پرش به محتوا

چند نکته درباره ی نامه 643 شهروند و فعال مدنی به روحانی درباره دستمزد 95

dastmozd12

نقد دریافتی

نامه 643 شهروند و فعال مدنی به حسن روحانی درباره حداقل دستمزد در سال 1395 حاوی نکاتی کلیدی است که نباید از دید کارگران و فعالین کارگری دور بماند. این نامه توسط هشدار دهندگان خیرخواهی تنظیم شده است که وظیفه ی ملی مهینی خود دانسته اند به دولتِ تا مغز استخوان تایید خود هشدار بدهند .

نه ایرادی در این خیر خواهی هست، نه اشکالی بر وظیفه شناسی این ششصد و چهل و سه نفر وارد است. آن چه نگارنده را وا می دارد این نامه را به بوته نقد بگذارد عرصه ای است که این قهرمانان ملی میهنی برای ارائه آرای خود انتخاب کرده اند. تنظیم کنندگان نامه خیرخواهی خود برای دولت مطلوبشان را پشت خیرخواهی برای مزدبگیران پنهان کرده اند. نکته دومی که نگارنده را محق می کند تا از جایگاه سیاست کارگری به این نامه بپردازد مسئله دستمزد و مبارزه با مدعیان خود خوانده ای است که نظم موجود را باز تولید می کنند .

هشدارها

یکم: تشدید برگشت ناپذیر فاصله ی طبقات اجتماعی همواره آبستن رویدادهای سیاسی و اجتماعی نامنتظره است .

دوم: بی توجهی به معیشت مزدبگیران موجب دامن زدن به تضادها و تنش های اجتماعی شده، مقدمات بازگشت پوپولیست هایی را فراهم خواهد کرد که با دست گذاشتن به سفره های خالی مردم و دم زدن از عدالت خواهی، کاسبی پر سودی را به راه خواهند انداخت .

 هشدار دهندگان؛ رای دهندگان و حامیان دولت تدبیر و امید هستند. اینان دولت مورد تایید خود را نماینده کل جامعه معرفی می کنند. » نماینده‌ی «جمهورِ» مردم» این تک جمله، به شکل ویژه ای جهان را ساده می کند، دولت را برفراز طبقات قرار داده و به نهادی عمومی تبدیل می کند که نمایندگی کل جامعه را در دستور کار دارد. در ظاهر این دولت هیچ کارکرد مشخصی در سلطه طبقاتی ندارد. نقش دولت در بازتولید روابط موجود سرمایه در چنین لفاظی هایی به شکل ناشیانه ای انکار می شودحق مالکیت «به عنوان اصلی ترین ابزار سرمایه داران بدون ایفای نقش دولت حفظ نمی شود. انقیاد و بهره کشی از طبقه کارگر بدون ایفای این نقش تثبیت نخواهد شد. رسالت ملی و میهنی این هشدار دهندگان آنان را مجاب می کند زمانی که دولت در تضاد با منافع اکثریتی از جامعه پرده های پوشاننده را از چهره خود کنار می زند، نگران ساده سازی خود از مفهوم دولت شوند، زمانی که دولت برای پیشبرد امر انباشت سرمایه و حمایت از خصوصی سازی و مقررات زدایی ذیل برنامه تعدیل ساختاری هر چه بیشتر مسئولیت طبقاتی خود را انجام می دهد، این شهروندان فرهیخته پیش برد امر انباشت سرمایه را نقیض استدلال خودشان نمی دانند که دولت نماینده جمهور مردم است، بلکه نگران می شوند مبادا که پی گیری این امر مختل شود، اینان می گویند سیاست های تعدیل ساختاری بدون خرید رضایت و فشار روز افزون کارگران مختل می گردد. وقتی چهره و خصلت طبقاتی دولت جلوی صحنه می آید وظیفه این وطن پرستان خوش نیت است که این چهره را مخدوش کنند و دولتی را که خود موفق به ماسک زدن به چهره اش نیست یاری دهند. دولت باید توسط اینان به عنوان داور و میانجی آشتی طبقاتی معرفی شود. اگر دولت و حامیان آن توان مدیریت کردن این سرکوب و فریب را توامان نداشته باشند، منافع سرمایه داری در این مرز و بوم به خطر می افتد. در مام میهن آشفته و اعتصاب زده روند انباشت سرمایه به خطر می افتد، این امر بی شک دل هر میهن پرست شریفی را به درد خواهد آورد .

در بخش دوم هشدار، کار از حمایت منافع سرمایه و دولت کارگزار آن فراتر می رود. کمی جمله پردازی درباره جمهور مردم و انتخاب های دمکراتیک مردم کنار زده می شود. این بار هشداردهندگان دعوای خود با جناح های سیاسی موجود در نظام را مدنظر دارند. در این جدال خیر و شر با دیدی سراپا متافیزیکی و مذهبی؛ دولت مطلوب خودشان نماینده خیر و جمهور مردم است و جناح سیاسی رقیبشان دزد، فاسد و پوپولیست. این عرصه جایی است که دلواپسان بنفش شروع به خلق هیولا می کنند. اینان فراموش نمی کنند که به دولت پیروزمندشان بازگشت هیولای احمدی نژاد را هشدار بدهند. در این مجال است که در برابر طبقه کارگر از شرایط و وظایف خطیر دولت خود دفاع می کنند. دولتی که با فساد اقتصادی به شکلی سیستماتیک در حال مبارزه است. تمامی نابرابری ها و تضادهای جامعه و بحران های حاصل از آن که به شکل رکود، بیکاری و فقر گسترده تولیدکنندگان واقعی ارزش بوجود آمده دلیلی جز فساد گسترده و ناکارآمدی دولت قبلی ندارد و این دولت محبوب کنونی است که وظایف خطیری برای حل این مشکلات به گردن دارد. این همان ادبیاتی است که پرده فریب را در برابر چشمان توده ی کارگران می گیرد تا کارکرد مشابه دولت های متفاوت و نقش و رسالت طبقاتی یکسان آنها را نبینند. از نظر این دلواپسان خیّر مطلقا مهم نیست چقدر کارنامه دولت مورد تاییدشان در سرکوب سیستماتیک مزدبگیران این جامعه سیاه باشد. این هشدار دهندگان زمانی که قرار است برای این دولت مجلسی همسو تدارک ببینند، کارنامه مذکور را پشت خطر عروج هیولا پنهان می کنند. وقتی پروژه انتخاباتی شان به پایان رسید پرچم دلسوزی شان را به دست می گیرند تا فاصله بین عموم مردم و دولت پیروزشان را کم کنند. پیروز واقعی کسی است که از پیروزی سرمست نشود و به فکر جدال های آتی باشد. ابقا در مسند قدرت برای این خیرخواهان در کنار دولت تدبیر و امید  مستلزم اتخاذ سیاست های متفاوتی است که یک نمونه ی آن برای طبقه کارگر در این نامه تدارک دیده شده است.

در مواجهه با انتشار نامه هایی از این دست و موضع گیری هایی از این قبیل، کارگران باید خطوط افتراق خود با این گونه حامیانه خود خوانده را به روشنی بیان کنند. طبقه کارگر سیاست مستقل خودش را در جدال با این سخنگویان آبدیده می کند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: