پرش به محتوا

کمکهای مالی بیگانگان به سازمانهای جامعه مدنی وصنعت انقلابات ودموکراسی به شیوه آمریکائی

usaid

نوشته : احمد عبد الحلیم حسین ، بیست و یکم فوریه 2016

سایت : حرکه الدیمقراطیه الشعبیه المصری

 مترجم : احمد مزارعی

توضیح مترجم در رابطه با این مقاله :

محتوای مقاله زیر نشاندهنده آن است که کشورهای امپریالیستی ودرراس انها آمریکا به سادگی حاضر نیستند از غارتگری وتوطئه بر علیه کشورهای فقیر دست بردارند، چه کسی فکر میکرد که در آستانه انقلاب مصر سازمانهای گوناگون وابسته یه سی  آی  ا ،  یا تحت نامهای گوناگون همچون فریدوم هوس وغیره، 148700 نفر حقوق بگیر دائمی در مصر داشته باشند وطبیعی بود که سر نوشت آن انقلاب با عظمت چگونه با شکست وحشتناکی روبروشد. واین نشاندهنده این است که غرب برای تسلط برکشورهای خاورمیانه وغارت ثروتهای آنها برنامه های دراز مدت دارد ، نباید گمان برد که برنامه خاور میانه  بزرگ ازدستور کار امریکا خارج شده است، حتی نباید ایجاد تشکلات انواع سازمانهای جامعه مدنی را مجزا از سیاستهای کلی آمریکا وغرب در نظر گرفت ویا انکه انها را مختصر در این دید که گویا اینها تنها میخواهند، از «ازادی» زن، کودک ویازندانی سیاسی دفاع کنند ومسائل اصلی واستراتژیک طبقاتی را فراموش میکنند ، البته آنها از اینگونه «آزاد کردنها«، در درجه اول برای فریب ویا به بازی گرفتن سطحی، عده ای ساده لوح ویا مزدوران، یا سازمانهائی  که روزگاری میخواسته اند زحمتکشان را آزاد کنند وو جدان مبارزاتی خودرا به ثمن بخس یه نمایندگا ن آمریکا واسرائیل ، همچون پیتر اکرمن ومنشه امیر، فروخته اند نیست، بلکه هدف امپریالیستها بسیار عمیق تر از این چیزها میباشد، سرمایه داری درمرحله کنونی ، جهانی شده و بعلت رشد تکامل نابرابرسرمایه، اجبارا بسیاری  ازکشورها به تبعیت از امپریالیستها درآمده و مجبورند دستورات سرمایه داران بزرگ را به اجرا درآورند ، یکی ازاین دستور العملها خصوصی سازی است ، هنگامی که خصوصی سازی گسترش مییابد، دولت در این کشورهای تابع، مسئولیتهای سابق خودرا در قبال مردم و خدمات عمومی اجبارا رهامیکند، ودراینجا یک خلآ ایجاد میشود ، به این شکل که ملیونها نفر از شهروندان تبدیل به موجوداتی بی هدف وبی مصرف شده و «به امان خدا» رها میشوند، اگر برنامه ای برای اینان در نظر گرفته نشود، حتما شورشهاوانقلابات توده ها بساط نظام گندیده سرمایه داری را درهم خواهد نوردید و«گلوبالیزاسیون»  به گور سپرده خواهد شد ، از اینجا است که سرمایه متروپل، با دادن  اندکی رشوه به عده ای خود فروخته ومزدور، وگذاشتن «پستانک» خدمات جامعه مدنی دردهانشان، و با دست زدن به یک سری اقدامات بی محتوا ودادن آزادیهای مبتذل و سطحی ، ملیونها نفر را با وعده های «سر خرمن» سالها سرگرم این مسائل کرده واز طغیان طبقاتی آنها جلوگیری میکنند. هم اکنون رسالت رذیلانه وحقیرانه بسیاری از گروههای موجود فرا تر ازاین برنامه شوم امپریالیستها نمیرود .دراینجا بی مناسبت نیست ، به یکی دو پاراگراف از جیمس پتراس درمورد مبارزه طبقاتی در انتخابات سال هشتاد وهشت ایران ، توجه کنیم :

» تنهاگروهی که بطور ثابت از موسوی حمایت میکند، فارغ التحصیلان ودانشجویان دانشگاهها، مالکان شرکتهای بزرگ وقشری ازلایه های بالای طبقه متوسط است ، اینان بیشترین گروه از ایرانیانی هستند که به غرب وابسته هستند ، غالب معترضین در ایران پلاکاردهائی را باخود حمل میکنند که روی ان به زبان انگیسی نوشته شده وآنان با رسانه های خارجی به زبان انگلیسی صحبت میکردند، بسیاری از اینان دارای فرهنگ وروحیه غربی ودارای تحصیلات در کشورهای غربی بودند، ، ایرانیان ساکن کشورهای غربی که از سبزها دفاع میکردند عمدتا فرزندان سرمایه دارانی هستند که پس از انقلاب 1979، ایران را ترک کرده ( و غالبا یکشبه کمونیست شده اند) ونمایندگان واقعی مردم نیستند ، از همه مهمتر اینکه فقرا وطبقات پائین جامعه ایران، که اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران را تشکیل میدهند ، امکان مسافرت به خارج را ندارند.بدون شک بسیاری ازجوانان ایرانی دارای خواسته های مشروع بوده  ومشکلاتی دارند که در رابطه با دولت فعلی است وحل نشده باقی مانده است ، اما مشغولیت اکثریت ایرانیها عمدتا اداره زندگی روزانه هست تا مسئله حجاب اسلامی«.

کمکهای مالی بیگانگان به سازمانهای جامعه مدنی وصنعت انقلابات ودموکراسی به

شیوه آمریکائی

با گزارشی از روزنامه «اهرام» چاپ مصر ، بتاریخ 22/12/ 2011 ، آغاز میکنم ، مبنی بر اینکه، خانم وزیر همکاری بین المللی مصر، اخیرا «کشف» نموده است که دولت آمریکا ، از طریق نماینده اش در «هیئت کمکهای آمریکائی» در مصرودر«همین روزهای اخیر» اقدام به اعطای مبلغ چهل ملیون دلارکمک مالی به سازمانهای جامعه مدنی غیر دولتی مصر نموده است ، همچنین دوسازمان دیگر آمریکائی همچون (ان  دی  آی) و (اف  آر تی) که  در مصر به ثبت نرسیده واجازه فعالیت نداشته اند ، بنا به گفته خانم سفیر آمریکا در مصر ، تنها برای کمک به برقراری وپشتیبانی از دموکراسی در مصر به سازمانهای جامعه مدنی کمک نموده اند.

وزیر همکاریهای بین المللی مصر، در این زمینه اظهار داشته است که درمورد توزیع این اموال، توافقی میان دولت مصر وآمریکا انجام نشده بوده است.

ما در اینمورد یک ملاحظه اساسی داریم وآن اینکه این وزیر مصری بطور کامل ازاسرار توزیع کمکهای  مالی آمریکا به دوستان دولت ومزدورانشان آگاهی داشته واجازه داده است که این کمکها ادامه یابد ، باید گفت که این کمکها در حقیقت در جهت به زانو درآوردن  مقاومت ملت مصردر برابر آمریکا واسرائیل وهمچنین تخریب کشور انجام میگرفته است ، این وزیر مصری وبنام دولت مصر خود را تسلیم سیاستهای آمریکا نموده ودر برابر نقض قراردادهای امضا شده میان دوکشور آمریکا ومصر، سکوت اختیار کرده واحساس خجالت هم نمیکند واین به معنی آن است که آمریکا برای دولت مصرومسئولان سیاسی این کشور ارزشی قائل نیست ، عجبا که  نقض حاکمیت ملی اینچنین آشکارا ا نجام میگیرد، اگر جنرالهای حاکم بر مصر کمی خجالت میکشیدند، زیرا ما از اینان توقع داشتن عرق  وکرامت ملی ، نداریم، این وزیر خودرا زیر سئوال برده ویا حد اقل وی را سرزنش میکردند. اما همیشه بهای تبعیت وبردگی بیگانگان ، پذیرش همه گونه ذلت وخواری است.

خانم وزیر در بخش دیگری از مصاحبه خود افزود،: «مدیر کل هیئت ارسالی آمریکائی توسعه درقاهره» تصمیم گرفته است تا مبلغ یکصدوپنجاه ملیون دلار ، به سازمانهای جامعه مدنی مصروهمچنین برای کمک به برنامه های گسترش «دموکراسی» کمک کند، واین علیرغم عدم موافقت دولت مصر با توزیع این اموال است، اینچنین بنظر میرسد که اظهارات مسئولان آمریکا ئی در مورد اعطای کمکهای مالی به سازمانهای جامعه مدنی مصر، برای وزیر مصری چندان ناخوشایند نیست ، بلکه ایشان بمثابه سخنگوی مدیر هیئت آمریکائی عمل میکند.

ببینید مزدوران چگونه در کشور خود ذلیل وتحقیر میشوند؟

درهمین گزارش روزنامه اهرام آمده است که سناتور مک کین، هر دوهفته یکبار به قاهره سفر میکند تا از برقراری دموکراسی خودش در قاهره مطمئن شده واینکه مجلس حکومت نطامی به رهبری جنرال حسین طنطاوی وهم پیمانان اسلامی آن ، به درستی کارها را به پیش ببرند،این سناتور آمریکائی درخلال مصاحبه های علنی ومخفی خود با دو جریان نظامی واسلامیون به کارهای مهمی در زمینه های اجرائی واز طریق دفتر نمایندگی خود در قاهره ، دست میزند. مک کین که در رآس انستیتوی بین المللی جمهوری (آی  آر  آی) قراردارد ، روابط تنگاتنگی با سازمانهای جامعه مدنی مصری ، بویژه در شهرهای قاهره واسکندریه دارد.مک کین به سی وپنج مرکز متعلق به سازمانهای جامعه مدنی کوچک وبزرگ از جمله در روستاها، کمک مالی میکند که برای مک کین به انجام وظیفه میپردازند که این پدیده اوج سقوط اخلاقی وسیاسی را درمیان رهبران مصرنشان میدهد، چگونگی  توزیع کمکهای مالی ، از خلال صفهای طولانی افراد حقوق بگیر انجام میگیرد که در صفهای طولانی در جلوی گیشه های این مراکز در صف ایستاده اند ،واین درحالی است که دولت مصرعلی الظاهر، موضعی «مخالف«دارد.کمکهای مالی که در اختیار این سازمانها قرار گرفته است،شصت وپنج ملیون دلار بوده وششصد سازمان جامعه مدنی در جلسات موسسه آقای مک کین حضور پیدا کرده ، تا شیوه توزیع این بودجه وچگونگی موارد مصرف آنرا بیاموزند.همچنین در این زمینه ها ، همکاریهای گسترده ای میان هم پیمانان مصردر خلیج ویا سایر هم پیمانان آمریکا وجود دارد.وچون کشورهای خلیج از» دموکراسی وتمدن» سر ریز شده اند ، حسادت نمی ورزند که مقداری ازآنرا به مصر نیز انتقال بدهند ( آه از دوران ننگینی که بر مصر میگذرد) . بر همین اساس یکی از مراکز دینی در قطر مبلغ یکصدو هشتاد ویک ملیون جنیه مصری ، در اختیار جمعیت انصار السنه محمدی ، قرار داده است ، ، این مرکز بطور مستقیم زیر نظر دولت قرار داشته وبطور قانونی به ثبت رسیده است ، همین مرکز مصری مبلغ یکصدو چهارده ملیون جنیه مصری نیزازطرف «جمعیت احیاء میراثها ی اسلامی» در کویت دریافت داشته که به عنوان بخشی از(صدقه وبخشش کویتیها به ملت مصر به حساب میآید ).درهمین گزارش روزنامه اهرام آمده است که همین مرکز کویتی مبلغ هشتاد وشش ملیون جنیه مصری نیز به حساب موسسه ، علا مبارک فرزند حسنی مبارک ، واریز نموده است .!!

دموکراسی آمریکائی وصنعت انقلابات رنگی :

نظام استعماری جهانی گهگاه شیوه وابزارهای خود را در جهت به بند گی کشانیدن ملتها ودولتها تغییر میدهد، درحال حاضر نیروی نظامی وسیله اصلی برای تسلط وتوجیه ملل ، نیست ، بویژه اینکه آمریکا دچار شکستهای کمر شکنی درعراق گردید ومجبور شد نیروهای خود را از آنجا بیرون کشیده وبه پایگاههای نظامی خود در قطر، بحرین وعربستان انتقال بدهد ، البته دولت آمریکا بخشی از نظامیان خود را در عراق تحت عنوان آموزش ، نگهداری کرده است ، واین در هنگامی است که کشور عراق تبدیل به خرابه شده است ، اقتصاد وزیر بناهای آموزشی این کشور متلاشی وهزاران نفر از دانشمندان عراق ترور وبعضی از استانهای این کشور به تبغیت از کردها ، ادعای استقلال دارند.آمریکا همچنین درگیریهای شدیدی در افغانستان وپاکستان دارد وموفقیت قابل ذکری نیز در رودرروئی با برنامه هسته ای ایران ، نصیبش نگردیده است ، آمریکا همچنین نتوانست مقاومت حز ب الله لبنان را در سال 2006 درهم شکند ، لذا اکنون میکوشد سوریه را که حلقه ارتباطی خط ضد امپریالیسم آمریکا درمنطقه میباشد ، واز ایران تا غزه در فلسطین واز آنجا به سوریه ولبنان امتداد مییابد ، منهدم نماید.

هم اکنون آمریکا میکوشد کشورها وجوامع خاور میانه را دچار تجزیه نموده ووانقلابات ومبارزات دموکراتیک وملی آنها را که در ماهیت در ضدیت کامل با امپریالیسم قراردارد با ابزارهای تازه ودر پیشاپیش آنها سازمانهای سرمایه داری جهانی ، همچون بانک وصندوق بین المللی پول ، سازمان تجارت جهانی ، بازارهای بورس وانواع سازمانهای گوناگون مالی وانحصاری، به بیراهه برده ومنهدم کند .امپریالیسم آمریکا میکوشد در خلال این ابزارها ، مقاومت ملتها را در احزابی سازماندهی کند که نمایندگان طبقات سرمایه داران باشد ودر این راه از تکنولوژیهای پیشرفته برای برقراری ارتباطات وسازماندهی جوانان انقلابی درجهت پیشبرد اهداف خود استفاده میکند ، به این شکل که آنان را در جنبشهائی گسترده ، باداشتن امکاناتی فراوان ولی بدون داشتن هدفی مشخص به خیابانها میکشانند این عملکرد استعمارگران در حقیقت اقدامی است بر علیه احزاب  سیاسی واقعی که افراد را  با داشتن ایده های سیاسی وطبقاتی ودر جهت برقراری عدالت اجتماعی سازماندهی میکنند ، احزاب سیاسی که در کشوری به مبارزه سیاسی ادامه میدهند ، به اقداماتی از قبیل تظاهرات، اعتصا بات مسالمت آمیز دست زده ودر ادامه وارد مرحله انتخابات عمومی شده که از اعتبار وپشتیبانی اکثریت مردم برخردادر است ومیتواند با سایر احزاب نیز ائتلاف کرده وبر روی یک برنامه مشترک که با مرحله فعلی مبارزات عمومی مناسبت داشته باشد ، به تشکیل یک جبهه توده ای دست بزند تا بتواند به اهداف ضروری، جامه عمل بپوشد، درجریان مبارزه ملت مصر درجهت برقراری آزادی وعدالت اجتماعی ودر انقلاب بیست وپنجم ژانویه سال 2011، چنین اتفاقی افتاد وجبهه قدرتمندی برای اعمال قدرت مردمی به وجود آمد ، دراین مرحله مبارزه توده ای در اوج خود بود وحکومت حسنی مبارک نفسهای اخر خودرا میکشید وبرای مبارزه با گسترش مبارزات توده ای، دستور داد تا اینترنت وسایر ابزارهای ارتباط جمعی میان مردم قطع گردد، دراین مرحله حتی رئیس جمهور آمریکا ووزیر خارجه این کشور به این اقدام مبارک اعتراض کرده ومدعی شدند که اینترنت بمثابه فضای باز عمومی قرن بیست ویکم است ونمیتوان ملتی را از آن محروم کرد، باید درنظر داشت که دولت امریکا همیشه به دفاع از چیزی برمیخیزد که در خدمت منافع عمومی این کشور باشد وگر نه آمریکا خواستار برقراری آزادی برای همه وهمه جا نیست ، باید درنظر داشت که ما نیز باید به تکنولوزی پیشرفته اهمیت داده وازآن استفاده کنیم ، اما این استفاده باید در جهت پیشبرد برنامه  های سیاسی ، اقتصادی ، ملی واجتماعی کشور مصر باشد ، اما کشورهای استعماری ازاین تکنولوژی، بیشتر برای تبلیغات وتحریکات سیاسی هدفمند ودر جهت منافع استعماری خود، بکار میبرند ، وبرنامه هایشان  فا قد هرگونه محتوای مفید ی برای سایر کشورها است وپایانش نیز به جز بیهودگی ویآس برای دیگران ندارد. واین درست نقطه مقابل احزاب سیاسی ملی ، مترقی و پیشرو میباشد که برای رهائی از قیدوبند استعمار وبرقراری عدالت اجتماعی مبارزه میکنند.

آمریکا این روشهای فریبکارانه را در انقلابات ارتجاعی کشورهائی بکار گرفت که پس از سال 2000 از اتحاد شوروی سوسیالیستی جدا شده بودند، آمریکا در این سیاست خود در این کشورها از کسانی استفاده میکرد که وابستگی شدیدی به غرب داشتند ونسبت به میهن ، استقلال وعدالت اجتماعی در کشور های خود توجهی نداشتند، در پیشاپیش اینان دانشجویان شورشگری بودند که از اوضاع سیاسی واجتماعی موجود خسته شده واز تکنولوژیهائی که غرب  بطور مجانی در اختیار آنها قرارداده بود ، بر علیه حکومتهای خود استفاده میکردند.

این «انقلابات» عمدتا بدون خونریزی اتفاق افتاد وهمه کشورهای غربی به تآیید آن پرداخته وبرایش هورا کشیده وآنهارا انقلابات ملی وخودجوش خواندند ، زیرا میدانستند که این «انقلابات» از هرگونه محتوای سیاسی ، اجتماعی وملی تهی است ودیر یا زود درخدمت سیاستهای غربی درخواهد آمد. وهمگان نیز شاهد بودیم که پوشالی بودن این «انقلابات» بر همگان آشکار شد ، زیرا از اساس فاقد یک برنامه ملی ، اجتماعی وسیاسی هدفمند بود.

با گذشت زمانی نه چندان طولانی ، روشن گشت که همه این «انقلابات» از قبل بوسیله سازمانهای آمریکائی  بین المللی وکمک مالی آنها که در صفحات قبل از آنها نام بردیم، برنامه ریزی شده است. با گذشت زمانی نه چندان طولانی غالب این کشورها ، ازخواب غفلت بیدار شده ودست به اقداماتی برای نجات خود از تسلط آمریکا زدند، در دوره مذکورامپریالیسم آمریکا اقدام به تآسیس پایگاههای نظامی متعددی در این کشورها به قصد مبارزه با روسیه نمود ، ملل مذکور اینبار به عکس العمل دست زده ودر جهت مخالفت با آمریکا وبر چید ن پایگاههای نظامی آن اقدام نمودند .

اکنون کشورهای مذکورمیکوشند که وارد یک پیمان اقتصادی تازه با روسیه شده که هیچ تبعیتی نیز برای آنها با خود نمیآورد ودرمقابل استقلال ملی واراده سیاسی آنها نیز تآمین میگردد، این انقلابات رنگی در کشورهای گرجستان ، اکراین، قزاقستان وقرقیزستان اتفاق افتاد ورنگی خواندن آنها نیز به حسب رنگی بود که «انقلابیون مزدور آمریکا» برای شروع تظاهرات انتخاب مینمودند، این کشورها ، اکنون در صدد آن هستند تا به سازمان شانگهای ، در همکاری با چین وهند بپیوندند وایران نیز نامزد پیوستن به آن میباشد.این پیمان درجهت مخالفت با سیاستهای تسلط جویانه آمریکا حرکت میکند تا در نهایت تبدیل به یک قطب قدرتمند در مقابل استعمار پیر ، قرار بگیرد.

سیاست آمریکا در مورد راه اندازی انقلابات رنگی در جهت اعمال اجباری دموکراسی آمریکائی میباشد. آمریکا برای پیشبرد این سیاستهای خود مراکز متعددی را تحت عنوان «مبارزه مسالمت آمیز واستراتژیک» ایجاد نموده وکمکهای مالی ان بوسیله مرکز «فریدوم هوس» تآمین میگردد . این مرکز، مبارزه مسالمت آمیز خودرا در پنجاه نقطه مشخص نموده، و یکصدونود ونه روش برای اعمال سیاستهایش پیشنهاد میکند که از میان آنها ،» برقراری رابطه با دشمن صهیونیستی » همچون تقدیم دسته گل وسیگار به آنها است ویا دادن غذا به مسئولان پلیس ویا ارتشی های مسئول سرکوب و متفرق کردن تظاهرات ها، ویا اقداماتی حقیرانه ،چاپلوسانه و فریبکارانه از نوع آمریکائی که برای مردم دهشت آور است،

نویسنده معروف الجزائری بنام آقای احمد بشاره، کتابی را درهمین مورد بنام » ارابسیک آمریکانی» تآلیف نموده است که روزنامه الاهرام چاپ مصر در تاریخ 16/12 2011، آنرا بصورت پاورقی انتشار داده است ، عمر عفیفی یکی از طرفداران انقلاب رنگی در همین کتاب بعید نمیداند که بتواند «انقلاب مصر» را ار درون دفترخود در واشنگتن رهبری کرده وبه «نتیجه برساند» درهمین کتاب توضیح میدهد که از سال 2005 ، ده هزاز نفر مصری در برنامه ای تحت عنوان » دموکراسی ومدیریت حکومتی » شرکت کرده اند که بودجه آن بوسیله » «مرکز آمریکائی برای توسعه بین المللی» وهمچنین» مرکز دموکراتیک ملی برای امور بین المللی»  ویک مرکز دیگر آمریکائی بنام » مرکز بین المللی جمهوری » که زیر نظر سناتور آمریکائی مک کین اداره میشود ، تآمین میگردیده است.

اما یکی از رهبران بسیار معروف ومحترم جنبش سوسیالیستی مصربنام عیداروس القصیر ، در تحقیقات بسیار مستند وارزشمندی که در این زمینه به عمل اورده است ، چنین مینویسد: «وزارت خارجه آمریکا در سال 1998 ، از 2300 نفر جوانان مصری دعوت به عمل آورد که در یک برنامه آموزشی تحت عنوان «ترویج دموکراسی » شرکت کنند . در سال 2007 ، این رقم به 47300 نفر افزایش یافت ، درسال 2008 ، تعداد مصریهائی که در برنامه های گوناگون برای «ترویج دموکراسی» درمصر شرکت کرده و به آمریکا برده شده بودند تا دوره های آموزشی خود را در آنجا از سر بگذرانند، به 148700 ، نفر میرسید. ( اصل این گزارشات از مقاله محقق روسی  خانم «آنا فارفا لومییوا» گرفته شده است که با عنوان » ابزارهای آمریکا : پیشنهاد شراکت در امور خاورمیانه «)منتشر شده است .

روزنامه الاهرام درتاریخ 23/10 /2011 ، گزارش دیگری درهمین زمینه ها دارد مبنی بر اینکه ، سفارت آمریکا  در قاهره خود را آماده میکند تا دفتر«فریدوم هوس» را به شکل غیر قانونی افتتاح کند ، این دفتر در گذشته بتوسط دولت موقتا تعطیل شده بود . معروف است که فریدوم هوس ، درسال 1941 ، بتوسط ، سی  آی  ا ،تشکیل گردید وهدف از تآسیس آن این بود تا با کمونیسم واتحاد شوروی سوسیالیستی، مقابله کند ، کمونیسم در آن دوره مورد علاقه بسیاری از ملتهای جهان ، بویژه اروپائیها بود و روسیه دستاوردهای عظیمی از نظر اقتصادی ، سیاسی واجتماعی برای ملت خود وسایر ملل جهان به ارمغان آورده بود ،  روسیه همچنین از جنبشهای مترقی  در همه قاره های جهان پشتیبانی میکرد وکمکهای مالی وسلاح در اختیار انها قرار میداد .برعکس «سازمان فریدوم هوس» نقش شومی در به محاصره در اوردن کمونیسم داشت واز احزاب «دموکرات مسیحی» پشتیبانی نمود ، همین سازمان سهم بزرگی در ساقط کردن نظامات سوسیالیستی در کشورهای بلغارستان ولهستان داشت ، از اقدامات جدی دیگراین تشکیلات شوم ، کوشش در جهت تقسیم عراق پس از دوره اشغال بود، همین سازمان بزرگترین حامی قبطیهای بنیادگرای مسیحی در مصر است که خواستار تشکیل دولت مستقل ونژادپرستانه خود درمصر میباشند ، اخیرا یکی از فعالان سازمانهای جامعه مدنی که کمکهای مالی خودرا از سازمانهای آمریکائی دریافت میدارد ، اعلام داشت که در صورت بقدرت رسیدن ، به فوریت برای اقلیت قبطیهای مسیحی وبرای اقلیت قبایل» نوبه » وساکنان منطقه سینا نیز درخواست استقلال خواهد کرد، اما آنچه که قابل ملاحظه میباشد این است که اینان ، یعنی طرفداران فریدوم هوس ویا سایر سازمانهای جامعه مدنی که از طرف آمریکا واروپا حمایت میشوند، هیچگاه به هیچ اقدامی دشمنانه بر علیه آمریکا واسرائیل دست نمیزنند ، زیرا اینان بنا به وابستگی وتبعیتی که از استعمارگران دارند ، نمیتوانند از منافع خود بگذرند واینکه هدف آنان این است که مصر را در زیر سلطه استعمارگران نگهداشته ومشکلات اجتماعی واقتصادی برجای بماند ومانع حرکت مصر بطرف ترقی وپیشرفت گردد.وگرنه یکی از شما به من نشان دهد که یکی از این فعالان جامعه مدنی وابسته به سازمانهای آمریکائی واروپائی ، یکبار در مورد این روابط وچگونگی رهائی مصر از زیر سلطه استعمار سخنی به میان آورده باشد واقداماتی در جهت حل مشکلات سیاسی و اقتصادی مصر به عمل آورده باشد، آیا تاکنون کسی از مسائل مهمی اینچنینی صحبتی به میان آورده است ، مسئله استقلال ملی ، مبارزه با اسرائیل وتحقق آرمانهای ملی ، مسائل اساسی مصر میباشد ، ایا کسی در جهت تحقق این مسائل مهم صحبتی بمیان آورده است ؟ آیا کسی خبر ازمبارزه برای استقلال ملی مصر دارد که احمد عرابی در سال 1881 ، برای تحقق آن به انقلابی عظیم وسراسزی در مصردست زد ، ویا انقلاب 1919 ، به رهبری سعد زغلول که مبارزه ای سرسختانه بر علیه انگلیس در مصر به راه انداخت ویا انقلاب 1952 ، به رهبری جمال عبد الناصرکه نظام سلطنتی را بر انداخت  ومصر را درراه نوینی هدایت نمود ؟ ما کوشیدیم راه انها را در جنگ 1973 بر علیه استعمار وصهیونیسم ادامه دهیم که متاسفانه استعمار گران توانستند با حاکمیت سادات وپس از آن مبارک، تبانی کرده ومصر را به تبعیت از خود وادار سازند.

وبدین شکل از طریق تبلیغات هدفمند و همسو با استعمارکه میتوانست داخلی ویا خارجی باشد به تخدیر مردم پرداخته ونیروهای سیاسی وفعالان اجتماعی را ازمیدان مبارزه خارج کردند ، درچنین شرایطی بود که مقوله ووظائف مهم دفاع از استقلال ملی ومبارزه با استعمار بدست فراموشی سپرده شد وبجای انها به ترویج آنچنان دموکراسی پرداخته شد که بی محتوا بود وحد اکثر خواست آن این بود که نظا می همچون  سابق در مصر بازتولید کند واین با وسائل وابزارهای دموکراتیکی انجام میگرفت که کاملا باسمه ای و بی محتوا بود.

مشکلات فعالیتهای اجتماعی در مصر– :

فعالیت اجتماعی در مصر به دلیل نداشتن بودجه کافی ، نتیجه بخش نیست ، کمکهائی که از طرف وزارت کار وامور اجتماعی به این موسسات وفعالین ان میشود بسیار اندک است . در مصرهیچ سازمان جامعه مدنی مستقلی به وجود نمیاید مگر اینکه با بودجه افرادی مشخص ومستقل تشکیل گردد وافراد فعال در آن به پاکی وصداقت معروف باشند، در گذشته اداره اوقاف مصر بودجه چنین سازمانهائی را تامین مینمود، در همین راستا بود که چند مدرسه وبیمارستان متعلق به » جمعیت خیر خواهان» ، در منطقه «عجوزه» ، بیمارستان قبطیها در شهر قاهره ، ودانشگاه قاهره قبل از تسلط دولت بر آن ، که آنهم بصورت جامعه مدنی ومجانی عمل میکرد ،وتعداد دیگری از سازمانهای جامعه مدنی که فعالیتهای رایگان اجتماعی داشتند.در آن دوره اساسا فعالیتهای اجتماعی بوسیله احزاب سیاسی وکادرهای فعال انها انجام میگرفت که یا بوسیله حق عضویت اعضا ء بودجه آن تهیه میشد ویا کمکهائی که بتوسط دوستداان این احزاب ویا افراد ثروتنمند در اختیار حزب سیاسی مورد نظر قرار میگرفت.

اما سازمانهای مدنی در دوره فعلی از زمانی به ظهور رسید که سیاستهای اقتصادی درهای باز وخصوصی سازیها در مصر آغاز بکار کرد ، یعنی از زمانی که مصر تحویل سرمایه داران داخلی ویا بین المللی گردید  در این دوره از » کاسبکاران» برای پنهان داشتن صفت سرمایه دار بودن آنها، دعوت بعمل آمد که اینچنین سازمانهائی را تشکیل بدهند که وسیله ای باشد برای تزیین وتوجیه خصوصی سازی بخش دولتی وفروش آنها به سرمایه داران مصری وخارجی به ثمن بخس . برای این منظور اولین جمعیتی که در این راستا تشکیل شد ، بنام » اطاق بازرگانی مصر وآمریکا»  ، سپس جمعیتهای دیگری بر حسب نوع شغل واماکنی که سکنی داشتند ، همچون » جمعیت کاسبکاران دهم ماه رمضان» و…./در ادامه این سیاستها سازمانهای» حقوق بشری» گوناگونی به ظهور رسید ند که بسیاری از «روشنفکران لیبرال وچپها» با استفاده از بودجه هائی که آمریکائیها واروپائیها برای اینچنین فعالیتها ئی اختصاص داده بودند بهره بردند ، هر روز بر تعداد این سازمانها افزوده میشد واز بودجه های ذکر شده استفاده میشد، بطوریکه اگر شما ادعا میکردی که  گوسفندان در بیابانها به اب وغذای کافی دسترسی ندارند ودر نظر داری سازمانی برای رعایت حال گوسفندان ایجاد کنی ، به فوریت بودجه کافی از طرف سازمانهای امریکائی واروپائی در اختیار شما قرار میگرفت ،وهدف از این امکانات مالی دادن  این بود تا تورا از موقعیت حزبی ، ویا سازمان مترقی که در آن عضویت داشتی ، خارج کرده وبودجه ای ماهانه ویا سالانه دراختیارت بگذارند تا تو مضمون سیاسی و وابستگی طبقاتی را که داشته ای ، فراموش کرده ومبارزه ومسیر طبقاتی خودرا برای همیشه کنار بگذاری وبا درامد تازه ورفاهی که برای خود وفرزندانت فراهم میشود ، به جایگاه وموقعیت طبقاتی تازه ای منتقل میشوی که تورا ملزم میکند تا ازاین موقعیت تازه ، طبقات تازه ومناسبات تازه دفاع کنی . در نتیجه اعمال گسترده این سیاست ، بسیاری از سازمانهای انقلابی ، وپیشرو وکادرهای برجسته آنها که از نظر فکری وعملی ، بسیار فعال بود ند به فساد کشانیده شده واینبار به اندیشه وعملکرد گذشته خود اهانت کرده وآنها را افکاری  شکست خورده و عقب مانده ومغایر با اندیشه های عصر نوین نامیدند . البته عقب مانده نسبت به زمان وعصر آمریکا ئی. دراین دوره دلالها و» کارچاق کنهائی» پیداشدند که وظیفه اشان این بود که موافقت «مراکز جهانی» را برای تاسیس سازمانهایجامعه مدنی، جلب کنند که اعضایش دارای حقوقهای ماهانه ثابتی باشند وبقول بعضیها ، این سازمانها وتشکلات وموضعگیریهائی که دارند ، بیشتر شبیه مستشرقان استعماری قرن نوزدهم واوائل قرن بیستم میمانند . هم اکنون بعضی از این سازمانهای جامعه مدنی که با بودجه های امریکا واروپا اداره میشوند، حالت خانوادگی پیدا کرده ، به این شکل یک خانواده از قبل این سازمان خود، به ثروتهای انبوهی دست یافته اند  ودر مرا کز تبلیغاتی واطلا عاتی حضور» دموکراتیک» دائمی وخانوادگی دارند . اینان از این ایستگاه تلوزیونی  به آن دیگری منتقل شده وبمثابه شخصیتهای استراتژیک که گویا خطی «انقلابی» را به پیش میبرند ، عمل میکنند ، بعضی از اینان چنان با خشم وغضب عمل میکنند وبه این وآن هجوم برده ودر ظاهر روشی انقلابی به خود میگیرند وابائی هم ندارند که نشان دهند اراستعمارگران وصهیونیستها کمک میگیرند، اما اگر کسی واقعا بخواهد ازمنافع مردم ، آزادی وقوت روزانه آنها دفاع کند ، در درجه اول باید دست خودرا ازگرفتن کمک از بیگانگان پاک بشوید وهمچون مردم عادی درصف آنها قرارگرفته ،درغم وشادی آنها شریک گردد وآنگاه در جهت آزادی آنها وهمراه با آنها گام بردارد. اینها باید بدانند که هرگونه کمک مالی بیگانگان ، اروپائی ویا امریکائی  وتحت هر شرایطی وتوصیفی ، امکان ندارد به شخص ، سازمان ، ویا تشکلات سیاسی وفرهنگی پرداخته شود ، مگر آنکه این کمک در خدمت ایدئولوژی گلوبالیزاسیون ، تجزیه کشورها، ویا درخدمت امپریالیسم جمعی قراربگیرد ، نتیجه آن خواهد شد که نقش نژادپرستانه و تخریبی امپریالیستها، همه اصول وباورهای اخلاقی وانسانی ملتها را نابود خواهد کرد وروحیه همکاری ،عقل جمعی، که انسانها تشنه آن هستند به فساد خواهد کشانید ، وبر عکس به روحیه فردگرائی ،رقابتی وسودپرستی، میدان خواهد داد واینکه «دیگران «را قبول کنیم ومنظور از دیگران در اینجا دشمن صهیونیستی وامریکا میباشد، کمک مالی بیگانگان یکی از ابزارهای اصلی تحقق این اهداف شوم امپریالیستها میباشد.

هم ا کنون ترس واقعی در مورد انقلاب مصراز اینجا نشآت میگیرد که بسیاری از تحلیلگران ، صاحبنظران، آکادیمیسینها وفعالان سیاسی درمصر که از مسئولان وگردانندگان اصلی موسسات جامعه مدنی میباشند  همگی کمکهای مالی از خارج در یافت میدارند ودرعین حال از نظر تفکر، وابسته به مراکز بحث ومطالعات دانشگاههای آمریکا ئی هستند ، آری همه اینها یکشبه بوسیله هواپیما وارد مصر شده ودر صفهای اول تظاهرات مردم وانقلابیون قرارگرفته اند، واز همه عجیب تر اینکه راه حلهای بسیار رادیکالی برای آینده انقلاب ارائه میدهند که در درجه اول شوق وذوق همگان را بر میانگیزد، اما همه این نظرات به ظاهر انقلابی ورادیکال تنها با هدف تهی نمودن انقلاب از محتوای اصلی آن میباشد. هدف نهائی اینان این است که حاکمیت دموکراسی سرمایه داری که وابسته به ائتلاف بین المللی استعمارگران میباشد همراه با برخی تغییرات سطحی لیبرالی وبرای قشری از طبقات مرفه اجتماعی ، بر انقلاب تحمیل کنند . بکارگیری همین ابزارها وترفندهای فریبکارانه که به جریانات اسلامی وابسته به اخوان المسلمین امکان داد که اکثریت کرسیهای پارلمان را اشغال کنند ،  افراد و سازمانها ی جامعه مدنی که که باعث به قدرت رسیدن جریانات ارتجاعی در مصر شدند ، بوسیله انواع خطوط مرئی ونامرئی وبعضی ابزارهای لیبرالیستی، به مراکز تصمیم گیری در آمریکا ، اروپا واسرائیل وابسته اند . آمریکا کاملا هوشیارانه روند انقلاب ومسیرحرکت آنرادر مصرپیگیری میکند وهدفش نیز این است که ماهیت انقلاب مردم را منحرف کرده و درجهت منافع خود به  پیش ببرد ، انقلابی که ما از سالهای هفتاد قرن گذشته برای آن تدارک دیده ایم . مثالی زنده ای دراینمورد واینکه آمریکا چگونه میکوشد انقلاب را منحرف کند ، توضیح خواهم داد . اقای عمرو حمزاوی ،جوان شیک پوش ومدرنی که یکی از محققان مرکز «کارنیگی» صهیونیستی در آمریکا میباشد، عجولانه از آمریکا وارد قاهره شده وبه عنوان استاد در دانشگاه قاهره استخدام گردید ، وی سپس در انتخابات شرکت کرده وبه عضویت پارلمان ملت انتخاب شده است شاید بزودی ویا درآینده نه چندان دور به ریاست مجلس هم انتخاب شود . مثا ل دیگر در اینمورد ، آقای معتز بالله عبدالفتاح ، استاد دیگر دانشگاههای آمریکا میباشد ، دائما وهمیشه استادان  تحصیلکرده آمریکا هستند که همزمان با عمرو حمزاوی وارد قاهره شده است وموقعیت تبلیغاتی بسیار مهمی دارد ودر کنار همه اینها دانشمند معروف مصری احمد زویل وجود دارد که تبلیغاتش گوش فلک را کر میکند  واز هم اکنون برای انقلاب مصر انواع برنامه ها را آماده کرده است ، در مورد برادعی نیز باید گفت که وی زودتر از همه از آمریکا آمد واکنون خودرا برای رئیس جمهور شدن در مصر آماده میکند!!!

شکی نیست که دولت مصر نمیتواند مانع فعالیت سازمانهای جامعه مدنی وابسته به بیگانگان گردد زیرا خود این دولت از نظر مالی وابسته به امریکا واروپا است ، کمکهای نظامی آمریکا به مصر سالانه بالغ بر یک ملیارد وسیصد ملیون دلار است وآمریکا درمقابل اعطای این کمک مارا تحقیر وذلیل میکند . برای مثال هر ساله افسران عالیرتبه مصر برای دیدن اموزشهای تازه به آمریکا میروند ، اشتباه نشود آنها برای مبارزه با رژیم صهیونیستی به امریکا نمیروند  ، بلکه برای این میروند که در خدمت برنامه های امپریالیسم آمریکا قرار گرفته ودر سرکوب ملت مصروسایر ملل منطقه نقش داشته باشند ، این افسران هنگام بازگشت با لباسهای بسیار فاخر وخاطرات خوشی که در کشور ارباب داشته اند بازمیگردند، همچنین دولت امریکا هنگام بازگشت این افسران هدیه های گرانقیمتی نیز در اختیارشان قرارمیدهد ، در راس این افسران که سالانه به آمریکا سفر میکنند ، اعضا ی مجلس حکومت نظامی فعلی مصر نیز قراردارند ، هدف آمریکا از دادن این کمکها ، درعین حال دراسارت وبردگی نگهداشتن انان است ، با اطمینان میتوانیم بگوئیم افسرانی که از ابتدای شروع انقلاب ، دست به قتل وکشتار تظاهر کنندگان زده ومیدانها قاهره را از خون آنان رنگین کردند، همه از تربیت شدگان دولت آمریکا بوده  که سالانه به آمریکا رفته بودند.

مصر ازهمان زمان که قرارداد ننگین کمپ دیوید را بارژیم صهیونیستی اسرائیل وآمریکا امضا نمود ، عده زیادی از محققان وماموران مراکز مطالعاتی آمریکا واسرائیل ، تحت عنوان «تحقیق ، همکاری وتبادل اطلاعات» به مصر آمده تا مطالعه ای دقیق وهمه جانبه از اوضاع عمومی مصر به عمل بیاورند، این دخالتها در امور مصربدانجا رسید که در بسیاری مراکز مطالعاتی داخلی مصرنفوذ کرده وبا دادن امتیازاتی از قبیل «تورمسافرتی وتحقیقاتی» به مسئولان این مراکز داخلی ، توانستند در بسیاری از موسسات کشاورزی، صنعتی وتولیدی مصر علی العموم  نفوذ کرده وسیاستهای خودرا بر این مراکز اعمال کنند ، کاردخالت در امور داخلی مصر تاآنجا پبش رفت که محققان بیگانه  تمهیداتی فراهم کردند تا برنامه تحقیقاتی دولت را که درجهت خودکفائی وتولید گندم داخلی بود ، متوقف کرده وگندم مورد نیاز کشور را از آمریکا وارد کنند ، افرادی از محققان مصری که در مرکز تحقیقات خودکفائی وکشاورزی  کار میکنند، این موضوع را افشا نمودند. هم اکنون کمکهای مالی مشکوک خارجی به مقامات عالیه  وزارتخانه های حکومتی همچون ، مرکز نظارت دولتی ودستگاه قضائی کشور نیز سرایت کرده است، در این زمینه میتوان به امتیازات و کمکهای سالانه ای اشاره کرد که آمریکائیها واروپائیها بطور سالانه در اختیار مراکز آموزشهای قضائی میگزارند. بودجه وامکانات این مراکز بوسیله مراکزی مشکوک همچون «باشگاه روتاری» ویا «باشگاه لیونز» تآمین میشود.(روتاری ولیونز، دومرکز جاسوسی ومزدور پرورصهیونیستی واستعماری است .مترجم)حتی وزارت فرهنگ مصر نیز از این کمکهای مشکوک استفاده میکند ، این کمکها تحت عنوان «توسعه  روش درست تدریس» در اختیار این وزارتخانه قرارمیگیرد که در حقیقت برای کنترل فرهنگ کشور وعدم توسعه ان است، مثالهای زیادی در اینمورد وجود دارد که آمریکا واسرائیل وارروپائیهای هماهنگ با انها دربه استعماردراوردن مصرهمکاری میکنند ودر سراسر مصر نیزنفوذ دارند.

کمکهای مالی  مصادر ومنابع گوناگونی دارند، آمریکائی ، اروپائی ، استرالیائی، کانادائی، هولندی، آلمانی و…../ اما هدف همه انها صنعت یک دموکراسی باسمه ای، ظاهری وایجاد بوقهای است که درخدمت استعمارگران باشد ، وهدف اصلی از اینهمه کمکهای مالی وتبلیغاتی اینست که بتوانند مانع یک انقلاب توده ای وحقیقی وریشه دار در مصر شوند . انقلابی که برنامه  برای آزادی یک مصر مستقل وازاد داشته باشد.

حدود صداقت ودرستی دموکراسی آمریکائی – :

یک سئوال ساده : آمریکاکه اینهمه به سازمانهای طرفدار حقوق بشر در مصر کمک میکند ، چرا به انسان فلسطینی که وطنش به سرقت برده شده وکرامتش مورد اهانت قرارگرفته است ، کمک نمیکند ؟ ویا حقوق انسان عراقی که کشورش ویران شده وثروتهایش به غارت میرود؟و یاحقوق انسان انسان بحرینی که حاکمانش با کمک عربستان له ولورده اش کرده اند؟ ویا حقوق انسان پاکستانی که هر روز کشته میشود بدون اینکه در جنگی شرکت کرده باشد؟ وانسان افغانی؟ ویا انسان لیبی که در دوره استبداد قذافی که مورد رضایت غرب بود ؟ اما بیکباره قطب نما در جهت حمایت ازمردم وانقلابیون، به چرخش در آمد وآمریکا وفرانسه دفاع از آنان را تضمین نمودند ؟ ویا انسان یمنی در مقابله با دیوانگی صالح ؟

در حال حاضر آمریکا دشمن اصلی مصربه حساب میآید، اما دشمن مستقیمی که رودرروی ما ایستاده ، اسرائیل  میباشد، از زمانی که آمریکا میراث دار استعمار اروپا گردید وبوسیله قدرت نظامی ، سرمایه وتبلیغات گمراه کننده بر جهان مسلط گردید، تسلط و تحکم برسرنوشت ملت و انقلاب مصر، در اولویت سیاستهای آمریکا قرار گرفت ، این سیاست بویژه پس از شکست مصر در سال 1967 ، برای آمریکا بسیار اهمیت پیدا کرد، زیرا انقلاب مصر وتحولات درونی آن در اصل بر ضد آمریکا واسرائیل است ، از این نظر آمریکا میکوشد به طرق مختلف ومهمترین طریقه آن بوسیله کمکهای مالی ، همه سازمانها، احزاب توده ای ، ملی ودموکراتیک ، احزاب سوسیالیست ، اتحادیه ها وسندیکاهای مستقل کارگری، جمعیتهای محلی که خود بودجه خودرا تامین میکنند و…/، به فساد کشانیده وبوسیله دادن انواع جایزه ها وکمکهای مالی تحت عناوین مختلف از مراکز مختلف داخلی و بین المللی ، انها را به خدمت خود درآورد، آمریکا همچنین میکوشد از طریق وابستگان داخلی خود در مصر ، توجهات وسمتگیریهای احزاب مترقی موجود را تغییر داده واحزاب وسازمانهای تازه ای ایجاد کند که در انطباق با سیاستهای خود ویا در هماهنگی با هیئت حاکمه مصر باشد ، آمریکا ودستیارانش در مصر میکوشندگروههای فعال وروزنامه نگارانی راتربیت کنند که درمیان خودشان وبه طرفداری ازاین ویادیگری به رقابت بپردازند ، این رقابت میتواند علنی ویا مخفی باشد ، آمریکا همچنین به دنبال جوانانی است که خواسته های شخصی وجاه طلبانه دارند وبه دنبال شهرت ویا ثروت بادآورده میگردند ومیخواهند یک شبه به قدرت برسند و توهم جهانی شدن پدیده ها راداشته ونسبت به «دیگران» خوشبین هستند. آمریکا چنین جوانانی را  در برنامه هائی همچون » کمک به دموکراسی درکشورهای عربی» ویا «اقدام برای  مشارکت در خاور میانه وشمال آفریقا«(خاور میانه بزرگ)، «دپلوماسی عمومی وفعالیت در شبکه اجتماعی» و…/ وصل میکند، سپس این جوانانرا تحت آموزشهائی قرارمیدهند که بتوانند مجموعه بزرگی از اطلاعات را درمورد احزاب ، اختلافات داخلی انها ، علت وعوامل این اختلافها، اطلاعاتی در مورد شخصیتهای برجسته دولتی وحزبی ، جمع اوری کرده و……/ از این اطلاعات میتوان ساختار نیروهای مختلف اجتماعی ومطالبات آنها، طبیعت نظام سیاسی حاکم وتوانائیهایش برای پاسخگوئی به آن مطالبات، ویا عجز وناتوانی نظام دربرابرآنها را دریافت.همچنین میتوان  اینچنین جوانانی را آنچنان آموزش داد که بتوانند جامعه را به حالت خیزش ویا شورش توده ای رسانیده ورژیم وابسته را به رودرروئی وچالشهائی بکشند که برایش خطرناک نباشد ، ویا برعکس بتوانند بر موج مطالبات غیر سیاسی  مردم سوار شده ویا بتوانند بر اتشفشان خشم وغضب مردم ، ، تسلط پیدا کنند، وهمه اینها درحالی پیش برده میشود که دولت قدرتمند استعماری وهمپیمانانش براساس اطلاعات دقیقی که از طبیعت  نیروهای سیاسی، حجم آنها ، وحالت بیخبری توده ها ویا تشویشهای سیاسی مردم وتشکلاتشان دارند ،برنامه های خود را چنان تنظیم میکنند که تمامی جنبش در خدمت سیاستهای آنها بوده وبا برنامه های انها پیش برود ، نتیجه چنین سیاستهائی واینچنین» انقلاباتی» آن خواهد شد که توده ها انقلابی پس از «پیروزی» انقلاب به این نتیجه برسند که «انقلاب» اقدامی بیهوده وبی محتوا بوده است، زیرا تبعیت از دموکراسی امریکائی برای ایجاد تغییر وتآیید سیاستهای آمریکائی ، تنها به سود نظامیان وسایر جریانات ارتجاعی تمام خواهد شد.

موکول نمودن امر مهم استقلال ملی وازادی طبقاتی واجتماعی ، بوسیله برقراری دموکراسی لیبرالی آ نهم از نوع امریکائی وغربی آن، در درجه اول توهمی بیش نیست ودرثانی این سیاست باعث خواهد شد که وظائف اصلی مربوط به استقلال ، ازادی وعدالت اجتماعی ، به محاق رفته و باعث به تاخیر افتادن مبارزه وانقلاب  واقعی گرددد.

دموکراسی نوع آمریکائی منحصر به این خواهد بود که دولتها آزادانه تغییر واز این دست به ان دست شوند ، اما فاقدهرگونه محتوای ملی ،مترقی واجتماعی هستند و دستاورد آنها ، عمدتا حکومتهای نظامی ، اخوان المسلمینی، سلفی ، لیبرال وراستهائی هستند که بر علیه مصالح ملی، وطن وملت ، ائتلاف میکنند ، البته گاها ممکن است بر سر تقسیم غنائم با یکدیگر اختلاف پیدا کنند ، این حکومتها از قبل اموالی که تحت نام کمک به«جامعه مدنی» از استعمارگران ، بویژه ازآمریکا دریا فت میدارند ، تغذیه میکنندوبراین اساس مدیون وموظف هستند که مصا لح ایالات متحده امریکا را در سیاست گزاریهای خود منظور بدارند.

اما درمورد کمکهای مالی کشورهای عربی وکمکهای مالی محلی ؟

کمکهای مالی به سازمانهای جامعه مدنی ، تنها ازجانب ، اروپا، امریکا ، کانادا وسایر کشورهای استعماری خلاصه نمیشود، بلکه درانجا کشورها ی تابع ووابسته دیگری هستند که خطرات انها کمتر از کشورهای استعماری نیست ، انها صهیونیستهای منطقه کشورهای عربی هستند، خاندان آل سعودکه بمثابه انبار بزرگی از زباله های تاریخ میباشند ، اموال عربستان بدون هیچگونه مشکلی بدست میاید، زیرا دراین کشور ، حکومت، پارلمان ویا کنترلی بر ثروت وجود ندارد، همه ثروت در اختیار خانواده حکومتی قراردارد که ملت از ان کاملا محروم است ، در عربستان کسی نسبت به اقدامات دولت اعتراضی نمیکند ، زیرا درعربستان کسی مالیات نمیدهد ، لذا جای اعتراضی نیز وجود ندارد، همین وضعیت درمورد قطروسایر امیر نشینهای قرون وسطائی منطقه ،  صادق است.دراین شیخ نشینها ی قرون وسطائی که با حمایت خارج به حیات خود ادامه میدهند، لایه بسیار نازکی ازمدرنیسم، در شکل ساختمانهای مرتفع، اتوبانها، ماشینها و غیر از آن همچون وسائل معیشت جدید ، به وجود آورده اند، درمقابل ملت این امیر نشینها از آموزش وعلوم عقلانی وناقد، ویا از احزاب وموسسات ودادگستری مستقل محرومند ورابطه ای منطقی با دنیای امروز ندارند. این نظامهای قرون وسطائی اموال زیادی در اختیار گروههای دینی متعصب میگذارند که اکنون خودرا به شکل احزاب دراورده اند وحتی در انتخابات پارلمانی نیز اکثریت را آورده اند ، همه اینها به این علت است که بودجه های سنگینی از طرف شیوخ منطقه ، بسوی اینان سر ریز میشود واینها با این پولها  به عمق جامعه رفته وبا پخش «خیرات» وبنام احسان وصدقات وراه اندازی برنامه های اقتصادی کوچک ، خود وبسیاری خانواده ها را نجات میدهند، درعین حال با این برنامه ها که به گستردگی رواج دارد ، عقل ، وجدان وآرمانهای آنها را درمقابل این خدمات میخرند،  آنان از این طریق ،آگاهی وذهنیت مذهبی معتدل مصریها را ، به نفع بنیادگرائی غیر عقلانی وظاهری مفرط که آمیخته با ا شکال وسوسه ها ایمانی درهم آمیخته شده است، مصادره میکنند.آ نها حتی ذهنیت سیا سی جامعه را نیز میخرند ، به این شکل که صاحبان ثروت که احسان وصدقات خودرا دراختیار فقرا قرار میدهند، به عنوان مصلحان ورهبران مردم ستمکش معرفی میکنند ، ستمکشانی که در اثر دذدیها وتجاوز دولتها به دریوزگی افتاده اند وهمیشه منتظر عطایا وبخشش «مصلحان » هستند. دولت فاسد مصر نمیتواند در مقابل این کمکها ی «برادرانه وخدا پسندانه» مقاومت کند ، زیرا این «کمکها» به ستمدیدگان، تا حدی بارفشار اقتصادی را از روی دوش دولت برمیدارد، دولتی که در اثر غارتگری وبیعدالتی نتوانسته است حد اقل ضرورتهای اولیه عدالت اجتماعی وتوزیع عادلانه ثروت را در جامعه ، با ایجاد کار برای افراد  بر قرارکند. این وضعیت در حقیقت  به این میماند که دولت مصر، به این امرا وشیوخ میگوید،» توده های انبوه مردم را در اختیار خود بگیرید، تا من  از بار سنگین آنها ومطالباتشان راحت شوم ودیگر این ترس  دائمی را هم نداشته باشم که آنها ممکن است انقلاب کنند ، ویا بر عدالت مفقود حسرت بخورند و«حسد» بورزند ، به آنچه  که خداوند از ثروت وامکانات به ثروتمندان عطا نموده است ، اگر چه از آنها بعید بنظرمیرسد که حتی حسد بورزند ، زیرا آنها بار سنگین خودرا به فرزندانشان منتقل میکنند ، فرزندانی که بطور بسیار فشرده ای در قایقها ی دریائی برای مهاجرت به ساحل اروپا، سوار میشوند وبدون هیچ حمایتی وامکانات پیشگیرانه ای ، در دریا غرق میشوند.از طرفی دیگر، دولت مصر از شاهان ،شیوخ وامرای این کشورها ، برای حل مشکلات مالی مزمن خود درخواست کمک میکند ، مشکلی که راه حلی برایش متصور نیست ، زیرا این مشکلات جزء لاینفک اقتصاد بازار وتبعیت ووابستگی آن به نظام سرمایه داری جهانی میباشد ، واز آن بدتراینکه این دولت تسلیم بی چون وچرای اسرائیل است واقتصاد کشور را به دست سرمایه داری غارتگر سپرده است تا محصول کار وزحمت ملت را به ثمن بخس بدذدند.همچنانکه درمقدمه این مقاله توضیح دادیم ، جمعیتهائی مانند» انصار السنه المحمدیه«و سایر جمعیتهای مشابه اسلامی ، ازجمله اخوان المسلمین ، از عربستان سعودی وامارات، کمکهای بسیار سنگینی دریافت داشتند ، برای انکه وظایف سنگینی راهم درقبال انها به انجام رسانند ، ودر تحلیل نهائی ، این وظیفه همانا تخریب دیانت ،عقل ووجدان متعادل ملت مصربود تا به جای آن شیوه » گدائی» را در میان مردم رسوخ دهند، واین نحوه زندگی حقیرانه ، در نبود عدالت وعقب نشینی دولت از وظایف اساسی خود در قبال ملت ، مورد نیاز دولت مصر بود.

خطر کمکهای مالی بیگانگان بر فعالیتهای سالم محلی وپیشنهاداتی برای توقف آن

یکی ازشروط آمریکا برای اعطای کمکهای مالی نظامی به مصر ، «برگزاری انتخابات ازاد ومراعات حقوق اقلیتهای موجود در مصر میباشد» ، باید پرسید چه کسی بر سلامت ودرستی انتخابات در مصر نظارت میکند؟ آیا اگر حزبی در انتخابات پیروز شد که با سیاستهای آمریکا واسرائیل در مصر مخالف باشد، در آن صورت آن انتخابات سالم ومنزه به حساب میاید ؟ ، ویا اینکه در چنین شرایطی آمریکا مزدورانش را که از کمکهای مالی آمریکا برخردارند ( تعدادشان 148700  نفر میباشد.مترجم)، به خیابانها فرستاده وبا فریاد وفغان وراه انداختن تظاهرات ، ادعا میکنند که حقوق انتخابی آنها ضایع شده ، زیرا در انتخابات تغلب شده است، وبسیاری از این نوع سیاست بازیها که معرف همگان است، واین وضعیت آنقدر ادامه میدهند که نتایج انتخا بات را لوث کرده وسر انجام کسانی را بر سر کار آورند که با سیاستهای انان همخوانی وهماهنگی داشته باشد. در مورد حقوق «اقلیتها » وحمایت آمریکا از آنها، باید گفت که این موضوع تنها «اجازه ای» برای دخالت درامور داخلی مصر وبه زیر سئوال بردن سیادت آن است، وآمریکا هر گاه ضروت بداند ، ومتوجه شود که موقعیتش دچار تزلزل شده است ، آنگاه از حقوق ضایع شده «اقباط«،«صحرای سینا» وفرزندان «نوبه» (1)، صحبت به میان میآورد .

کمکهای مالی که آمریکا در اختیار سازمانهای جامعه مدنی میگذارد ، به هیچ عنوان ازکمکهای فنی و نظامی که امریکا وکشورهای اروپا ئی در اختیار مصرمیگزا رند ، جدانیست وهردو درجهت تحقق اهداف سیاسی همان کشورها  انجام میگیرد ، امکان ندارد که من از انها کمک بگیرم ،اما در جهت مخالف منافع آنها حرکت کنم ، حتی اگر شکل عملکرد من ظاهری ملی داشته باشد،اما درنهایت درجهت تحقیق استراتژی والای استعمارگران است ، اگر چه شاید فعالانی که این کمکهارا دریافت میدارند ، بطور مستقیم متوجه نباشند  ، هم اکنون مبارزه میان دونوع مصر شدیدا جریان دارد ، مصری که ملت مصر برای خود میخواهد ، ومصری که امپریالیسته ودشمنان مصر برای خود میخواهند، میان این دو فرق بسار است.

 ما فراموش نمیکنیم که کمکهای مالی آمریکا ،بانک جهانی وصندوق بین المللی پول در عراق ، آمریکای لاتین ومهمتر ازآنها با مصر چه کردند وچگونه  مراکز وابسته به استعمارگران درکشورهای گوناگون نفوذ کرده وابتدا تحت عنوان کمکهای فنی وسپس به وسیله مقروض کردن این کشورها ، آنها را در شرایطی قراردادند که نتوانند بدهکاریهای خودرا بپردازند واز اینجا بود که داستان «شایلوک وتاجراسلحه» آغاز گردید ، بهای این «کمکها» قطعه ای ازگوشت ما ، سرزمین ما ، اسمان ، آبها ومصیر سیاسی وسیادت ما بود. در اینجا ضروری است که گفته شود که کمکهای مالی آمریکا، تنها شامل کشورهای استبدادی نشده ، بلکه شامل کشورهائی دموکراتیک، که در انها انتخابات آزادهم هم وجود دارد، میگردد ، وهدف آمریکا از کمک به چنان کشورهائی این است تا در آنها نفوذ کرده وتحت سلطه وتابعیت خود درآورد.

در اینجا نمیخواهیم مقاله را طولانی کنیم، اما بر نکات زیر تاکید میورزیم :

  رد قاطعانه هرگونه کمک مالی بیگانگان ، چه به دولت ویا به سازمانهای جامعه مدنی ، درمورد کمکهائی که به دولت میشود ، میتوان گفت که این کمک بیگانگان وزنه زیادی دارا نیست ، بلکه میتوان آنرا با برنامه ریزی صحیح درامر تعدیل واردات کا لاهای تجملاتی وغیر ضروری وهمچنین صرفه جوئی در مخارج بیهوده دولتی ، وحقوقها ی کلان وزراومسئولان عالیرتبه ، جبران نمود . ضروری است تا دولت در این زمینه ، زمان شروع کار وبرنامه عملی خودرا به مردم ارائه دهد. درمورد کمکهای سالانه آمریکا به ارتش مصر، مبلغ آن یک ملیارد وسیصد ملیون دلار است ، که بطور عمده به مصرف شرکتهای آمریکائی ،  حمل ونقل نظامی ،آموزش ، امور مشورتی و فنی به مصرف میرسد ، وبخش دیگری از این کمکها به صورت نقدی در اختیار فرماندهان عالیر تبه ارتش قرار میگیرد تا وابستگی وفرمانبرداری بی چون وچرای آنها از آمریکا وصهیونیستها تضمین گردد. مصر میتواند به راحتی این مسئله را حل کند ،برای مثال میتوان مبلغ یک ملیارد دلار، از درآمد سالانه کانال سوئز برای خرید اسلحه ارتش اختصاص داد واز آن پس دادن هرگونه امتیاز به آمریکائیها را متوقف ساخت ، حتی میتوان با تحمیل مالیات مخصوص کمک به ارتش، بر سرمایه داران بزرگ ، صاحبان بازار بورس، دلالان بزرگ اراضی واملاک ، ارتش را از این کمکی که به قیمت حیثیت واعتبار ان تمام میشود، رها ساخت ، بعد از آن میتوان  هرگونه همکاری نظامی مشترک با آمریکا وپیمان ناتو را لغو نمود.

2 – درحال حاضر، سازمانهای خدماتی محلی ، برای به ثبت رساندن فعالیتهای اجتماعی خود، با مشکلات زیاد بوروکراتیک روبرو هستند. دولت باید موانع وشرایطی که درمسیر حرکت سالم انها وجود دارد برطرف نماید، با این شرط که فعالیت انها مطلقا مغایر با اداب ونظم عمومی نبوده وهمچنین فعالیت آنها نباید جنبه نظامی داشته باشد. دولت بایددر قانون جمعیتهای محلی شماره 84 ، مصوبه سال 2002 ، تعدیلاتی واردکرد، به این معنی که همه تشکلات ، اجازه فعالیت پیدا کنند ، از جمله فعالیت سیاسی ، قوانین باید طوری تنظیم شود که نتوان تحت هیچ دستآویزی ، فعالیت افراد وابسته به تشکلات سیاسی را تحت فشار قرارداد ویا این تشکلات را منحل اعلام نمود، منحل کردن هر تشکل سیاسی ، تنها باید با حکم قضائی دادگستری باشد .

3 – نمیتوان نقش بسیاری از جمعیتهای محلی حقوقی را درماههای اخیر ، در دفاعشان از بازداشت شدگان سیاسی  در دادگاهها، ندیده گرفت ، اما آیا برای اینکار باید پول دریافت کرد ؟ بنظر ما نفس خدمت به جامعه ،خدمت به ارزشهای انسانی و خدمت به وطن ، خود ارزشی بسیار گرانبها میباشد ، اما این خدمت اگر درمقابل پول انجام شود، اصل غرض  دفاع از ارزشها وخدمت به میهن ، به انحطاط کشیده میشود و در این صورت ، خدمت به جامعه تبدیل به کالائی در بازار میشود ، بازار ی که تحت حاکمیت آمریکا،صهیونیسم و اروپا ی استعماری قراردارد، ویا تابع بازار سرمایه داری فاسدمصر، ویا ریال عربستان ظلمانی قرار میگیرد.

 از چه زمانی مبارزان راه ازادی، درمقابل مبارزه سیاسی و آزادیخواهانه خود، ما ل طلب کرده اند؟ بگذار مبارزه در مقابل پول به گور سپرده شود. چرا اتحادیه وکلای مصر حیطه کار خودرا توسعه نمیدهند که شامل کمیته آزادیها نیز باشد ودرانصورت در هر شعبه ای از اتحادیه استانها وشهرها ، به اندازه کافی وکیل دارند تا از بازداشتیها، ستمدیدگان، مجروحان، وآزادی فعالان سیاسی ، وارد عمل شده ودرادامه همین فعالان آزادشده به  پیشگامان داوطلب اتحادیه وکلا تبدیل خواهندشد، بویژه اینکه اتحادیه وکلا درحال حاضر، دارای نیم ملیون عضو است. وچرا اتحادیه وکلا ، کمیته دفاع ازآزادیهارا تآسیس نمیکند ؟ که بتواند از آزادی اعتصابات ، ازادی بیان وابرازعقیده شخصی وغیره به دفاع برخیزد ؟ ویا سایر ازادیهائی که مربوط به عموم ویا شخصی میباشد. درانصورت است که ما میتوانیم به وجود مدافعان آزادی واعضای سازمانهای جامعه مدنی افتخار کنیم ، اینان در ادامه میتوانند یکی از ارکانهای اصلی دفاع از آزادیهای دموکراتیک ودر عین حال بخش قدرتمندی از نظام سیاسی جامعه باشند.

4 – آنچه که در پایان میماند این است که دولت هرگونه کمک مالی خارجی را به سازمانهای جامعه مدنی قطع کرده وحق حاکیت وسیادت خودرا بطور کامل بر وطن اعمال نماید ومانع هر گونه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور گردد واز طرفی دولت باید یک نظارت بسیار دقیق وجدی بر انواع کمکهائی که خود به این سازمانها مینماید، اعمال کند تا حرکت سالم این سازمانها تضمین گردد.پایان

(1) – اقباط ، نوبه ، وسینا ؟ ازچند سال قبل از انقلاب مصر، آمریکا واسرائیل گروههائی از مسیحیان قدیم مصر که به قبطی معروفند،ویا روسای قبایل «نوبه» ساکن درصحرای سینا ویا مقررات گنگ وپیچیده ای که درهنگام امضای قرارداد کمپ دیوید در امور صحرای سینا گنجانده اند ، کسانی خواستار» استقلال» وتشکیل دولت هستند واینها بمثابه ابزارسیاسی فشاری است که آمریکا واسرائیل بر علیه مصر استفاده میکنند.  

۱ دیدگاه »

  1. مقاله خوبى بود· اما خواهشى داشتم· رفيق به نظر مياد که با نقطه ميانه خوبى ندارى٬ لطف کن پايان جملات را نا نقطه مشخص کن· خواندن مطلب راحتتر ميشود·
    با درود بخاطر متون زيبايت

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: