گوناگون, سرتیتر

در دام دیوپا – شعری از جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)

azadi_786z

«ملت» ام،

« ملت »ام،

«امت» ام ولی خوانند؛

سخت در بند دیوپایی چند

تار‌شان ،بسته دست و پاست مرا؛

شده نابود هر چه بود به جا،

نا به جا،

آنچه که به جاست مرا!

با شکسته پری چه جای شگفت،

سر اگر بر فراز هاست مرا؟!

به سزای گناه نا کرده

حلقه ی دار هر کجاست مرا!

*

جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر