارم، قادربه حل این معما نیستم وچه خوب می‌بود که مترجم مقاله درضمن افشای علل چاپلوسی آقای سامی کلیب، به چگونگی روابط کنونی ایشان با جمهوری اسلامی دقیق تراشاره می کرد. محض اطلاع باید ذ کرکنم که تنها براساس جستجوها ی کامپیوتری متوجه شد م که همین مقاله، پیش ترتوسط  مترجمانی دیگر با اندک تفاوتی درسبک ترجمه به فارسی برگردانیده شده و دربرخی ازتارنماهای ارتجاعی جمهوری اسلامی ازجمله: ًد یپلماسی ایران ً به تاریخ 18 مرداد 1394 و ًجنبش سایبری 313  ً به تاریخ 19 مرداد 1394 به صورت تقریباً کامل ویا خلاصه آمده است. علاوه براین، ازهمین آقای تحلیل گر ً ملی‌ گرا و یا ناصریستً لبنانی، گفتاریا تحلیل های سیاسی را دربرخی دیگرازتارنماهای ارتجاعی جمهوری اسلامی شاهد هستیم، به عنوان نمونه: ً وزارت فرهنگ وارشاد اسلامیً ـ 15 مارس 2016، ـ ً8 دی خبر ًـ 26 دی 1394 ، ً بی باک نیوز ً ـ 25 اسفند 1394 ، ً میزان ً ـ 19 اسفند 1394 و…. اینهم نوعی ً تحریم ً اسلامی است !!
مقاله کذائی ازجمله به اقدامات حکومتی برای راه اندازی دانشگاه‌های جدید اشاره دارد. راه اندازی دانشگاه‌ها نتیجه ی خواست وفشارعمومی جامعه بررژیم بوده است. جمهوری اسلامی ازهمان اوان حکومت تلاش داشت که جلوی ورود به دانشگاه‌ها راسد کند، ولیکن موفق به آن نشد. جامعه ی ایران علیرغم فشارهای حکومتی واعتما د اولیه اقشاروسیعی ازمردم به جمهوری اسلامی، به خاطررشد فرهنگی جامعه واستقرارسیستم سرمایه داری، ازهمان اوان پس ازقیام 57 نمی‌توانست به این خواست ارتجاعیون حاکم تن دهد وحتی بخشهای وسیعی ازتوده های فریب خورده آن زمانی نیز حاضربه پذیرش چنان سیاست ضد فرهنگی وآموزشی نبود ند. جمهوری اسلامی تحت فشاروسیع وخواست عمومی توده های مردم بخصوص جوانان مجبوربه بازگشائی دانشگاه‌ها وبراه اندازی دانشگاه های جدید شد. اما حیله ی حکومتی براین بود، که دانشگاه‌ها را تحت عناوین گوناگون با شهریه های سنگین ایجاد کرد، شهریه هائی که تنها ازعهده خانواده‌های مرفه برمی آید. بدین ترتیب دانشگاه‌ها نیز طبقاتی شده‌اند واقشارکم درآمد بویژه کارگران، امکان مالی برای تحصیل فرزندان خود دردانشگاه را ندارند.  برای بخش بزرگی ازفارغ التحصیلان دانشگاهی، دوران آموزش دانشگاهی تقریباً زمان ازدست رفته است، زیرا با بیکاری مستمرمواجه هستند. آش آنقدرشورشده است که حتی دست اند رکاران حکومتی نیزمجبوربه اقرارشده اند. علی ربیعی د رخرداد 1394 اقرارکرد که: « هم‌اکنون 40 درصد ازفارغ التحصیلان بیکارهستند» (مرکزآمارایران ). تارنمای ً اقتصاد ایرانی ً به تاریخ 22 دی 1394 به تعداد 5 میلیون و183 هزارفارغ التحصیل دانشگاهی بیکار اشاره دارد. درهمان تارنما آمده است که بیکاری زنان فارغ التحصیل دانشگاهی 43/7% ومردان 15/2%  میباشد. اینهم نوع برابری اسلامی زنان درایران که به قول تحلیل گر ً ناصریست ً « زنان ومردان درقهوه خانه‌ها د رکناریکدیگرمی نشینند وبا یکدیگرگفتگومی کنند». اینهم اشاره حاشیه‌ای آقای سا می کلیب د رباره برابری زن ومرد درایران !!. جالب اینکه، د رجهانی که فارغ اتحصیلان علوم کامپیوتری، علوم فیزیکی، مهندسی صنعتی وفرآوری به فوریت به بازارکارجذب میشوند، درایران به ترتیب 32%، 27/1% و31/4% محکوم به بیکاری شده‌اند ( آمارازاقتصاد ایرانی 22 دی 1394).  این چگونه رژیمی است که با اخاذی میلیونها تومان ازخانواده ها به منظورتحصیل فرزندانشا ن دردانشگاه های ملی وآزاد، بخش عظیمی ازاین فارغ التحصیلان را به خیل بیکارها می افزاید؟ آیا این را می‌توان به عنوان دستاورد حکومتی محسوب داشت یا جنایت، خیانت واخا ذی دولتی؟. وظیفه ی یک حکومت مردمی ایجاد کاربرای ساکنین کشوروازجمله فارغ التحصیلان دانشگاهی است. ایران سرزمینی با منابع سرشارزیرزمینی ومتخصصین ورزیده است ودرنتیجه امکان پیشرفت صنعتی ازطریق ایجاد کارخانجات مورد احتیاج جامعه بسیارآماده است، اما به شرطی که آنان که د رحاکمیت هستند درفکررشد جامعه باشند ونه به فکرجیب های گشاده ازحد خود وحواریون. د رمقاله سخن ازافزایش پزشکان فارغ التحصیل رفته است. این واقعیت را کسی کتمان نمی کند، ولی آیا این پزشکان درسیستمی به کارگرفته می‌شوند که چاره گشای معضلات جسمانی وروانی اکثریت جامعه، بویژه زحمتکشان باشند؟. آیا بیمارستان های دولتی به اندازه ی کافی هستند؟. آیا بیمه ی درمانی برای تمامی افراد جامعه ویا اکثریت ساکنین کشوروجود دارد؟. حتی دراندک بیمارستان های دولتی که می بایست مجانی باشند، برای برخی ازخدمات وداروها اخاذی می شود. بیمارستان های خصوصی که تعداد شان بمراتب بیشترازبیمارستان های دولتی است، برای خانواده‌های کاملاً مرفه ساخته شده‌اند وهیچ یک اززحمتکشان جامعه امکان مالی معا لجه درآنها را ندارد. به عنوان نمونه لازمه ی یک شب نگهداری ویژه بیماردربیمارستان پارس تهران، پرداخت 3/5 میلیون تومان است یعنی دستمزد بیش ازسه ماه یک کارگر. توسل به تأ ثیرات تحریم ها برای توجیه این نا بسامانی ها تلاشی بیهوده است. رژیم اسلامی بیش ازسی وهفت سا ل است که برایران حاکمیت دارد. تحریم ها درمدت محد ودی برقرار بوده‌اند ونه درتمامی دوران حاکمیت اسلامی. حتی برفرض محا ل اگرتحریم ها درتمامی مدت حاکمیت اسلامی برقرارمی بودند، بازهم نمی‌تواند توجیه گرباشد. کشورکوبا بیش از55 سال درزیرتحریم قرارداشت. دراین کشورحتی یک صدم منابع سرشارزیرزمینی به مانند ایران وجود نداشت و ندارد و رشد صنعتی واقتصادی کشورووجود متخصصین نیز به مانند ایران نبوده  است، ولیکن درکوبا تحصیل ازابتدا تا اتمام دانشگاه ومعا لجات پزشکی د رتمامی مراحل ود ربیمارستان ها کاملاً رایگان است وازفارغ التحصیلان بیکارخبری نیست.
تحلیلگر ً ناصریست ً لبنانی که گویا مورد غضب جمهوری اسلامی قرارگرفته است ولیکن مدام ازاو درتارنماهای وابسته به حکومت، خبرومقاله ای آورده می‌شود ( چه را بایستی باورکرد: قسم حضرت عباس آقای ً تحلیلگرً یا دم خروس را) د رتمجید ازرژیم اسلامی ایران حتی به قول معروف، کاسه ی گرم ترازآش می شود. آقای سامی کلیب مدعی است که: « ایران درگذشته گندم خوراکی خود را ازخارج وارد می کرد، اما اکنون علیرغم اینکه درمحاصره وتحریم قراردارد، درزمینه تولید گندم به خود کفائی رسیده است». حتی دولتمندان اسلامی با تمام دروغ گوئیها مجبوربه اعتراف شده‌اند که اظهاردارند، ایران درزمینه تولید گندم به خود کفائی نرسیده است. علی قنبری معاون وزیرکشاورزی اعتراف کرده بود که: « امسال 1/5 تا 2 میلیون تن گندم ازکشورهای روسیه، قزاقستان، اوکرائین، آلمان، استرالیا وکانادا خریداری خواهد شد» ( خبرگزاری تسنیم 29 خرداد 1394). اسفندیارپور، مشاوروزیرکشاورزی اذعان کرد که: « سال گذشته 85 درصد نیازگندم درداخل کشورتأمین شده» است ( ایلام بیدار16 فروردین 1395) وبالأخره وزیرکشاورزی اعتراف می‌کند که: « واردات گندم دردستورکاراست که براساس آن قراراست گندم وارد وفراوری شود» (خبراُنلاین 24 اسفند 1394). آیا بایستی اعترافات دست اندرکاران حکومتی را که حتی تلاش دارند به دروغ اوضاع نا بسامان کشاورزی را بهترازآنچه هست نشان دهند، باورکرد یا چاپلوسی آقای سامی کلیب را؟. این ً تحلیلگر ً یک‌ جانبه نگرکلامی درمورد واردات بسیاری ازمواد غذائی اولیه به ایران ازجمله   برنج، عدس، چای، مرغ، گوشتِ گاووگوسفند، جو، ذرت، سویا و….که درصورت حاکمیت سیستم و دولتی مردمی، کشورازاین اقلام به خود کفائی می رسید، به قلم نمی آورد.      
     مشابه همین بزرگ نمائی ازجمهوری اسلامی د رمورد نشرکتب درایران نیزد ید ه می شود.          ً تحلیلگرً لبنانی مدعی است: « درسال 2012 ، بیش از38000، عنوان کتاب درایران به چاپ رسیده»است. اظهارات مسئولین دولتی ایران که خود دربزرگ نمائی جمهوری اسلامی سابقه ومهارت طولانی دارند، نشان ازد روغگوئی بزرگترآقای سامی کلیب، این کاسه ازآش داغ تر، دارد. شایان ربیعی د بیر  کل نهاد کتابخانه‌های کشور د رمورد همان سال 2012 که زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد بود چنین گفت:« د رد وره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد( دولتهای نهم ودهم) یعنی ازسالهای 1384 تا 1392 متوسط شمارگان کتاب به 26/798 نسخه تنزل پیدا کرده است»(روزنامه دنیای اقتصاد 30 فروردین 1393). چرا آقای سامی کلیب این چنین با یک گردش قلم تعداد بیش از11هزارنسخه کتاب را به آماررسمی دولتی می افزاید؟. حتماً حکمتی دراین بزرگ نمائی وتمجید از جمهوری اسلامی نهفته است . البته نا گفته نماند که بخش بزرگی ازکتابهای انتشاریافته درایران، کتاب‌های مذهبی وضد کمونیستی هستند. این نیزبرهمگان روشن است که نویسندگان ومترجمین غیردولتی برای اخذ اجازه چاپ بایستی ازیک هفت خوان بزرگ سانسوربگذرند ودربسیاری موارد، به آن‌ها اجازه ی چاپ داده نمی شود. ً تحلیلگر ً لبنانی ضرورتی به اشاره ی حتی یک سطری به این واقعیت فرهنگی درایران ندارد، چون اوتصمیم دارد ایرانی را ترسیم کند که نیا ت خاص وی را برآورد  می کند، واقعیات برای اوبی اهمیت هستند.
تحلیلگرلبنانی هیچ اشاره‌ای به مورد بیکاری کم سابقه درایران که ازنعمات جمهوری اسلامی است، ندارد. حتی آمارهای دستکاری شده رژیم اسلامی نشان ازبُعدِ این فاجعه اجتماعی دارند. برمبنای خبرگزاری تسنیم بیکاری جوانان زیرسی سال دراستان بویراحمدی وکهلیلویه د رمورد مردان 48/7% وزنان 85/9% است. بیکاری جوانان دراستان کرمانشاه 47/4% واستان لُرستان 42/4% می باشد( 15 دی 1394). این جوانان، آینده ی کشورهستند که حاکما ن رنگارنگ ولی هم ماهیت جمهوری اسلامی، هیچگونه توجهی به آنا ن نداشته و ندارند. البته آقای سامی کلیب نیزضرورتی نمی‌بیند که به این واقعیات جامعه ایران اشاره کند وحتی ازاشاره به آنچه که حامیان حکومتی درایران نیز بدان ها اذعان دارند، ابا می کند.
«غرب تنها با این دلیل با ایران مذاکره کرد که متوجه شد این کشورعلوم وتکنولوژی خود را با نیروی بسیاربالای نظا می مورد حمایت قرارداده است، لذا ایران ازموضع قدرت مذاکره کرد». چنین بزرگ نمائی آقای سامی کلیب ازجمهوری اسلامی را تا کنون حتی سران حکومتی درایران نیزبیان نکرده اند. اینرا همگان می دانند که گردانندگان حکومتی درایران درپی تهدیدات جهانی غرب، کمبود حاصله ازدرآمد نفتی، بحران شد ید اقتصادی وترس ازخیزش عمومی، تن به خواستهای غرب دادند ودست ازادامه ی سیاست اتمی برداشتند. ایران هیچگاه احتیاج به سیاست اتمی نداشت وبرای تولید برق نیزامکانات کم خرج تر، کم خطرترومناسب دیگری به مانند استفاده ازگرمای خورشیدی ونیروی باد موجود بود. دراثربلند پروازیهای ماجراجویانه رژیم اسلامی، میلیاردها یوروبرای براه اندازی رآکتورهای اتمی به هدررفت، وعاقبت ودرنهایت، سران رژیم اسلامی به صورتی نکبت وارد رمقابل خواستهای امپریالیستهای غرب زانوزدند وجام زهررا به سانِ پدرمعنویشان، خمینی، سرکشید ند. این چه نوع  ً موضع قدرت ً است که کارشناسان بین‌المللی هرزمان ضروری بدانند مجازند از رآکتورهای اتمی ایران بازدید وبازرسی کنند؟. چرا چاپلوسی تا این حد ؟.
درستایش نامه آقای سامی کلیب هیچ اشاره‌ای به قتل عام هزاران انسان کمونیست، آزادیخواه وسایرمخالفان حکومتی نشده است. چرا ؟  آیا این جنایت بزرگ، بخشی ازتاریخ « این ایران است» نمی باشد؟ شخصی که مدعی است « به عرب بودن خودم افتخارمی کنم» حتی کلامی کوتاه د رباره اعدام دهها مبارزایرانی عرب تبارنمی آورد. گویی بایستی حتی به  « ملی‌گرا وناصریست » بودن این آقا شک کرد.    
سامی کلیب ازتورم وگرانی درایران سخنی نمی گوید. این آقا که درپی یافتن مقام ایران به « مرتبه دوازدهم» و « مرتبه دهم» درجهان دراین وآن مورد است، چرا آن مواردی را که ایران درمرتبه اول جهانی قراردارد، ازقلم می اندازد؟. برای اطلاع این ً تحلیلگر ً خود سانسوردوست، کوتاه واربه چند نمونه اشاره میکنم، وکوتاه وارازآنروکه همگان برآنها آگاهند، پس ضرورت ندارد که این نوشته به درازا بکشد.
ایران ازنظراعدام درجهان، مقام اول راداراست ونه تنها به نسبت جمعیت بلکه به طورمطلق نیزازچین، پیشی گرفته است. براساس آخرین آمارسازمان عفوبین المللی د رسال گذشته میلادی تعداد اعدام شدگان درجهان، 1634 نفرمیباشد که 977 نفرمربوط به ایران است. ایران ازنظراعتیاد به مواد مخد ر، مقامی شایسته درجهان دارد. دزد یهای میلیونی ومیلیاردی یوروی  سران ومزد وران حکومتی درایران، مقام اول را درجهان، نصیب آنان کرده است. اعتراضات ومبارزات کارگرا ن درایران برای احقاق ابتد ائی ترین خواسته‌ها یعنی افزایش دستمزد، د ریافت دستمزدهای عقب افتاده، علیه قرارداد های سفید امضاء، بیمه وبازنشستگی و…. با بطورمتوسط پنج اعتراض درروز، مقام اول رادرجهان دار است، که کاملاً با بی توجهی گردانند گان حکومتی ودرمواردی متعدد با اخراج ودستگیری کارگران، به این طبقه ی زحمتکش پاسخ حکومتی داده شده است. دستمزد کارگران درایران ازسوی دولت اسلامی درزیریک سوم خط فقرتعیین شده است. درایران، فعالین کارگری ومعلمین، دانشجوووبلاگ نگارمعترض، روزنامه نگارونویسنده منتقد، فعالین حقوق ملیت های ساکن ایران، دگراند یشان مذهبی وجنسیتی و…. سرکوب شده وبه زندان افکنده می شوند. درزندانها، شکنجه وحتی تجاوزوقتل زندانی  کارگری وسیاسی، جزئی ازبرنامه ً تربیتیً اسلامی است. فحشا درپی فقروبیکاری درایران بیداد می کند. توجه به محیط زیست بر ای جمهوری اسلامی بیگانه است. زنان ایران بطور قانونی تابع مرد هستند وازبسیاری مزایای زندگی محروم گشته اند. و….
این‌ها وبسیاری موارد اسفناک دیگر، واقعیت‌های جامعه ی ایران ونتیجه ی سیاست‌های خانمان براندازجمهوری اسلامی هستند که خود سانسوری مصلحتی، آقای سامی کلیب را ازدیدن وبازگوئی آن‌ها بازمی دارد.
آقای احمد مزارعی تا کنون د رترجمه ازمنابع عربی وبویژه آنچه که مربوط به د فاع ازجنبش فلسطین می شود، زحمات فراوانی کشیده‌ اند. این فعالیت ارزنده را بایستی سپاس گفت. آیا بهترنبود پس ازترجمه ی مقاله ی آقای سامی کلیب، اندکی بیشترازیک جمله بندی کوتاهی چون « شکی نیست که رژیم ایران ارتجاعی وسرکوبگراست» به بررسی دقیق ترآن مقاله پرداخته می شد واینکه چرا آن جناب تحلیلگرناصریست نخواسته است جوانب گوناگون واقعیات جامعه ی ایران را ببیند وچرا موذیانه به دفاع ازرژیم ارتجاعی وسرکوبگرجمهوری اسلامی قلم فرسائی می کند.  
کمونیستهای راستین ایران، درزمانی که دارودسته خروشچفی ـ برژنفی وسا لیانی بعد دارودسته تنگ سیائوپینگ زبان به ستایش ازرژیم ضد خلقی محمد رضا شاه گشود ند، با صراحت کامل به انتقاد وافشای آن‌ها پرداختند. آقای سا می کلیب در قیاس با آن سران ارتجاعی آن زمانی شوروی وچین مقامی نیست که بایستی از افشای اود رتمجید ازرژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی چشم‌ پوشی کرد. ایرانی آزاده موظف است، هرآن کس را که آگاهانه ثنا گوی رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی باشد، به باد انتقاد گیرد.
علی رسولی ( ف.ک.)
 

۱ دیدگاه »

  1. بعد از مدتها بازهم مقاله‌ای پرمحتوی بخصوص توصیف گرِ گویا و شفافی از واقعیات خونبار حکومت سرمایداری ایران. سپاس بر «ف.ک»
    رفیق عزیز، احمد مزارعی محترم، متخصصی واقع‌بین، از طبقه سرمایداران ایران میباشد و همانطور که در جوامع سرمایداری یک «باید» یعنی اجباری میباشد ایشان هم گاهی دست به جبهه سایی میزنند. که نکند ایشان هم مغذوب، همانند زمانیکه چند خطی در باره استالین نوشتند، قرار گیرند. سرمایداری دشمنان طبقاتی تاریخی خود را بخوبی میشناسد و بانک«لننین هرگز»، «استالین هرگز»، «پول پت هرگز» از اروپا گرفته تا ام.آمریکا و روسیه و چین در جریان است.
    ولی مقاله شما هم از نظر این حقیر دارای ضعف‌هایی میباشد که نشان از پرکاری که از تایپ با عجله که فاصله حروف در تک واژه ها حفظ نگردیده اند، دیده میشود.
    رفیق شما نگاشته اید: …«ازهمان اوان پس ازقیام 57 نمی‌توانست به این خواست ارتجاعیون حاکم تن دهد…» پایان شاهد
    ایران در سال ۵۷ یک انقلاب کرد و نه قیام.
    قیام چه با پیروزی و چه با شکست، طبقه حاکمه را تغییر نمیدهد، یعنی مناسبات طبقات و ناف آنان را از ثروت کشور در سازمان اجتماعی کار که همیشه پس از هر انقلابی (نه قیامی) از نو مسجل و به قانون تبدیل میگردد تغییر نداده؛
    بلکه مانند کودتا از بالا جای مهره‌های طبقه حاکمه را عوض مینماید.
    سپس شاهد:
    …«بدین ترتیب دانشگاه‌ها نیز طبقاتی شده‌اند واقشارکم درآمد بویژه کارگران، امکان مالی »…«بیکاری زنان فارغ التحصیل دانشگاهی 43/7% ومردان 15/2%  میباشد. اینهم نوع برابری اسلامی زنان درایران»…«وکهلیلویه د رمورد مردان 48/7% وزنان 85/9% است. بیکاری جوانان دراستان کرمانشاه 47/4% واستان لُرستان 42/4% می باشد( 15 دی 1394). این جوانان، آینده ی کشورهستند » پایان شاهد.
    رفیق شمرده های بالای شما، علت در خصوصی سازی و عضویت در سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» و نه در ناصریسم و مصدقیسم… دارد، که هرکشورِ عقب نگه داشته شده ای مانند مصر که پسا جنگ دوم، اگر انقلاب بورژوازی خود را بپایان برد، بمرض سرمایداری ایران یا بهتر بگوییم به امراض پیشرفته‌تر ام.آمریکا دچار میگردد.
    ایران اکنون ۳۷ سال از مصر جلوتر است!!
    که کمبود روشنگری در اینباره میتواند جوانان را در ابهام تعمیر و تصحیح سرمایداری کنونی مانند «طرفداران جنبش چنج Change و جنبش وال استریت OCCUPY» به بیراهه برد.
    که خود در زمان نبود و عقب ماندن احزاب کار در زد و خورد های روزانهِ مبارزات طبقات، از ارتجاع نبوده که باید با استفاده از تجاربی که پیدا میکنند، نیروهای ترقی خواه آنان را به مسیر درست هدایت گردانند.
    باز هم از این روشنگری های بجا که کمبود آن به همه صدمه میرساند.
    و باز هم سپاس بر علی رسولی «ف.ک» عزیز

    رهگذر

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: