سرتیتر

آیا پناهجویان و مهاجران بیشتر از هلندیها خلافکاری و دزدی می کنند؟

marokkaner

احمد پوری

در ماه ژانویه در برنامه تلویزیونی «جهان می چرخد» آقای سیورت فان لیندن ادعا کرد بطور کلی خارجی ها دو یا دو نیم برابر بیشتر متهم به تعرضات جنسی هستند. از هر 20 نفر خارجی یک نفر متهم به تعرض جنسی است! ایشان مدعی بودند که این آمار را از تحقیقات آنتون فان ویک و آریان بلوکلند در سال 2008 این آمار را ذکر نتیجه گیری کرده اند … آین آمار بشدت در رسانه ها و شبکه های اجتماعی موضوع بحث واقع شد… (1)
پروفسور لئولوکاسن استاد بزرگ و متخصص تاریخ مهاجرت در دانشگاه لیدن و مدیر موسسه بین المللی تاریخ اجتماعی، استدلال کرد در هلند بیش از 200.000 مهاجر داریم در صورتی که این آمار صحیح باشد، باید بیش از 10.000 تعرض جنسی توسط خارجیها انجام شده باشند… و چنین چیزی اتفاق نیفتاده است…
همانطوریکه در برنامه تلویزیونی سیزدهم ژانویه «جهان می چرخد» مشاهده میکنید (2) آقای سیورت فان لیندن بدرستی از آماری که ارائه کرده بود از همه بویژه پناهجویان و مهاجران بی قید و شرط معذرت خواست و گفت آنروز بشدت زیر فشار و استرس بود و چند تا آمار را قاطی کرده بود و سعی می کند که دیگر از این اشتباهات مرتکب نشود. «واقعیت بشدت پایئن تر از این آمار است! » (3)

تحقیقات معتبرترین موسسات هلند:
» در ماه دسامبر «شورای علمی سیاست گذاری دولت» و » موسسه برنامه ریزی فرهنگی و اجتماعی» و » و- او – د – سه یعنی موسسه تحقیقات علمی وزارت دادگستری » هر سه با هم تحقیقاتی انجام داده اند… که نتایج آنرا منتشر کرده اند.
در یک تحقیقات مهم و ویژه در باره گروه بزرگی از پناهجویان سالهای 1990 تحقیقات کرده اند در این سالها تعدادی بیشتر از حالا به اروپا و هلند آمده اند و آنها را در پروسه ای 15 ساله بررسی کرده اند… نه در یک لحظه خاص به همین دلیل تحقیقاتی بسیار مهم و اساسی است.
تصور رایج این استکه از هر سه نفر یک نفر کار میکند در حالیکه برخلاف تصور نادرست فوق، از این عده از هر 10 نفر 6 نفر توانسته اند کار پیدا کنند! این در حالی است که از هلندیها از هر 10 نفر 7 نفر توانسته اند کار پیدا کنند!
این آمارهابه پناهجویانی از ایران، عراق، افغانستان، یوگسلاوی … مربوط می شود…
از یوگسلاوی از هر چهار نفر یک نفر کار پیدا کرده است.
از خاورمیانه و سومالی از هر چهار نفر 3 نفر کار پیدا کرده است. » (4)
به نظر من (احمد پوری) نکته بسیار مهم این استکه با توجه به راسیسم و تبعیض فوق العاده در بازار کار و جامعه، پناهجویان و مهاجران فوق العاده خوب عمل کرده اند! در نهایت تاسف تعدادی از هموطنان ما بدتر از راسیستها به این شایعات مبتذل دامن می زنند که همه پناهجویان در خانه نشسته اند و حقوق بیکاری می گیرند!…
قابل توجه است که در یک تحقیقات دیگر موسسه تحقیقات علمی وزارت دادگستری که سال 2004 در باره انتگراسیون 9 میلیت تحقیق شده بود، ایرانی ها بالاترین درجه انتگراسیون را دارند. بطور متوسط بیشتر از هلندیها تحصیلات دانشگاهی دارند! اغلب خلافکاریها و دعواهای ایرانی ها سر پول است!…
» به دستور DCIM مديريت هماهنگی انتگراسيون اقليتها از وزارت دادگستری، (SCP) دفتر برنامه ريزی اجتماعی و فرهنگی از ( ISEO ) انيستيتو اقتصادی و اجتماعی خواسته اين گزارش سالانه انتگراسيون را تهيه کند .
مقایسه پناهجویان و مهاجران از ملیتهای زیر:
يوگسلاوی، عراق، افغانستان، ايران، سومالی، ترکها، مراکشی ها، سورينامی ها و آنتيلی ها
ايرانی ها و يوگسلاوهای سابق بالاترين درجه ازدواج مختلط را دارند تقريبا 3/1 ازدواجها برای اين مليتها مختلط است. افغانها % 6 يعنی کمترين درصد ازدواج مختلط را دارند. درصد ازدواج مختلط سوماليائی هام قابل مقايسه با ترکها و مراکشی ها است يعنی 10% . بعلت رابطه تاريخی آنتيلی ها و سورينامی ها بالاترين درصد ازدواج مختلط را دارند .

جدول 1-5 سطح تحصيلات مليت های مختلف در گروههای سنی بين 15 سال تا 64 سال .
همانطوریکه در جدول شماره 1 – 5 ملاحظه می فرمائید ایرانی ها 31% تحصیلات عالیه و دانشگاهی دارند، در حالیکه 26% هلندیها تحصیلات عالیه و دانشگاهی دارند.
ايرانيها اصولا از پايه خوبی برای يک شروع موفقيت آميز برخوردارند . در دوران تحصيلات متوسطه سومالی ها بيشترين ترک تحصيل را دارند و ايرانی ها کمترين ميزان ترک تحصيل را دارند 92. % ايرانيها تحصيلات متوسطه را با موفقيت به پايان می رسانند .
اشتغال و ميزان درآمد
يوگسلاوها بالاترين و سومالی ها پائين ترين درجه اشتغال بکار را دارا هستند. ايرانيها بعد از يوگسلاوها در رتبه دوم قرار دارند. دليل اين امر دو چيز است مدت اقامت طولانی در هلند نسبت به گروههای ديگر و سطح تحصيلات بالاتر. از نظر سطح کاری ايرانيها بالاترين و سومالی ها پائين ترين سطح کار را دارا هستند… این تحقیقات مربوط به سال 2004 است. » (5)

آمار و درصد خلافکاری خارجی ها
» مسئله مهم دیگر ابعاد خلافکاری و جرایمی است که این گروهها مرتکب می شوند…
اگر آمار خلافکاری آنها را با هلندیها مقایسه کنیم روشن می شود که بیشتر از هلندیها مرتکب خلافکاری شده اند…
پناهجویان و مهاجران به گروه سنی جوانان تعلق دارند… اگر مقایسه را بجای تمام هلندیها با گروه همسالان هلندی شان انجام دهیم در آنصورت روشن می شود که کمتر از هلندیها خلافکاری کرده اند!
حالا سئوال این استکه با این داده ها چکار می توانیم بکنیم؟
اگر جریان پناهجویان امروز را با سالهای 90 مقایسه کنیم می بینیم که در آن سالها و حالا از هر 4 نفر 3 نفر از خاورمیانه می آیند. پس این گروه ها به اندازه زیادی شبیه هم هستند این هم نتیجه گیری من است و هم نتیجه گیری محققین این گزارش…
اگر به این نکته توجه کنیم که این افراد سالها در کمپ مانده اند و حق کار نداشتند… بهتر می فهمیم که این گروه چقدر خوب در جامعه انتگره شده اند… و در بازار کار در سطخ خوبی شرکت کرده اند…

خبرنگار: نظر شما در باره شب سال نو کلن چیست؟
اول من وحشت کردم. مسئله این است که خود پلیس (تا امروز یعنی 13 ژانویه) حرفهای متفاوت زیادی زده است! علیرغم آن ما در باره واقعیت خیلی کم می دانیم . اگر بخواهیم در باره حرفهایی که پلیس تابحال آشکار کرده است قضاوت کنیم. اکثر کسانیکه متهم شده اند از کشورهای مراکش و لیبی و شمال آفریقا هستند و اینها به موج جدید پناهندگی و خاورمیانه ربط ندارند! …
من به این نکات حساس هستم که پلیس باید تحقیقات بیشتر بکند و اطلاعات جدید بدهد… در باره اینکه این افرا پناهجو بوده اند یا نه احتمالا بعضی ها از این پروسه پناهجویی برای وارد شدن به آلمان استفاده کرده اند… از کی در آلمان زندگی می کنند، به نظر من این افراد بیشتر به باند سازماندهی شده جیب برها تعلق دارند…

خبرنگار: ما چه نیازی به آکادمسینی مثل شما داریم؟
لئو لوکاسن: کمک من این استکه حقایق را از شایعات تمیز دهیم و با آرامش مسائل را بررسی کنیم در حالیکه حالا در مطبوعات و جامعه به داغترین موضوع تبدیل شده است… در گزارش های دولت هلند بیشتر در باره خلافکاری های کوچک صحبت می کنند و در باره تعرض جنسی چیزی گفته نشده است! … » (6)

ویلدرس با دروغهای بی پایه جامعه را بسوی نئوفاشیسم می برد
با وجود این حقایق، خیرت ویلدرس رهبر حزب آزادی که یک حزب نئوفاشیستی در هلند است مدعی است: » هزاران پدر و مادر هلندی می ترسند از اینکه چه بلایی در انتظار دختران آنهاست! همه آنها درک می کنند که مدت زیادی طول نخواهد کشید در هلند هم در گروه های بزرگ حمله به زنان هلندی شروع خواهد شد! من آنها را بمب های تستوسترون نامیده ام. ولی در حقیقت آنها وحشتناکتر از آن هستند! آنها تروریستهای جنسی هستند! بزبان ساده آنها جهادگران سکسی هستند!» (7)
ویلدرس تا بستن کامل مرزهای هلند یک راه حل برای جلوگیری از مورد تجاوز واقع شدن زنان هلندی پیدا کرده است!
» تمامی پناهجویان مرد در مراکز پناهندگی نه باید حق بیرون آمدن از کمپ را داشته باشند! به خاطر پیشگیری از وقایعی نظیر کلن باید در کمپها حبس شوند!» (8)

ایشان براحتی با انتشار این دروغها در جامعه تخم ترس و نفرت می کارد و به نام آزادی بیان ترویج بیگانه ستیزی و افکار نئوفاشیستی ادامه می دهند! و هر روز محبوب تر می شوند! ولی این آزادی بیان تقریبا هرگز شامل مخالفان ویلدرس نمی شود! زیرا مخالفان و قربانیان سیاستهای نئوفاشیستی ویلدرس یکصدم او در رسانه ها امکان انتشار حقایق و افکار خود را ندارند!…

سیب را با گلابی نمی توانیم مقایسه کنیم
به نظر من ( احمد پوری ) باید به استدلال آقای لئو لوکاسن در مورد مقایسه خارجی ها با میانگین هلندیها چند نکته مهم دیگر را اضافه کنیم.
اغلب پناهجویان و مهاجرانی که پرونده شان بسته شده و بدون کوچکترین حمایت دولتی در خیابانها رها شده اند، در مقایسه با میانگین هلندیها در وضعیتی بغایت رقت انگیز و در فقر شدید قرار دارند! آنها را نمی توان با میانگین هلندیهای مرفه مقایسه کرد! سیب را با گلابی نمی توان مقایسه کرد! گروههای مشابه اجتماعی را می توان با همدیگر مقایسه کرد. باید خارجی ها را با هلندیهای فقیر و بی خانمان و در گروه های سنی مشابه مقایسه کنند در آنصورت می توان از درصد کم خلافکاری خارجیها حیرت کرد!
در نهایت تاسف محققین در این موارد تحقیق نکرده اند! دو گروه غیرقابل مقایسه را با همدیگر مقایسه کرده اند! …

فقر و زندگی پاک غیرقانونی ها
تعداد زیادی از پناهجویان غیرقانونی را که بخاطر مشکلات حقوقی، پزشکی، سیاسی… به دفتر ما مراجعه می کنند، شخصا می شناسم. آنها علیرغم اینکه حق کار، تحصیل، کرایه خانه، … ندارند، با کار سیاه ارزان و غیرقانونی به مدت بیش از 20 سال بدون اینکه یکبار خلافکاری و دزدی کرده باشند در شرایطی بسیار مشقت بار با پاکی و درستی به زندگی خود ادامه میدهند! این امر بیشتر به یک معجزه شبیه است تا واقعیت! یک دلیل مهم این استکه آنها نمی خواهند با پلیس اصطکاک پیدا کنند در آنصورت پرونده شان برای همیشه غیرقابل نجات خواهد بود…
در مقابل گروه بسیار کوچکی هستند که بکرات مرتکب خلافکاری کوچک می شوند. این افراد غیرقانونی هایی هستند که بدلایل سیاسی یا فنی قابل اخراج نیستند و در این شرایط سخت نمی توانند کار سیاه پیدا کنند… به همین دلیل به خاطر زنده ماندن تقریبا هر روز یا هر هفته به خاطر دزدی نان و پنیر و … دستگیر می شوند! این افراد آمار خلافکاری را بسیار بالا می برند در حالیکه گروه کوچکی هستند… این گروه شاید سالی بیش از صد بار خلافکاری کوچک می کنند ولی صد بار این خلافکاریها ثبت می شود در حالیکه آنها را صد نفر خارجی انجام نداده است بلکه یک نفر انجام داده است!… حتی خود پلیس برای آنها نام مخصوص دارد! آنها را خلافکاران مکرر می نامند!…

خلافکاری یا استراتژی زنده ماندن؟
نکته مهم این استکه میانگین اینگونه خلافکاری ها اساسا کمتر از 5 اورو هست! بزبان دیگر اینها مجرم واقعی نیستند! به استراتژی زنده ماندن پناه آورده اند و حق حیات بالاترین حق هر انسانی است که نمی توان از او سلب کرد! در حالیکه دولتهای اروپایی برای اعمال فشار غیرمستقیم به پناهجویان و مهاجران پرونده بسته آنها را در شرایطی قرار داده است که یا از گرسنگی بمیرند، یا داوطلبانه به جهنمی که از آن با آنهمه ریسک و هزینه در رفته اند برگردند یا برای زنده ماندن بیشترین جرایم را مرتکب شوند!
بزبان دیگر دولتهای اروپایی به بهترین نحو برنامه ریزی می کنند و محدودیتهای واقعی و تبعیض آمیز ایجاد می کنند تا خارجی ها در جامعه جدید انتگره نشوند! بعد خارجیها را متهم می کنند که چرا در سطح انتظارات آنها انتگره نمی شوند!؟…
پناهجویان غیرقانونی را می شناسم که در روزهای سرد و سخت زمستان هلند بعلت اینکه جای خوابی ندارند و نمی توانند در خیابانها بمانند آگاهانه خلافکاری می کنند تا پلیس آنها را دستگیر کند تا برای چند روز در زندان غذا و جای گرم و سقفی بر بالای سرخود داشته باشند!
زندان که جای تنبیه و مجازات است برای برخی از قربانیان این نظام تبدیل به تنها امکان تداوم حیات و تقویت جسمی و روحی شده است!
آیا نظامی که انسانها را به روزگاری می اندازد که برای زنده ماندن از سرما و برف و باران… با خلافکاری آگاهانه به زندان می روند، جنایت کار و جنایت پرور نیست؟

پناهجویانی که کاتولیک تر از پاپ هستند!
دردآورترین واقعیت این استکه مشتی پناهجو یا پناهنده بی شخصیت فکر می کنند که اگر در محکوم کردن پناهجویان و تکرار اتهامات کلیشه ای راسیستی علیه پناهجویان با نیروهای راست افراطی و نئوفاشیست هم آوازی کنند موقعیت اجتماعی شان محکمتر و با ثبات تر می شود! یک نمونه از فعالیتهای این افراد را در ماجرای شب ژانویه در شهر کلن آلمان دیدیم! برخی از هموطنان ما بدتر از پلیس آلمان به پناهجویان اتهامات بی پایه وارد می کردند تا خودشان را اروپایی ناب تر از اروپایی ها جابزنند!… بعد از دو ماه تبلیغات راسیستی حول محور شب ژانویه کلن سرانجام پلیس اعتراف کرد که نقش پناهجویان در ماجرای شب ژانونه نزدیک به صفر بود!… در باره نتایج تحقیقات ماجرای شب ژانویه کلن بخاطر اهمیت آن و زلزله سیاسیی که در اروپا ایجاد کرد، بیشتر خواهم نوشت… در نهایت تاسف عداه ای از موضع راست افراطی و عده ای از موضع سوپر چپ فمینیستی در عمل با راسیستها در محکوم کردن پناهجویان هماوا شدند و از درک عمیق مسئله باز ماندند! …

قربانیانی که به آغوش قاتلانشان پناه می برند!
چیز باورنکردنی این استکه در اروپا تنها احزاب چپ و سوسیالیست از حقوق پناهجویان و خارجی ها دفاع می کنند ولی این دمکراتهای تازه بدوران رسیده جهان سومی در توهم محکم کردن موقعیت اجتماعی خود به آغوش ارتجاعی ترین و راست ترین احزاب پناه می برند!

احمد پوری (هلند) 07 – 03 – 2016

در عکسهای زیر وضعیت پناهجویان و کارگران غیرقانونی را در هلند می توانید مشاهده کنید. البته اکثر این عکس ها مربوط به یک گروه بزرگ و متشکل و رزمنده است که بطور دسته جمعی زندگی می کنند تا صدای خود را بگوش جهانیان برسانند…

منابع:
(1) https://nl.wikipedia.org/wiki/Sywert_van_Lienden
(2) Leo Lucassen en Sywert van Lienden
http://dewerelddraaitdoor.vara.nl/media/352055
(3) https://nl.wikipedia.org/wiki/Sywert_van_Lienden
(4) همان منبع شماره 2
(5) http://www.prime95.nl/old…/Persian/Iran%20NL/integratie1.pdf
(6) همان منبع شماره 2
(7) http://www.dagelijksestandaard.nl/…/geert-wilders-in-keule…/
(8) http://www.elsevier.nl/…/Wilders-heeft-nieuw-plan-Sluit-ma…/