سرتیتر

رضا خسروی – کشتی « نوح »! در گرداب خاورمیانه

khawarmiayaneh

کشتی « نوح »!

در گرداب خاورمیانه

بنظر می آید که لوکوموتیو بدون سرنشین آقای « شورای امنیت »! حامل پیام رنگی کاخ سفید در باره موضوع استراتژی امپریالیسم آمریکا – موسوم به « نظم نوین جهانی »! از ریل خارج شده، با اطاق فرمان هیچ تماسی ندارد، اصلا همراهی نمی کند، بدور خود می چرخد، سامان نمی گیرد. طرح اشغالگرانه « خاورمیانه بزرگ »! کارش نگرفت، شگرد « هفت خان پنتاگون »! نتیجه نداد، شکست خورده است.  

مدعی جهانسالاری « نوین »! برده پول، فاقد عقل و شعور، اصلا دورنمائی ندارد، پا در هواست. این غول بیقواره و نا متعارف: مدیون شدت بهره کشی، بارآوری کار در جهان سرمایه داری، مرهون مصادره ثروت و دارائی و اموال دیگران در شرایط « اضطراری »! زیادی بزرگ شده، بیقواره طول و عرض گرفته، بطوریکه مشکل جا و مکان پیدا کرده، در سطح زمین نمی گنجد، کلفت و سنگین، گرفتار نوعی عدم تحرک مزمن… دیگر نمی تواند مثل سابق بجنبد، شکار کند، بازآفرینی خویشتن خویش را تضمین نماید.       

قرائن نشان می دهند که عمر امپریالیسم چموش آمریکا هم بلب بام رسیده، از درون پوسیده است، گرایش غلیظی بسمت فروپاشی دارد. با ظاهری « استوار »! در فاصله ای نزدیک با گورستان تاریخ پرسه می زند، می غرد، بزبان عبری نعره می کشد، عربی می رقصد، ترکی می لاسد، اروپائی عشوه گری می کند، دل می برد… نشان می دهد که جطور این هیولای بیقواره و منحط، سوار بر اسب فرسوده و لنگ و بیمار « دمکراسی »! از قضا در سواحل گرم خلیج فارس در ماند، در خاورمیانه زمینگیر شد. 

بمباران یک ماهه اهداف غیر نظامی در جغرافیای سیاسی عراق، تخریب زیرساخت های اقتصادی، اداری و امدادی و آموزشی… در این کشور مستقل، یکی از اعضای رسمی سازمان ملل متحد، نابودی وسائل کار و معیشت یک خلق، دستاوردهای یک ملت، کوبیدن مردم سخت کوش عراق، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب از زمین و دریا و هوا، از ارتفاع چند صد هزار متری بسال 1991 میلادی – یعنی نقض آشکار موازین شناخته شده بین المللی با موافقت آقای « شورای امنیت »! سابقه دارد. بمباران اتمی شهروندان غیر نظامی در دو شهر پر جمعیت هیروشیما و ناکازاکی بسال 1945 میلادی را تداعی می کند. زمانی که پادشاهی ژاپن آماده تسلیم شده بود…  

حال آنکه معلوم بود که دولت بغداد، بدلائلی کاملا قابل فهم، نه می خواست و نه می توانست، مستقیما با امپریالیسم آمریکا سرشاخ شود، درگیری نظامی داشته باشد. در حال جبران حماقت، خارج کردن نیروی زمینی خود از کویت بود که غافلگیر شد، بسیاق راهزنان زمینی و دریائی قدیم مورد هجوم آقای « شورای امنیت »! قرار گرفت. یک کشور نسبتا پیشرفته در خاورمیانه قربانی یک تعرض غیر قانونی، اتفاق شتر – گاو – پلنگی در زیر پرچم امپریالیسم آمریکا شد.    

از شما چه پنهان که این جنایت « نوین »! با بوی تند نوعی پول « مجازی »! سرمایه تنزیلی، اقتصاد اعتباری – وال استریتی، بوی گند دیکتاتوری الیگارشی مالی، صیهونیست – امپریالیستی، استمرار تسلط انحصاری غرب بر تولید و بازرگانی جهان در دوران معاصر را دنبال می کرد. رویکردی مالی و تروریستی، که کلی جای حرف دارد:    

الف ) می رساند که امپریالیسم هار و بیمار و جنایتکار آمریکا – با آن همه سوابق « درخشان »! از تحریک و تحریم و تهدید و تجاوز آشکار گرفته تا دخالت مستمر در امور داخلی ملتها و دولتها، ایجاد آشوب در کشورها، تشویق جنگ های قومی و تباری، ترغیب ستیز مذهبی در مناطق مستعد، تجزیه کشورها در آفریقا و آسیا، خاصه در مناطق نفت خیز، مصادره دارائی و اموال دیگران، سرکوب خلق های کره و ویتنام و کامبوج و لائوس، کودتاهای ننگین… حق و حقوق نمی پذیرد، قانون و ضابطه نمی شناسد، اصلا حساب پس نمی دهد، در یک کلام، به هیچ صراتی مستقیم نیست. این گرگ گرسنه، درنده و زخمی، امروز مثل دیروز، مدعی فرمانروائی مطلق، حکومتی خودکامه، بدنبال ثروت « عام – کار مفت و مجانی »! نوعی دارائی « محض – ارزشی پاک و تمام عیار »! هنوز آن پیروزی بزرگ و تاریخی دیکتاتوری انقلابی پرولتاریا در جنگ دوم جهانی را از یاد نبرده، سرخورده و مایوس، با خاطره نازیسم زندگی می کند. زنده باد نبرد استالینگراد 

ب ) لشگرکشی زمینی و دریائی و هوائی… با بسیج 500000 ناوی سلاخ و حاضر به یراق، چندین فروند ناو غول پیکر جنگی، همراه با ناوچه های سریع السیر، شکاری های رادار گریز، نظاره گر آواکس، بمب افکن های دور پرواز… این آرایش نظامی گسترده در برابر یک ارتش خسته و فرسوده و درهم شکسته، حتی برای اشغال کامل و تمام عیار عراق که دهسال بعد صورت گرفت، سوء ظن برانگیز، پیام دیگری را نیز، با توافق قبلی دولتمردان وقت شوروی، در خود نهان داشت. مبنی براینکه امپریالیسم هار آمریکا – بعنوان ناخدای واحد کشتی « نوح »! انگشت روی ماشه،  پایان رقابت اردوگاهی میان سلاطین شرق و غرب برسر تولید و بازرگانی جهان را، با صدای بلند، باطلاع همگان برساند. تا هواداران سمج بدانند، ببینند که « هانیبال »! آماده جنگ با روم نیست،  امپراتوری شوروی پرچم سفید بلند کرده… نمی خواهد خطر نمی کند.     

پ ) این پیام وحشیانه و خشونتبار… شرح فوق، ولی کاملا هماهنگ با جوهر سرمایه تنزیلی، خصلت ذاتی دیکتاتوری الیگارشی مالی، یعنی قانون گریز و تولید ستیز، ویرانگر و افسار گسیخته، به جهانسالاری نوین امپریالیسم آمریکا اشاره داشت. نوعی جهانسالاری صوری، و حدس و گمانی. یعنی یک دورنمای سیاسی – همان استراتژی « نظم نوین جهانی »! که هنوز تحقق نیافته بود، احمقانه یا « عاقلانه »! خیلی با واقعیت های زمانه فاصله داشت. نوعی گرایش پولی – تروریستی،  موضوع تز دکترای هنری کیزینجر معروف، مشاور کاخ سفید و از گروه نفتی و تسلیحاتی راکفلر، که تازه در دستور کار کاخ سفید قرار گرفت – با هر ترکیبی از دولتمردان نوبتی در راس امور. جمهوریخواه یا دمکرات. مگر محاصره اقتصادی و بمباران مستمر عراق، یک کشور « مسلمان »! با حضور باند تروریستی بیل کلینتون از حزب دمکرات در راس امور متوقف شد. خیر. برعکس، اشغال یوگسلاوی « مسیحی »! تجزیه این کشور نسبتا پیشرفته صنعتی در بالکان بسال 1992 میلادی نشان داد که دامنه ویرانگری امپریالیسم آمریکاء و شرکاء در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون چطور و تا کجا وسعت پیدا کرد…  

چگونگی فروپاشی امپراتوری شوروی فعلا مورد بحث من نیست. چون این رشته سر دراز دارد. سخن برسر عوارض این فروپاشی « ناگهانی »! چه حرفا. عوارض عینی این رویداد تاریخی: انحلال پیمان ورشو، سقوط اقمار دور و نزدیک امپراتوری شوروی… پایان آن « جنگ سرد »!  رقابت اردوگاهی میان سلاطین شرق و غرب برای کنترل بازار بین المللی، منابع مواد خام و انرژی، مهار نیروی کار، تسلط بر تولید و بازرگانی جهان، برسر تغییر آرایش نیروهای بین المللی بسود امپریالیسم آمریکا و شرکاست. در یک چنین شرایط نسبتا مناسبی بود که جهانسالاری امپریالیسم آمریکا گل کرد، محافل مالی و صنعتی، سلاطین نفتی، بورس و تسلیحات و مستغلات را قلقلک داد، امپریالیسم آمریکا را بفکر انداخت… 

ناگفته نماند میلیتاریسم افسار گسیخته امپریالیسم آمریکا و شرکاء در اوضاع و احوال جاری جهان، ماجراجوئی و « جنگ »! نیابتی و یا کثافتی… برای حل و فصل مسائل اقتصادی و اجتماعی، سرکوب خلق های « یاغی »! ملت های « خاطی »! اشغال نوبتی کشورهای « مزاحم »! یوگسلاوی و عراق و افغانستان و لیبی و مالی و ساحل عاج… با الزامات سرمایه مالی و تنزیلی، اقتصاد پولی – تروریست – وال استریتی بستگی تام دارد.  

ویرانگری و کشتار و « جنگ »! در آسیا و آفریقا، در بالکان، در منطقه نفت خیز خاورمیانه، حکایت از نوعی عدم تحرک اقتصادی مزمن در آمریکای شمالی و اتحادیه اروپا داشته و دارد. نشان می دهد که دنیای « آزاد »! اصلا بسامان نیست. باند ناتوچی ها، با محدویت بازار فروش، کاهش مواد خام و انرژی… با درد بی درمان تنزل نرخ سود سرمایه در سرزمین پایگاه روبروست،  خواب بازگشت بدوران کهن می بیند…     

نفرین بر این « تمدن »! محرک بیکاری انبوه کارگران، فقر و تنگدستی و خانه بدوشی مردم، مسبب بحران، مالی و صنعتی، ماجراجوئی نظامی و « جنگ »! میلیتاریسم کور و افسار گسیخته، ویرانگری و تخریب، اشغال و کشتار… آوارگی، کوچ های میلیونی در شرایط « اضطراری »! لعنت به دمکراسی توطئه و حقه بازی، سوداگری پول، دلالی و کاچاق کنی… 

می گویند « جنگ »! ولی کدام جنگ؟ چه حرفا. فلان فلان شده ها، بمباران اهداف غیر نظامی، تخریب زیرساخت های اقتصادی، اداری و امدادی و آموزشی… میلیتاریسم کور و افسار گسیخته، ویرانگری احمقانه، نابودی تمام وسائل لازم برای کار و معیشت، برای استمرار زیست جمعی، کشتار شهروندان، اعم از زن و مرد، جوان و سالمند، بچه های قد و نیم قد در خواب و بیداری، کوبیدن مردم بی دفاع، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب، از راه خیلی دور، از زمین و دریا و هوا، ارتفاع چند صد هزار متری… این که جنگ نیست.  

نفرین بر این « تمدن »! محرک بیکاری انبوه کارگران، فقر و تنگدستی و خانه بدوشی مردم، مسبب بحران، مالی و صنعتی، ماجراجوئی نظامی و « جنگ »! میلیتاریسم کور و افسار گسیخته، ویرانگری و تخریب، اشغال و کشتارهای جمعی، آوارگی، کوچ میلیونی در شرایط « اضطراری »! لعنت به دمکراسی توطئه و حقه بازی، سوداگری پول، دلالی و کاچاق کنی…  

ولی شواهدی هست مبنی براینکه استراتژی امپریالیسم آمریکا – همان « نظم نوین جهانی »! بجائی نرسید. کلی رسوائی ببار آورد. طرح اشغالگرانه « خاورمیانه برزگ »! کارش نگرفت، شگرد « هفت خان پنتاگون »! نتیجه نداد، شکست خورد. چون خلق های خاورمیانه را مهار نکرد، جهانسالاری امپریالیسم آمریکا را بدست نداد. گوش شیطان کر — مثل اینکه کشتی « نوح »! حامل آنهمه بار، نفرات و تجهیزات… در میان امواج خروشان و راهزن کش قیانوس هند گیر کرده، در سواحل خلیج فارس به گل نشست. در گرداب عمیق خاورمیانه بدام افتاده است…    

   

رضا خسروی