سرتیتر

سوریه شهر تدمر( پالمرا) را باز ستاند، تجربه وپیام آن چیست؟

syria_009i

نوشته : دکتر، سرگرد امین محمد حطیط ، متخصص مسائل استراتژیک ، لبنان

 

مترجم : احمد مزارعی ، 29 مارچ 2016

 

هشت ماه پیش، تشکیلات تروریستی داعش وارد شهر تدمر شد وامنیت آنرا از میان برد برای اینکه این شهر را به «دولت»خود ملحق کند، برنامه ای که بر اساس طرح تجاوز کارانه صهیو- سعودی – آمریکائی وبرای انهدام ومستعمره کردن کل منطقه خاورمیانه، وانتشاردادن فکر ضد بشری در انها که میتوانست منطقه را در جنگی بی پایان وارد نموده وهمه اینها تحت عناوین مذهبی وقبیله ای گوناگون باشد.با اشغال تدمر داعش اطمینان حاصل کرد که با وجود کمکها ی گسترده وهمه جانبه ای که از طرف پشتیبانان بین المللی ومنطقه ای در اختیار ش قرار داده میشود، از این پس «سوریه معروف پایان یافته است» ورا حلهای آینده برای خارج شدن از بحران در دو مسیر قرار خواهد گرفت ، اینکه کل کشور سوریه بدست دشمنانش سقوط کند ومسیر دوم تقسیم آن باشد که سهمیه شیر آن یعنی بخشهای گسترده ای از سرزمین سوریه که در عین حال دارای جمعیت کمی هستندواز نظر ثروتهای طبیعی از جمله نفت بسیار غنی میباشند، نصیب دشمنان گردد.

بله، آنها آنگونه طراحی کردند، اما سوریه نیز طرحی درجهت عکس آنها داشت، پس از مقاومت افسانه ای که   سوریه به اشکال مختلف، در پنجاه وچهار ماه گذشته در جنگ دفاعی، از خود نشان داد واساس آن بر جنگ تهاجمی برای دفاع بود واین در انطباق کامل با تئوری نظامی وجنگی معروف»تهاجم در حالت دفاع»قرارداشت ، برنامه جنگی تازه بر استراتژی جنگ تمام عیار، جبهه های متعدد ومحورهای هماهنگ ،قرار داشت، استراتژی که همزمان کمکهای هوائی آتش نیروی هوائی روسیه به بهترین وجهی در اختیا خود داشت وشرایط مناسب پیروزی را فراهم میساخت ، در نتیجه این استراتژی بود که ارتش حرکت تهاجمی خودرا با وثوق کامل به پیروزی آغاز کرد وپیروزیهای مهم و چشمگیری را در جنوب، منطقه میانی وشمال کشور تحقق بخشید. اکنون منطقه شرق کشور، از میدانهای اصلی جنگی موثر سوریه به استثنای بعضی ضربات هشدار دهنده، به» دور» مانده بود، دشمنان خبیث ومغرض ، چنان گمان بردند که دولت سوریه تسلیم امر واقع شده است و تنها به منطقه غرب جاده حلب – سویداء، اکتفا کرده است، در این مرحله موافقتنامه «توقف عملیات کشتار» در سوریه نیزبه امضا رسید ودر همین زمان روسیه نیز تصمیم گرفت نیروهای خودرا در سوریه کاهش دهد تا گمانه زنی دشمنان ، مبنی بر» تسلیم به امر واقع» شدن دولت سوریه را تقویت کند .

 

اینها همه برای این بود تا حالت اطمینان وآرامش را در گروههای تروریستی وسرمایه گزاران حامی انها تقویت کرده ، به این معنی که مثلث شرق سوریه ، متشکل از – تدمر – دیر الزور – وشهر رقه ، ( پایتخت فرضی «دولت» داعش) از این پس در معرض خطروتهدید جدی ارتش سوریه نیست ، بویژه که خطوط دفاعی شهر تدمر بر طبق نظریه» کمر بندهای امنیتی مرکب» وبنا شده بر دیوارهای مرتفع بتونی چند لایه ، مجهز به خندقها وتونلهای ارتباطی ، مستقر شده است، این خطوطهای دفاعی برطبق نظریه امنیتی دفاع صهیونیستی «هرخانه مرکز جنگ» ایجاد میدانهای مین در اطراف، به قصد منع پیشروی دشمن ، همراه با مراکز ویژه تک تیر اندازان از راه دور، به اضافه تشکیلات داخلی بر طبق قاعده اسرائیلیها ، یعنی وجود «مربع هائی که خود کفا باشد» ، توانائی کمک متقابل را داشته باشد وهمچنین بتواند کمکهای ارسالی خارج از مربع را دریافت کند. بطور خلاصه باید گفت ، نظر به اهمیت شهر تدمر، اسرائیل با تمام تجربیات نظامی خود بر اوضاع تدمر نظارت مستقیم داشت تا بتواند به بهترین وجهی از»دولت فرضی داعش» حمایت کند، بطوری که یکی از مراکز تبلیغاتی اسرائیل در اینمورد چنین نوشت ،» اسرائیل به دولت داعش به عنوان یک دشمن نگاه نمیکند ، بلکه به عنوان یک هم پیمان، ودوستی که بایکدیگر بر ضد دشمن مشترک یعنی مقاومت ومحور مقاومت ، میجنگند.

پس از توضیحات مسائل نظامی ، به مسئله سیاسی میپردازیم، از نظر سیاسی واستراتژیک ، دشمنان سوریه به عنوان یک منظومه بین المللی بر روی منطقه شرق سوریه ، بویژه شهر تدمر به عنوان نوک پیکان حمله ونقطه اولیه خطوط دفاعی واساسی خود مینگریستند، تا از انجا عملیات ایذائی وفشارخود بر دولت سوریه ومحور مقاو مت ، به قصد فرسوده کردن آنها استفاده کنند، برهمین اساس بود که آمریکائیها گفتند مبارزه بر علیه داعش ، زمانی بین سه تا دهسال نیاز دارد، این موضعگیری برای نظامیانی که به توانائیهای آمریکا واقف بودند ، باور نکردنی وشگفت آور بود، اما برای کسانی که به حقیقت سیاستهای آمریکا ورابطه بنیانی میان داعش ومادرش القاعده با آمریکا ودستگاه اطلاعاتی آن یعنی ، سی – آی – ا – آگاه بودند ، موضوع شگفت آوری نبود.

در اینجا ضروری است به اهمیت منطقه شرق سوریه ومقدمه نوک این مثلث، یعنی شهر تدمر بپردازیم که یکصد وپنجاه کیلومتر با شهر حمص فاصله دارد واهمیت آن برای عملیات داعش در عراق (1) ، ویادآوری کنیم که پانصد تروریست از همین منطقه شرق سوریه بسوی شهر موصل در عراق حرکت کرده وبدون مقاومت آن را به اشغال خود درآوردند، علت این بود که این تهاجم از قبل طراحی شده و همراه بود با یک جنگ روانی وتبلیغاتی و افسانه ای نشان دادن نیروی داعش بتوسط رسانه های دشمنان.(2).

در پرتو این وضعیت یگانه، منحصر به فرد ومتمایز منطقه شرق سوریه ، رهبری سوریه تصمیم گرفت تا وارد معرکه تدمر شده وبرنامه تهاجمی خودرا با درنظر گرفتن همه خصوصیتهای این منطقه باستانی درنظر بگیرد، در این جنگ باید بسیاری از پیچیدگیها و شکنندگیها موجود را درهنگام اجرای عملیات شدید نظامی مورد ملاحظه قرارمیداد، رهبری باید درنظر میگرفت که از بکار بردن اتشبارانهای متراکم اجتناب ورزیده بلکه شیوه دقیق وملاحظه شده ای را بکار ببرد ، باید وضعیت شهر وموانعی که اجازه استفاده از آتش را نمیداد، باید به آتشبارانهای مقدماتی وبوسیله نیروهای بسیار حرفه ای ویا نخبگان نظامی (3) که بتواند با کمر بندهای انفجاری امنیتی که داعش در اطراف شهر ایجاد کرده بود ، به درستی برخورد کند وبر مینهای انفجاری که برای جلوگیری از پیشروی ارتش سوریه در سراسر راهها نصب شده بود ، غلبه کرده واز ورود به یک جنگ طولانی وفرسایشی اجتناب کند، به این معنی که ارتش میبایست با یک هدف بسیار پیچیده به یک مانور بسیار پیچیده ومحتاطانه دست میزد.با در نظر گرفتن همه اینها ، ارتش سوریه این تهدیدات را قبول کرد ووارد جنگ گردید ودر زمانی کمتر از یک هفته آن را به پایان برد. دشمن به این تصور بود که این جنگ مهم وبسیار گزاف ماهها به طول خواهد انجامید تا پایان یابد ودر نتیجه ارتش مهاجم سوریه در وادی ان گم وگور خواهد شد. اما ارتش عربی سوریه به همراهی با نیروهای هم پیمان وهم ردیف همه این خطرات را پذیرا شدند، پیروز شدند وکل صحنه های جنگی را به نفع خود تغییر دادند، در پایان این مرحله از جنگ باید گفت که عبرتها ودرسهائی گرفته شده است، که به حد اقلی از آنها در زیر اشاره میشود:

یکم اسرائیل آنچه را که در تدمر اتفاق افتاد ه است، با دقت واز نزدیک نظاره میکند، واینکه چگونه نیروهای جنگنده ارتش سوریه، که گروههائی نیز از نخبه های مقاومت لبنان دران شرکت داشتند، توانستند با همه اسلوبهای نظامی وامنیتی اسرائیلی در دفاع از مجموعه های سکونتی مبارزه کرده وپیروز شوند وهمچنین در مورد تجربیات اضافی که آنها کسب کرده اند ،امکان دارد آنها بر علیه اسرائیل بکار بگیرند، زیرا چندی پیش حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان، طی پیامی بسیار جدی وتفصیلی ، به نیروهای مقاومت لبنان گفت، منتظر باشید ودچار شگفتی نشوید اگر فرمان داده شد که منطقه «جلیل الاعلی» اشغالی را در منطقه شمال سرزمینهای فلسطین اشغالی ، به ثصرف خود درآورید، فورا به آن اقدام کنید.

دوماز این پس داعش که در گذشته دارای قدرتی جنگی بود و میتوانست در یک منطقه بسیار وسیعی هم مانورکند وهم به جنگ دست بزند، اکنون تبدیل به نیروئی شده که کاملا محدود ومقید است تا میان محدوده خط شهر رقه ودیر الزور حرکت کند وحتی ارتش سوریه در همان مناطق نیز حضور دارد، با وجود خطر قطع شدن رابطه میان دومنطقه مذکور ومحروم ماندن تروریستها از آزادی مانوروکمک رسانی متبادل ونقل وانتقال نیروهایشان، اوضاعشان بسیار خطرناک خواهد شد.

سوم در آنجا جنگ با داعش بسیار اسان تر از جنگ در تدمر خواهد بود هم به دلایلی که توضیح دادیم وهم اینکه در نتیجه تحول وانقلابی که در کل عرصه های جنگی پیش امده ، و پس از منهدم شدن توانائیها ودرهم ریخته شدن معنویاتشان ، داعش خودرا درشرایطی بسیار دراماتیک خواهد یافت .

چهارم اکنون داعش میان دو دهنه گاز انبری قراردارد که در شرق آن عراق قرار دارد ودرغرب آن سوریه ، امری مبارکی که سوریه میتواند از نیروهای عراقی در جنگ بر علیه داعش استفاده کند، بزودی ما صدای زنگهای آن را ابتدا در شهر هیت عراق و سپس در شهر موصل عراق خواهیم شنید.

پنجمآمریکا بزودی درخواهد یافت که آن جنگ چریکی را که برای فرسوده کردن ونابودی سوریه وسپس تسلط بر خاورمیانه، برنامه ریزی کرده وبرایش سه تا دهسال زمان در نظر گرفته بود، در سوریه به گورسپرده شد وسرمایه گزاری بر روی تروریسم مقرون به صرفه نخواهد بود، چیزی که کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا ، ترامپ هم آنرا دریافته است ، به طوری که اخیرا گفت ، این ساده لوحی است که ما باسوریه وداعش در یک جا با هم بجنگیم، بشار اسد خطری برای آمریکا ندارد ، بلکه خطر داعش است.

ششم در اینجا پیامی بسیار جدی وجود دارد وآن این است که سوریه دارای دولتی عمیق وقدرتمند است ومیداند چگونه ائتلافها ی خودرا با هم پیمانهائی صادق منعقد کند ، سوریه همچنین به جنگ ضد تروریستی خود بدون هیچ تزلزلی ادامه خواهد داد وروسیه نیز در پشتیبانی خود، از نظر کیفی وکمی وبر حسب ضرورتهای میدانهای جنگی وتهدیدها، دریغ نخواهد ورزید ، اما موضوع اصلی در رودر روئی با دشمن ، همانا آن چیزهائی است که خود سوریه بهمراهی با محور مقاومت منطقه در اختیار دارد، کمکهای روسیه در چهارچوب این محور وارد شد وبرتوانائیهای آنها افزود(4)بدون هیچ اعتبار دیگری.

هفتمواما درموردجریانات وهیئتهائی که به پیشبرد راه حلهای سیاسی میپردازند ، باید گفت که اگر آنها عاقلانه در این مسیر حرکت کنند ، نتیجه واحدی خواهند گرفت، وآن اینکه همه مانورهای آنها وتحریکات دشمنانه آنها ، مکانی برای پیروزی نخواهند یافت ، لذا باید تسلیم امر واقع شده وبپذیرند که در سوریه دولتی عمیق وقدرتمند وجود دارد وضرورت دارد که با آن بر اساس روالهای قانونی و احترام به اراده ملت سوریه رفتار شود وگر نه خارج از میدان وبدون نتیجه سر گردان خواهند ماند.

 

زیر نویسها وتوضیحات از مترجم است : (1) – عراق ورابطه اش با جنگ سوریه بیشتر با سکوت پیش میرود، اما در عراق یک اطاق عمل مشترک با شرکت عراق، ایران، روسیه وسوریه با همکاری حزب الله به برنامه ریزیهای استراتژیک مشغول است ، این اطاق کار مشترک که از هر کشوری هشت نفر شرکت دارند، در وزارت دفاع عراق برگزار میشود ورهبری آن با یک سرهنگ ایرانی است که در سفارت ایران در بغداد اقامت دارد، مقاله ای در اینمورد من ترجمه کرده ام که در سایت مجله هفته باید باشد، در ضمن نیروهای آموزش دیده عراقی متعلق به گروههای مقتدی صدر، عصائب الحق وحز بالله عراق مد تها است که در سوریه میجنگند، اینان در اردوگاههائی زیر نظارت قاسم سلیمانی آموزش میبینند وبرای کمک به دولت سوریه به انجا میروند.

 

(2) – در فردای سقوط موصل کشف گردید که توافقاتی میان آمریکائیها، بارزانی واستاندار موصل انجام گرفته بوده است تا افسران کرد که فرماندهان ارتش عراق در موصل بوده اند، موصل را به داعش ودر حقیقت به آمریکا بسپارند، درمقابل شهر کرکوک که یکی از مراکز نفتی عراق است به بارزانی واگزار شود وهمینطور شد، فردای اشغال موصل پیشمرگه های بارزانی ، کرکوک را بطور کامل در اختیار گرفتند ، اما بنا به ضربالمثل معروف که جوجه را اخر پائیز میشمارند ، عراقیها امریکا را یکبار با چهارصدهزار نیرو ودهها هزار تانکوتوپ وهلی کوپتر و…/ با خفت از عراق بیرون کردند ، حالا هم دیر نشده در حقیقت عراق در سوریه با امریکا میجنگد ودامنه این جنگ دیر یازود به عراق هم خواهد آمد.

 

(3) – «فتح قلعه از درون» بوسیله کمادوهای ویژه روسیه : براساس اطلاعات موثقی که در سایت نویسندگان اردنی آمده است ، یک گروه کومانوئی روسیه متشکل از سی نفرافسر وسرباز درتاریکی مطلق شب ودر زیر حمایت آتشبارهای متراکم وبسیار شدید وحساس هواپیماهای روسیه توانستند اولین خطوط دفاعی داعش را در اطراف شهر تدمر شکسته ودر میان تپه های نزدیک اطراف شهر جای پای محکمی ایجاد کنند ، در خلال همین منفذ ایجاد شده به درون شهر ، دوهزار سرباز سوری وارد شهر شده وبر تپه های اطراف شهر موضع میگیرند، «فتح قلعه از درون» از همینجا آغاز میشودوتهاجم گسترده سربازان سوری ونیروهای هم پیمانش، به مراکز داعش اغاز میگردد ، داعش سقوط میکند وجان کری با رنگ وروی باخته واز سر درد ، در مصاحبه ای، از سقوط شهرتدمر احساس درد میکند ، از اینجا باید پذیرفت که داعش یعنی امریکا وآمریکا وغرب یعنی داعش، وسقوط شهر استراتژیک تدمر ، بمثابه ضربه سختی بر استراتژی امپریالیسم امریکا در منطقه بود.

 

(4) – » دیر آمد ولی خوب آمد» روسیه تا سال گذشته تنها به داشتن مستشار، ارسال کمکهای انسانی وفروش اسلحه به سوریه اکتفا میکرد، اما محور مقاومت از همان ابتدای جنگ دریافته بود که هدف امریکا چیست وبهمین دلیل درکنار کمکهای مالی ونظامی، نیروهای انسانی وجنگنده محور مقاومت از عراق ،ایران ، سازمانهای گوناگون فلسطینی وحز بالله لبنان ، بطور عملی در این جنگ ضدانسانی داعشی به رهبری آمریکا در میدانهای جنگی سوریه ودر کنار ارتش سوریه حضور داشتند ومانع شدند تا سوریه سقوط کند ، ازایران تعداد زیادی نیرو از جمله چند جنرال شهید شد ، روسیه در نهایت دریافت که دست کم گرفتن جنگ سوریه موجب بر باد رفتن امنیت ملی روسیه نیز خواهد شد، لذا باشرکت فعال اینبارکوشید گذشته را جبران کند.

 

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    بیگاری پایان یافت و باز هم درود،
    …ادامه از بالا:
    آقای مزارعی آیا علت کم کاری و عدم مبارزه سرمایداران روسی با امپریالیسم آمریکا که در ۷۰ ساله پسا جنگی یکه تاز میدان استعمارگران است و حتی استعمار فرتوت و فرانسه را هم چنان به فاجعه‌ای کشانده است که ابتدا استعمار فرتوت انگلیس صغیر و سپس فرانسه با پوزه‌ای خونین از وی(آمریکا) فاصله گرفته‌اند و سعی در خود عمل کنی دارند و امپریالیسم آلمان وسپس تمام کشورهای بدهکار به آلمان هم – که فاجعه آن بر همه روشن است؛ بصورت یک همکاری با قبول پیشکسوتی ام.آمریکا نبوده است؟(باستثنای حوادث بانک قبرس)
    روسیه از زمان گارباچف تا یلتسین تمام عملیاتشان با غرب مشترک بوده است و به پاس هدیه تصرف قدرت در روسیه سرمایداری در مقابل دست انداز ایهای آمریکایی همیشه بنحوی بنفع آمریکا کوتاه آمده اند. تا آمریکا انگشت روی رگ حیاتی کریمه و سپس بندر ترتوس گذاشت و زنگ خطر را بصدا در آورد!
    آقای مزارعی آیا شما معتقد نیستید که روسیه حد اقل میتوانست مانند ایران موی دماغ آمریکایی ها گردد؟
    آیا معتقد نیستید که آمریکا برعلیه ایران از تمام قدرت و وسایل و قدرت ممکنه جنگی چه در جنگ ۸ ساله با ایران و چه این دو دهه آخری، که میتوانست به نابودی خودش تبدیل گردد، در تمام ابعاد بارآور آن استفاده نبرده است؟(با رعایت ریسک خطر از درون، وترس از برچیده شدن سرکردگی سازمان سیا تحت رهبری دوبانک فدرال رزرو و گلد من ساکس).
    آیا ترامپ که نماینده سیاه ترین نیروهای طبقه حاکمه آمریکا چه جمهوری خواه و چه دمکراتها میباشد و اگر بگذارند انتخاب گردد، پایان این سرکردگی نخواهد بود؟ که من انتخاب وی را بیشتر بنفع زحمتکشان جهان میدانم تا با پنبه سر بریدن ابوماها و کلینتون ها و سندرز ها؟
    اگر پاسخ این پرسش ها مثبت باشد، آیا نمیتوان نتیجه گرفت که این همان سودهایی که الیگارشهای روسی با کلابوراسیون (همکاری نیرویی ضعیفتر با خدمت به قویتری و غارتی مشترک) با سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و سازمان تجارت جهانی» میباشد، که اکنون باید با نظام بانکی جدیدی با کمک بریکس از حیز انتفاع بیافتد، بدست آورده‌اند نیست؟.
    و میتوان کج دارمریض های ۵ ساله آخرین روسیه با آمریکا را هم نتیجه آن دانست که خوشبختانه به نتیجه‌ای بنفع خلقهای منطقه آنهم برای زمانی معلوم خواهد بود که اگر در کشوری بعنوان «حلقه ضعیف در زنجیره کشور های امپریالیستی»،- انقلابی در نگیرد؛
    آش همان آش و کاسه همان کاسه باقی خواهد بود و نظام سرمایداری با پروژه هایی برای بازساخت زیرساخت ها و تولیدات… چندی چهره ای خندان و دمکراسی و حقوق بشری بخود خواهد گرفت و رقابت جنگی برای تقسیم مجدد را از نو شروع خواهد کرد!! آنوقت است که احمق تر از ما در تاریخ وجود نداشته است که گاهی برای این و گاهی برای آن دشمن طبقاتی خود و تجاوزگران استعمارگر هلهله کشیده ایم!!
    از پاسخ و روشنگری شما سپاسگذارم.
    سپیده
    دهم فروردین ماه نود و پنج

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    با درود
    گفته‌های آقای احمد مزارعی را دو ساعت پیش «سخنگوی اپوزسیون حکومت سوریه در اروپا(برلین)» یعنی «ال موصولی» توبخوان سخن گوی آمریکا و سران ارتجاعی کشورهای عربی خلیج پارس و ترکیه، با گریه و زاری بدان اعتراف کرده است بخصوص در قسمت آخر که جمع‌بندی کرده است، در «دویچلند فونک- مصاحبه‌ها ساعت ۸ صبح امروز» موجود است.
    باید بزودی پیروزی قطعی خلقها و ملتهای عرب و دیگر خلقهای اقلیت‌ها- کـُرد، مسیحی، ایزدی… را، که زمانی طولانی در زیر یوغ عثمانی، استعمار فرتوت(لورانس عربستان) و سپس جان راکفلر و فرزند خلف استعمار فرتوت امپریالیسم آمریکا که با خط کشی روی نقشه از یکدیگر جدا کرده‌ بوده اند و تا کنون این استعمار بطول انجامیده است، تبریک گفت.
    من آرزو دارم که «ترامپ» رئیس جمهور بعدی آمریکا گردد، زیرا با رجز خوانی های سادیستی و امپریالیستی خود، افول آمریکا را خیلی سریعتر جلو خواهد برد و دموکراتها که با پنبه سرمیبرند میتوانند موجب وحشیگری های بیشتری مانند کندی کارتر کلینتون گردند، تا این امپریالیسم اجبارا به افولش بزانو در آورده شود.
    اما هیهات آقای مزارعی در یادداشت خود در آخر. شاهد:
    «(4) – «دیر آمد ولی خوب آمد» روسیه تا سال گذشته تنها به داشتن مستشار… محور مقاومت از عراق ،ایران ، سازمانهای گوناگون فلسطینی وحز بالله لبنان ، بطور عملی… ازایران تعداد زیادی نیرو از جمله چند جنرال شهید شد، روسیه در نهایت دریافت که دست کم گرفتن جنگ سوریه موجب بر باد رفتن امنیت ملی روسیه نیز خواهد شد، لذا باشرکت فعال اینبارکوشید گذشته را جبران کند.»
    آقای مزارعی بطور حتم اینجا کوتاه آمده اند.
    آقای مزارعی آیا علت کم کاری و عدم…. ادامه دارد

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.