بابک پاکزاد, تاریخی, سرتیتر

چاویسم در این نبرد باخت آیا می تواند خود را بازیابی و اصلاح کند؟

کریس ژیلبرت
برگردان: بابک پاکزاد
در انتخابات پارلمانی یکشنبه، شش دسامبر، چاویسم دچار تکانه ای جدی شد. قدرت این تکانه چنان است که جنبش هنوز گیج است و چرخ می خورد. اپوزیسیون ونزوئلا که به شکلی شل و ول خود را در قالب بلوک انتخاباتی تحت عنوان میزگرد اتحاد دمکراتیک سازماندهی کرده بود ، نه تنها اکثریت کرسی ها در مجلس ملی  بلکه همچنین اکثریت لازم برای فراخوان به رفراندوم ها ، آغاز اصلاحات قانون اساسی وسازماندهی مجدد بخش قضایی را بدست آورد. تبعات بلندمدت این عقب گشت و پس روی  به احتمال مهلک و فاجعه بار ، به ظرفیت جنبش چاویستی جهت حفظ نظم درونی و در عین حال نوسازی خود بستگی خواهد داشت.
در مواجهه با نتایج انتخابات، پرزیدنت مادورو در میان نخستین چهره هایی بود که به انتقاد از خود و نوسازی در چاویسم فراخوان داد. این همان چیزی است که هوگو چاوز رهبر فقید نیز تلاش کرد از طریق راه اندازی کمپین (بازنگری، اصلاح و تپش مجدد) حول و حوش پنج سال پیش به آن دست یازد. البته یک خود انتقادی جدی همیشه از جنبش بولیواری گریخته است. این مساله بیش از آن که یک مشکل اخلاقی باشد به مساله سازمان برمی گردد: کی قرار است از چه کسی و با چه نیرویی انتقاد کند؟ تاریخ، درون چارچوب سانترالیسم دمکراتیک مورد توافق جهانی چپ، مشکل تعادل میان دمکراسی و سانترالیسم را نمایان ساخته است. نقد موثر معمولا تنها زمانی شکل می گیرد که یک نیروی درونی جدید درحال ظهور باشد، نظیر گاردهای سرخ چین در اواسط دهه 60 که نوعا از سوی بخشی از گارد قدیم حمایت می شد. چنین چیزی هرگز در چاویسم رخ نداده است.
خود انتقادی همچنین باید با حقایق و فاکتها مواجه شده و بدون تعصب به تفسیر آنها بپردازد. یک حقیقت کلیدی این است که در انتخابات پررونق روز یکشنبه دومیلیون رای دهنده ی بیشتر، به جای چاویسم، بلوک اپوزیسیون را انتخاب کردند. آیا این مساله همانطور که پرزیدنت مادورو گفته است یک » جنگ اقتصادی» علیه ونزوئلا و علیه دولت اوست؟ در بهترین حالت این توضیح بخشی از مساله است. یک جنگ اقتصادی نظیر آن چه علیه سالوادور آلنده و کوبای انقلابی به راه افتاد، ضرورتا با موفقیت همراه نیست. اگر کوبا بیش از پنجاه سال و با منابعی کمتر مقاومت کرده است، پس شیوه مواجهه دولت ونزوئلا با جنگ اقتصادی که  این کشور درگیر آن است باید اشتباه باشد. مطمئنا واقعیت کلیدی این است که به رغم هشدارهای دائمی دولت درباره تهاجم های اقتصادی، آن هرگز یک استراتژی جامع برای شکست آنها مطرح نکرد. که در معنای تعریف واضح دشمن، نشانه رفتن سرفرماندهی هایش، و سپس سازماندهی اقدامات جهت کسب یک پیروزی استراتژیک است.
این حقیقت که مادورو هیچ استراتژی ای مطرح نکرد احتمالا دلیل اصلی آن است که بسیاری از رای دهندگان طبقه کارگر از جمله کسانی که تاریخا متعلق به بخش های چاویستی بودند نظیر «انرو باریو 23 » مشهور کاراکاس ، یکشنبه گذشته علیه چاویسم رای دادند. مردم ونزوئلا مقاومت و وفاداری اشان را در شرایطی که بسیار دشوارتر بوده نظیر اعتصاب و توقف کار صنعت نفت در سال2002 نشان داده اند، اما وقتی به دلیل فقدان برنامه استراتژیک رهبری ، هیچ غایتی بر این چشم انداز نیست، تقریبا برای رهبری غیرممکن است که اعتبار و فاداری طرفدارانش را حفظ کند.
به رغم وعده های دروغین میزگرد دمکراتیک مبنی بر این که رای دادن به آنها به راه حل سریع منتهی خواهد شد،طی سال آینده، مشکلات اقتصادی جدی ونزوئلا که ساختاری است و با بحران اقتصاد جهانی برهمکنشی دارند ادامه پیدا خواهد کرد . این در معنای آن است که سال 2016  – در وضعیت دو دستگی و شکاف قدرت – با نبرد بر سر این که چه کسی مسئول تداوم مشکلات اقتصادی است نشانه گذاری و مشخص خواهد شد. چاویسم این نبرد را با وضعیت نامطلوبی آغاز می کند چرا که نتایج انتخابات اخیر نشان می دهد که در حال حاضر مسئولیت به گردن آنهاست. اما به محض آن که وعده های دروغین اپوزیسیون- همراه با انشعابات داخلی و عدم وضوح و جامعیت اش و این که جز تمایلات فاشیستی و نسل کشانه چیزی برای گفتن ندارد – آشکار شود، مورد بررسی موشکافانه تر و نقد شدید از سوی توده ها قرار خواهد گرفت.
چاویسم درصدد حفظ و نجات ارزشمندترین پیشرفت ها و میراث ها یش خواهد بود. این ها شامل ماموریت های اجتماعی و دمکراسی دامن گستر است که همه مورد حمله واقع خواهد شد. ایده ها و الگوی سیاسی به همان اندازه مهم هستند. اگر میراث چاویسم می خواهد کماکان الهام بخش مردم در سراسر جهان باشد، نباید اجازه داد که آنها زیر انبانی از عقب نشینی ها و عدول از مواضع و مصالحه ها و سازش ها دفن شوند. باید به خاطر داشت که اپوزیسیون و امپریالیسم نه تنها می خواهند چاویسم را روی زمین شکست دهند بلکه همچنین می خواهند میراث آن را از ذهن ها بزدایند. که این ماموریت به بهترین وجه از طریق اضمحلال،نزول و عقب گرد جنبش حاصل می شود. درست همان گونه که جنبش سوسیالیستی اروپا نخست سوسیال دمکرات شد و بعد نه سوسیالیست بود و نه دمکراتیک. به همین دلیل چاویست ها باید برای مقاوت در برابر این استحاله و انحطاط شدیدا کار کنند حتی با به جان خریدن از دست دادن قدرت دولتی.