اخبار ویژه

درگذشت پیکارگر آزادی و سوسیالیسم: تراب حق شناس

torab_haghshenass1

رفیق پیکارگر تراب حق شناس، کمونیست برجسته، یار و یاور خلق فلسطین درگذشت!

نویسنده: اندیشه و پیکار

سه شنبه ، ۶ بهمن ۱۳۹۴؛ ۲۶ ژانویه ۲۰۱۶

با کمال تأسف به اطلاع می رسانیم که دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۲۵ ژانویه ۲۰۱۶، حدود ساعت ۱۱ شب، رفیقمان تراب حق‌شناس پس از پنج سال مبارزه با بیماری آی. ال. اس، درگذشت.

یادش گرامی

اندیشه و پیکار

خاکسپاری و یادمان رفیق تراب حق‌شناس

 

به آگاهی می‌رسانیم که جمعه پنجم فوریه ۲۰۱۶ ساعت یک نیمروز با رفیق تراب در آرامگاه پرلاشز وداع خواهیم گفت.

شنبه ششم فوریه نیز به یادش گرد هم جمع می‌شویم. محل و ساعت این مراسم را در اطلاعیه بعدی به آگاهی خواهیم رساند.

اندیشه و پیکار

آرامگاه پرلاشز، ورودی گامبتا

مترو خط ۳ – ایستگاه گامبتا GAMBETTA

نقشه متروی پاریس

داونلوود در اینجا

………………….***……………………

torab_haghshenass2

درگذشت پیکارگر آزادی و سوسیالیسم:  تراب حق شناس

تراب حق شناس انقلابی کمونیست که بیش از پنجاه سال از زندگی سراسر تلاش خود را در راه مبارزه با استبداد، امپریالیسم و سرانجام برای آزادی طبقۀ کارگر در طبق اخلاص گذاشت شب گذشته در بیمارستانی در حومۀ پاریس به درود حیات گفت.

تراب در چند سال گذشته دچار بیماری بسیار سخت، جانکاه و نادری بود که به تدریج توانائی های جسمی و حرکتی او را گرفت و او را زمینگیر کرد. اما این رزمندۀ پیگیر آزادی و حقیقت، تمام توان فکری و ذهنی خود، تمام عزم و ارادۀ خود در مبارزه با مرگ و تباهی و عشق بی کران خود به زندگی و به توده های رنج و کار را تا آخرین لحظۀ حیات از دست نداد. او تمام عمرش را به طور کامل زیست چون تمام زندگیش سرشار از مبارزه بود. نترسیدن از خطرهای گوناگون، پیکار بی امان با ارتجاع ننگین و خونبار پهلوی و جمهوری اسلامی، مرزبندی با تسلیم طلبان، فریبکاران و فرصت طلبان از هر رنگ و قماش و تلاش برای بیداری توده ها و انتقال تجربیات چندین دهه مبارزه به نسل های جوان تر، به زیر سؤال بردن خود و غیره  صرفا بخشی از ویژگی های تراب را تشکیل می داد. عشق به دانش و فرهنگ پیشرو بشری در تمام عرصه ها، ترویج ادبیات و شعر انقلابی، ترویج سوسیالیسم، همبستگی رزمنده با مبارزات انقلابی کارگران و زحمتکشان در آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و اروپا، پشتیبانی از مبارزان انقلابی و حفظ و انتقال دستاوردهای آنان پرتوی دیگر از چراغ زندگی او بود.

او تمام زندگی اش را با فروتنی و بی چشمداشت صرف مبارزه با ستم و استثمار، آموختن و آموزش دادن، روشنگری و مبارزه با جزم های دیرپا، یافتن راهی برای رهائی از اسارت سرمایه، پیکار با ارتجاع شاهنشاهی و اسلامی کرد: سودا چنین خوش است که یکجا کند کسی!

ما از دست رفتن رفیق تراب را به همۀ رزمندگان کمونیست و همۀ مبارزان راه آزادی و حقیقت تسلیت می گوئیم.

جمعی از کمونیست های ایران (آذرخش)

٦ بهمن ۱٣٩۴، ٢٦ ژانویه ٢۰۱٦

………………….***……………………

torab_haghshenass3

درگذشت رفیق تراب حق شناس کمونیست مبارز و انقلابی پر سابقه جنبش کمونیستی خاورمیانه را از طرف مجله هفته به تمام مبارزان و کمونیستهای انقلابی و همدلان مردم فلسطین تسلیت عرض میکنیم

یادش گرامی و راهش پر رهرو

مجله هفته

………………….***……………………

http://www.kanoonm.com/2175

 

مرگ تراب حق شناس

تراب حق شناس یکی از آخرين بازماندگان نسل مبارزان دهه پنجاه عليه نظام شاهنشاهي در سن 74 سالگي در پاريس در گذشت . او همراه با محمد حنيف نژاد و سعيد محسن از بنيان گذاران مجاهدين خلق بود. حق شناس زاده شهرستان جهرم و از خانواده اي مذهبي بود كه عليه رژيم مستبد شاهنشاهي دست به مبارزه مسلحانه زد. همسر او پوران بازرگان نیز که از بنيان گذاران همين سازمان بود، چند سال پيش در پاريس فوت كرد .

اين دو مبارز سال هاي عمر خود را پس از سرنگوني نظام شاهنشاهي بيشتر به كمك به ميارزان فلسطيني صرف كردند. تراب بيش از چها سال بود كه با بیماری آی. ال. اس (نوعي ام اس( دست و پنجه نرم مي كرد اما تا اخرين ساعات عمرش، با وجود از كار افتادن تدريجي دست ها و سایر اندام هايش همچنان به ترجمه و نوشتن مقالات مشغول بود . زندگي او پراز تلاش و پيگيري د ر راه آرمان كارگران و زحمتكشان و مردم تحت ستم سراسر جهان بود.

يادش گرامي باد

کانون مدافعان حقوق کارگر

………………….***……………………

torab_haghshenass4

مرگ رفیق تراب حق شناس غمی سنگین برای همه همرزمانش
تراب حق شناس از میان ما رفت. او چهره نستوه و استوار سالیان دراز مبارزه علیه استثمار، نابرابری و همه اشکال بی حقوقی انسان بود. تا چشم بر محیط زندگی گشود خود را شریک درد، رنج ، ستمکشی و تبعیضات بشرستیزانه طبقاتی آوار بر سر استثمارشوندگان و زحمتکشان دید. راه زیستن و بیان هستی خود را در پیکار مصمم علیه ریشه های واقعی این سیه روزی ها یافت. در این راستا راه افتاد، فعال مبارزات دانشجوئی سالهای شروع دهه 40 خورشیدی علیه رژیم جنایتکار سلطنتی سرمایه داری شد. زمین و زمان شرایط اجتماعی آن روز در ایران و جهان مالامال از بی راهه و برهوت بود. جنبش کارگری بین المللی به بدترین شکلی در گروگان بورژوازی اردوگاهی، سوسیال دموکراسی، امپریالیسم ستیزی خلقی محافل ناسیونال چپ و نیروهای مشابه قرار داشت. در هیچ کجا هیچ پرتوی از میدانداری یک جنبش رادیکال ضد سرمایه داری چشم های جستجوگر را خیره خود نمی ساخت. همه راهها به رژیم ستیزی فراطبقاتی و مبارزه علیه دیکتاتوری بربرمنشانه حاکم ختم می شد.
تراب حشناس در دل چنین وضعی مثل خیلی از همراهان روی به اپوزیسون های متحزب مخالف رژیم شاه نهاد. او چند گام این طرف تر با شناخت چند و چون این نوع اپوزیسون بازی ها، دست در دست همرزمان فداکاری گذاشت که سنگ بنای تأسیس «سازمان مجاهدین خلق» آن روز را نهاده بودند. تراب با همه توان آماده کارزار در این میدان و کمک به شکل گیری جنبش مسلحانه چریکی ضد امپریالیستی و علیه رژیم شاه شد. بر اساس تصمیم تشکیلات، راهی فلسطین گردید. نقش مهمی در برقراری ارتباط فعال میان مجاهدین و سازمانهای مقاومت فلسطینی، انتقال اعضاء سازمان به اردوگاههای آموزشی الفتح، سازماندهی افراد در پایگاههای مختلف درون منطقه، تماس با احزاب و محافل سیاسی گوناگون ایفاء کرد. در پروسه تحولات ایدئولوژیک و سیاسی سالهای 52 تا 54 درون سازمان، با آغوش باز به استقبال کمونیسم و گسست از ارتجاع اسلامی شتافت. مثل سابق با همه توان جنگید. در جریان تجزیه مجاهدین م. ل در سال 57 به سازمان پیکار برای آزادی طبقه کارگر پیوست. با شروع شبیخون ها و تهاجمات فاشیستی جمهوری اسلامی علیه جنبش کارگری و نیروهای اپوزیسون و به دنبال ضربات بسیار سنگینی که بر سازمان پیکار وارد شد، مجبور به فرار مجدد از کشور و بازگشت به پاریس گردید. از آن تاریخ تا دقایق منتهی به مرگ هر چه در توان داشت برای ادامه مبارزه به کار گرفت. ایفای بیشترین نقش در تغذیه و تحرک سایت اندیشه و پیکار، نوشتن مقالات و کتاب های متعدد، بیشترین افشاگری ها علیه دنیای بربریت ها، سبعیت ها و حمام خون های دولت اسرائیل و سرمایه داری جهانی علیه توده های کارگر آواره و سلاخی شده فلسطین، تلاش برای تهیه و تکمیل آرشیو سازمان پیکار، مجاهدین اولیه و سپس م. ل و فراوان کارهای دیگر صفحات مختلف کارنامه مبارزات دوره اخیر او را تشکیل می دهندد. تراب از 5 سال پیش به این سوی در چنگال یک بیماری مهلک توانفرسا با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. او بخشی از فعالیت های اشاره شده را در همین دوره و در فواصل فشرده میان مرگ و زندگی انجام داده است. او حتی تا چند ساعت پیش از نفس آخر هم از کارهای پیش روی خویش برای ادامه پیکار و جنگ علیه سرمایه داری می گفت. مرگ تراب غمی سنگین برای همه ماست. من این غم بزرگ را به همه همرزمانش و بیشتر از همه به رفقائی که در دوره بیماری وی از هیچ تلاشی برای همراهی با او دریغ نکردند تسلیت می گویم.
ناصر پایدار
26 ژانویه 2016


قلب يك كمونيست و انقلابي دیگر از تپش ايستاد!
رفیق تراب حق شناس از میان ما رفت!
تراب کمونیست رزمنده که بیش از پنج دهه از زندگی خود را وقف مبارزه بر علیه استبداد سلطنتی، جمهوری اسلامی و امپریالیسم نمود، ديروز بیست و پنج ژانویه بعد از پنج سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری مهلک، قلب پر از عشق او به رهایی انسانها از ستم، استثمار و نابرابری، از تپش ایستاد. رفیق تراب حق شناس برای همیشه از میان ما رفت، اما پیکار بی امانش در راه مبارزه برای رهایی بشریت و ارزشهای والای او بعنوان یک کمونیست رزمنده در تاریخ مبارزات توده های زحمتکش و ستمدیده جاودانه خواهد ماند.
ما این ضایعه سنگین را به جنبش کمونیستی، مبارزان راه آزادی و برابری و خانواده محترمش صمیمانه تسلیت می گوئیم.
٦ بهمن ۱٣٩۴، ٢٦ژانویه ٢۰۱٦
کانون سوسیالیستهای کارگری
 

۱ دیدگاه

  1. طاهر says

    با سلام وعرض تسليت دوباره به خانواده رفيق محترم تراب حق شناس و جامعه
    در اعلاميه اى از جانب سايت بى بى سى٬ البته اگر بتوان به آنچه آنان نوشته اند اعتماد نمود٬ و اعلاميه اى منتشر شده از جانب حزب کار ايران توفان با زندگى رفيق بيشتر آشنا شدم· در هر دو اعلاميه به مبارزات ضد امپرياليستى و ضد ارتجاعى رفيق اشاره شده است·
    اما در سايت بى بى سى به نقل قول زير برخوردم که آنرا عينا کپى ميکنم:
    http://www.bbc.com/persian/iran/2016/01/160127_l10_haghshenas
    دیدار با آیت‌الله خمینی
    یکی دیگر از برش‌های زندگی حق‌شناس، دیدارهایش با آیت‌الله خمینی در عراق بود.
    او در سال‌های ۴۰ تا ۴۲ با آقای خمینی دیدار داشت و در سال‌های ۴۹ تا ۵۳ از طرف سازمان مجاهدین خلق همراه با حسین روحانی یکی دیگر از اعضای مؤثر سازمان که بعد از انقلاب اعدام شد، با او ملاقات‌هایی صورت داد.
    دیدارها همراه با نامه‌های تأییدآمیز از طرف محمود طالقانی، حسینعلی منتظری، هاشمی رفسنجانی و چند تن دیگر بود، که در آنها خواستار حمایت آقای خمینی از سازمان شده بودند، اما در نهایت به گفته حق‌شناس، «آیت‌الله خمینی هیچ جواب مثبتی به آن نامه‌ها نداد.»
    آنها همچنین ساعاتی را برای تشریح مواضع سیاسی و ایدئولوژیک سازمان برای آیت‌الله صرف می‌کنند.
    اما آقای خمینی در پایان این توضیحات، نگرش سازمان به معاد را «مادی» می‌پندارد و شیوه مسلحانه را رد می‌کند.»
    به گفته حق شناس، آقای خمینی به روحانی گفت: «مردم آمادگی برای مبارزه ندارند و کاری نمی‌شود کرد و آقایان هم نمی‌توانند کاری انجام دهند… بیخود خودتان را به باد ندهید… آقا این مطلب را پیش خودتان داشته باشید. واقع امر این است که من اعتقادی به مبارزه مسلحانه ندارم.»

    با خواندن اين نقل قول سوالى در ذهنم متبادر گشت و آن اينکه:
    چگونه شد که يک آخوند بيسواد مشى چريکى و مسلحانه را در آن شرايط جايز نميدانست اما گروهى کم و بيش آشنا با آٽار مارکسيست لنينيستى دست به مبارزه مسلحانه بردند؟؟؟؟؟؟

    دوست داشتن

    • جواد says

      طرح چنین سوالی نشانه بی خبری از مارکسیسم و تاریخ ایران است.
      خمینی با هر نوع مبارزه ای که مستقل از گرایش او بود و می توانست منجر به چیزی جز حکومت گرایش او شود مخالفت داشت و نه مشی چریکی. مثلا هیئتهای مؤتلفه اسلامی هم در زمان شاه نوعی مبارزه چریکی می کردند اما خمینی مخالف آنها نبود و بعد از به حکومت رسیدن آنها را در حکومتش بکار گرفت.
      اما کسانی که صادقانه و با هدف انقلاب و برقراری حکومت کارگری رو به مبارزه مسلحانه آورده بودند (نظیر رفیق تراب حق شناس) به تدریج موفق به اصلاح خط مشی خود شدند. عملیات چریکی می توانست در خدمت مبارزه توده ای قرار گیرد، مثلا عملیات سیاهکل نقش بزرگی در به تحرک درآوردن توده ها برای مبارزه داشت و از این جهت دست به مبارزه مسلحانه بردن کاری اشتباه نبود، اما عملیات چریکی در هیچ شرایطی نمی تواند جایگزین جنبش توده ای شود و چریکها نباید نسبت به نیرویشان خود بزرگ بین و از طرف دیگر بی توجه به جنبش توده ها بودند. خط مشی چریکی تنها از این جهت قابل انتقاد علمی و مارکسیستی است. محکوم کردن آن به دلیل دست بردن به مبارزه مسلحانه دشمنی با مارکسیسم و انقلاب است.

      دوست داشتن

  2. مجید says

    من هرگز تراب را ندیده بودم، حتا عکسی از او ندیده بودم، حتا به لحاظ نظری خود را کاملا و نعل به نعل با او هم نظر نمی دیدم، با این وجود، پیوسته چیزی مرا به سوی او می خواند؛ چیزی از جنس علاقه، یا احساس احترام، یا دینی به گردن. فرصتی پیش آمد برای ابراز این علاقه، احساس احترام و شاید ادای دین، که این آخری شدنی نبود. او در اطلاعیه ای لینک چند مقاله را آورده بود و از دیگرانی که تمایل به ترجمه هر یک از آن ها داشتند دعوت به همکاری کرده بود. ایمیلی به او زدم و مقاله ی انتخابی خود را و زمان آماده کردن ترجمه ی آن را به او خبر دادم. قبل از موعد ترجمه را تمام کردم و برای او فرستادم. چند روز بعد ایمیلی از او دریافت کردم. تشکر کرده بود و نوشته بود: شما اولین کسی بودی که به عهد خود وفا کردی و به موقع ترجمه را فرستادی، ترجمه ی روشنی بود. این تمامی آن چیزی بود که در آن ایمیل یافت می شد. چندین بار ایمیل او را خواندم، گویی در آن دنبال واژه گانی می گشتم که گم شده بودند، واژه گانی که به مفهومی فراتر از آن چه که محتوای ایمیل بر آن صراحت داشت دلالت کنند. نه، آن واژه گان وجود خارجی نداشتند و خواندن دوباره ی آن ایمیل فقط حکایت از نیازی داشت که برآورده نمی شد. آخر آن ترجمه فقط برگردان تعدادی واژه از زبانی به زبان دیگر نبود. آن تنها وسیله من بود برای بیان یک علاقه، یک احساس احترام و یک ادای دین نسبت به کسی که زندگی را میان فک های نهنگ زیست و بار تعهد انترناسیونالیستی خود را از ایران به عراق از عراق به سوریه از سوریه به لبنان از لبنان به لیبی و از لیبی به فلسطین، جایی که برای همیشه قلب خود را در آن باقی گذاشت، بر دوش می کشید.
    مجید

    به جست و جوي تو
    بر درگاه ِ كوه ميگريم
    در آستانه دريا و علف

    به جستجوي تو
    در معبر بادها مي گريم
    در چار راه فصول
    در چار چوب شكسته پنجره ئي
    كه آسمان ابر آلوده را
    قابي كهنه مي گيرد
    . . . . . . . . . . . .
    به انتظار تصوير تو
    اين دفتر خالي
    تاچند
    تا چند
    ورق خواهد زد؟

    ***
    جريان باد را پذيرفتن
    و عشق را
    كه خواهر مرگ است

    و جاودانگي
    رازش را
    با تو درميان نهاد

    پس به هيئت گنجي در آمدي
    بايسته وآزانگيز
    گنجي از آن دست
    كه تملك خاك را و دياران را
    از اين سان
    دلپذير كرده است
    !
    ***
    نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
    – متبرك باد نام تو

    و ما همچنان
    دوره مي كنيم
    شب را و روز را
    هنوز را

    دوست داشتن

  3. صبا راهی says

    خلق فلسطین مبارزی راستین و دلسوز را از دست داد. یادش گرامی و راهش الگوی نسل جوان…
    بی شک جای رفیق تراب فردا در اعتراض به سفر روحانی نوکر امپریالیسم به فرانسه خالی خواهد بود..

    دوست داشتن

  4. طاهر says

    من به نوبه خود مرگ رفيق را تسليت ميگويم· اما:
    مطلب را چند بارى خواندم٬ مبارزه با ارتجاع اسلامى و شاهنشاهى را ديدم اما در زندگينامه اين رفيق اٽرى از مبارزه با امپرياليسم نديدم· شايد ميکرده اما در اين زندگينامه نيامده· اى کاش از آن هم يادى ميشد·

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.