پرش به محتوا

بدون ترویج سوسیالیسم علمی تهییج انقلابی ناممکن است

karkhaneh_1394_z

بهمن ۱٣٩۴، بهروز فرهیخته

منتشر شده در خیزش ۴۵

پس از کودتای ٢۸ مرداد سال ۱٣٣٢ تا انقلاب بهمن سال ۱٣٥٧ جنبش سیاسی طبقۀ کارگر از شکل محافل به اشکال سازمان های وسیع و احزاب سیاسی ارتقا نیافت. مهم ترین علت این حالت شدت سرکوب متمرکز رژیم شاه به ضد جنبش کارگری و سلطۀ یک اختناق امنیتی و پلیسی بود که هرگونه فضای تنفسی جمعی مبارزات کارگری را مسدود می کرد. با این همه این دورۀ طولانی ٢٥ ساله که باید آن را دورۀ محفلی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر دانست، بی ثمر نبود. در این دوره، از میان عملکرد این محافل، شماری از کادرهایی به وجود آمدند که در جریان سال های نخستینِ انقلاب بهمن، رهبران سازمان های بالنسبه وسیع جنبش سیاسی طبقۀ کارگر را تشکیل دادند. در اینجا موضوع بر سر کیفت این کادرها و کمبودهای آموزش طبقاتی و سیاسی آنان و در نتیجه پایداری انقلابی شان نیست؛ چیزی که البته بررسی آن در جای خود اهمیتی اساسی دارد. نخست باید دید که این کادرها چگونه و تحت چه شرایطی به وجود آمدند و آیا این شرایط پس از سال های نخست انقلاب بهمن فراهم شد یا نه، و اگر نه، تأثیر آن بر وضعیت کنونی جنبش سیاسی طبقۀ کارگر چیست و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد؟

کادرهایی که در دورۀ محفلی به وجود آمدند محصول چه فعالیت و کاری بودند؟ مهم ترین فعالیت و کار دورۀ محفلی ٢٥ ساله، ترویج مارکسیسم و تربیت سوسیالیستی در این محافل بود؛ هرچند که این ترویج و تربیت ناقص، دست و پا شکسته و دارای محدودیت های بسیاری بود و از اپورتونیسم و رویزیونیسم به ارث رسیدۀ از جنبش کارگری پیشین رنج می برد. قطعاً کمبودهای بسیاری در این باره وجود داشت که خود موضوع تحقیق جداگانه ای است. مثلا بررسی این امر مهم است که چرا ترویج پیشین حتی در سال های نخست پس انقلاب نتوانست به اشکال ارتقا یابندۀ مبارزاتی و سازمانی کمک کند. یکی از این بحث ها این است که فضای بسیار باز سیاسی دو سه سالۀ نخست انقلاب بهمن این توهم را به وجود آورد که این فضا به گونه ای دیرپا داوم خواهد آورد. به عبارت دیگر به قدرت رسیدن ارتجاع قرون وسطایی ای که دشمن هار و پیگیر دموکراسی و جنبش کارگری است به درستی شناخته نشد، یعنی می بینیم که جریان های چپ ایران در آن زمان به کمبود یک مشی انقلابی در جنبش سیاسی طبقۀ کارگر مبتلا  بودند. برآورد روشنی از قوای بالقوه و بالفعل طبقاتی و جبهۀ انقلاب و ضد انقلاب نداشتند. توجه به اینکه در امر مبارزۀ طبقۀ کارگر به ضد سرمایه داری اصل بر سازماندهی مخفی در مبارزه است، به فراموشی سپرده شد. آنها درک نمی کردند که تا زمانی که تعادل نیروهای طبقاتی به طور کامل و قطعی به نفع جبهۀ انقلاب تغییر نکند نباید سازمان مبارزۀ سیاسی طبقۀ کارگر و تشکل های آن را علنی کرد یا آن را به گونه ای سازمان داد که سر تا پای آن علنی باشد. آنها درک نمی کردند که در مبارزۀ طبقاتی بین سرمایه داران و کارگران مسألۀ محوری جنگ بی رحمانه برای بود و نبود قدرت سیاسی این دو طبقه و نهایتاً موجودیت خود طبقات سرمایه داران و زمینداران است. هنگامی که دولت اسلامی سرمایه تهاجم فوق العاده ارتجاعی خود را به ضد نیروهای انقلابی به اجرا درآورد، کل جنبش طبقۀ کارگر به ویژه جنبش سیاسی این طبقه غافلگیر شد و نتوانست خود را در عقب نشینی سازماندهی کند؛ چیزی که صدمات آن تاکنون برجا مانده است. شدت استبداد و اختناق در ایران چنان زیاد است که تا کنون حتی تشکل های توده ای طبقۀ کارگر و نهادهای مبارزۀ اقتصادی این طبقه نتوانسته اند به طور علنی پابگیرند!

روشن است که بدون کادرهای تربیت یافتۀ سوسیالیست های انقلابی (کمونیست ها) امکان ایجاد سازمان وسیع انقلابی برای تهییج توده ای (آژیتاسیون) در مبارزۀ سیاسی انقلابی وجود ندارد. بنابراین برای ورود به امر تهییج توده ای، جنبش کارگری باید مرحلۀ ترویج را در سطوحی لازم و قابل پذیرش گذرانده باشد. ترویج سوسیالیسم علمی هیچگاه تعطیلی ندارد و هیچ محدویتی برای آن نمی توان قائل شد. ورود به کار و فعالیت تهییجی امر ترویج را فشرده تر و حرفه ای تر از پیش در دستور کار قرار خواهد داد. باید توجه داشت در مبارزۀ طبقاتی یکی از اشکال مبارزه عمده می شود که شناختن به موقع آن و تنظیم عمل انقلابی براساس آن اهمیت زیادی دارد. این امر در مورد ترویج و تهییج نیز صادق است.

در شرایط تدافعی مبارزۀ طبقۀ کارگر، حتی اگر با اعتصابات وسیع اقتصادی کارگران همراه باشد، و نیز در شرایط رکود اقتصادی، ترویج سوسیالیسم علمی اهمیت عمده ای می یابد. ترویج به کار مستمر و صبورانه نیاز دارد. در شرایط رکود و تدافعی ِ مبارزۀ طبقۀ کارگر، این وضعیت بیش از هر زمان دیگر با شرایط روانی طبقۀ کارگر که از استثمار و ستم سرمایه منقلب است و در جستجوی راه حل برای مبارزه ای اصولی و عمیق با سرمایه داری است، منطبق می باشد. تهییج، برعکس، با شرایط رونق اقتصادی و تهاجم مبارزۀ طبقاتی کارگران و اعتصابات سیاسی این طبقه منطبق است. تهییج زمانی می تواند موثر باشد که در نتیجۀ ترویج سوسیالیسم کادرهای سازمان دهندۀ تهییج و هدایت آن از پیش در نتیجۀ ترویج فراهم شده باشد. ما به این جهت به طور ویژه به موضوع تبلیغ نمی پردازیم زیرا که تبلیغ امر روزمرۀ مبارزۀ طبقاتی است و حوادث روزمرۀ جامعه را دربر می گیرد.

در ٢ سال نخستین ِ پس از انقلاب بهمن، سال های سرنوشت سازی که در آن ارتجاع مذهبی قدرت سیاسی خود را با دولت اسلامی سرمایه تثبیت کرد، اختناق و سرکوب وحشیانه ای که این دولت به ضد طبقۀ کارگر و زحمتکشان جامعه ایجاد کرد، شیرازۀ جنبش کارگری ایران، به ویژه جنبش سیاسی این طبقه، را از هم درید و آن را به طور کامل از هم پاشید. به دنبال دستگیری های بسیار وسیع، شکنجه های ممتد قرون وسطایی و زندان های طولانی برای اعضا و سمپات های سازمان های سیاسی و کشتار وسیع زندانیان سیاسی در دهۀ ٦۰ راهی جز فرار یا مخفی شدن تتمۀ فعالان سیاسی باقی نماند و از آنجا که امنیت و امکان داشتن کار در کشورهای همسایه برای آنان وجود نداشت ناگزیر به مناطق دور، به ویژه به قارۀ اروپا و آمریکا، پناهنده شدند و مهاجرت کردند. سازمان های سیاسی در ایران یکی پس از دیگری از بین رفتند و برای مدتی دراز امکان ترویج سوسیالیسم علمی نیز در این کشور از بین رفت. شدت سرگشتگی سیاسی پناهندگان و مهاجران چپ به دنبال شکست انقلاب بهمن و تار و مار شدنشان و اثر اپورتونیسم و رویزیونیسم حاکم در میان این پناهندگان و مهاجران چنان بود که در خارج کشور هم نتوانستند خود را جمع و جور و سازماندهی کنند.    

در برآمد دوبارۀ جنبش کارگری در ایران، در سال های اخیر، که خود را عمدتاً در مبارزات اقتصادی و علنی نشان می دهد، کمبود رابطۀ بین جنبش سیاسی طبقۀ کارگر با جنبش اقتصادی این طبقه به شکلی کاملا بارز ملاحظه می گردد. علت عمدۀ این امر، علاوه بر استبداد و اختناق حاکم بر کشور، نبود یا کمبود کادرهای تربیت یافته ای از سوسیالیست های انقلابی است که بتوانند بر جنبش کارگری تأثیر متشکلی بگذارند. در واقع در دورۀ طولانی اختناق بسیار وحشیانۀ رژیم جمهوری اسلامی امکان ترویج سوسیالیسم انقلابی ممکن نشد. اکنون با آنکه تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی طبقۀ کارگر به خاطر شدت تهاجم رژیم اسلامی و سرمایه داری حاکم در ایران وجود دارد و اعتصابات اقتصادی بسیاری را همراهی می کنند، اما کاملا آشکار است که مبارزات اقتصادی طبقۀ کارگر خصلت دفاعی دارد و اهم آنها برای مقابله با عدم امنیت شغلی، مبارزه با قراردادهای موقت و سفید امضا، مبارزه با عدم پرداخت مزد و تعویق طولانی پرداخت آن، با بیکارسازی های وسیع و مستمر و از این قبیل موارد، صورت می گیرد. در دورۀ اخیر، تاکنون جنبش کارگری نه تهاجمی و سیاسی، بلکه دفاعی و حتی می توان گفت صرفاً اقتصادی بوده است. از آن گذشته، شعارهای تهییجی و مطالباتی نیز غالبا چون بر پشتوانۀ ترویجی سوسیالیستی متکی نیستند، به آگاهی توده ها از شرایط عمومی خود، تضاد بین کار و سرمایه، سرشت قدرت سیاسی حاکم و چشم انداز تغییر بنیادی اوضاع کمک چندانی نمی کنند و در بهترین حالت ماهیت کارفرمای معین، فرمانداری یا دادگاه یا ادارۀ کار یا نیروی انتظامی محلی را برای کارگران فاش می سازند. بگذریم از اینکه در موارد نه چندان کمی، در اثر دخالت کارگران محافظه کار، اعضای شوراهای اسلامی و خانۀ کارگر، کارگران طرفدار جریان های اصلاح طلب حکومتی و غیر حکومتی و یا کادرهای کارخانه و محیط کار، عکس های خمینی و خامنه ای، این جلادان و دشمنان خونین طبقۀ کارگر، به عنوان «شفیع» به همراه پلاکارت های حمایت از رژیم اسلامی و یا دفاع از سیاست هسته ای و نظامی رژیم هم برخی اعتراضات کارگری را همراهی می کنند. همان گونه که در برخی اعتصابات کارگری در زمان شاه، عکس شاه و بنرهای حمایت از «انقلاب سفید» او تظاهرات و اعتراضات کارگری را آلوده می کرد!

اکنون به علت تعدد اعتصاب های اقتصادی و شدت و توسعۀ آنها، این اعتصابات دارند از حالت پراکنده خارج می شوند و یک رشته از صنایع را به طور کامل دربر می گیرند و امید این وجود دارد که اعتصابات کارگری در چندین رشته به طور هماهنگ و همزمان صورت گیرند و حتی به اعتصاب های سراسری تبدیل شوند. روشن است که نباید در این باره به دیدگاه اکونومیستی درغلتید و تصور کرد که همان مبارزۀ اقتصادی می تواند به مبارزۀ سیاسی تبدیل شود و اعتصاب های اقتصادی در روند رشد خود لزوماً و خود به خود به اعتصاب های سیاسی تبدیل خواهند شد!

تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی با آنکه لازمۀ مبارزۀ طبقۀ کارگر است ولی بدون تهییج سیاسی در جنبش کارگری، راهی انقلابی برای طبقۀ کارگر نخواهد گشود. حاصل هر تهییج توده ای در مبارزۀ اقتصادی هرچه باشد طبقۀ کارگر یک گام در راه رهایی خویش برنخواهد داشت. تهییج سیاسی نیز بدون ترویج سوسیالیسم و تربیت کادرهای انقلابی که وظیفۀ تهییج سیاسی را به پیش برند، امری ناممکن است!

روشن است برای آنکه تهییج سیاسی در طبقۀ کارگر ممکن شود باید ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی در درجۀ نخست در میان خود طبقۀ کارگر و به ویژه در میان کارگران صنایع بزرگ به طور ممتد و با توجه به نیازهای زندۀ انقلابی طبقۀ کارگر صورت گیرد و هدف مقدم آن ایجاد هسته های مخفی کمونیستی رهبری کنندۀ مبارزات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظری طبقۀ کارگر و اتحاد این هسته ها برای ایجاد حزب طبقۀ کارگر باشد و نیز روشن است که این مهم بدون وجود شماری از کادرهایی که به گونۀ حرفه ای این امور را به پیش برند ممکن نیست! در این راستا باید همۀ شرایط فعالیت مخفی و علنی و فعالیت قانونی و غیر قانونی (به مفهوم فعالیت انقلابی) و رابطۀ آنها با هم در نظر گرفته شود و مفروض باشد.

شرط تهییج سیاسی و در نهایت درهم شکستن قدرت سیاسی حاکم با انقلاب سیاسی پرولتاریا، وجود کادرهای انقلابی سوسیالیست متشکل در سازمان سیاسی طبقۀ کارگر (حزب کمونیست) است و این مهم بدون ترویج سوسیالیسم علمی و تئوری انقلابی غیر ممکن است! هر خط کلی دیگری غیر از این برای متشکل کردن طبقۀ کارگر برای پیشبرد مبارزۀ طبقاتی راه به جایی درست و انقلابی نمی برد!   

۱ دیدگاه »

  1. چه خوب است که فرهیختگان هم «چه باید کرد» لنین را مطالعه کرده و شاید راهی ابتکاری با شرایط در هم و برهمِ پیشا جنگِ جهانی برای پیش آهنگ(آوا نگارد) طبقه کارگر که خود را هم از آنها میداند، پیشنهاد کند. ولی اگر چیز نوینی جز آنچه طبقه کارگر ایران اکنون در انسجام حزب خود مینماید، در نظرندارد، بیش از این باعث تاریک گری نگردد و ابتکار خود را به عمل برده و این رنج مردم جهانی را حل نماید.
    در غیر ما موظفیم به احزاب طبقه کارگر همان کشوری که نان آنها را در طولانی مدت در آن میخوریم و در آن زاد و ولد کرده ایم، بپیوندیم.
    شرایط پیشا جنگی بمناسبت نقطه عطف سرریز تولید، برای حرکات کارگری بسیار مساعد است، فقط آوانگارد در اثر ضربه هولناک تاریخی از پشت به طبقه کارگر در سطح جهانی یعنی رویزیونیسم خروشچف – برژنفی، به رخوت و تخدیر و خوابی زمستانی فرو رفته است.
    این مبارزه مرگ و زندگی بر علیه رویزیونیسم است که طبقه کارگر بعنوان «طبقه در خود» از «غیر فرهیختگان» انتظاری که خود بدان شناخت و از آن درکی ندارد، داشته و حلقه مفقوده در انقلابات اکتبری در آینده میباشد. که خود از قدمهایی بدون تشویق و پاداش دهی همچون پیچ و مهره هایی در ماشین بزرگ انقلاب- فعال شدن، بدون توقع درشرکت در پیروزی و بخصوص انتقامگیری میتواند یکی از قدمهای آرزو شده فرهیختگان باشد.

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: