سرتیتر

بازسازی ارتش عربی سوریه

soriya_2016

ولانتین واسیلسکو

ولانتین واسیلسکو. کارشناس نظامی. فرمانده دوم قدیمی پایگاه هوائی اوتوپه (در رمانی)

Le retour de l’Armée arabe syrienne

par Valentin Vasilescu

ارتش عربی سوریه طی چهار سال اول جنگ می بایستی با سیل مزدوران مسلح خارجی رویاروئی کند که به شکل مقدماتی آموزش دیده ولی به جنگ افزارهای مؤثر مجهز بودند. این رویاروئی در وضعیتی صورت گرفت که از سال 2005 ارتش عربی سوریه نتوانسته بود تجهیزات نظامی اش را به روز سازی کند. ولی امروز به یمن آموزش از سوی شبه نظامیان ایرانی و تجهیزات مدرن روسی، ارتش عربی سوریه سرزمین هائی را که از دست داده بود باز پس می گیرد و از دو ماه پیش دائماً پیش می رود. اینک ارتش عربی سوریه دوباره به میدان می آید.

شبکۀ ولتر|بوخارست (رمانی)| 4 مارس 2016

پس از پنج ماه حملۀ هوائی توسط 70 هواپیمای جنگی روسی در سوریه، بسیاری از تحلیل گران نظامی از خودشان می پرسند چرا ارتش عربی سوریه تنها بخش کوچکی از سوریه را از گزند اشغال جهاد طلبان در امان نگهداشت و قادر نبود بخش بیشتری را تحت کنترل خود بگیرد. این تحلیل گران معمولاً وضعیت ارتش عرب سوریه را با ارتش ایالات متحده مقایسه می کنند، یعنی مقایسه ای نابجا، و یادآور می شوند که ارتش آمریکا با به کار بستن 1800 هواپیمای جنگی و 380000 سرباز ظرف 42 روز عراق را اشغال کرد.

دلایل ضعف نظامی ارتش عربی سوریه کدام بوده است؟

طی پنج سال جنگ، مرزهای سوریه با ترکیه، اردن و اسرائیل گذرگاهی بود برای عبور000 100 تا 250000 مزدور مسلح اسلامگرا (که عربستان سعودی، قطر، ایالات متحده و ترکیه آنها را استخدام کرده و آموزش داده بودند). این مزدوران مسلح جهاد طلب با ایجاد چندین جبهه ارتش عربی سوریه را مجبور کردند که در گروه های متعدد کوچک در سر تا سر کشور پراکنده شود.

در گام اول، عملیات اسلامگرایان به شکل حملات غافلگیرکننده به پادگان های ارتش عربی سوریه و قرارگاه های پلیس صورت می گرفت. واکنش ارتش عربی سوریه نیز با تأخیر و به شکل غیر ماهرانه ای انجام می گرفت، و تنها از گروه های تیپ 104 گارد جمهوری و چهارمین لشکر موتوری استفاده می کرد. موفقیت مراحل اول حملات گروه های به اصطلاح «شورشی» به شکل پی در پی به ویژه به دلیل شناخت نقاط ضعف ارتش عربی سوریه بود. نقشه های آنها را کارشناسان و مربیان نیروهای ویژۀ ترکیه (بره سرخ ها) و عربستان سعودی طرح ریزی می کردند و هدایت آن را به عهده داشتند.

طی سه سال اول جنگ، ارتش عربی سوریه که تنها برای جنگ کلاسیک یا متعارف علیه همسایگانش آماده و سازماندهی شده بود، هیچ شناخت خاصی از جنگ نامتعارف نداشت، و بدون هیچ تاکتیک مقدماتی، به کار بستن تجهیزات نامناسب بدون ایجاد فضا بین آنها، بدون آتش برای پوشش بین عناصر و تجهیزات، بدون امکانات شناسائی دوست و دشمن و غیرهارتش عربی سوریه پهپاد شناسائی و تصویر ماهواره ای در اختیار نداشت، در حالی که مسلمانان جهاد طلب از اطلاعات ناتو برخوردار بودند. علاوه بر این جهاد طلبان تجهیزات ساختمانی که از پیش آماده کرده بودند در اختیار داشتند، مانند دستگاه حفاری که به آنها اجازه می داد ظرف مدت کوتاهی تونل ایجاد کنند، در حالی که ارتش عربی سوریه هیچ وسیله ای برای ردیابی و شناسائی سنگرهای زیر زمینی که آنها ساخته بودند در اختیار نداشت. عملیات جهاد طلبان به شکل غافلگیرانه صورت می گرفت بی آن که ارتش عربی سوریه بتواند در مقابل یورش توده های تروریست که تا پادگان ها و انبارهای اسلحه و مهمات نفوذ کرده بودند واکنش نشان دهد. در نتیجه، ارتش عربی سوریه حتی از عهدۀ تضمین مقدماتی ترین موازین نبرد و پیشگیری برنمی آمد و قادر نبود از پیش به بهترین شکل با نقشۀ جنگی در وضعیت جنگی عمل کند.

به یمن پهپادهای شاهد 129 ساخت ایران راهکارهای تاکتیکی گروه های تهاجمی ارتش عربی سوریه بهبود یافت و با بهره برداری موفقیت آمیز از آن مانورها به سرعت انجام شد.

روسیه از آغاز دولت سوریه را به شکل سیاسی و دیپلماتیک پشتیبانی می کرد و به شکل پراکنده اسلحه می فرستاد و نظامیان سوریه را آموزش می داد، ولی در پائیز 2015 کمک روسیه با نقشه صورت پذیرفت و به شکل فوق العاده ای افزایش یافت. ارتش عربی سوریه به سرعت بر سلاح های جدید تسلط یافت.

دورانی که طی آن ارتش عربی سوریه مناطقی را فدا می کرد و تنها در جستجوی حفاظت از شهروندان غیر نظامی در مقابل جهاد طلبان بود، از این پس به پایان رسیده است.

سلاح های انفرادی و تجهیزات حفاظتی

ابتدا، ارتش عربی سوریه به کلاه خود چینی QGF-02 مجهز بود. سربازان گارد جمهوری و نیروهای ویژه جلیغۀ ضد گلوله TAT-BA-7 در اختیار داشتند. سلاح های انفرادی کلاشنیکوف AK-47 (یا نسخۀ چینی از نوع 56). فقدان دستگاه دید در شب و دوربین با قابلیت جذب نور ضعیفضعف های جدی ارتش عربی سوریه را تشکیل می داد.

گرچه سوریه برای تجهیزات مدرن انفرادی در سال 2005 («سرباز آیند») طرح ریزی کرده بود ولی خرید این تجهیزات به دلیل اتهامی که در رابطه با قتل رفیق حریری به سوریه نسبت داده بودند انجام نشد و مشمول تحریم گردید. این تجهیزات شامل دستگاه دید در شب ساخت روسیه (Baighiş 6) و تفنگ تهاجمی کلاشنیکوف AK-74M. با آمدن مربیان روسی، اغلب یگان های ارتش عربی سوریه به جلیغۀ حفاظتی بالیستیک 6B45، کلاه خود Kevlar 6B7 و تفنگ خودکار AK-74M یا AK-104 با دوربین و نارنجک انداز GP-30 مجهز شدند. روس ها ارتش عربی سوریه را به تجهیزات مدرن مجهز کردند مانند دوربین دید درشب، نارنجک انداز ترموباریک AGS-17 (سلاح گرما فشاری)، و نارجگ انداز 6G30 (کالیبر 40 میلیمتری).

سربازان ذخیره

طی پنج سال جنگ، ارتش عرب سوریه تلفات سنگینی متحمل شد، حتی بیش از جنگ علیه اسرائیل، بسیاری از تجهیزات نظامی تخریب شد یا به دست جهاد طلبان افتاد، بسیاری از مناطق را جهاد طلبان تحت کنترل خود گرفتند. این موضوع شامل %75 از خاک سوریه است. در این مناطق سربازان اسیر و یا شهروندان جمهوری خواه را سر می بریدند. در نتیجه، جایگزین کردن این تلفات سنگین توسط ارتش عربی سوریه (دست کم 40000 سرباز یعنی %10 توده های نظامی) به سختی امکان پذیر شد. در هر صورت سخت تر از بسیج سربازان در دوران صلح بود. به دلیل ترس از جانشان 130000 مشمولین خدمت خودشان را معرفی نکردند، به شکلی که تنها 270000 سرباز زیر پرچم باقی ماند.

در این وضعیت، ارتش عربی سوریه بر اساس منطقه زیر مجموعه های داوطلبان سالمند را سازماندهی کرد. به شکل عمومی، در مناطقی که دائماً مورد حملۀ شورشیان قرار داشت، گروه های دفاع محلی تشکیل شده بود که در همآهنگی با یگان های حرفه ای ارتش عمل می کردند، این گروه ها به شکل حقیرانه ای مسلح بودند، بدون آموزش بدنی مناسب، بدون تمرین تیراندازی، بدون فرماندهی که در مدارس نظامی حداقل آموزش را دیده باشد و از اصول رزمی حداقل شناخت و تجربه ای داشته باشد. این گروه های دفاع محلی با شور میهن دوستی تغذیه می شدند و تلفات سنگینی را نیز متحمل شدند.

با بهبود وضعیت و اتخاذ موضع تهاجمی، ارتش عربی سوریه برای گروه های دفاع محلی برنامۀ فشرده ای برای تمرین تاکتیکی در نظر گرفت، و روی چریک شهری با تیراندزای واقعی، راه پیمائی، آموزش آتشکاری و مهندسی متمرکز شد. یک پل هوائی بین دمشق و تهران سازماندهی شد به شکلی که داوطلبان می توانستند توسط بسیجی های ایرانی آموزش ببینند، همان گونه که خود بسیجی ها داوطلب بودند و مثل همیشه مبارزان حزب الله را تشکیل می دهند. برای نخستین بار ایرانی ها نه تنها شیعیان بلکه داوطلبان اهل سنت و مسیحی را آموزش دادند.

عملیات ویژه

نیروهای ویژۀ سوری در سال های 60 توسط ارتش مصر بر اساس یک برنامۀ کوماندوئی بریتانیائی برای نظامیان یگان های پایده نظام سبک اسلحه آموزش دیدند و به عنوان چترباز شناسائی شدند. ارتش عربی سوریه در آغاز جنگ داخلی 6 گردان مستقل از نیروهای ویژه و یک گردان جترباز داشت، به انضمام تیپ 104 گارد جمهوری.

در ماه مه 2014 یک گروه کوماندو به نام « شیرهای محافظ » ایجاد شد، به فرماندهی لشکر 4 موتوریزه که در شمال سوریه عملیات انجام می داد. در آغاز جنگ تجهیزات یگان های نیروهای ویژۀ سوری به همان اندازه از دور خارج شده بود که مابقی ارتش عربی سوریه، و علاوه بر این کوماندوهای سوری در زمینۀ جنگ چریکی در مناطق شهری و ضد شورش بی تجربه بودند، مثل بیروت در سال 1982. در این دوران، یگان های کوماندوئی سوری به نارنجک انداز ضد تانک آر پی جی 7، سامانۀ موشک ضد تانک 9K111 Fagot و میلان 1 مجهز بودند و خسارات زیادی به زره پوش های اسرائیلی وارد آوردند.

با آمدن مربیان ایرانی از نیروی قدس (با آموزش و تجهیزات خوب) و مبارزان حزب الله لبنان با تجربیات جنگی بسیار در زمینۀ جنگ در مناطق شهری به سوریه وضعیت بهبود پیدا کرد. یادآوری کنیم که نیروهای ویژۀ ایران توسط هم قطاران آمریکائی خود و SBU بریتانیائی در دوران محمد رضا شاه پهلوی آموزش دیده بودند.

کوماندوهای نبرد در مناطق شهری و حزب الله لبنان مسلح به موشک های ضد تانک مدرن (9M113 Konkurs, 9M131 Metis M, 9M133 Kornet) ، و نارنجک انداز ضد تانک (RPG 7V, RPG-29) تجربۀ جنگی بسیار محکمی در تاکتیک های جنگ نامتعارف و جنگ در مناطق شهری، خاصه علیه تانک های مرکوا متعلق به ارتش اسرائیل در سال 2006 به دست آوردند. آنها تاکتیک نوین بسیار مؤثری را در زمینۀ نبرد علیه تانک ابداع کردند.

با ورود نیروهای عملیات ویژۀ روسی Spetsnaz (اسپتسناز) همۀ امور از نو بر اساس عمل و موازین روشن مورد تحلیل قرار گرفت. گرچه ایران برای تجهیزات نیروهای ویژه خیلی سرمایه گذاری کرده است ولی هم پای تجهیزات روسی نیست و به آخرین نسل تعلق ندارد. عکس های جدید نیروهای ویژۀ سوری آنها را با تجهیزات کاملاً روسی نشان می دهد، با لباس استتار نسوز از نوع چند منظوره، کلاه خود FAST Ops-Core با سامانۀ دید الکترونیک ضمیمه شده، دستگاه دید در شب، کاگول، جلیغۀ ضد گلوله و چکمه با کیفیت عالی به علاوه عینک Accuracy international AWM نوعی تفنگ تیرانداز ماهر بریتانیائی (با صدا خفه کن) یا AK-74M مجهز به دوربین یا فاصله یاب لیزری آلفا 7115 و نارنجک انداز خودکار AGS-30، مسلسل پشنگ Pecheneg و غیره. پیشرفت در زمینۀ آموزش و تجهیزات کوماندوهای سوری با سلاح های مدرن در عملیات جدید برای باز پس گیری جادۀ خناصر و اثریا، تنها راه تدارکات برای نیروی های دولتی در استان حلب بود که خود را نشان داد.

تیراندازان ماهر

نبرد در مناطق شهری بدون تیراندازان ماهر آموزش دیده و مجهز به تجهیزات رزمی مدرن تصور ناپذیر است. در آغاز جنگ، در نبود نقاط دیدبانی روی ساختمان ها و نبود تیراندازان ماهر، داوطلبان انتحاری می توانستند اهدافشان را انتخاب کرده و خودشان را منفجر کنند، یا با ماشین وارد پاسگاه های ارتش عربی سوریه شوند. ارتش عربی سوریه تیرانداز ماهر کافی نداشت و تنها مدل قدیمی تفنگ دراگانوف با دوربین و DMR ( تفنگ چینی کپی شده از روی ام 14 قدیمی ساخت ایالات متحده) در اختیار داشت.

بعداً ایرانی ها ارتش عربی سوریه را با کپی محلی تفنگ دوربین دار اتریشی Steyr HS.50 مجهز کردند، روس ها نیز تفنگ دوربین دار مدرن Orsis T-5000 (کالیبر 7،62 میلیمتر) و مسلسل دوربین دار KSVK (12،7 میلیمتر) را تحویل دادند. به ابتکار ایرانی ها و روس ها یک مدرسه برای آموزش تیرانداز ماهر در ارتش عربی سوریه با مربیان لبنانی (حزب الله)، ایرانی ها و روس ها ایجاد شد. تیراندازان ماهر روسی بهترین در جهان هستند، به دلیل سلاح هایشان، فن استتار و مراکز آموزشی شان. کلید واژه برای تیراندازان ماهر سوریه باید چنین باشد : « پنهان ماندن و دیدن بدون آن که توسط دیگران دیده شوند

زره پوش ها

طی جنگ اول جهانی وقتی تانک اختراع شد، نقش آن به یمن زره، قدرت آتش و تحرک نفوذ در سدها و خطوط دفاعی دشمن بود. امروز، چنین نقشی با وجود یگانهای ضد تانک مجهز به سامانه های موشکی با هزینۀ بسیار کمتر از یگان های زرهی و تانک، در نتیجه عملیات در فضائی که از امکانات ضد تانک اشباع شده است خیلی مشکلتر بنظر می رسد. زره پوش هائی که بدون تجسس عمقی در اطراف منطقۀ عملیاتی و بدون پشتیبانی پیاده نظام برای برقراری نظم می بایستی در مراکز شهر حرکت کنند، ولی در دام غافلگیرانه، زیر آتش نارنجک های دوش برد و موشک های ضد تانک گرفتار می شوند. ده ها هزار سامانۀ موشکی ضد تانک ایالات متحده BGM-71 Tow و Milan-2 ساخت فرانسه و آلمان و راکت اندازهای کروآت M 79 Osa را به شکل مخفیانه توسط سرویس های اطلاعاتی ترکیه، عربستان سعودی، فرانسه و ایالات متحده به سوریه منتقل کرده اند.

تانک ها و زره پوش های سوریه فاقد پلاک محافظ از نوع زره واکنشی در جلو و روی برجک هستند، و سامانۀ ویژۀ کور کردن گیرندۀ هدایت موشک ضد تانک یا سامانۀ حفاظت فعال با رهگیر برای مقابله با موشک ضد تانک ندارند تا آن را پیش از برخورد با جدارۀ زرهی منفجر کند. به دلیل وجود همین کاستی ها زره پوش های سوری غالباٌ با اولین تیر مستقیم سوراخ می شدند. پس از تخریب و یا تحمل خسارت در سطح سدها زره پوش در ارتش عربی سوریه، سرانجام یک پلاک محافظ به بدنۀ زره جوش کردند و سپس پلاک های حفاظتی از نوع واکنشی برای خنثی سازی ضربات پی در پی را به کار بردند.

با آمدن مربیان روسی به سوریه، آنها یکی از اشتباهات اساسی ارتش عربی سوریه را کارشناسی کردند. اشتباه این بود که ارتش عربی سوریه زره پوش ها و تانک های خسارت دیدۀ خود را در میدان نبرد رها می کرد. روس ها مشاهده کردند که اکثر این زرهی های خسارت دیده را متخصصان نظامی ترکیه تعمیر می کنند و برای استحکامات و توپخانۀ ثابت برای جهاد طلبان دوباره به کار می برند. در نتیجه، ارتش عربی سوریه یک زیر مجموعۀ برای یدک کشیدن زره پوش ها و تانک های خسارت دیده، به انضمام کارگاه هائی برای تعمیر تجهیزات خسارت دیده ایجاد کرد.

در آغاز سال 2016، روس ها تقریباً 20 فروند تانک T-72B3 و T-90 MS به سوریه تحویل دادند که دارای قابلیت حفاظت واکنشی مؤثر در مقابله با موشک های ضدتانک BGM-71 Tow ساخت ایالات متحده است. تانک T-90 MS در ترکیب گروه های پیش ران برای نفوذ در خطوط دفاعی جهاد طلبان به کار بسته شد. بر اساس آنچه در فوریه 2016 نوشتند در حمله به دهکدۀ کوویرا نزدیک حلب مورد استفاده قرار گرفت. با وجود این، اگر تانک های تی 90 وارد ارتش عربی سوریه شده، هزینۀ آن را ایران پرداخت کرده و خدمۀ این تانک ها نیز ایرانی هستند.

توپخانه

علاوه بر دستگاه های زرهی که جهاد طلبان از ارتش عربی سوریه به غنیمت می گرفتند، تعداد بسیاری وانت باری دریافت کرده بودند که برای مسلسل، راکت انداز، توپ و سلاح های کالیبر کوچک مناسب بود و تحرک و چابکی خاصی برای عملیات غافلگیرانه به آنها عرضه می کرد. برای خنثی کردن این امکانات در منطقۀ محدود، به مهمات هوشمند نیاز بود که ارتش عربی سوریه در اختیار نداشت. روس ها به سوریه سامانه های شناسائی توپخانه متحرک « PRP-4A Argus » تحویل دادند که می تواند مکان توپخانه و زره پوش های دشمن و به همین گونه محل تجمع گروه ها و تیراندازان منزوی را که آتش گشوده اند کشف و مشخص کند. فاصله به شکل خودکار توسط دو فاصله یاب لیزری انجام می گیرد. علاوه بر این تجهیزات، ارتش عربی سوریه به سکوی پرتاب ترموباریک ( کالیبر 220 میلیمتری) TOS-1 « Buratino. » مجهز شده است که با حجم پرتاب 24 راکت در 7،15 ثانیه. سطح پوششی هر شلیک راکت TOS 1 ( مترجم با نام مستعار پینوکیو) 400 x 200 متر است.

با رسیدن مربیان روسی به سوریه مسئلۀ تحویل موشک های هدایت شوندۀ لیزری Krasnopol KM-2 مطرح شد. سامانه عامل سامانۀ روشن کردن هدف laser target degsinator را ضروری می سازد، از روی یک زره پوش هدف را تعیین می کند. وقتی در منطقۀ 2 کیلومتر در 1،6 کیلومتر در اطراف هدف قرار گرفت، سامانه هدایت موشک کراسنوپول با شعاع لیزری به سوی هدف انتخاب شده هدایت می شود.

هواپیمائی

تا پیش از آمدن مربیان روسی، نیروی هوائی سوریه به سلاح های هدایت شوندۀ دقیق مجهز نبود و نمی توانست عملیات پشتیبانی یگان هائی را که روی زمین عملیات انجام می دادند را تضمین کند. نیروی هوادی بطور کلی از راکت های کالیبر 57 میلیمتری و بمب های FAB-50, FAB-100 از ارتفاع 1500 متری تا 3000 متری استفاده می کرد. در این ارتفاع هواپیماهای سوری برای تیربارهای اسلام گرایان با کالیبر 23 و 30 میلیمتری و موشک های زمین به هوای دوش برد اهداف ساده ای بودند و همین امر تلفات بی شمار نیروی هوائی ارتش عربی سوریه را توضیح می دهد. در این مدت، 21 هواپیمای بمب افکن Su-24MK در ارتش عربی سوریه در کارخانۀ هواپیماسازی روسی N° 514 ARZ à Rzhev به روز سازی شد با استاندار Su-24M2 مطابق شد که به سامانه ناوبری و هدایت سلاح های دقیق(PNS-M), مجهز است، مثل هواپیماهای روسی در پایگاه هوائی حمیمیه. در سال 2015 روسیه موتور و تجهیزات هوائی پیشرفته برای فروند 64 MiG-23BN/MLD به سوریه تحویل داد که با استاندارد MiG-23BN/MLD تطبیق می کند.

میگ های 23 از تجهیزات OLS-M، از کلاس LANTIRN برای پرواز در شب استفاده می کند، رهگیری ماورای قرمز برای اهداف زمینی و هدایت چندین سلاح هوشمند که توسط بمب افکن های روسی مستقر در سوریه نیز به کار برده می شود. در حال حاضر، هواپیماهای سوخو 24 و میگ 23 متعلق به سوریه می توانند بمباران های دقیقی را در روز مثل شب انجام دهند و در عین حال در ارتفاعی پرواز کنند که از برد موشک های ضد هوائی دوش برد در امان بمانند. هواپیماهای سوری با بمب های نفوذگر مراکز فرماندهی زیر زمینی جهاد طلبان را که به شکل پراکنده در همه جا بر پا کرده اند مورد تخریب قرار دادند. و برای حمله به گروه ها در سطح نیز دیگر نیازی به پرتاب بشکه از هلیکوپتر ندارند، که در هر صورت توسط MANPAD (موشک های ضد هوائی دوش برد) مورد اصابت قرار می گرفت.

Valentin Vasilescu

Traduction
Avic
Réseau International

لینک متن اصلی در شبکۀ ولتر :

http://www.voltairenet.org/article190577.html

ترجمه توسط حمید محوی

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    ادامه…
    رفیق عزیز محوی
    شاهد از غیب رسید:
    طبق اخبار همین الانه مجله هفته گویا سنگ محک برای اتحاد چین روسیه ایران، بزودی به منصحه ظهور میرسد.
    در این خبر بنحوی از بمباران و زدن اهداف اتمی در کشور کره شمالی سخن گفته میشود که فعلا آمریکا و کره جنوبی تمرینش را میکنند.
    اطلاعات و برگردان های شما تمام زیر بنای این قدم های تحریک آمیز غرب و نوعی سکوت شرق در مقابل آن و فروش تسلیحات و بجریان انداختن سرمایه و رونق سرمایداری(اول باید بحران را بپایان برند، رونق طلبشان!) برای هردو طرف، را نشان می داد.
    آرزو دارم که تا انقلاب اکتبری دیگری، چنین نابودی و جنگی اتمی در گیتی اتفاق نیفتد.
    خوشبختانه کره شمالی مانند ایران دست بسازش نمیزند و بمردم خود خیانت نکرده و تهدید های آنانرا پاسخ داده و گویا امپریالیسم هم از اجرای آن بدون هراس نیست.
    نام خبر:
    «آمریکا و کره جنوبی برای حمله به نیروگاه‌های هسته‌ای کره شمالی آماده می‌شوند»
    سپاسی دیگری بر شما

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    درود بر حمید محوی عزیز،
    اگر همه ما خوانندگان و کسانی که بنوشتن عادت کرده‌اند باندازه شما اطلاعات نوین از منظره جنگی در منطقه میتوانست در اختیار پژوهشگران ریز ودرشت؛ مارکسیست لنینیست و حتی رویزیونیست های پُرخورده و فربه شده که در تمام دنیا همرهان طبقات حاکم کشور خودی و غریبه گردیده اند و بایک آهنگ ومتن به آوازه خوانی مشغولند، همچنین خورده بورژوازی مرفه و نیمه مرفه که همیشه و همه جا در حال بنجل فروشی «تکروی رژه دبره ای» و فروش خرِ رنگ کرده بعنوان درخشِ رستمی مشغول هستند، دیگر اینچنین موفق به پاشیدن خاک بچشم کارگران و زحمتکشان نمیگردیدند.

    مسایل مطروحه از جانب شما کاملاً مطرح و بروز هستند و از همین واقعیات کوچک است که خط اصلی حرکت و خواست پوشیده و غیرقابل اجتناب نظام سرمایداری گندیده را برملا و شفاف برای توده های میلیونی بیان میدارد.
    هرچه این نوع کارها در میدان های مبارزه و میدان های جنگی و میادین ها(اوکراین) بیشتر روشن و شفاف گشته و سپس میان توده های میلیونی زحمتکشان برده شود، عمر این نظام گندیده سرمایداری کوتاه‌تر میشود.
    اگر اجازه دهید، قسمتی را که من نظرم باشما تفاوت میکند را درمیان بگذارم تا شاید خدمتی بوده و بتوانم از محضر شما استفاده بیشتری نمایم.
    ا-
    سرنوشت نبرد را انسان‌ها بخصوص انسانهای کشور مورد تجاوز، تعیین میکنند و بطوریکه کلاسیکرهای مارکسیست لنینیست گفته‌اند «انسانها تعیین کننده جنگ هستند»، با وجودیکه لباسهای رادار گریز میتوانند این روند(پروسه) را سرعت بخشند و یا تانک ام پانصد بهتراز ام ۹۰ شده و همانطور که روشنگری کرده اید، شمشیر، نیزه ، از طرفی سپر، کلاه خود و زره، از طرف دگر تا کنون فقط شکل عوض کرده‌اند ولی انسانی که آنرا برای حمله ویا دفاع بکار میگیرد همان انسان استکه از نظر نیرو نمیتوان ادعا کرد که به رستم افسانه‌ای تبدیل گردیده است.
    ۲-
    من با ایمان واطمینان زیاد میتوانم بگویم که تمام حکومت های مشغول در جنگ نتنها در منطقه بلکه در کل جهان، چه در غرب و چه در شرق همگی دین را بعنوان تریاک برای توده ها(مارکس دین تریاکِ توده ها و لنین تریاک برای توده ها! که اولی اختیاری و دیگری درقرن بیستم ببعد تزریقی میباشد!!) بکار برده و آنانرا باهمان قصه های کتاب مقدس که همه جا در تمام ادیان یکسان است و یک شامورتی نجومی بیشتر نیست، تخدیر کرده و میکنند. حتی تزار روسی بجای تفنگ و فشنگ عکس مسیح که هزارو چند ساله‌ای مرده بود، را بدست سربازان میداد و به جبهه میفرستاد(۱۹۱۷).
    هم‌اکنون کارهای خدماتی روانشناسی مذهبی(Militär Sehlsorge Abteilung) درکشورهای غربی چه در جنگ ویتنام و چه در کلیه جنگهای گذشته و حال، چه در کشورهای سکولار و چه در کشور مذهبی آمریکا، ایتالیا، فرانسه و اسپانیا بخصوص، – یکی از ارکان اصلی برای آمادگی به انسان کشی مانند ۶ میلیون آفریقایی که بقتل رسانیدند تا یک میلیون از آن‌ها را برده بگیرند، در زیر همان صلیب مسیح و آب «پاکی» که با آن طواف میدادند!!؛ با همان پررویی و سماجت هم‌اکنون اعمال میگردد.
    ۳-
    در آلمان فاشیستی ترین(کردار و گفتار فاشیئودی) را رئیس جمهور این کشور آقای کشیش «گاوک» داراست.
    ۴-
    خوشبختانه بدرازا کشیدن جنگ در منطقه بخصوص در میدان های کشور سوریه و قبلاً خیلی شفافتر و رسواکننده تر در نوار غزه و فلسطین، گندیدگی نظام سرمایداری غرب و شرق را بر همه روشن گردانیده است و همین عرب مسلمان فلسطینی، سوری، لبنانی، عراقی بودند که همه سرود برای رسیدن بپیروزی اش را سر داده اند و هرروز میسُرایند.
    ۵-
    مساله ایران بخصوص پس از «برجام چای» شناخت مردم را بصورت فرسنگی به جلوسوق داد. تحلیلی بر نتیجه انتخابات که همه نیروهای سیاسی مترقی، مستدل آنرا نهی«بایکوت» کرده بودند(بحق نمایندگانی که متعلق به مردم نبوده و دستچین دیکتاتورهای سرمایدار هستند)، بهمان نسبتی رسیده است که در کشورهای دیکتاتور، مانند ام. آمریکا رسیده است و یک اقلیت ۲۵٪ به کل مردم حکومتی دیکتاتوری آنهم با قوانین ۲۰۰۱ تروریستی و به غارت ارزش اضافه روزمینی و زیرزمینیِ آن‌ها مشغولند(چه جهانی و چه محلی«داخلی»)
    ۶-
    آیا بکشی سرمایدارانه بازماندگان طبسی-عسگر اولادیها با بندر و فرود گاه خصوصی، از پاپ در ایتالیا و بخصوص مافیای کلیسای آمریکایی صاحب اکثریت شکننده «مراکز سکس فروشی و سالن های نیمه مخفی عیش و نوش، مخدرات و لذت از سادیسم آدم کشی که در دست کلیسا متمرکز است با بانکی مافیایی متعلق به کلیسا، که پولهایش را مانند خمس وذکات شسته و به پول «گرین گرین/ دلار معمولی» تبدیل میکند و یا آنرا از صافی اروپایی «پول بوی گند نمیدهدGeld stinkt nicht» باهم تفاوتی دارند؟ مگر بالکاسکونی رئیس دولت گذشته ۱۵ سال در ایتالیا و عیش نوش میان دختران نابالغ آنهم بصورت رسمی دست کمی از آگهی استخدام دختران نابالغ ایرانی جهت خدمات رسانی به برادران مقدس(که در سال ۱۳۸۸ بصورت پیامک دست بدست میچرخید که من شک کردم و ماموری از سازمان اطلاعات(جانی! دزد! قاتلی شریک در خاوران) بمن گفت برو به مشهد در هتل، خودی ها باطلاعتان میرسانند. که این امر در هتل چهل ستون اصفهان برای یکی از آشنایان من از فرانسه اتفاق افتاده بود و ویسکی، شراب، بچه‌های نابالغ و باکره بدانان در جلوی هتل پیشنهاد شده بود که حقیقتی عیان است، آیا ازیک مقوله نیستند؟

    سخن کوتاه روشنگری های شما منفی گری نبوده و اطلاعات بسیار بجا و مورد نیاز برای فهم همگانی میباشند و تبانی سه سره غرب و شرق و ایران را و رقابت بر سر فروش کالای نظامی عمداً از رده خارج کرده از طریق نو بوجود آورده شده هایشان و چپاول جهان هریک از طرف‌ها با سه ابرهرم و در بانک HBCH در هنگ کنگ چین مانند روز روشن است را برملا مینماید. و نشان میدهد که چرا جنگ در منطقه، پایانی بر آن متصور نمیتوان شد.(تاخرابی حد اکثر و پروژه یابی حد اکثر)
    این امر تا اواسط دوران انتخاب حکومت دیکتاتورهای بانکی آمریکایی جدید پس از سال ۲۰۱۶، گویا بهمین نهو ادامه خواهد داشت تا تقسیم مجدد جهان از قبل تقسیم شده لنینی از نو به پایان رسیده و آغاز نوین خود را شروع نماید.
    تا سرانجام انقلابی اکتبری حلقه ضعیف در زنجیره کشورهای امپریالیستی را دوباره پاره کرده و از هم بگسلد و بشر بتواند باری دگر بجامعه ای بدون طبقات پانهاده و با فراگیری از آزمون ۱۹۱۷ اینبار برای همیشه این نظام گندیده را در تمام جهان بخاک سپارد.
    سلامتی و پیروزی در کارهایتان در فرانسهِ دیکتاتور، آرزومندم.
    سپیده ۱۷ اسفند ماه ۹۴

    دوست داشتن

  3. گاهنامه هنر و مبارزه says

    من را باید ببخشید؛ یک کمی منفی باف هستم. چشم انداز غم انگیزی ترسیم شده، کمک ها دیر رسیده اند، فقدان آمادگی ارتش سعربی سوریه برای جنگ در مناطق شهری… ولی این موضوع که ارتشی فاقد مدرسۀ تیرانداز ماهر باشد اندکی جای شگفتی دارد ( بگوئیم که جهان انباشته از شگفتی هاست) تجهیزات جدید پیاده نظام با لباس نسوز… گرچه نسبتاً می تواند به عنوان پیشرفت تلقی شود ولی هنوز از استاندارد روز برخوردار نیست. زیرا یکی از ویژگیهای سرباز پیاده نظام امروز بیشتر آمادگی و تجهیزات ضروری برای مقابله در جنگ الکترونیک است. یعنی پیاده نظام باید به لباس های رادار گریز مجهز باشد.
    در مورد نیروی هوائی نیز روشن است که سوخو 24 و میگ 23 تنها می تواند از سامانه های کوتاه برد دوش پرتاب در ارتفاع بالا در امان بمان ولی در فضائی که زیر پوشش سامانه های مدرن تر باشد احتمالاً کارائی های عملیات پشتیبانی فعلی را از دست خواهد داد. علاوه بر این بستگی به این موضوع نیز دارد که کدام هواپیما در کدام ارتش خدمت می کند؟ شنیده ام که نیروی هوائی آمریکا در برخی مأموریت ها هنوز از اف 4 استفاده می کند.
    ولی رویداد مهمی که در عملیات اخیر ارتش عربی سوریه در استان حلب پیش آمد، مورد اصابت قرار گرفتن یک تانک تی 90 توسط موشک ضد تانک تاو 2 ساخت ایالات متحده (1987) است. تانک تی 90 از مدل سال 1992 (به گزارش اسپوتنیک) بوده و کارشناسان نظامی تشخیص داده اند که سامانۀ دفاع شعاع ماورای قرمز چتورا 1 «Chtora-1» خاموش بوده _که ویژۀ دفاع در مقابله با موشک های ضد تانک در نظر گرفته شده) ولی زره واکنشی عمل کرده است و در ویدئوی منتشر شده توسط جهاد طلبان، یکی از خدمۀ تانک را می بینیم که از برجک بیرون می آید، ولی بعد انفجاری روی می دهد و فیلم در اینجا متوقف می شود. در نتیجه با وجود مقالات متعددی که در سایت های انترنتی که این رویداد را پوشش داده اند، از سرنوشت واقعی تانک تی 90 مدل 1992 بی اطلاع هستیم. در هر صورت این تانک تقریباً متعلق به یک ربع قرن پیش است.
    از آغاز پیدایش تانک و زره پوش، همذات او ضد تانک نیز به میدان جنگ آمد. امروز نیز مسابقه ادامه دارد. روس ها با توجه به تانک جدیدشان آرماتا، با امکانات جنگ الکترونیک و رادار گریزی بالا، تعدادی از تی 90 هایشان را به ربات تبدیل کرده اند. این روند ممکن است گسترش بیشتری پیدا کند. ولی گویا که ایران همچنان طرفدار سلاح های از دور خارج شده باقی مانده. در هر صورت همین روندهست که به کشورهای سازنده اجازه می دهد تولیدات جدیدشان را تأمین مالی کنند.
    حال اگر تاو 2 علیه تی 90 کارائی نداشته (؟) به آمریکائی ها اعتماد داشته باشید آنها حتماً راه حلی دیگری پیدا خواهند کرد.
    از دیدگاه من ضعف بنیادی سوریه یا به ویژه ایران آنقدرها نوع سلاح نیست که استراتژی است. یکی از موانع اصلی این است که جان آدمیز در این نوع کشورها چندان ارزشی ندارد. ایران حتی با مدرنترین سلاح ها یک کشور شکست خورده است در هر جنگی، چون که استراتژی بر اساس شهادت پایه گذاری شده و هدف نیز دفاع از یک دروغ شاخدار و یک ریاکاری یا بهتر بگویم یک نوع بیماری روانی خطرناک برای نوع بشر به نام اسلام است. به همین علت نیز بود که گفتم در هر جنگی شکست خواهد خورد چون که هدف دفاع از ایران و مردم ایران نیست بلکه دفاع از اسلام است. روشن است که ادیان یکتاپرست هر سه دین با زندگی اساساً خصومت آشتی ناپذیری دارند. زندگی در جهان دیگر. طبقات حاکم دفاعی بهتری از این نمی توانستند پیدا کنند.

    حمید محوی

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.