پرش به محتوا

دولت قانون و تجاوزگران سفیدپوست و رنگین پوست!

bild-2

دولت قانون و تجاوزگران سفیدپوست و رنگین پوست!

بخش دوم و ادامه یادداشت قبلی » واقعیت معمای شب سال نو در کلن چیست؟ »

آیا تجاوز به زنان و دختران همواره در اروپا زلزله سیاسی بوجود می آورد؟ یا اینکه خیلی مواقع صدای قربانیان حتی بگوش رسانه های محلی هم نمی رسد تا چه رسد به اینکه تمامی رهبران سیاسی اروپا با قاطعیت تمام از قربانیان دفاع و علیه تجاوزگران اعلام موضع کنند!

آیا احزاب راست افراطی و نئوفاشیست همواره علیه آزارجنسی و تجاوز به زنان اینقدر حساس هستند؟نشریاتی که ماه هاست علیه پناهجویان به تبلیغات راسیستی می پردازند بشدت بازارشان رونق گرفته است… احزاب فاشیستی همواره بهترین جایگاه را برای زنان در کنج رختخواب و آشپزخانه و بچه داری تعریف کرده اند. رنج زنان هرگز مسئله گروههای راست افراطی و نئوفاشیست نبوده است! ولی در ماجرای کلن حساسیت فوق العاده خود را نشان دادند و بطور دائم از «زنان ما» حرف می زنند!

حوادث کلن بارومتر سنجش قدرت اجتماعی نیروهای نئوفاشیست و ضعف شخصیت اغلب رهبران سیاسی اروپا بود!

» آنچه در کلن اتفاق افتاد به ترسی ربط دارد که از شروع بحران پناهندگی در اروپا گسترش یافته است. پناهجویان از کشورهای اسلامی برای ویران کردن فرهنگ ما آمده اند!» (1)

بهتر است جمله فوق را اصلاح کنیم و بگوئیم به ترس رشدیابنده ای ربط دارد که بیش از 20 سال است در تمام کشورهای اروپایی بطور ساختاری و آگاهانه به بیگانه ستیزی دامن می زنند! رشد قارچ وار احزاب نئوفاشیست و راست افراطی در اروپا یک پدیده گذرا و تصادفی نیست!

ابعاد جهانی این خبر

ابعاد جهانی این خبر چنان است که تقریبا همه رهبران کشورهای اروپای غربی بطور صریح و با تهدید علیه پناهجویان اعلام موضع کرده اند! بعضی از رهبران کشورهای اروپایی یا احزاب راست افراطی واقعا تمامی تابوها را شکسته اند و براحتی حرفهای نئوفاشیستی می زنند! برای جلوگیری از طولانی شدن این یادداشت به یکی دو مورد اشاره می کنم. تا روشن شود که اسلام ستیزی و بیگانه ستیزی این رهبران سیاسی دقیقا از موضع نئوفاشیستی است نه از موضع علمی و عدالت خواهی! به همین دلیل از ارزشهای مسیحی و یهودی در مقابل اسلام دفاع میکنند!

«رابرت فیکو نخست‌وزیر اسلواکی به عنوان نخستین سیاست‌مدار اروپایی در واکنش به حوادث شهر کلن در آلمان اعلام کرد که پناهجویان مسلمان را در این کشور نخواهد پذیرفت. او گفت ایده جامعه چند فرهنگی در اروپا را شکست‌خورده دانست. .. «ما نمی‌خواهیم که در اسلواکی هم وضعیتی مانند کلن پیش آید و کسانی که طرز فکر و شیوه زندگی‌شان کاملأ با ما متفاوت است به زنان ما دست‌درازی کنند.» … او تأکید کرد که فرهنگ استقبال از پناهجویان شکست خورده و تصور اینکه افرادی با مذهبی دیگر به راحتی جذب جامعه میزبان می‌شوند احمقانه است. … «اتحادیه اروپا خطر گشودن مرزها را دست‌کم گرفته است». (2)

خیرت ویلدرس رهبر نئوفاشیستی «حزب آزادی » هلند، بعد از ماجرای کلن پناهجویان را » بمب جنسی تستوسترون » نامید که به اروپا هجوم آورده اند! ویلدرس چنان از زلزله کلن متاثر شده است که می کوید: «آنچه در کلن اتفاق افتاد در هلند نیز می تواند تکرار شود… باید از زنان و دختران ما محافظت شود. دولت باید بیدار شود. مارک روته نخست وزیر هلند باید وظایف خود را انجام دهد. باید مرزهای کشورمان را ببندیم. باید هلند را از اسلامی شدن پاک کنیم… » (3)

ویلدرس روز 14 – 01 – 2016 به خبرگذاری سراسری هلند اعلام کرد: » برای دفاع از زنان هلند علیه پناهجویان در شهرهایی که کمپ پناهندگی هست بین زنان هلندی «اسپری مقاومت» یعنی اسپری رنگی مجانی پخش می کند… پناهجویان مرد مسلمان با فرهنگ وحشی و زن باره اسلامی در تعداد انبوه از کشورهای اسلامی وارد هلند می شوند و خطر جدی به زنان کشور ما هستند! ویلدرس از دولت هلند تقاضا کرده است اسپری فلفل را که در هلند ممنوع است، آزاد کنند تا او بتواند در میان زنان هلندی برای دفاع از خود اسپری فلفل پخش کند! » (4)

طبق نتایج آخرین نظر سنجی ها خیرت ویلدرس در صورت برگزاری انتخابات بیشترین رای را در هلند بدست می آورد، بزبان دیگر او که تنها هنرش پراکندن تخم ترس و نفرت از خارجی و اسلام است می تواند نخست وزیر هلند شود! پرواضح است که اگر ویلدرس نخست وزیر شود… قوانین لازم را براحتی تغییر خواهد داد! و بدست هوادارانش بجای اسپری رنگ و فلفل اسلحه خواهد داد!…

هیتلر بدرستی گفته بود. من دمکراسی را به شیوه دمکراتیک نابود خواهم کرد! اول از طریق رای گیری سرکار می آید سپس بطور دمکراتیک در مجلس قوانین لازم را برای کشتن کمونیستها، یهودیها و دگراندیشان تصویب می کند!… این خطر خیلی جدی است که نئوفاشیست هایی مانند ویلدرس یا مارین لوپن و… در اروپا سرکار بیایند. بزرگترین خطر برای آینده اروپا رشد قارچ وار نئوفاشیسم است نه پناهجویانی که از دست جنگ و دیکتاتورها و قحطی و گرسنگی آمده اند!…

آقای تئو فرانکن معاون وزیر دادگستری و مسئول امور پناهندگان و مهاجران بلژیک در اثر دریافت آثار زلزله سیاسی هشت ریشتری کلن فورا تدابیر لازم را اتخاذ کرده اند! از همین حالا در تمام کمپها و مراکز پذیرش پناهندگی دنبال کردن کورس «چگونگی رفتار با زنان » برای پناهجویان اجباریشده است!…(5)

آقای مارک روته نخست وزیر هلند آشکارا از برتری ارزشهای مسیحی و یهودی صحبت می کند و می گوید: ما این کثافتها را تحمل نخواهیم کرد. اگر جرایمی مشابه آنچه در کلن اتفاق افتاد، توسط پناهجویان تکرار شود، ما به آنها خوشامد نمی گوئیم… آنها باید خودشان را با ما تطبیق دهند، ما اروپایی هستیم، ما متمدن هستیم! پناهجویان باید بدون قید و شرط نرمها و ارزشهای هلندی ما را بکار برند آنچه در کلن رخداد تهوع آور، وحشتناک و تنفر انگیز بود. برخورد بین فرهنگها؟ نه این جمله بسیار زیبایی است که قادر به بیان فاجعه کلن نیست! (6)

این حرفها از دهان لومپنهای فاشیست و اعضای احزاب بی سروپای خارج از گود و حاشیه ای نیست. چنین حرفهایی این روزها از دهان رئیس جمهورها، نخست وزیرها، مهمترین مسئولین سیاسی و اجرایی و رهبران احزاب سیاسی قدرتمند بیرون می آید!

فجایع کلن و زنده شدن داستهای هزار و یک شب مسمانان هوس باز! در چنین جوی اخبار و شایعاتی که هوشمندانه در حاله ابهام پیچیده شده در اشکال مختلف و بعد انبوه توسط رسانه های حاکم تولید می شود، افرادی مانند خانم مینا احدی که مدعی بیدار کردن توده ها و ارتقاء آگاهی اجتماعی هستند، توده ها را به مصرف انبوه بدون نقد و تامل این نوع اخبار دستکاری شده تشویق می کنند و بدتر از رسانه ها و پلیسی که در خدمت نخبه گان حاکم هستند، در شیپور احساساتی پوپولیستهای راست افراطی می دمد! خانم مینا احدی براساس اسناد انبوهی که تابحال منتشر کرده اند و تعدادشان صفر است، مدعی هستند: » مردانی که عربده میکشیدند و با دهانهای کف کرده، به زنان بی حرمتی کرده و لباسهای زیر زنان را با خشونت از تن آنها بیرون می آوردند. آیا برای من و تو که از دست اسلامیها فرار کرده و یا با فرهنگ و سنت اسلامی آشنا هستیم این رفتارها آشنا نبود؟ » (7)

داستانهای جشن شب اول سال نو کلن دارد رنگ داستانهای هزار و یک شب بخود می گیرد و پیشداوریهای غرب در باره شرق مسلمان را هیجانی تر و پررنگتر زنده می کنند! «بدنهای عریان و سفید خامه ای زنان اروپایی در دست مردان مسلمان مست!» در مطبوعات راست افراطی داستان سرایی ها در باره پناهجویان مسلمان تجاوزگر «به زنان ما» و » دستها و انگشتانی که به همه جا فرو می روند!» شروع شده است… (8) … مدل اروپایی ماجراهای میدان تحریر در میدان کلن مقابل کلیسای دام و ایستگاه مرکزی شهر به شیوه ای حرفه ای، سازماندهی شده و بربریت افسار گسیخته تکرار می شود!… با یک تفاوت بزرگ ما از میدان تحریر هزاران مدرک و عکس و ویدئو داریم ولی از میدان دام کلن حتی یک عکس نداریم!… نه موبایل قربانیان کار کرده است، نه موبایل دوستان و همران این قربانیان، نه موبایل ده ها هزار رهگذران، نه دوربین ها و موبایل 213 نفر پلیس حاضر در صحنه، نه دوربین های عکاسی شهروندانی که فقط برای عکس گرفتن در این جشنها شرکت می کنند، نه دوربین های عکاسی خبرنگاران حرفه ای و نه دوربین های حرفه ای و رسمی دولت که تمامی میادین عمومی را شب و روز کنترل می کنند!؟…

چند نکته قابل تامل:

یک: چندین دهه هست که همه می دانند میدان کلیسای دام کلن مرکز جرایم این چنینی است. این نکته در گزارشهای پلیس آلمان هم بود. بطور کلی در چنین میادین عمومی و شناخته شده همواره پلیس بیشتری برای کنترل اوضاع در صحنه هستند.

دو: در تمام اروپا برای چنین محله های مهمی پلیس های مخصوص محله هست که به تمام جزئیات مسائل محله تسلط کامل دارند. بقیه نیروهای کمکی و پلیس ها با مشورت و نظر آنها عمل می کنند…

سه: در روزهای جشن پرواضح است که امکان رخداد خلافکاری و سایر مشکلات بیشتر از روزهای معمولی است به همین دلیل در روزهای جشن همواره تعداد بیشتری پلیس و یگانهای ویژه و لباس شخصی های امنیتی در میدان حاضر هستند. در باره تعداد لباس شخصی های امنیتی یک جوک واقعی از تظاهرات هایی که خودم سازماندهی می کنم برای انتقال تجربه بیان می کنم. روزی از یکی از فعالین سیاسی رادیکال و پرسابقه هلند پرسیدم، چرا در گزارشات پلیس همواره تعداد شرکت کنندگان در تظاهراتهای اعتراضی ما را نصف می کنند؟ در جواب گفت کار پلیس درست است برای آنکه آنها ماموران لباس شخصی خود را از رقم کل کم می کنند، بقیه اش تعداد کسانی است که به فراخوان شما برای تظاهرات آمده اند! یک نمونه از حضور لباس شخصی های اروپایی را در اطلاعیه خبری سازمان پناهندگی پرایم می توانید ملاحظه کنید. (9)

چهار: بعد از ماجرای ترور شارلی عبدو و آخرین ترور پاریس که منجر به کشته و مجروح شدن صدها نفر شد، در تمام کشورهای اروپایی همه پلیس ها مخفی و یگان های ویژه در آماده باش دائم هستند. چندین بار در بلژیک حتی رفتن به مدرسه و سرکار را به خاطر هشدار پلیسهای مخفی و احتمال عملیات تروریستی تعطیل کردند!

پنج: در چنین فضای ملتهب سیاسی که هشدار آماده باش علیه عملیات تروریستی در تمام کشورهای اروپایی یا در بالاترین سطح ممکن خطر بود یا یک درجه پائین تر از بالاترین سطح، چندین بار هم هشدار دادند که ممکن است در جشن سال نو عملیات تروریستی در شهرهای بزرگ اتفاق بیفتد!

با توجه نکات فوق آمادگی پلیس در کل اروپا در بالاترین سطح ممکن بود! حال چگونه می توان اخبار رسمی را باور کرد که بیش از هزار نفر از مردان عربده کش مست و… ساعتها در تیم های ده نفره تا چهل نفره عملیات انجام می دادند و نه پلیس های مخفی، نه پلیس های ضد شورش، نه پلیس های محله که به همه جزئیات محله آشنا هستند، نه پلیس های شهرداری که برای تقویت پلیس محله اعزام شده بودند… هیچکدام کوچکترین مدرکی و سندی از فاجعه ای که اروپا را به زلزله در آورده است ثبت نکرده اند! حتی یک نفر را نتوانسته اند دستگیر کنند! بدتر از آن اینکه یک عکس هم نتوانسته اند از فاجعه ای که چندین ساعت ادامه داشته بگیرند!؟…

جالب ترین جوک تاریخ این استکه امروز بعد از چهارده روز پلیس آلمان بدلیل فقدان مدارک اثبات جرم از مردم تقاضای سند و مدرک کرده است! » هرفردی که یک عکس یا فیلم در باره تجاوز و تعرض به زنان کلن بفرستد از وزارت دادگستری آلمان 10.000 اورو جایزه می گیرد!» (10)

بزبان دیگر تا حالا حتی یک مدرک اثبات جرم ندارند و از مردم کمک می خواهند تا این مدارک اثبات جرم را تهیه یا تولید کنند!… اگر چنین مدرکی وجود داشت مثل تمام موارد مشابه تابحال میلیونها بار در شبکه های اجتماعی منتشر شده بود!… حالا این امکان هست که جایزه بگیران نئوفاشیست چنین مدارکی تولید کنند و جایزه خود را دریافت کنند!…

چگونه ممکن است در باره مسئله ای با این ابعاد و بار سیاسی بین المللی، هنوز همه چیز در حاله ابهام قرار دارد و کسی نمی داند چرا اینهمه پلیس متخصص تمامی وظایف روتینی را که هزاران بار انجام داده است تعطیل کرده و به ناظر مفلوک بی اراده و طلسم شده تبدیل شده است!؟ حتی زمانیکه به همکارانشان یعنی زنان پلیس هم تعرض می کردند هیچ کاری نکرده اند!؟…

امواج جنبش های نئوفاشیستی قربانیان و مجرمین واقعی را به حاشیه رانده و بدنبال مجرمین تخیلی هستند! در نهایت تاسف بعد از ماجرای شب سال نو در کلن، ما شاهد هستیم که در تمام اروپا در بین سیاستمداران حاکم تقریبا کسی بطور جدی بفکر قربانیان این حادثه نیست! و اگر هست، تنها از طرف نیروها و احزاب سوسیالیست و سبزهای چپ هستند، که صدایشان در میان فریادهای هیجان انگیز راسیستی بگوش کسی نمی رسد! در هیچکدام از این رسانه ها در باره درد و رنج جسمی و روحی و کابوسهای زنانی که قربانی تجاوز شده اند چیزی نوشته نشده است! در باره آنالیز علت و ریشه های این حادثه و چگونگی جلوگیری از تکرار آن موج حاکم بر رسانه ها و سیاستمداران کسی حرفی نمی زند. در عمل کسی نگران قربانیان واقعی یا قربانیان احتمالی در آینده نیست! همه کنجکاو هستند که بدانند ملیت آنها چیست؟… حتی مجرمین واقعی و مشخص را همه فراموش کرده اند! بجای حل مسئله زنان، همه به حل مسئله پناهندگی مشغول هستند! نه تنها در کلن بلکه در کل آلمان و سایر کشورهای اروپا از جمله در هلند رهبران احزاب راست افراطی و نئوفاشیست بدون تحقیق و برسی و آگاهی از جزئیات ضروری واقعه بدنبال یافتن و مجازات مجرمین انتزعی یعنی «پناهجویان تجاوزگر» هستند! رهبران اروپا در مقابل جو راسیستی حاکم بطور علنی شمشیرهای خود را علیه پناهجویان تیز می کنند! آنها قول می دهند که در بستن مرزها از هیچ گونه خلاقیتی دریغ نخواهند کرد. سختگیری علیه پناهجویان را آن چنان تشدید خواهند کرد که با ارتکاب کوچکترین جرمی، علاوه بر مجازات شدید آنها را از کشور بیرون خواهند کرد! یکی از مشخصات اساسی فاشیسم این است که با مجرم مشخص کاری ندارد بکله با «مجرم تخیلی» و انتزاعی مبارزه می کند! آنها تنفر توده ها را علیه کمونیستها، یهودیها،… سازماندهی و هدایت می کردند، نه کسانی که بطور مشخص مرتکب جرمی شده بودند! امروز دقیقا همین اتفاق در ابعاد باورنکردنی تکرار می شود!

حیرت انگیز است که نه شهروندان مصرف کننده این گزارشها و نه هیچکدام از سردبیران «متخصص و بی طرف»رسانه ها برای انتشار این ادعاها و اتهامات فزاینده ای که دامن تمامی خارجی ها و پناهجویان را گرفته است نه سند و مدرک می خواهند و نه در برابر امواج تنفر از خارجی و پناهنده علامت پرسش جدی می گذارند!… زیرا علاوه برخبرنگاران، همه اروپائیها در سالهای اخیر به اندازه کافی شرق شناس و اسلام شناس متبحر شده اند! آنها زیر نام اسلام همه خارجی ها را یکجا می زنند!…

این یعنی راسیسم عریان و بی شخصیتی رهبران سیاسی اروپا در مقابل احساسات مبتذل و شور و هیجانات جنایتکارانه و خشونتگرانه راستهای افراطی و نئوفاشیستها! مهمترین وظیفه رهبران سیاسی آنست که نگذارند موج احساسات و هیجانات پوپولیستی دستاورهای مترقی جامعه را تضعیف یا نابود کند. زمانیکه چنین امواجی بحرکت در می آید آنها باید در کمال خونسردی با آنالیز ریشه ای مشکلات جامعه را براه درست هدایت کنند و نشان دهند که حل بحران پناهندگی راه علمی و تخصصی خود را می طلبد، به بهانه ارتکاب چند نفر در جرم خشونت علیه زنان نمی توان با سرکوب پلیسی و باز گذاشتن دست گروههای نئوفاشیست برای حمله و تجاوز به حریم خصوصی پناهجویان مشکل جهانی پناهندگی را حل کرد! در نهایت تاسف تقریبا همه رهبران سیاسی اروپا را موج نئوفاشیستی همراه خود برد و هم آوا با راست ترین جریانات به رجزخوانی های مبتذل و بیکران علیه پناهجویان پرداختند. رهبران سیاسی اروپا نشان دادند که رهبر نیستند که هیچ، دنباله رو عقب ماندترین و ارتجاعی ترین بخش تودهای مستاصل و نئوفاشیست هستند! حالا بفکر تغییر قوانین و سختتر کردن پذیرش پناهجویان و سهل تر کردن اخراج پناهجویان مجرم هستند! بزبان دیگر با زیرپا گذاشتن تمام قوانین بین المللی مترقی از این به بعد ما آشکارا قوانین راسیستی را تصویب و اجرا خواهیم کرد! برای جرایم مشابه مثلا تعرض به زنان یا دزدیهای سبک از مغازه ها… ممکن است یک اروپایی حتی چند ساعت یا چند روز به زندان نرود ولی اگر یک پناجو یا خارجی دقیقا همان جرم را مرتکب شود هم مجازاتش بشدت سخت تر و بیشتر خواهد شد هم اقامت او باطل شده و از کشور اخراج خواهد شد! داریم به دورانی بر می گردیم که آشکارا انسانها در مقابل قانون برابر نیستند! شدت مجازات به رنگ پوست بستگی دارد! هزاران کشیش در کلیساها به بچه های کم سن و سال بارها و سالها تجاوز کرده اند… آیا این احزاب نئوفاشیست و رهبران سیاسی خواستار تغییر قانون و مجازات شدید آنها و باطل کردن ملیت و اخراج شان از کشور هستند؟!…

«توماس دمزیر، وزیر کشور آلمان، روز سه‌شنبه (۱۲ ژانویه) اعلام کرد که در آینده‌ی نزدیک هر فرد خارجی که علیه فرد دیگری مرتکب «جرایم خشن فیزیکی و جنسی» شود، در راستای «حفظ منافع کشور» از آلمان اخراج می‌شود و باید خاک این کشور را ترک کند.

قوانین فعلی آلمان به مقامات تنها در صورتی اجازه می‌دهد یک خارجی را اخراج کنند که وی به دلیل ارتکاب جرم در دادگاه به بیش از یک سال زندان محکوم شده باشد.

هایکو ماس، وزیر دادگستری آلمان نیز با حمایت از لایحه‌ی تازه‌ی دولت، این تصمیم تازه را گامی برای «حفاظت از قربانیان» دانست.» (11)

مارک روته نخست وزیر هلند متاثر از زلزله سیاسی کلن می گوید: » : ارزش های فرهنگ یهودی-مسیحی، اصول شفاف اروپا، انسان گرایی، برابری بین مردان و زنان و سیاه و سفید مشابه آنچه در دهه ۱۹۸۰رخ داد قابل بحث نیستند.ما از اروپای غربی و متمدن هستیم… و از این ارزش ها کوتاه نمی آییم.» (12)

همه ماجرا نشان می دهد که مسائل ناروشن بسیاری در پشت پرده جریان دارد که اساسا متمرکز به جرایم و مجرم و قربانی مشخص نیست. قبل از آنکه جرم مجرمی در دادگاهی اثبات شود یا مدارک مستند آن علنی شود، آشکارا جنگ با پناهجویان را دامن می زنند… جالب است که هر روز بر تعداد شکایتها افزوده می شود! تا حالا تعداد شکایات رسمی از مرز 500 فراتر رفته است! (13)

چند ساعت پیش طبق آخرین خبر در تله تکس تعداد شکایات به 739 عدد ارتقاء یافت! (14)

چند سئوال در باره پروسه رسیدگی به شکایات: با توجه به این واقعیت که دو هفته بعد از ماجرا هنوز به تعداد شکایات افزوده می شود، اگر از بین هواداران نئوفاشیستها بطور سازماندهی شده هر روز 50 نفر ادعا کنند که در شب سال نو توسط ارازل و اوباش و پناهجویانی که به «مردمان عرب و شمال آفریقا شبیه بوده اند»، مورد تعرض جنسی واقع شده اند، پلیس آلمان در کدام پروسه علمی و دقیق می تواند ثابت کند که شکایت آنها قابل بررسی است یا دروغ محض است؟ آیا مکانیسم کنترلی بر این پروسه ثبت شکایات هست یا نه؟… سئوال من از این جهت مهم است که حتی اگر بزور کسی را ببوسند یا به بدنش دست بزنند حتی همان لحظه هیچ آثار فیزیکی قابل مشاهده ای برجای نمی ماند تاچه رسد به اینکه کسی بعد از دو هفته ادعا کند او هم قربانی چنین رفتاری بوده است…

یک توصیه برای زنان فعال جویای حقیقت در آلمان اگر تعدادی از زنان فعالی که با هم در ارتباط هستند با تدارک و قرار و مدار لازم و کافی به پلیس کلن مراجعه کنند یا از طریق ایمیل و تلفن اعلام کنند که در شب حادثه قربان تعرض جنسی شده اند! اگر پلیس این شکایات را به تعداد شکایات قبلی افزود، می توان ثابت کرد که بقیه آمارهای پلیس حرفه ای کلن هم بی ارزش است و جایش آشغالدانی است! زیرا هر کسی می تواند این ادعاها را بکند…

در هلند در چنین مواردی پلیس با معیارهایی که برای تشخیص حقیقت دارد بیش از 90% شکایات تعرض جنسی را به آشغالدانی می اندازد و تنها 10% شکایات را پیگیری می کنند! (15) اگر با این معیار به تعداد شکایتهای کلن برخورد کنیم یعنی 7390 شکایت به اداره پلیس با مدارک کامل ارائه شده و پلیس 10% آن یعنی 739 شکایت را پذیرفته است!…

دو: مسئله بسیار مهمتر این استکه ما از دقت علمی پروسه رسیدگی به شکایات آگاه می شویم. کدام مکانیسم های کنترل علمی برای حقیقت یابی هست یا اینکه بخاطر جو پوپولیستی حاکم هیچ مکانیسم کنترلی برای تشخیص و جدا کردن سره از ناسره وجود ندارد! بنابر دلایل فوق من حق دارم به اخباری که به سرعت طوفان تمام اروپا و جهان را تسخیر کرده است و تابحال فقط به امواج راست افراطی و نئوفاشیست کمک کرده است، شک کنم!

شب اول ژانویه در کلن یا 11 سپتامبر پناهجویان؟

بعد از ماجرای شب سال نو کلن به نوعی در تمام اروپا همه چیز در رابطه با پناهجویان و مهاجران دارد عوض می شود! در تمام کشورها سعی می کنند در پرونده های پلیس جرایم پناهجویان را در سالهای گذشته پیدا کنند و کوس رسوایی پناهجویان و مهاجران را در جهان بصدا در آورند تا به سیاستهای نئولیبرالی و نئوفاشیستی جهت سرکوب بیگانگان مشروعیت بخشند و توده ها را از بحرانهای اساسی و ساختاری نظام سرمایه داری منحرف کنند! بازار شایعات توسط خبرنگاران و پلیس هایی که اخبار و آمار جرایم خارجی ها را منتشر می کنند بشدت گرم شده است… حتی بعد از اصلاح شایعات قبلی جامعه از نقطه عطفی گذشته است که بحالت اولیه بر نمی گردد و تنفر از خارجی ادامه می یابد!

» برای اولین بار بعد از «کلن» در شهر بورنهایم در 10 کیلومتری جنوب کلن دولت تصمیم گرفته است مردان بالغ از سه کمپ پناهندگی که در آن منطقه هستند، حق رفتن به استخر عمومی آن شهر را ندارند!… هر چند که در شب اطلاعاتی که توسط مسئولین سازماندهی شده بود، گفتند که هیچ پناهجویی در استخر به زنی تعرض جنسی نکرده است ولی بعد از ششم ژانویه به یک زن 54 ساله توسط یک پناهجوی 18 ساله سوری ای در خیابان تعرض شده است. به همین دلیل ما برای هشدار دادن چاره ای جز این نداریم، هرچند که می دانیم به خیلی ها که بیگناه هستند ظلم می شود!…

بعد از ماجرای کلن دیگر همه چیز عوض شده است!… شرایط زمانی به حال اول بر میگردد که پناهجویان نشان دهند درس لازم را گرفته اند! کنترل در اطراف کمپ زیادتر شده است… » (16)

در یک برنامه تلویزیونی مهم هلندی از دوک خبرنگار و مفسر بنام دعوت شد نظر خود را در باره کلن و پناهجویان بگوید:

» دوک که در مقالات و تفسیرهای جنجال آفرینش همیشه نسبت به مشکلات مهاجران هشدار می دهد، می گوید: ماجرای کلن به طرز تفکر ما در باره پناهندگان تاثیر خواهد گذاشت. همینطور در باره فرهنگ و ذهنیتی که بهمراه خود می آورند. شاید آنها هیچ چیز انجام نداده اند ولی (ماجرای کلن) سمبل انفجار جامعه چند فرهنگی است!… این گونه مسائل در شهرهای بزرگ مرا بیاد عملیات تروریستی پاریس می اندازد… دوک در باره رسانه های آلمانی صحبت می کند که هنوز به اندازه هلند در باره ملیت مجرمین صحبت نمی کنند. ما باید بتوانیم در این باره بدون مشکل صحبت کنیم!…» (17)

بزبان دیگر ایشان ناراضی هستند که در انتشار اخبار راسیستی آلمان از هلند عقب افتاده است!

«پناهجویانی که در سوئیس درخواست پناهندگی می کنند اگر بیش از 950 اورو همراه خود داشته باشند باید از آن پول برای هزینه های پناهجویان استفاده شود!… سال گذشه دولت سوئیس از 112 پناجو 200.000 اورو به این طریق دریافت یا مصادره کرده بود!

دولت دانمارک هم از پناهجویانی که بیش از 1340 اورو به همراه دارند اضافه تر از 1340 اورو را برای صرف هزینه های پناهجویان از آنها مصادره می کند! » (18)

حماقت رهبران پوپولیست اروپایی را مرزی قابل تصور نیست! آقای تئو فرانکن معاون وزیر دادگستری و مسئول امور پناهندگان و مهاجران بلژیک نیز چندی پیش گفته بود پناهجویانی که ده ها هزار اورو به قاچاقچی ها می دهند چرا به کشورهای ما که می رسند در مدتی که باید منتظر نوبت مصاحبه خود باشند، پول اقامت خودشان را در هلتها نمی پردازند؟… زمانی ادعا می کردند همه پناهجویان فقیر و بدبخت و بیچاره هستند، حالا ادعا می کنند همه پناهجویان میلیونر هستند چرا مخارج خود را نمی پردازند؟ احتمالا قدم بعدی این است که پناهجویان میلیونر به اقتصاد بحران زده اروپا کمک کنند!… کلیشه سازی ابلهانه و انکار واقعیت ادامه دارد…

» خشونت جنسی دارد به مشخصه مردان مسلمان تبدیل می شود! این نگران کننده است که بعد از دو هفته هنوز هیچ قطعیتی در باره ماجرای کلن بدست نیامده است! علیرغم تمامی تفسیرها، اتهامات و مقصر شمردن ها توسط خبرنگاران و پلیس، حقایق سخت همچنان در هاله ابهام باقی مانده است! ولی یک چیز در این میان روشن شده است و آن این است که: خشونت جنسی به وجه مشخصه ویژه مردان مسلمان تبدیل شده است… و پناهجویان و مهاجران مترادف با مسلمانان می شوند!

خشونت جنسی در تمام جهان و تمام فرهنگ ها یک امر تاریخی است.

در هلند از هر سه زن یک زن خشونت جنسی را تجربه کرده است! تجاوز گروهی در جشنها و مکانهای عمومی توسط مردان اروپایی هم تکرار می شود و در سالهای اخیر افزایش یافته است! در جشنواره سان فرمین اسپانیا دستمالی گروهی زنان هر سال مشاهده می شود…

در کدام مکانها زنان بیشترین خشونت را تجربه می کنند؟ بالاتر از هر مکانی زنان خشونت جنسی را در خانه تجربه می کنند! زن ها باید از شوهر سابق و اعضای فامیل خود بیشتر بترسند تا مردانی که در گوشه ای پشت درختان یا بوته ها در کمین نشسته اند! در تحقیقاتی که در سال 2014 در سطح اروپا انجام پذیرفت در کشورهای هلند، آلمان، دانمارک و سوئد آمارها شبیه هم هستند و از هر 9 نفر زن یک نفر توسط شوهرش یا شوهر سابق اش خشونت جنسی را تجربه می کند!» (19)

سیاستهای یک بام و دو هوای رهبران سیاسی اروپا و احزاب نئوفاشیسم در دفاع از زنان قربانی تجاوز ملاحظه می فرمائید که بالاترین خشونت جنسی ساختاری را در فرهنگ اروپایی زنان در خانه هایشان تجربه می کنند! طبق آمار و اسناد معتبر، آنها باید از فامیل و شوهرشان بیشتر بترسند تا از پناهجویان و خارجی ها! ولی راسیستها و نئوفاشیستها در مورد این واقعیت تکان دهنده لال شده اند! هیچکدام در این زمینه برای حل مشکل فرهنگی و خشونت جنسی ساختاری کوچکترین کاری نمی کنند!

سیاستمداران هم اصولا در این زمینه سر و صدایی براه نمی اندازند مگر اینکه در فصل انتخابات برای رای جمع کردن موثر باشد… بعد از انتخابات هم براحتی مسئله را فراموش می کنند!… کجا هستند مدافعان دو آتشه حقوق زنان که علیه خشونت جنسی خانگی، زنان را به اسپری مقاومت و دفاع از خود مسلح کنند؟ کجا هستند کسانیکه مدافعان زنان و دختر بچه هایی که در استخرها توسط مردان سفید مورد تجاوز یا خشونت جنسی قرار می گیرند و مایه تفریح و لذت سایر دوستان سفید پوست شان واقع می شوند؟ چرا بخاطر اینهمه آمار تکان دهنده مردان سفید را از رفتن به استخرها ممنوع نمی کنند؟ چرا نئوفاشیستهایی مانند ویلدرس مردان سفید هلندی را «بمب جنسی تستوسترون » نمی نامد؟ و هزاران چرای دیگر…

خوشبختانه به اندازه کافی زنان و دختران آگاه و مترقی هستند که برای برگرداندن تعادل به جامعه تجارب منفی خود را از خشونت جنسی مردان سفید در روزنامه ها و رسانه ها بیان کرده اند… بعنوان مثال خانمی تجربه خود را در مقاله ای تحت عنوان «سئوالی از مردان سفید پوست که می خواهند از زنان محافظت کنند!» (20) این خانم با تجربه عینی خود نشان می دهد که دفاع آتشین مردان سفید از خشونت علیه زنان در ماجرای کلن، زیباترین و هوشمندانه ترین تاکتیک برای پنهان کردن اهداف راسیستی و بیگانه ستیزی و اسلام ستیزی است…

باور کردنی نیست، بطور مشخص به غیر از رهبران احزاب سیاسی چپ، اغلب رهبران سیاسی بجای آرام کردن مردم و خواباندن آتش احساسات پوپولیستی بر روی این آتش بنیان کن بنزین می ریزند! به نظر می رسد برای احزاب راست افراطی و رهبران اروپا خشونت جنسی علیه زنان زمانی به مهمترین موج خبری تبدیل می شود که احزاب حاکم یا بزرگ بتوانند از آن بعنوان اسلحه مهمی علیه گروههای رقیب استفاده کنند! چه از نظر سیاسی و چه از نظر مذهبی در انتخاب اخباری که باید بطور گسترده به موج خبری ملی و جهانی تبدیل شود، باتوجه به منافع طبقه حاکم آگاهانه و بسیار بادقت و گزینشی عمل می کنند!

در مورد مشخص زلزله سیاسی هشت ریشتری کلن که حالا جریان دارد و تمام اروپا را تکان داده است، بجای پرداختن به خشونت ساختاری علیه زنان و تلاش برای یافتن راه حلهایی علمی و اجتماعی، فعلا این مسئله را بعنوان چماقی قدرتمند بر فرق سر پناهجویان و مسلمان می کوبند… پرواضح است که خشونت جنسی علیه زنان برای احزاب راست افراطی و رهبران اروپا مسئله مهمی نبوده و نیست، اگر بود تابحال براحتی می توانستند راه حل ساختاری آنرا پیدا کنند… ولی مهمترین دستاورد ماجرای کلن این بود که رهبران اروپا توانستند از خشونت جنسی علیه زنان به مثابه اهرم قدرتمندی برای بسیج توده ها و بستن راههای ورودی پناهجویان و اخراج هر بیشتر آنها راه حل پیدا کنند!…

درست مثل 11 سپتامبر، ادعاهایی که هنوز اثبات نشده است عملا جهان ما را تغییر داده است! اغلب قوانین مترقی کشورهای اروپایی حتی مهمترین قوانین حقوق بشر اروپایی، دارند از بین می روند و بجایشان قوانین ارتجاعی که منافع اروپای نئولیبرالی و احزاب راست افراطی را تضمین می کنند، جانشین می شوند!…

ملاحظه می فرمائید که درجه اهمیت خشونت جنسی علیه زنان و حساسیت سیاسی با سه فاکتور بسیار ساده و موثر قابل اندازه گیری است! رنگ پوست و موی سر، محل تولد ( جهان سوم و بویژه کشورهای فقیر آفریقایی) و میزان سرمایه خوابیده در حساب بانکی!…

جشن سال نو کلن و 11 سپتامبری که در اروپا علیه پناهجویان و خارجی ها راه افتاد، برای کسانیکه مثل رهبران اروپا نمی خواهند اخبار و رویدادها را با معیارهای سه گانه فوق ارزش گذاری کنند، باید زنگ خطر راست افراطی و نئوفاشیسم را شنیده باشند!… شبحی که در تمام اروپای شرقی و غربی و آمریکا و تمام جهان سرمایه داری در گشت و گزار است!…

راستی اروپا و جهان ما به کدام سو می رود؟ بهتر است ادعاهای رهبران اروپا در باره دفاع از حقوق زنان و ارزشهای والای غربی و مسیحی و یهودی و اسلامی را با آمار و اسناد و مدارک بررسی کنیم.

در بخش بعدی به آمار تجاوزهایی که در جشن های مشابه در اروپا اتفاق افتاده است. تعداد بچه های دختر و پسری که در کلیساهای اروپایی بکرات مورد تجاوز و خشونت جنسی واقع شده اند و عکس العمل سیاستمداران ملی و بین المللی را بررسی خواهم کرد…

سر تیترهای بخش سوم عبارتند از:

داستان جشن سال نو کلن و ایرانیانی که کاسه داغتر از آش شده اند!

فرق تجاوزگران مسیحی و مسلمان در چیست؟

رل واتیکان و دولتهای اروپایی در تحمل تجاوزهایی که در کلیسا اتفاق افتاده چیست؟

در باره جمهوری اسلامی و مسئله تجاوز در مساجد و نهادهای مقدس.

مقدس ترین نهادها در حقیقت قاسدترین نهادها هستند!

انتقاد سازمانهای بین المللی و تاثیر آن در رفتار نهادهای دینی و کلیساها و رهبران سیاسی چیست؟

پناهجویان، بویژه زنان و بچه های کم سن و سال دختر و پسر، بزرگترین قربانیان تجاوز در کشور خود، در کشور همسایه و در کشورهای اروپایی هستند! خشونتی که تا ابد روح و جسم اغلب قربانیان را نابود می کند، پیامد جنگهای ویرانگری است که سود نجومی آن نصیب شرکتهای نفتی و صنایع میلیتاریستی می شود!…

**************************

پیوند بخش اول این مقاله

واقعیت معمای شب سال نو در کلن چیست؟

https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1242020222483877?notif_t=notify_me_page

ادامه دارد…

پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک:

https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/1245559428796623?notif_t=notify_me_page

احمد پوری (هلند) 14 – 01 – 2016

************************************************ منابع:

(1) Het meel in de ogen als het over wit seksisme gaat

http://www.dewereldmorgen.be/…/het-meel-in-de-ogen-als-het-…

(2) اسلواکی در واکنش به حوادث سال نو در آلمان پناهجوی مسلمان نمی‌پذیرد

http://www.dw.com/…/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D9%88%D8…/a-18966938…

(3)Wat in Keulen gebeurde kan straks ook in Nederland gebeuren

http://politiek.tpo.nl/…/wat-in-keulen-gebeurde-kan-straks…/

(4) PVV deelt ‹verzetsspray› uit aan vrouwen

http://www.nu.nl/…/4197…/pvv-deelt-verzetsspray-vrouwen.html

(5) Vluchtelingen in België leren omgaan met vrouwen

http://nos.nl/…/2079092-vluchtelingen-in-belgie-leren-omgaa…

(6) ( روزنامه فولکس کرانت تاریخ 9 ژانویه 2016 )

(7) https://rowzane.com/content/mina-ahadi/article=52115

(8)http://politiek.tpo.nl/…/wat-in-keulen-gebeurde-kan-straks…/

(9) http://prime95.nl/Persian/antifashi2.htm و http://prime95.nl/Persian/tazohorat%20antifashist.htm

(10) Onderzoek naar 13 verdachten Keulen

http://teletekst-data.nos.nl/webplus?p=133

(11) «آلمان خارجی‌های مجرم را از کشور اخراج خواهد کرد»

http://www.dw.com/…/%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%…/a-18974658

(12)http://fa.soroush.nl/%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%B2…/

(13) Aantal aangiftes Keulen toegenomen tot 516

http://www.volkskrant.nl/…/aantal-aangiftes-keulen-toegeno…/

http://www.radiofarda.com/…/f35_germany_colog…/27482430.html

(14)Onderzoek naar 13 verdachten Keulen

http://teletekst-data.nos.nl/webplus?p=133

(15) https://www.facebook.com/sunny.bergman.1/posts/10153894786434853

(16) Duits zwembad nabij Keulen weert mannelijke vluchtelingen

15/01/16, 11:08 − bron: ANP@yoursite

http://www.trouw.nl/…/Duits-zwembad-nabij-Keulen-weert-mann…

(17) Jinek toont wat er ook mis is met Keulen

http://www.joop.nl/opinies/65893

(18) Zwitsers laten asielzoekers betalen

http://teletekst-data.nos.nl/webplus?p=126

(19) Ook onze mannen kunnen viezeriken zijn

Renée Römkens en Anita Wiersma − 13/01/16, 22:19

http://www.trouw.nl/…/Ook-onze-mannen-kunnen-viezeriken-zij…

(20) Een vraag aan alle witte mannen die vrouwen willen ‘beschermen’

http://www.joop.nl/…/een-vraag-aan-alle-witte-mannen-die-vr…

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: