سرتیتر

به مناسبت روز زن و داستان زنی که زودتر از دختر پیغمبر به بهشت می رود!

dokhtarak_moslem

احمد پوری

بهتر است در روز زن به مسائل و باورهای مهمی فکر کرد که در خاورمیانه زنان را نه تنها آزادتر و توانمندتر نمی کند بلکه آنها را تا حد کشتزار بی جان به مفعول بی اراده مطلق تنزل داده، به برده جنسی موءمنین تبدیل می کند.
یک زن نمونه اسلامی!
پيامبر اکرم به حضرت زهرا (س) فرمودند که تو دومين نفري هستي که به بهشت وارد ميشوي
حضرت زهرا گفتند : اولين نفر کيست ؟
پيامبر گفتند : اولين نفر يک زن ديگر است که در محل ديگري زندگي ميکند .
حضرت زهرا در جستجوي آن زن رفت تا ببيند که چه شخصي انقدر مقام دارد که جلوتر از او به بهشت مي رود.
رفت به در منزل آن زن و دق الباب کرد .
زن گفت کيستي ؟
گفت من زهرا فرزند پيامبرم
زن گفت : يا زهرا قدمتان بروي چشم با عرض معذرت من از همسرم اجازه ندارم که شخصي را به منزل راه بدهم
زهرا گفت : پس خدا نگهدارت باشد من ميروم و فردا مي آيم.
شب شد همسر آن زن آمد و زن برايش تعريف کرد که حضرت زهرا آمده بود درب منزل و من او را راه ندادم.
شوهر گفت : اين چه کاري بود که کردي اگر بار ديگر آمدند حتما به ايشان احترام بگذار
فردا صبح زهرا با امام حسن آمد و زن مجددا زهرا را راه نداد و گفت : يا زهرا من براي آمدن شما از همسرم اجازه گرفتم ولي اجازه امام حسن را نگرفتم .
زهرا رفت و شب مجددا زن به شوهرش ماجرا راگفت و شوهر به او گفت امام حسن را هم راه بده
روز بعد زهرا با حسن و حسين آمد و. زن مانند روز قبل آنها را راه نداد و همسرش شب به او اجازه ورود امام حسين را هم داد و هرشخصي را که با خود آورد راهش بده.
روز بعد زن حضرت زهرا را راه داد و حضرت زهرا ديدند که يک خانه معمولي دارد و زن زیر آفتاب در کنار حوض نان خشکی گذاشته. حضرت زهرا فرمودند که اينها چيست؟ چرا نان را در زیر آفتاب سوزان گشته ای تا مثل استخوان خشک شود؟
زن گفت نان شوهرم در صحرا در زير افتاب خشک می شود و من به تبعيت از او ميخواهم اينچنين باشم. من چگونه می توانم اینجا نان نرم بخورم در حالیکه نان او مثل استخوان خشک و سخت شده است؟
حضرت زهرا پرسید چرا در خانه و یا در سایه نمی نشینی؟ زن گفت برای اینکه شوهرم در صحرا در زیر آفتاب کار می کند، من چگونه می توانم در سایه آرامش داشته باشم در حالیکه او در زیر آفتاب کار می کند؟

حضرت زهرا موقع خداحافظی و برگشتن دید که چماق جانانه ای پشت در هست، او که فهمیده بود همه کارهای این زن حکمتی دارد، پرسید این چماق برای چیست؟
زن جواب داد چماق پشت در برای آنست که اگر شوهرم روز خوبی نداشت و از صحرا عصبانی برگشت و اگر خواست مرا بزند، خواستم زحمت او را کمتر کنم تا دنبال چماق نگردد!…
این زن نمونه اسلامی است که زودتر از دختر پیغمبر وارد بهشت می شود!
نتیجه اخلاقی این داستان برای زنان مسلمان این استکه اگر هنوز خواهان رفتن به بهشت هستند و در آپارتمان زندگی می کنند و مثل قدیم حیات و حوض و… آفتاب ندارند، حداقل چماق پشت در را فراموش نکنند!…

**********

این داستان را سالها پیش خوانده بودم… البته مدلهای مختلفی از این داستان هست که در یکی از آنها پایان خوش داستان اینگونه رقم خورده است…
حضرت زهرا پيش پيامبر برگشت و گفت : اي پدر من که موضوع خاصي از اين زن مشاهده نکردم چرا او اولين نفري است که وارد بهشت ميشود؟
پيامبر گفت: او چون تابعيت از همسرش دارد خداوند به او اجازه مي دهد که افسار ناقه ترا بدست بگيرد و ترا داخل بهشت کند و چون افسار به دست دارد زودتر از تو وارد بهشت مي شود وگرنه که هيچکس بجز تو در نزد خداوند اينقدر عزيز نيست.

پرسیدنی است که چرا در روز قیامت عزیزترین فردی که خدا او را بیشتر از همه دوست دارد باید با شتر وارد بهشت شود؟ آیا خداوند برای وارد کردن عزیزترین انسان به بهشت در آن ازدهام و آشوب قیامت، چیزی بهتر از شتر نمی تواند اختراع کند؟ آیا در قیامت تمامی تکنولوژی مدرن و راحت نابود می شود و بشریت به جامعه بدوی زمان شروع اسلام بر میگردد؟

امیدوارم زنان مسلمانی که خواهان رفتن به بهشت هستند، در باره ریشه سنگسارها، اسیدپاشی ها که در قرن بیست و یکم به واقعیتهای اجتماعی کشورهای مسلمان خاورمیانه تبدیل شده، بیشتر تامل کنند…
«نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنىَ شِئْتُمْ وَ قَدِّمُواْ لِأَنفُسِكمُْ وَ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ اعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلَاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِين» (البقره، 223)
ترجمه: زنان شما كشتزار شما هستند پس از هر جا [هر وقت] كه خواهيد به كشتزار خود [در] آييد…
دینی که زن را به کشتزار مرد تبدیل میکند با هیچ تئوری ارتجاعی و جنایتکارانه ای قابل مقایسه نیست… در این رابطه از خودبیگانی انسان از خود و همنوع خود به اوج نهایی اش می رسد! انسان با انسان رابطه ندارد بلکه انسان متقابل را به شیئی در حد ابزار اطفاء شهوت تنزل داده است! مسلمانانی که صادقانه معتقدند اسلام مقام زن را به بالاترین درجه ممکن رسانده است بهتر است به این سئوالات جواب منطقی و علمی بدهند… هیچ انسان زنده ای را نمی توان به باورهایش تنزل داد… به همین دلیل نقد و قضاوت در باره تئوری جدا از نقد و قضاوت در باره افرادی است که به آن تئوری باور دارند… انسانها در هر دورانی محصول تاریخ، سطح رشد علم، تکنولوژی، فرهنگ،… و هزاران فاکتور دیگری هستند که هرگز قابل تنزل دادن به باورهای انتزاعی دینی و ایدئولوژیک نیستند، حتی با نزدیکترین دوستان همفکرشان تفاوت زیادی در عمل و باورهایشان دارند… به همین دلیل به آنها باید برخورد مشخص کرد. نمی توان همه معتقدین به یک باور را سر و ته یک کرباس دانست. راسیسم و نئوفاشیسم رشدیابنده و بیگانه ستیز در اروپا همه مسلمانان را سروته یک کرباس مندرس و ارتجاعی می شمارد در حالیکه با همان معیار و منطق به مسیحیان و یهودیها برخورد نمی کند! انسان را باید بخاطر عملش قضاوت کرد نه به خاطر باورها و ادعاهایش!… ولی تئوری را باید در میدان تئوریک بطور مداوم نقد کرد تا همه بطور مستمر آگاه تر شوند…
سوره نساء آیه 24
وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُم…

و نكاح زنان شوهردار نيز (براى شما حرام شد) مگر آن زنانى كه (در جنگهاى با كفّار، به حكم خدا) متصرّف شدهايد. اين حكم خدا بر شماست…
سوره مومنون (باورمندان) آیات 5 و 6
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ؛ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ.
«و آنان که شرمگاه خود را نگه می دارند؛ جز بر همسران يا کنيزان خويش، که در نزديکی با آنان مورد ملامت قرار نمی گيرند.»

صحیح بخاری، جلد 5، کتاب 59 شماره 637:
محمد بن بشار، از روح بن عباده، از علی بن سوید بن منجوف، از عبدالله بن بریده، نقل کرده است که:
رسول خدا علی را به سوی خالد فرستاد تا خمس (سهم پیامبر از غنایم را بگیرد) و من از دست علی ناراحت شدم، بعد از اینکه علی غسل گرفت (بعد از برقراری تماس جنسی با یکی از بردگانی که جزوی از غنایم بود) من به خالد گفتم، «آیا این را نمیبینی؟» (خوابیدن علی با برده را). وقتی به پیامبر رسیدیم، من جریان را برای پیامبر تعریف کردم. پیامبر گفت، «ای بریده آیا از علی متنفّری؟» گفتم «آری»، پیامبر گفت «از او متنفّر نباش، زیرا سهم او از خمس بیش از این است».
این چه عدالتی است که یک ارتش به صرف جنایتکاری و بربریت بی حد و حصر و توان رزمی بالاتر می تواند ارتش حریف را شکست دهد و تمامی زنان و بچه های آن مملکت تبدیل به برده غلام و کنیز و برده جنسی ارتش پیروز جنایتکار شوند؟ چگونه می توان یک انسان آزاد را به صرف شکست در یک نبرد نظامی به برده جنسی تبدیل کرد و از هر حقوق انسانی محروم کرد و دم از ارتقاء مقام زنان زد؟

«ولتر، فیلسوف بنام دوران روشنگری زمانی به طنز گفته بود که «اگر خدا وجود نداشته باشد، آدمی باید او را بیآفریند»، اما سارتر کاملاً برعکس ولتر معتقد است: «حتی اگر خدا وجود داشته باشد، باید آن را از میان برداشت، تا امکان آزادی انسان فراهم شود… تنها زمانی که خدا وجود نداشته باشد، انسان آزاد است.»

سارتر با یادآوری آزادی بنیادین انسان، از آنها می‌خواهد که در قبال گفتار و کردار خود، بدور از باورهای دینی و احساس گناه، مسئولیت‌پذیر و متعهد باشند.
روح فاشیسم از بین بردن دگراندیشان و ایجاد جامعه ای یکدست و مطبع اوامر رهبر است. در اسلام این آرزو به بالاترین درجه ممکن می رسد! هر آنکسی که مسلمان نیست پس کافر است و حکم کافر در قرآن در این دنیا و آخرت روشن شده است! در اسلام موءمنین تنها وظیفه دارند دستورات الهی را اجرا کنند از انسان سلب مسئولیت شده است! بنیادگرایی ذات مرکزی هر مذهبی است برای اینکه ادیان مهم سه گانه خود را حقیقت مطلق می شمارند! موءمنی که حقیقت مطلق را در کف دستش دارد و در مقابل باورهای مقدس اش خود را به سطح ابزاری برای اجرای وظایف الهی تنزل داده، می تواند بدون کوچکترین تامل و ترحمی جهان را به آتش بکشد!… بریدن سر انسانها به خاطر جزئی ترین تفاوت نظری در برداشت از دین اسلام، در حالیکه قاتل و مقتول هر دو الله و اکبر گویان از همان کتاب مقدس اورادی را بر لبهایشان جاری می کنند… سنگسار زنان… تبدیل کردن زنان به برده های جنسی لشگریان داعش و فروش آنها در بازارهای برده داری… مطابق آن آیات الهی انجام می پذیرد!
هر مسلمان و هر انسانی که در مقابل چنین جنایاتی سکوت اختیار کند و در سطوح مختلف و در حد امکان در مبارزه با این، افکار مقاومت و مبارزه اجتماعی را سازماندهی نکند در تداوم این جنایات مسئولیت دارد!
هرمان بروخ بدرستی در مورد فاشیسم و هولوکاست از چیزی بنام » جنایت بی تفاوتی » اسم می برد! او معتقد بود جنایت اروپائیها این نبود که نازی بوده اند، فاشیستها و نازیهای واقعی اقلیتی بیش نبودند! جنایت بی تفاوتی این بود که بقیه تماشاگر بودند و عمل نکردند!

بقول انشتین: جهان به جای خطرناکی تبدیل شده است، نه به این دلیل که عده قلیلی شرارت می کنند، به این دلیل که بقیه نگاه می کنند و کاری نمی کنند!

سر چشمه شاید گرفتن به بیل *** چو پر شد نشاید گذشتن به پیل

پرواضح است که یکی از مهمترین دلایل عقب ماندگی و ناآگاهی زنان و کل اجتماع، فقر و شکاف عمیق طبقاتی است. در نظام سرمایه داری سود محور، رشد علم و تکنولوژی بطور دائم این شکاف را غیرقابل عبور می کند! زیرا علم و تکنولوژی در اختیار تمام جامعه نیست بلکه در اختیار 1% حاکم برجهان است تا بقیه را بهتر کنترل و استثمار کنند! نظامهای سرکوبگر همواره در طول تاریخ از ظرفیت تحمیق و سرکوبگر ادیان بیشترین سود را برده اند!…

مبارزه با افکار ارتجاعی، خرافات، خردستیزی… از پروسه رهایی و آزادی انسان جدائی ناپذیر است!
» دانش بزرگ‌ترين پادزهرِ سمِ الهام و خرافه است.»
– آدم اسميت

احمد پوری (هلند) 08 – 03 – 2016