کتاب های انتخابی

درباره‌ی پراتیک نویسنده: مائوزِدون

 

mao_peratik_9

بخشی از این اثر: ماتریالیسم پیش از مارکس مسئله‌ی شناخت را جدا از خصلت اجتماعی انسان و تکامل تاریخی بشریت ملاحظه می‌کرد و ازاین‌رو نمی‌توانست وابستگی شناخت را به پراتیک اجتماعی، ‏یعنی وابستگی شناخت را به تولید و مبارزه‌ی طبقاتی درک کند.

مارکسیست‌ها قبل از هر چیز بر این عقیده‌‌اند که فعالیت تولیدی بشر، اساسی‌ترین فعالیت عملی و تعیین‌کننده ‏هر نوع فعالیت دیگر وی است. شناخت انسان‌ها به‌طور عمده ‏به فعالیت آنها در تولید مادی وابسته است؛ در جریان این فعالیت تولیدی انسان‌ها رفته‌رفته پدیده‌‏های طبیعت، ‏خواص و قانونمندی‌های طبیعت و مناسبات میان انسان و طبیعت را درک می‌کنند؛ آنها درعین‌حال از طریق فعالیت تولیدیِ خود، به‌تدریج و به‌اندازه‏های گوناگون روابط معین بین انسان‌ها را می‌شناسند. هیچ یک از این معلومات نمی‌تواند جدا از فعالیت تولیدیِ کسب شود. در جامعه‌ی بدون طبقه، هر فرد به‌مثابه عضوی از این جامعه با سایر اعضای جامعه تشریک مساعی می‌کند‌، ‏بین آنها مناسبات تولیدی مشخصی برقرار می‌سازد و به فعالیت تولیدی درجهت حل مسائل زندگی مادی انسان‌ها می‌پردازد. این است سرچشمه‌ی اصلی تکامل شناخت بشر.

پراتیک اجتماعی انسان فقط به فعالیت تولیدی محدود نمی‌شود‌، ‏بلکه دارای اشکال متعدد دیگری نیز می‌باشد: مبارزه‌ی طبقاتی، ‏زندگی سیاسی، ‏فعالیت علمی و هنری در یک‌کلام، ‏انسان به‌مثابه یک موجود اجتماعی در کلیه‌ی شئون زندگی عملی جامعه شرکت می‌کند. ازاین‌رو انسان نه‌فقط در زندگی مادی، بلکه در زندگی سیاسی و فرهنگی (که با زندگی مادی پیوند نزدیک دارد) نیز به‌اندازه‌های‌ گوناگون به ‌درک مناسبات مختلف بین انسان‌ها دست می‌یابد و در بین این انواع پراتیک اجتماعی‌، ‏به‌ویژه ‏مبارزه‌ی طبقاتی در اشکال گوناگون آن، برتکاملِ شناختِ انسان عمیقاً تأثیر می‌گذارد. در جامعه‌ی طبقاتی هر فرد به‌مثابه عضوی از یک طبقه‌ی معین زندگی می‌کند و هیچ فکر و اندیشه‌ای نیست که بر آن مهر طبقاتی نخورده ‏باشد.

برای دسترسی به متن کتاب:

http://www.shouresh-iran.com/2015/12/blog-post_30.html