سرتیتر

جنگ خصوصی – سربازان مزدور

usa_milit

جنگ خصوصی

سربازان مزدور

درباره این نوشته: پديده ارتش مزدور كه در ماههاي اخير ،رسانه هاي خبري را فراگرفته است ،مقوله تازه اي نيست ،فقط بروز اختلافات درون امپرياليستي در مثال عراق آنرا بصورتي آشكار بروي صحنه آورده است، وگرنه اين ارتش هاي مزدور سالهاست كه فعاليت مي كنند و از طرف دولت ها و سازمانهاي با اسم رسم هم مورد استفاده قرار مي گيرند و حتا بوضوح در صفحه هاي اينترنتي به تبليغات مي پردازند. اين ارتش هاي مزدور براي اجاره كنندگان يك نفع بزرگ دارند و آن اين كه كشته شدگان اين ارتش ها كه امروز در مثال عراق 20 هزار نفر را بالغ مي شوند ،در آمار ذكر نمي شوند ،بنابراين جنگي پنهاني در جريان است كه وسعت آن روشن نيست و از سوي ديگر دولتها از اين بابت خيالشان راحت است كه هيچ عكس العملي را از طرف مردم كشوري كه اين مزدوران را براي مقاصد خويش اجاره مي كنند ، بروز نمي كند ، نه آن سرموني كشته شدگان پيچيده شده در پرچم ، نه آن رژه هاي معمول براي قدرداني از سرباز كشته شده بخاطر منافع عاليه كشور ،نه اعتراض خانواده هاي كشته شدگان به دولت مربوطه ، نه نشان ضعف اجاره كننده و نه …

دوترجمه زير از دو نشريه مختلف از عملكرد اين سازمانهاي مزدور در مثال يوگسلاوي و عراق ، كوششي است تا وقايع پشت پرده را بيشتر نمايان ساخته و اهداف واقعي هياهوهاي دول باصطلاح دمكرات را نشان دهد.

سازمان فعالين جنبش نوين كمونيستي ايران اتريش

2004/4/5

مثال يوگسلاوي سابق:

جنگ خصوصي

منبع:Preceso ، شماره171/99,4,11 ، ترجمه و اختصار به آلماني از:Infoverteiler

بالكان : جنگ خصوصي مي شود

شركت هاي مزدوران فراملي ارتش ها را آموزش مي دهند,در جنگ ها شركت كرده ,رژيمهاي بي ثبات را نجات داده و كار ناتو را تسهيل مي كنند0

نوشته:Pascal Beltran del Rio & Homero Campa,La Habana

در جنگ يوگسلاوي يك بازيگر جديد دركنار سربازان (ارتش)منظم و شورشيان بروي صحنه مي آيد : شركت مزدوران خصوصي0

چند هفته قبل از آغاز بمباران يوگسلاوي توسط ناتو,دولت آمريكا به شركت خصوصي مزدوران داينكورپ(Dyncorp ) ماموريت مي دهد تا عقب نشيني نيروهاي صرب را كنترل نمايد0

طبق گزارش مامور غير نظامي سازمان امنيت و همكاري در اروپا(OSZE) , يك دسته مسلح 74نفري داينكورپ در حل اين مساله كمك رسان نيروهاي ايالات متحده شدند0اين مطلب ازطرف سخنگوي كاخ سفيد,دوگ اونر(Doug Evner) نيز تاييد شده است0″اينها جاي نيروهاي آمريكايي را نخواهند گرفت,ولي رُل نيروي كمك رسان را بازي خواهند كرد,چراكه بايستي اين وظايف انجام گيرد,كه بخوبي نيز به انجام مي رسد0″(مصاحبه با روزنامه اسپانياييEl Pais در نوامبر 1998)

يك شركت مزدور ديگر بنام Military Professinal Resources Incorporated(MPRI) (شركت منابع نظامي حرفه اي ) ارتش بوسنيهرتسوكوين را تعليم مي داد0همچنين يكي از معاونين اين شركت ژنرالي بازنشسته بنام كارل اِ وونو(Carl E. Vuono) است , كه در اكتبر يك قرارداد جديد با دولت كرواسي بامضاء رساند0 اين همكاري از سال 1994 در جريان بود0

دولت يوگسلاوي در اوت و سپتامبر 1998شكايتي به سازمان ملل تسليم كرد كه بموجب آن همراه كماندوهاي او چ كا(UCK),مزدوران مسلماني كه در آلباني,مقدونيه,هلند و چچن آموزش ديده و حقوق دريافت مي كنند,عمل مي كنند0

اما يوگسلاوي يكي از مثالهاي تازه عملكرد شركت هاي مزدوران در جريان جنگ هاي اخير است0پاپوا_ نئوگنيا(Papua- Neuginea),گنگو,سيرا لئون Sierra Leone)),جنوب منطقه عربي,كويت و كشورهاي آمريكاي مركزي نمونه هايي از دخالت مزدوران فراملي در اين مناطق هستند0

عرضه اجناس (عده اي از شركت ها تبليغات خويش را از طريق اينترنت انجام مي دهند) همه جانبه است:خلبان براي هواپيماهاي جنگي ,سربازان كاركشته با اسلحه سنگين,مدرنترين جنگ افزارها همراه تانك,هلي كوپتر و هواپيماهاي جنگي,كمك به شورشيان و ضد شورش,جاسوسي و ضد جاسوسي,كمك هاي تداركاتي و سيستم هاي ارتباطاتي0

همچنان كه جهاني شدن به پيش مي رود جنگ نيز خصوصي مي شود0

«هر روز تعداد بيشتري از دولتها براي حل درگيري هاي جنگي اي كه كشور را بي ثبات كرده است, با اين شركت هاي مزدور فراملي قرارداد مي بندند, دانشي كه مزدوران بكار مي گيرند در قرارداد ذكر شده است0سازمانهاي بين المللي نيز با اين شركتهاي فراملي براي حفظ ثبات يك منطقه و يا كمك هاي تداركاتي قرار داد منعقد مي نمايند0همچنين دولتها براي اينكه در كشور ديگري عملي را به انجام رسانند از كمك هاي اين شركت هاي مزدور طبق قرارداد بهره مند مي شوند0″اين گزارشي است كه توسط مامور ويژه ي سازمان ملل متحد انريك برنا بالستروس Enrique Bernarhes Ballesteros در مورد نقض حقوق بشر توسط مزدوران هنگام بكارگيري آنها در يك كشور و جلوگيري از انجام وظايف محوله به ارتش قانوني از طرف دولت مزبور انجام گرفته است0او سپس ادامه مي دهداين شركت هاي مزدور فراملي تبليغ سرويس خود را با استدلال ,كارائي جنگي ,كمي خرج,تجربه ي بالاي جنگندگانشان و يا استفاده ي سازمان ملل يا اكوواس ( ECOWAS ) _ يك بخش از سازمان ملل متحد_ براي برپا داشتن و يا نگهداري صلح ,عرضه مي دارند0″اين گزارش در اوايل آوريل در 55 مين نشست كميسيون حقوق بشر در ژنو ارائه گرديد. او بازهم ادامه مي دهد : «اين شركت ها عرصه ها و محيطهائي را مورد دخالت قرار مي دهند كه قبل از همه حوضه ي فعاليت دولت هاست و بايستي تحت قيموميت آنها قرار داشته باشد0قوانين بازار آزاد سرمايه داري ,چون عرضه و تقاضا و يا توليد ارزان با مساله ي حساسي چون حق تعيين سرنوشت يك ملت,امنيت ملي و يا حقوق بشر در يك كشور در تضاد قرار مي گيرد0″ سوال مي كند كه«چه كسي حقوق بشر مردم را تضمين مي كند؟ چه كسي قرارداد 1949 ژنو و تبصره هاي آنرا تضمين مي كند؟چه كسي ضمانت مي دهد كه شركت هاي سازماندهي شده برپايه ي سود از شرايط بدست آمده استفاده نكرده و جنگ را به درازا نكشند,يا درگيري ها را در سطحي نگاه ندارند كه از آن بيشتر پول درآورند؟«

مزدوران فراملي

چهره ي«سرباز آينده« Soldiers of furtune كه بتنهائي در جستجوي جنگ است، ديگر بگذشته تعلق دارد. امروز اين شركت هاي بين المللي هستند كه عناصري را انتخاب كرده و بعنوان يك بخش ازامنيت و رايزنياستراتژي كمك جنگي عرضه مي كنند0 بسياري از آنها بخود اجازه مي دهند كه سرويس خود را از طريق اينترنت (پست الكترونيكي) ارائه دهند0داينكورپكه عقب نشيني نيروهاي صرب از كسووو را كنترل مي كردخلبان براي عمارات عربي، خدمه ي آموزش ديده با هواپيماي F-18 براي كويت، آشپز، نيروي علمي، انفورماتيكي (رايانه اي)، حقوق، فيزيكدان باتجربه ي نظامي، پليس«در حال خدمت» براي بوسني و پليس «بازنشسته» براي هائيتي عرضه مي كنند0در دو مورد ذكر شده ي اخير، آنها به لباس فرم، اسلحه و خودرو مجهزهستند و ازطرف وزارت خارجه ي آمريكا حقوق دريافت مي كنند0 طبق گزارش سانكت پترزبورگ تايم St..Petersburg Time به تاريخ 18 ماه مه 1997: داينكروپ قرارداد پليس با لباس شخصي بوسني با سازمان ملل متحد را داراست. 1700 نفر از آنها از كشورهاي مختلف در بوسني مشغول بكارند و 32666 دلار در سال بعلاوه ي 90 دلار در روز بابت ماموريت ويژه ،دريافت مي دارند ليست اين شركت ها طولاني است. مركز اغلب آنها در آمريكا، انگليس، آفريقاي جنوبي، ايرلند شمالي، باهاما و باربادوس قرار دارد. كميسيون ويژه ي سازمان ملل، تعدادي از اين شركت هاي مزدوران را براي نمونه ذكر نموده است.

Defense System Limited(DSL),Saladin Security,Control RiskGroup,Braddock Integrated Security System,Booz_Allen and Hamilton,Vinell Corporation,O Gara Protectiv Service,Science Application International Corp.(SAIC),Military Professional Resources Incorportatet(MPRI),Executive Outcomes,Sandline

Intrnational,Dunn and McDonald Inc..

(سيستم دفاعي با مسئوليت محدود، سيستم امنيتي سالادين، گروه ريسك كنترل، سيستم امنيتي يكپارچه برادوك، شركت بوز آلن و هاميلتون، شركت سهامي وينل، خدمات حفاظتي گارا ، شركت بين المللي كاربرد علمي، شركت منابع حرفه اي نظامي، نتايج اجرائي، شركت بين المللي ساندلاين، شركت دان و مك دونالد )

ميان آنها رقابت سختي در جريان است .طبق گزارش يو اس نيوز ورلد US Neus World رژيم آنگولا قرارداد خود را با اكسه كوتيو اوتكامز Executive Outcomes آفريقاي جنوبي كه برعليه شورشيان جونزساويمبي _ Jones Savimbi(UNITA) _مي جنگد,فسخ نموده و بجاي آن ، قراردادي با MPRI در اينمورد منعقد نموده است. اين شركت از سال 1995 ارتش كرواسي را آموزش مي دهد و در بوسني هرتسوكوين عمل مي كند.

طبق گزارش نشريه ي گاردين ، از طرف ديگر ام پي ار آي ، قرارداد با دولت آمريكا را در مورد نظارت كسووو در مقابل داينكورپ از دست داده است. همزمان شركت اكسهكوتيو اوتكامزِ آفريقاي جنوبي_ با مركزيت پروتريا با قدرت 2000 مسلح در كشتي هاي خودي _ در سيرا لئون عمل مي كند.در حال حاضر ساندلاين انترناسيونال Sandline International نيز با مركزيت در باهاما و دفتري در لندن ، در اين كشور در حال انجام وظيفه است.اين دو شركت در سرنگوني خونتاي نظامي اي شركت داشتند ، كه بكمك شوراي نيروهاي انقلابيون مسلح AFRC و جبهه ي متحد انقلابيون RUF بقدرت رسيده بود.

1997 حكومت پاپوا نئوگنيا ، قراردادي با ساندلاين انترناسيونال بامضاء رساند تا جدائي طلبان بوگانيل (Bougannille) را نابود سازند.مبلغ قرارداد 36 ميليون دلار براي سه ماه اول همراه مزدوران كاملا» مسلح ، كمك و تعليمات نظامي بود.

(بوي آلن و هاميلتون Booy_Allen and Hamilton) ارتش عربستان سعودي را تعليم داده و از تانك تا هواپيماي جنگي در اختيار آنها قرار مي دهد.شركت اير اسكن Air Scan) )با مركزيت در فلوريدا، كه معمولا«در آمريكاي مركزي عمل مي كند، در حال حاضر در كابيندا ( Cabinda) _ منطقه ي خود مختار وابسته به آنگولا_مسئول مواظبت از شركت هاي نفتي جهاني است.

بدفعات اتفاق افتاده است كه بخش نظامي اين شركت ها تحت قرارداد سازمان ملل متحد,حقوق بشر را پايمال كرده اند.

در21 مارس 2000 ، نيويورگ تايم از فراخواندن سه ژنرال كروات از طرف دادگاه بين المللي لاهه گزارش مي دهد. طبق اين گزارش بمباران غيرنظاميان صرب در كانين Kanin)) توسط MPRI انجام گرفته بوده است. «متخصصين و ديپلمات ها بر اين اعتقاد بودند، كه كروات ها براي حمله ي 1995 خود(به نيروهاي صرب)از خارج كمك دريافت مي كرده اند، كه در نتيجه ي آن توازن نيروها در بالكان را تغيير داده اند، اما MPRI بر اين موضع پافشاري مي كند، كه تنها به تعليم نظامي كرواتها مشغول بوده است

برپايه ي يك فيلم مستند, كانال 4 لندن با نام دي وار بيزنيس ) The War Busines ) در ماه مه 1998، در اثر بمباران يك دهكده ي آفريقائي توسط مزدوران اكسهكوتيو اوتكامز با بمب ناپالم، در يك روز نزديك به 500 كشته بجاي ماند.

ساندلاين انترناسيونال در فوريه ي 1998 به سيرا لئونه,هلي كوپتر و وسائل نظامي تحويل داد وبدين وسيله عليه ممنوعيت صدور اسلحه از طرف شوراي امنيت سازمان ملل متحد عمل نمود.كميسيون تحقيق مجلس عوام دولت بريتانيا به اين نتيجه رسيد ،كه اين عمل با موافقت دولت متبوع وي انجام گرفته است.بالاخره اين شركت ، نيروهاي شبه نظاميKamajor (كه تسليم رئيس جمهورTajan Kabbah شده بودند) را مورد حمايت قرار دادند,كه نابودي كودتاي خونتاي نظامي را هدف خويش قرار داده بود.اين جريان بعلت شكنجه ، كشتار و رفتار خشن با زندانيان جنگي توسط سازمانهاي بين المللي محكوم گرديد.براي مثال در آخرين هفته ي نوامبر 1998 در درگيري گبراي (Gebray )_ در 100كيلومتري شمال پايتخت فري تاون(Freetown)-توسط اين جريان جسد 70 شورشي مثله شده و سپس سوزانده شد.

معامله ،معامله است

اغلب اين شركت ها با رژيمهائي قرارداد مي بندند، كه ضعيف و بي ثبات هستند.پيشنهادها فريبنده اند : حفاظت از امنيت داخلي ، نابودي شورشيان مسلح ، شكل دادن به ارتش ملي ، سازمان جاسوسي و ضدجاسوسي .تعدادي از اين شركت ها از آنجائيكه پول و زمان كافي براي تسليح ارتش منظم يا پليس ملي وجود ندارد ، بمدت مديدي در اين كشورها اسكان گزيده اند.

بسياري از دولتها چنان ضعيف و كم بودجه هستند ، كه قادر به پرداخت پول مزدوران فراملي نيستند.گزارش مسئول تحقيق سازمان ملل اين موضوع را بروشني نشان مي دهد:رژيم سيرا لئونه بايستي هزينه ي اكسهكوتيو اوتكامز را با ثروت ملي خويش بپردازد.از سبيل اتفاق اينجا نيز تير بهدف اصابت مي كند، زيرا اين شركت عضو برانچ انرجي، هريتيج اويل، گاز و دياموند وركز (Branch Energy,Heritage Oil,Gas and Diamond Works)- شاخه ي انرژي ، شركت نفت هري تژ، كارخانه ي محصولات نفتي و الماس است. سيرا لئون اجرت مزدوران را بوسيله ي اجازه ي استخراج نفت ، گاز و الماس پرداخت مي كند.دياموند وركس در سال 1996 در ونگور(Vancouver )تاسيس شد و امروز بزرگترين صادركننده ي الماس كانادا است ، بعلاوه شركت هواپيمائي ايبيس اير(Ibis Air)، شركت هاي ترانسپورت _ وسائل تداركاتي و شركت هاي خدماتي به آن تعلق دارند. بخش بزرگي از شركت هاي مزدوران فراملي شعبه هائي از يك تراست «Holding» هستند، كه تكنولوژي كامپيوتري (رايانه اي)، ترانسپورت هوائي ، كمك هاي مالي و اداري را عرضه مي كنند.

براي مثال داينكروپ_ كه سرويس خود را از طريق اينترنت عرضه مي كند_ يكي از بزرگترين عرضه كنندگان تكنولوژي و «سرويس هاي خدماتي« در ايالات متحده ي آمريكا است. اين شركت در زمينه ي تكنيك_ علمي,همچنين تكنيك مديريت و كمك هاي تكنيكي معروف است.اين شركت از ميان 100 شركت بزرگ جهاني در زمينه ي دفاعي 65مين مقام را داراست«مركز آن در رستون(Reston) ويرجينيا (اتفاقا يكي از مراكز پنتاگون)قرار دارد.اين شركت داراي 15000 كارمند در اقصا نقاط دنيا است و در سال ميلياردها دلار درآمد دارد.80%هواپيماهاي نازا(NASA) و60% هلي كوپترهاي ارتش آمريكا، متعلق به بخش فضائي اين شركت مي باشد.

شركت دان و مك دونالد (((BDM)Dunn and McDonald Inc. يك كنسرسيوم است كه در زمينه ي تحقيق به ثبت رسيده است و در سال 80 توانست قراردادهاي مهمي با پنتاگون درزمينه ي:ساخت بمب افكن استلت (Stealth_Bomber)(گويا غيرقابل رويت براي رادار) ، جنگ ستاره ها (Starwars)و تجزيه تحليل شكست در جنگ ويتنام ، به امضاء برساند.شركت مزبور تا سال 1990 بخشي از شركت فورد محسوب مي شد، كه سپس توسط چارليل گروپ(Charlyle Group)خريداري شد.يكي از سهامداران شركت اخير وزير دفاع سابق دولت ريگان ، فرانك سي.كارلوچي(Frank c. Carlucci)بود.بقيه ي سهامداران عبارتند از ، جيمز بيكر(Jamse Baker) ، منشي دولت آمريكا ، جان ميجر (John Major) ، نخست وزير سابق انگليس ، كارل اتو پوهل (Karl Otto Pohl) ، رئيس بانك ملي آلمان. در نوامبر 1997 ، چارليل گروپ BDMرا ، به ت ار و سيستم اينتگريشن گروپ (TRW System Integration Group) در كلن لند(Clenland)اوهايو فروخت.TRW ، اساسا«وسائل فضائي و دفاعي مثل روبوت توليد مي كند . در ژانويه ي 1998 ، BDM وTRWادغام شده و ت ار و سيستم اند اينفورميشن تكنولوجي گروپ(TRW System and Integration Technology Group)را ايجاد نمودند و دفتر جديدي در رستون ويرجينيا باز كردند.TRW-BDN ، يكي از ده صادركننده ي مهم وسائل به پنتاگون است. قراردادهاي آنها با پنتاگون بالغ بر يك ميليارد و 346 ميليون دلار است.

اجازه نامه ی كشتن

اين شركت ها داراي پشتوانه ي محكمي هستند: قراردادهاي آنها ، با سازمانهاي بين المللي و دولتهاي حاكم قانوني بسته مي شود.آنها باين علت كه اكثريت قرادادهايشان را با حكومتهاي قانوني و يا براي دخالتهاي «انسان دوستانه«براي صلح منعقد مي نمايند,بخود مي بالند.

در مثال عراق:

جنگجويان خصوصي (Privte Kriger)

عراق: چهار مرد كشته مي شوند، اجساد آنها در فالوجا به خيابانها كشيده شدند.در ابواب جمعي از آنها بعنوان “تاجر“،“بازسازان خصوصي“ نام برده شدند.در حقيقت اين چهار نفر سربازان مزدور مدرن بودند.

نوشته روبرت ميسيك ،درج شده در هفته نامه (ويني)اتريشي فالتر ، شماره 04/16

Falter Statzeitung Wien / www.falter.at

فالوجا، شمال بغداد. جمعي از مردم اجساد چهار مرد را از جيپ سوخته شده بيرون كشيده ، به خيابانها

كشيده و سپس اجساد مثله شده دو تن از آنها را بر روي پل فرات آويزان مي كنند. كودكان در آنجا تجمع كرده و شادي مي كنند. سپس از اين چهار نفربعنوان تاجر و بازسازان خصوصي آمريكائي كه خودرو آنها در يك دام افتاده و با راكت مورد حمله قرار گرفته اند ،نام برده مي شود.بدين سان اين عمل شنيع وحشيانه تر جلوه مي كند : اينجا نه ارتش ، نه مهاجمين و نه اشغالگران مورد خشم مرگ آور عراقي ها واقع مي شوند ، بلكه مرداني كه به آسودگي غربيان پشت كرده و در صدد بازسازي عراق برآمده اند.

روز بعد ، درجائي در ميانه غربي آمريكا : Donna Zovko مادر يكي از كشته شدگان ، عكس پسرش Jerry را جلوي دوربين نگاه مي دارد. عكسي از گذشته هاي خوب . خدمت سربازي ، لباس ويژه براي پنهان ماندن از ديد(Tarnanzug) ، بلوز ارتشي با آستين هاي بالا زده شده ، چكمه چتربازي.او 32 ساله مي شد.او سرباز ويژه بود ،در بخش رنجرها خدمت مي كرد،بزيانهاي انگليسي ، كرواتي ، اسپانيائي ، روسي و عربي سخن مي گفت . دوست 38 ساله او Nike Teague ، در گروه معروف ويژه Nightstalkers خدمت مي كرد و پيش از اين در افغانستان اساما بن لادن را تعقيب مي كرد ؛Scott Hevenston نيز در Navy Seals آموزش ديده بود، كه يك نيروي ويژه ارتش آمريكا است.هويت چهارمين كشته تا امروز مشخص نشده است . وقتي از“ تجار“ سخن مي رود ، شمايل ديگري مدنظر است. اما روابط زياد روشن نيستند: اين بستگي به اين امر دارد كه از تجارت چه دركي داريم .

بدين ترتيب اين مساله از بدي قتل خونين فالوجا نمي كاهداما آشكارا مساله را به موضوع روز تبديل مي كند: خصوصي كردن هرچه بيشتر پيشبرد جنگ . چهار كشته شده براي Blackwater ايالات متحده كار مي كردند ، شركت خصوصي اي كه خدمات نظامي ارائه مي دهد. بنابراين، اين “ تجار“ چيزي جز مزدوران مدرن نبودند.

با اولين جنگ خليج آغاز جهت گيري واگذاري تكاليف نظامي به شركتهاي خصوصي آغاز گشت (Outsourcing ). اما در آنزمان ، در آغاز سالهاي 90 ، در صد ارتش منظم به پرسنل تجاري(Kommerziell) صد به يك بود. امروز در عراق در قبال هر 10 سرباز ايالات متحده يك سرباز خصوصي وجود دارد.

بدين ترتيب نيروي نظامي پولي، دومين نيروي اتحاد ، بقدرت 20000 نفر، از قدرت نظامي بريتانيا بيشتر است. كه تاكنون 30 نفر از اين سربازان اجاره اي در عراق كشته شده اند.

در ايالات متحده يك دوجين شركت بزرگ وجود دارد، كه خدمات نظامي ارائه مي دهند. در قبال 1000 دلار براي هرنفر، پرسنل خود را به مناطق جنگي دشوارگذار گسيل مي دارند. يكي از معروفترين آنها ، Kellogg & Brown يك شعبه از شركت Halliburton است كه ريچارد چني ،معاون قديم رياست جمهوري ايالات متحده ،،رياست آنرا بعهده داشت. ديگران از معروفيت كمتري برخوردارند : مثل DynCorp و يا MPRI ، شركتي كه در تبليغاتش اشاره به اين مساله دارد كه در راهروهايش “ در هرمتر مربعش بيشتر از پنتاگون ژنرال ها در ترددند “

در واقع نيزمبالغه آميز نيست . خيلي از افسران معروف بازنشسته ارتش ايالات متحده ، از اين شانس براي پولدارشدن استفاده مي كنند . بدين سان در راس MPRI ژنرال Carl E.Vuono ، يكي از افسران عالي رتبه بازنشسته ارتش ايالات متحده نشسته است . وزير امور خارجه ، كولين پاول او را “ يكي از بهترين دوستان “ خويش مي نامد . ژنرالها در راس كنسرن روابط لازم براي قراردادهاي پردرآمد را دارا هستند .

خدمات نظامي فقط خدمات نظامي نيستند. بعضي از “مزدوران“ مسئول تهيه مواد غذايي هستند ، عده اي فقط چمنهاي Compounds ارتش ايالات متحده آمريكا كه اغلب طي سالهاي متمادي در شهرهاي كوچك رشد مي كنند ، را درو مي كنند. ديگران مكانيك هاي متخصصي هستند ، كه پيچيده ترين سلاحها را مورد استفاده قرار مي دهند و از آن مواظبت بعمل مي آورند. در حالي كه ديگران با انگشتانشان ماشه را مي كشنديعني سربازان مدرن براي كارهاي كثيف هستند. John J. Hamre معاون وزارت دفاع دولت كلينگتون معتقد است ، شركت هاي نظامي مدتهاست كه “غيرقابل چشم پوشي “ هستند. تعداد آنها بيشتر خواهند شد؛ و تنها براي پختن سوپ بكار نخواهند رفت.“

نيو يورگ تايمز روشن تر فرمولبندي مي كند : “ بدون آنها ديگر پنتاگون نمي تواند جنگي را به پيش ببرد.“

اما بيش از هرچيز ارتش هاي خصوصي، دولت ايلات متحده را كمك مي كنند كه بدون ايجاد اِشكال در گنگره ، اعمال نظامي خويش را به انجام رساند . بدين سان ارتش ايالات متحده در كلمبيا ارتش اين كشور را تعليم مي دهد ،بدون اينكه نيروي ويژه ، ناوگان و يا سيا ، مستقيما در جنگ عليه چريكهاي چپ گرا و ارتش مافياي مواد مخدر ، شركت داشته باشند . خيلي مطمئن تر است كه كمك هاي مالي خود را در اختيار رژيم كلمبيا براي اجاره سربازان قرار دهند .

روش مشابهي را دولت كلينگتون در ميانه سالهاي 90 اتخاذ نمود ،بدين سان كه سعي نمود با كمك به دولت كرواسي براي جنگ با صربها از جنگ مستقيم دوري جويد . در آنزمان MPRI ماموريت يافت كه به ارتش توچمن(Tudjman) كمك كند .با موفقيت كامل : رژيم ميلوسويچ (Milosevic) بايستي شكست بزرگي را متحمل شود،MPRI از آنموقع تاكنون بخاطر پاكسازي نژادي در كرايينا(Krajina) ملامت مي شود . كساني كه تصور مي كردند اين عمل بهMPRI صدمه رسانده است ، در اشتباه است . برعكس : كاميابي جنگي تبليغ خوبي براي اين شركت بود. مسلمانان بوسني در قرارداد ديتون ، در صورتي حاضر به امضا‎‏ء شدند كه ارتش آنها نيز“از همان عناصري كه كرواتها از كمك آنان برخوردار بودند ،بهره مند گردند “

اما همچنين خيلي از محدويتهاي قانوني دست وپاگير را مي شود با استفاده از شيوه واگذاري (Outsourcing) دور زد : براي مثال كنگره دولت ايالات متحده براي اشغال بوسني حداكثر فرستادن 20000 نفر را تصويب كرد. اما ارتش 22000 نفر را لازم مي ديد . مساله را با فرستادن 2000 نفر خصوصي حل كردند.

شركت هاي خصوصي، قبل از هرچيز در ارائه خدمات دفاع شخصي ، فعال هستند. افراد نگهبان Dyn Corp محافظت رئيس جمهور افغانستان ، حميد كرزاي را بعهده دارند، فرماندار آمريكائي عراق ، L.Paul Bremer 3 به مهارت Blackwater ، شركتي كه چهار كشته فالوجا متعلق به آنها بود ، اطمينان دارد.

گرايش جديد كمي شباهت به ارتش دهقانان در قرون وسطي دارد: ارتشي وجود نداشت ، سربازان برپايه لزوم از كار روي زمين، سربازگيري مي شدند . امروز نيز هنگامي كه ارتش ايالات متحده ، احتياج به كمك دارد، به شركتهاي خصوصي متوسل مي شود ـ و قراردادها را هنگامي كه به آن محتاج نيست ، تمديد نمي كند .

اين شيوه در دراز مدت خرج كمتري دربر دارد ، اگرچه اينگونه جنگندگان مسلح به وسائل مدرن با عينك هاي دودي ،ايرفون در گوش و اسلحه اتوماتيك تا 1000 دلار در روز خرج دارند .

اين ها به هيچكس جوابگو نيستندبه جز به سهام دارانشان(Shareholdern) .اما علايق دولتي و اقتصادي نبايستي هميشه بر اعمال يكديگر سرپوش بگذارند ، منطق اقتصادي مي تواند بسرعت سدي براي منطق نظامي ايجاد كند . در واقع شركتها بايستي از ريسكهاي بزرگ خودداري كنند – يعني وقتي ، واقعا خطرناك مي شود ، بايستي افسران فرمانده عمليات، دستور عقب نشيني واحدها را صادر كنند. اما سربازان معمولي باقي مي مانند، كه مدتهاست محتاج كمك نيروهاي خصوصي هستند. بدين خاطر نشريه نيروي هوائي ايالات متحده با احتياط مي پرسد ، “ كه آيا همكاران قراردادي ما در شرايط جنگ براي پرسنل نظامي ما ريسك بزرگ تري بهمراه ندارد ؟“

اما شركت اينگونه جنگجويان نامرئي مي تواند از بروز موج وار دشمني جلوگيري بعمل آورد . يك دولت سه بار براي بيان دستور حركت نظامي در ابواب جمعي مي انديشد. اما وقتي چندين صد نفر سرباز خصوصي به “ماموريت “ مي روند، كسي از آن باخبر نمي شود. همچنين تحت شرايط كاملا معمول مقررات نظامي، يك شركت خصوصي به اين مسئله پايبند نيست ، كه تحت چه شرايطي بايستي آتش گشود . و وقتي براي عدم رعايت ديسيپلين نظامي در ارتش منظم امكان احضار به دادگاه نظامي وجود دارد، در شركت هاي خصوصي، مي توان بسادگي از آن چشم پوشي كرد .

بدين سان ، پرسنل DynCorp در بوسني يك درآمد كوچك جانبي كشف كردند ، وقتي در كنار عمل نظامي خويش، يك محفل تخصصي فروش زنان و يك كار پردرآمد ، بعضا با دختران 12 ساله را سازماندهي نمودند. براي شركت كنندگان تعقيب قضائي بهمراه نياورد و عملا تحقيق به گل نشست .

فقط آنچه كه اتفاق افتاد، اين بود كه ، دو نفر كارمند DynCorp بعلت مضر بودن براي شركت ،از طرف مسئولين اخراج شدند، كساني كه اين رسوائي را به رسانه هاي خبري رسانده بودند .

تذکر: اين دوترجمه قبلا در چند صفحه اينترنتي نیز بچاپ رسيده است .

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    کمتر مقاله‌ای که قابل فراگیری باشد میتوان یافت که با وجود نداشتن خبر، آموزش ویا نتیچه آزمونی نوین در آن بتواند این چنین روشنگری فشرده ای، بخوانندگان خود هدیه دهد.
    چنین اخباری در رادیو تلویزیون‌های ایران حد اقل در زمان «امام زمان» نقل ونبات هر برنامه‌ای اعم از فیلمهای جنایی آمریکایی تا فیلمهای مستند از صحنه‌های جنگی نشان داده میشد.
    اکنون با درکنار یکدیگر قرار دادن آن‌ها یک شناخت واقعی – که در نتیجه آن کارساز تر در شرکت در زندگی روزانه(سیاسی) خود دخالت میدهیم میتواند بشود.
    متأسفانه سایت مربوطه آنرا با گفتن این جمله: «همچنان كه جهاني شدن به پيش مي رود جنگ نيز خصوصي مي شود0» پایان شاهد – آنرا نسبی  و اثر آنرا در خواننده بشدت پایین می‌آورد و به اخبار همیشگی (عادی ازاین گوش وارد و از آن گوش خارج) تبدیل میکند. چرا؟
    زیرا در شرایط موجود در میان اکثر نیروهای مترقی (تقریباً همگی) فهم ریشه جهانی شدن و شرکت های مولتی ناسیونال(چند ملیتی) ممکن نگردیده است. این جهانی شدن سرمایه و شرکت های چند ملیتی دروغی محض بیش نیستند و همه آن‌ها دارای یک وطن مشخص در بانکی مشخص با ارتشی مشخص تحت رهبری یک دولت مشخص قراردارند همانطوریکه نویسنده مقاله در مورد این شرکت های اداره کنندگانِ ارتش خصوصی، اشاره دارد. شاهد:

    «در واقع نيزمبالغه آميز نيست . خيلي از افسران معروف بازنشسته ارتش ايالات متحده ، از اين شانس براي پولدارشدن استفاده مي كنند . بدين سان در راس MPRI ژنرال Carl E.Vuono ، يكي از افسران عالي رتبه بازنشسته ارتش ايالات متحده نشسته است . وزير امور خارجه ، كولين پاول او را “ يكي از بهترين دوستان “ خويش مي نامد . ژنرالها در راس كنسرن روابط لازم براي قراردادهاي پردرآمد را دارا هستند.   …  بدين سان ارتش ايالات متحده در كلمبيا ارتش اين كشور را تعليم مي دهد، بدون اينكه نيروي ويژه ، ناوگان و يا سيا ، مستقيما در جنگ عليه چريكهاي چپ گرا و ارتش مافياي مواد مخدر ، شركت داشته باشند . خيلي مطمئن تر است كه كمك هاي مالي خود را در اختيار رژيم كلمبيا براي اجاره سربازان قرار دهند .
    روش مشابهي را دولت كلينگتون در ميانه سالهاي 90 اتخاذ نمود ،بدين سان كه سعي نمود با كمك به دولت كرواسي براي جنگ با صربها… ودیگر بخش‌های مقاله» پایان شاهد.
    بنا براین هرکس که مساله ارتش های امپریالیسم غرب در مجموع، و کلیه لژیون های خارجی آنرا، خارج از مقرفرماندهی بانکهای بزرگ آمریکایی تصور کند که مستقیماً اکنون فقط دولت آمریکا که خود دست ساز این بانکها میباشند قرار دارد،  سخت در اشتباه است.(این  لژیون ها  خود بیش از چند صد سال سابقه دارند مانند  لژیون خارجی فرانسه ورشکسته و انگلیس صغیر، در آمریکا، آفریقا، آسیا… بخصوص تشکیل شده از افراد محلی ارتش این کشورها را تقویت میکردند، چه بصورت پشت جبهه ای و چه بصورت شرکت رسمی «ملا مصطفی و سعید بارزانی» را بخاطر آوریم)
    بعبارت دیگر حل مساله و قدمهایی که برای انقلاب باید سامان گیرد، نمیتواند جهت یاب آن  این مساله را از نظر دور بدارد. که لنین راه حل آنرا در کتاب «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری» کاملاً شفاف و گویا بیان داشته است.
    انقلاب فقط وفقط میتواند با پاره کردن حلقه ضعیف در زنجیر کشورهای امپریالیستی همانطور که لنین از طریق انقلاب اکتبر انجام داد، صورت پذیرد.

    سپیده ۲۵.۱۱.۹۴

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.