پرش به محتوا

بازی بزرگ برای کشیدن ایران به دام جنگ

india_876

4 ژاویه 2016. تظاهر کنندگان می خواهند وارد سفارت عربستان سعودی در دهلی نو شوند، پلیس هند راه برا بر آنها سد کرده است.

روسیه امروز- ترجمه رضا نافعی

منتشر شذه در آینده ما

بنظر مقامات برجسته آمریکائی انگیزه پنهان در پس تنش کنونی میان عربستان سعودی و ایران آنست که تلاشهای جاری برای استقرار صلح در سوریه به ثمر نرسیده است. افزون بر این اعدام نمر النمر، روحانی شیعه در عربستان، برغم هشداری که دولت آمریکا به عربستان داد، نشان آنست که نفوذ آمریکا در دربار عربستان سعودی، در لحظه حاضر تا چه حد محدود است.

گامی که عربستان پس از حمله تظاهر کنندگان ایرانی به سفارت عربستان در تهران برداشت و روابط خود را با ایران قطع کرد، ناقض تلاشهای آمریکا برای برقراری تماس بین دو کشوراست، بویژه در ارتباط با حل مسئله سوریه.

روز دوشنبه نماینده عربستان در سازمان ملل متحد گفت که دولت متبوع او در مذاکرات مربوط به سوریه روز 25 ژانویه که بنا به دعوت سازمان ملل صورت میگیرد شرکت خواهد کرد. اما در عین حال اظهارات او در مورد موفقیت احتمالی مذاکرات توام با خوش بینی نبود.

بنا به گزارش خبرگزاری رویتر، مقامات دولتی آمریکا معترف هستند که قطع رابطه میان عربستان و ایران از امکان موفقیت روند صلح کاسته است. بگفته یک مقام آمریکائی به رویتر»قطع رابطه میان ایران و عربستان پیش برد روند صلح سوریه را بسیار دشوارتر می سازد». و بگفته یک مقام دیگر » واضح است که روند صلح سخت آسیب پذیر شد».

فروش تسلیحات ادامه خواهد یافت

بنظر مقامات کنونی دولت آمریکا و نیز کسانی که در گذشته مصدر امور بودند علائق مشترک میان واشنگتن و ریاض بیشتر از موارد اختلاف بین آنهاست. علائق مشترک عبارتند از تضمین داد و ستد نفتی، مبارزه با القاعده و سازمان موسوم به » داعش» و همچنین سفارش های خرید اسلحه . به دلیل وابستگی متقابل دو کشور به یکدیگر » نقض اساسی قراردادها» ممکن نیست.

در حال حاضر دولت های آمریکا و عربستان سعودی مشغول تدارک معامله تسلیحات دقیق هستند. مقامات نظامی و صنایع نظامی، هر دو معترفند که دو دولت در ماه نوامبر موافقت خود را با این معامله اعلام کرده اند. ارزش این قرار داد 1،3 میلیارد دلار است. مذاکرات برای خرید و فروش بمب ها و موشک هائی که عربستان برای جنگ در یمن به آنها نیاز دارد، در ماههای آینده به پایان خواهند رسید.

در محافل صنایع نظامی صحبت از معامله ای به ارزش 11،25 میلیارد دلار است که بدون برخورد با اشکال عملی خواهد شد. عربستان قصد دارد به مجتمع نظامی » لاکهید مارتین» سفارش ساختن 4 کشتی جنگی بدهد.

«میخائیل ریتر» همکار «موسسه خاور نزدیک » در واشنگتن می گوید «رئیس جمهوریها و پادشاهان بی شماری می آیند و می روند و نظامیان که عمرشان از همه بیشتر است همچنان زنده اند و بر سر کار . کارشان تازه راه افتاده است و اینبار هم ادامه خواهد یافت.»

در انتظار دوران پس از اوباما؟

برغم وابستگی شدید سعودیها به تضمین های امنیتی، کشورپادشاهی عربستان در سالهای اخیر چندین بار نشان داده است که حاضر است در عرصه امنیتی مستقل از آمریکا گام بردارد. مثلا در ماه مارس سال گذشته خیلی کوتاه به آمریکا خبرداد که همراه با همپیمان های عرب دست به بمباران یمن خواهد زد. در دسامبر 2015 عربستان خبر تشکیل ائتلاف اسلامی ضد تروریسم، مرکب از 34کشور را اعلام کرد. ایالات متحده آمریکا در میان این 34 کشور نیست.

«پاتریک کلاوسون» که او نیز همکار » موسسه واشنگتن برای خاور نزدیک » است معتقد است که سیاست کنونی عربستان حاوی پیام روشنی برای واشنگتن است. و آن این است که «اگر آمریکا برای پس راندن ایران گامی برندارد، آنوقت ریاض با اتکاء به نیروی خود دست بکار خواهد شد».

تفاهم اتمی اوباما با ایران نماد امتیاز یا «نشانه تجاری» سیاست خارجی اوباماست، عربستان مخالف این قرارداد است و اصراری هم برای پنهان کردن مخالفت خود با آن ندارد. بنظر تحلیلگری که مناسباتی نزدیک با مقامات دولتی عربستان دارد، رفتارعربستان با حکومت روبه پایان اوباما رفتار با دولتی است که به دورانی سپری شده تعلق دارد و چشم به رئیس جمهور بعدی آمریکا دوخته است.

«نواف عبید» همکار «مرکز بلفر برای علوم و مناسبات بین المللی وابسته به دانشگاه هاروارد» می گوید «هیچ انتظاری از این دولت نمی رود. وقتی اوباما از کار کنار رفت همه چیز از صفر شروع می شود.»

استدلال مفسر روزنامه نیویورک تایمز نیز چنین است که عربستان سعودی از لحاظ تاریخی برای آمریکا در موقعیت مهمی قرارداشته است. عربستان » قابل اطمینان ترین پمپ بنزین، عرضه کننده مستمر اطلاعات مخفی از ایران و وزنه با ارزشی در برابر ایران بوده است.» این مفسر در عین حال یادآور می شود که مناسبات امروزی میان دو دولت دیگر به نزدیکی مناسبات آنها در سالهای گذشته نیست. دلیل آن هم روشن است چون آمریکا با دست یابی به نفت شل دیگر چندان به نفت وارداتی وابسته نیست.

۱ دیدگاه »

  1. طبق روسیه امروز- شاهد:
    «برغم هشداری که دولت آمریکا به عربستان داد(اعدام نمیر-سپیده)، نشان آنست که نفوذ آمریکا در دربار عربستان سعودی، در لحظه حاضر تا چه حد محدود است.»
    این بمعنی ندیدن مشکل اصلی ام. آمریکا از طرف «روسیه» امروز و سایت عدالت میباشد که دچار سردرگمی در میان علت ها و معلول ها گردیده و از دیدن انبوه درخت، جنگل را نمیبینند.
    در عربستان سعودی از تعویض پیراهن مکه تا سقوط منجنیق در میان حجاج گرفته، تا خرید اسلحه از کشورهای عضو سه ابراهرم جهانی «بانک جهانی و صندوق پول…» و بخشش آن در منطقه و دست به جنایات جنگی در کشورهای دیگر زدن، تحت سناریوی سازمان جهنمی سیا، از زمان زدن چاه نفت جان راکفلر تاکنون صورت گرفته و میگیرد.
    اینکه گاهی چنین بنظر میرسد که آمریکا نفوذش در کشوری قد نمیدهد و یا کم شده است، علتش تضاد های درونی خود امپریالیسم آمریکا میباشد که لنین آنها را بروشنی ترسیم کرده است.
    نیروی محرکه اصلی این جنگ طلبی های آمریکایی و دست نشاندگانشان که تماما با شکستهای سیاسی که آمریکا برای آن بصورت ظاهر تلاش داشته است که در‌واقع سرریز تولید و سرمایه های پارک شده در بانکها که در نوبت برای ورد به چرخه تولیدی هستند و تاخیر در این ورود باعث افت نرخ سود میگردد میباشد؛
    که خود علت مادی و غیر قابل سرپیچی برای نابودی زیرساخت ها و مراکز تولیدی و مایحتاج ضروری مردم کشورهای عقب نگه داشته شده و دیگر کشورهای صنعتی بوده، تا پس از آن بتوانند سرمایه هارا از طریق بدست آوردن پروژه های صنایع و زیرساخت های مخروب شده، دوباره بکار انداخته و از افت نرخ صعودی سود جلوگیرند که این نزول نرخ و حتی عدم رشد آن خود مولد بحرانهای طولانی مدت و نظام برانداز میشود.
    عدم موفقیت و اعمال نظر در دربار عربستان از تضاد نظرات درونی خود متخصصین آمریکایی چه از نوع جمهوری خواه و چه نوع دمکراتِ (کلینتون اوباما) آن سرچشمه میگیرد، که خود متفق القول نمیتوانند تصمیم گرفته و هریک این سیاست را بسویی میکشاند. زیرا هرکدام بنوعی نابودی امپریالیسم را در ادامه سیاست دیگری میبیند و هردو هم محق هستند؛
    زیرا هرکدام این نظریات اگرهم سالهای دیگری دنبال شود، نمیتوانند از سرریز تولید جلو گیری نمایند. اگر در میان جنگ اول جهانی تا جنگ دوم- سی سال فاصله افتاد، ولی در اثر تکامل و سرعت نیروهای مولده این فاصله روزبروز کوتاه‌تر گردیده و با شگرد های مختلف هم تمام ذخایر ممکنه پستوهای خوانواده ها در جهان را هم که با آن چندی با بحران مبارزه میکردند بیرون کشیده است!
    از زمان جنگ کره تا کنون ما دایما با جنگهایی سروکار داریم که بصورت مزمن فقط نابودی زیر ساخت ها و صنایع تولیدی در دیگر کشورهارا بهمراه داشته است و نه در نابودی کامل فیزیکی کشوری که هم ازنظر سیاسی و هم ارتشی دوصد چندان ام.آمریکا بدان توانا بوده است.
    این لاعلاجی در نداشتن راه حل در جمله ی سایت عدالت:
    «بنظر مقامات کنونی دولت آمریکا و نیز کسانی که در گذشته مصدر امور بودند علائق مشترک میان واشنگتن و ریاض (درمورد فروش اسلحه) بیشتر از موارد اختلاف بین آنهاست.»؛ متبلور گشته است.
    زیرا فروش اسلحه تنها سرمایگذاری ای میباشد که کالای تولید شده قبل از ساخته شدنش نقشه نابودی خود را و نیاز جدید جهت کالاهای نوین بعدی را مانند بیماری از استعمال هروئین از پس خود می‌آورد است که سپس به خط تولیدی وارد میگردد. تخریب این نوع کالاها بسیار آسانتر بوده و از نظر سیاسی راحت‌تر و کورکننده تر برای سرمایداران، خرده بورژوازی و همرهان، از غرق کالاهای مصرفی فروش نرفته در اقیانوس ها و آتش زدن مواد غذایی و تولید گازگلخانه… و استحصال ارزش اضافه از این نوع کالاها صدها برابر بیشتر از دیگر کالاها میباشد.
    شما از دهان هیچکدام از این منتقدین کف بردهان درمورد تولید گازهای گلخانه ای از طریق استعمال و تولید این بمب ها و سلاح ها کلامی نخواهید شنید. زیرا بازار فروش سلاح های مدرن بعدی را سخت تر مینماید. آمریکا مقام اول، روسیه مقام دوم و آلمان مقام سوم و سپس فرانسه وانگلیس بزرگترین تولید کنندگان و صادر کنند گان بمب ها و ضد بمبها…و وسایل جنگی میباشند.
    این است راز تمام ناتوانی‌های ابرقدرت ابرقدرت ها که همه سرمایداران و مشاطه گرانِ آنان، از آن مانند جن از بسم الله فرار میکنند و حاضرند بهر دلیلی دست یازند تا شاید موفق گردند که از گفتن نیاز سرریز تولید بجنگ و تقسیم مجدد جهان بین انحصارها«لنین» فرار نمایند.
    اینجاست رازی که نتنها خانمها و آقایان نویسنده و برگردانان آنها، در نــگفتن این علت سعی کامل دارند، بلکه فقط نوشتن ها در باره معلولهای آن‌- که اگر آن‌ها را هزاران بار با مبارزه مرگ و زندگی برطرف کنید باز دوصد چندان تولید میگردد، صفحه ها سیاه میکنند!! زیر مبارزه با علت‌ها جایی برای ادامه سرمایداری و مرحله گندیدگی آن که امپریالیسم «لنین» باشد، باقی نمیگذارد.
    آری خانمها و آقایان شما طالب بقای نظام سرمایداری میباشید و بدین خاطر است که هر نوع انتقادی بر روسیه را خیانت به امرِ «انقلاب» مورد نظرتان یعنی همان سرمایداری با اخلاق (رقابت آزاد) که حاضر باشد «مردانه» و «برابرانه(با معرفتی لوطی منشانه)» با دیگران زندگی کنند میدانید.
    باز هم آقای سپهر سمیعی و آقای رضا نافعی دقت کنید، انتقاد من از سرمایداری و صدور اسلحه اعم از غرب و یا شرق دال بر دیدن تضاد های بین آنان و دیدن ابرقدرتی که اکنون درحال جنگی جنون آمیز و تخریب فیزیکی جهان میباشد یعنی ام. آمریکا، با همراهی اروپا، که همیشه بصورت آلیانیسی «اتحادیه» بر علیه آلیانس دیگری است، نیستم.
    زیرا هرکجا که فشار است یک قدرت ضد فشار از طرف مردم در آن کشور وجود دارد که وظیفه اصلی مردم و در درجه اول خلقهای آن، رد این فشار و جلوگیری از نابودی فیزیکی کشورشان جهت شروع انقلابی اکتبری همچون لنین است. {این نابود سازی امپریالیستی نابودی ساکنین دیگر کشورها را مد نظر ندارد، بلکه ایجاد پروژه تولیدی که احتیاج به مواد خام را در پی دارد و ایجاد موج مهاجرت نیروی کار ارزان از این کشورها بوده که بخصوص بصورت قشری مصرف کننده در این کشور ها درآورده می‌شوند و از آن‌ها سوء‌استفاده دوسره میشود که ضرورت وجودی نظام امپریالیستی آنرا ایجاب میکند یعنی استحصال ارزش اضافه و حد اقل اثبات نرخ سود؛
    در‌واقع کورتر، کر تر و نادان تر از سرمایدار وابسته، خرده بورژوازی مفتون این سرمایداران و کارگران پیرو این خرده بورژوازی در این کشورها که خواستار استفاده از این تضاد ها نبوده و همره امپریالیسم غالب اند، وجود ندارد}

    لایک

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: