سرتیتر

دامنه اسلام عربستان سعودی و رشد تروریسم اسلامی

از نیم قرن پیش عربستان سعودی با میلیاردها درآمد نفت اسلام تحمل ناپذیر خود را به سراسر جهان صادر و با اینکار از افراطگری حمایت می کند.

راینِر هِرمان

ترجمه توسط  حميد بهشتي

منتشر شده در تلاکساکالا

عربستان سعودی دو محصول را بیش از هر چیز صادر می کند: نفت و اسلام. نفت خام عربستان سعودی روغن گریس اقتصاد جهان است. اما اسلام عربستان سعودی خطری است برای صلح جهانی. بیش از نیم قرن پیش سلطان نشین مزبور آغاز به صدور اسلام عقب گرا و تحمل ناپذیر خویش نمود. عقب گراست زیرا از الگوی مسلمانان اولیه تبعیت و قرآن را فقط با تکیه بر معانی واژگان تفسیر می کند و تحمل ناپذیر است زیرا طرفداران تفاسیر دیگر را کافر قلمداد می نماید که باید با آنها مبارزه کرد. مبلغان اینگونه اسلام وهابی از زمان ایجادش در قرن 18 میلادی، بدان به مثابه تنها اسلام حقیقی می نگرند که به نظر آنها تنها دین حق است.

نتیجه ی آن مصیبت بار است. از یک قرن پیش دعوت تهاجم آمیز سعودی ها هر ساله با میلیاردها دلار درآمد نفت تأمین می گردد. آنها با تفاهم دینی در جهان اسلام مخالف اند. همچنین با سنی های سکولار، با اهل تصوف وشیعیان و البته با سایر ادیان نیز. این تهاجم سعودی ها موجب رشد دینی و ایدئولوژیک ترور فعلی تحت لوای اسلام گشته است. با اینکه عربستان سعودی از نیروهای شبه نظامی خلافت اسلامی که به نظام سلطنتی سعودی اعلام جنگ نموده است مستقیما حمایت نمی کند، اما خود، بوجود آورنده ی هیولای مزبور می باشد. زیرا خلافت اسلامی به جز ادامه ی به شدت خشونت بار اسلام وهابی نیست.

مبارزه بر سر سلطه بر جهان عرب

به گفته ی سلمان رشدی از جمله بزرگترین اشتباهات غرب این باورِ نادرست می باشد که رژیم سعودی به ما (غربی ها) به نظر دوستانه می نگرد. زیرا در نظر او عربستان در واقع مسئول گسترش اسلام افراطی به گونه ی وهابیت است: «این تفکر جریان بسیار کوچکی در میان اهل سنت بود تا اینکه سعودی ها آغاز نمودند با درآمد نفت خود وهابیگری را در سراسر جهان تبلیغ نمایند».

جنگ سرد زمینه ی تقویت عربستان سعودی را فراهم ساخت. از پایان دهه 50 جمال عبد الناصر در مصر با سیاست پان عربیسم و سوسیالیسم عربی اش اعراب را شیفته ی خود نمود. او با اتحاد جماهیر شوروی متحد گشت و در جنگ داخلی یمن در سال 1962 از جمهوری خواهان انقلابی حمایت نمود. مصرِ چپگرا و عربستان سعودیِ به شدت محافظه کار در یمن در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و بر سر حاکمیت بر جهان عرب با هم به مبارزه برخواستند. علاوه بر آن دربار سلطنتی سعودی از این بیم داشت که افکار سوسیالیستی که به شیعیان استان جنوبی نفت خیر آن کشور رسیده بود، جای پا بیابد. پس از یک سال حزب سوسیالیستی بعث در عراق قدرت را به دست گرفت.

عربستان سعودی دست به کار شد. شاهزاده فیصل که ولیعهد بود کنفرانسی را در سال 1962 برای مبارزه با جدایی دین از دولت و ناسیونالیسم عربی ناصر، دو خطر عمده برای دربار سعودی ، در مکه تشکیل داد. حاصل آن، فکر ایجاد «رابطه عالم اسلامی» بود که تبدیل به مهم ترین وسیله در خدمت نشر برداشت اسلام سعودی در جهان گشت. بنای مساجد، مدارس و مراکز فرهنگی اسلامی، حمایت از پروژه های ویژه جوانان، حمایت از امو اسلامی در سراسر جهان و انجام کمک های انساندوستانه. قرار شد در همه جا جوامع اسلامی مطابق مدل سعودی ایجاد گردد. یکی از دست و دلبازترین حامیان رابطه عالم اسلامی از همان آغاز کار سلطان فعلی عربستان، سلمان بن عبدالعزیز السعود بود.

افراطی شدن جوانان عربستان سعودی

در مقابل ناسیونالیسم عربی ناصر، سلطان فیصل تازه ترین شعار خویش، «همبستگی اسلامی» را قرار داد و برنامه ی آن را 4 سال پس از به قدرت رسیدن خود در سخنرانی حج سال 1968 بدین قرار اعلام نمود: «ما خواهان تجدید حیات اسلامی بدون ناسیونالیسم، قوم و حزب گرایی، اما با دعوت به اسلام و جهاد برای دفاغ از دینمان هستیم». در این زمان عربستان سعودی قدرت رهبری در میان اعراب بود و ناصر با شکستی که در جنگ شش روزه در سال 1967 از اسرائیل خوده بود با سرافکندگی موقعیت رهبری در جهان عرب را از دست داده بود. هنگامی که دو سال بعد در بیت المقدس مسجد الاقصی به آتش کشیده شد، سلطان فیصل دیدار سران کشورهای اسلامی را اعلام کرد که به تضعیف بیشتر جنبش سکولار ناصر منجر گشت. نتیجه این دیدار، ایجاد «سازمان کنفرانس اسلامی» بود که امروزه بدان «کنفرانس همکاری های اسلامی» گفته می شود که به خاطر اتحاد کشورهای اسلامی تشکیل گشته و دومین وسیله ی عربستان سعودی برای ایجاد نفوذ خود بر سایر کشورهای اسلامی وبر جهان اسلام می باشد.

ein-ueberblick-islamische

علامت های رنگی در نقشه: (سرخ) مراکز اسلامی و مدارس، (سفید) شعبات، (نارنجی) دانشگاه اسلامی ابن سعود در آمریکا ISA،

(زرد) سازمان جهانی جوانان مسلمان WAMY، (آبی) سازمان امداد اسلامی IIRO

در دهه 1970 عربستان سعودی زیربنای فعالیت های سال های بعد را پی ریزی نمود. به گفته ی اولریکه فرایتاک، رئیس مرکز شرق مدرن در برلین که یکی از بهترین کارشناسان عربستان سعودی است «سلطان فیصل علمای وهابیت را در نظام اداری کشور جذب نمود وبرای این کار در سال 1972 شورای علمای اعلای دین را تأسیس کرد». به موازات آن نظام آموزشی اسلامی به شدت تقویت گشته و همین موجب تقویت افکار افراطی در میان جوانان گشت. باید توجه داشت که از سال 1973 بیکاری در عربستان فزونی یافته بود، زیرا میزان کارگران خارجی از کمتر از 10 درصد در سابق به بیش از 30 درصد رسیده است.

دانشگاه در خدمت حکومت

به میمنت بالا رفتن سریع بهای نفت، عربستان از 1973 بدین سو قادر گشته است بابت مخارج «همبستگی اسلامی» سالانه 5 درصد درآمد نفت را هزینه نماید. در این هزینه کمک هزینه تحصیل دانشجویان خارجی در دانشگاه مدینه نیز محسوب است که در 1961 در مقابل دانشگاه الازهر قاهره که قریب به یک هزار سال مهم ترین آموزشگاه علمای اهل سنت به حساب می آید، ایجاد گشت. از جمله اصول کار دانشگاه اسلامی مدینه این است که برای تربیت دانشجویان سراسر جهان و نشر رسالت اسلامی در دنیا بکوشد. به گفته تاریخدانی از اهالی مجمع الجزایر کومور بنام چنفی احمد، دانشگاه مزبور نقش خویش را در سیاست خارجی سلطان فیصل بخوبی ایفا نمود. در این میان اسلام سعودی در تربیت اسلامی نیز نقش رهبری را بر عهده گرفته است.

هیئت هایی از این دانشگاه از زمان تأسیس آن تا کنون به افریقا رفته و جوانانی را برای دادن مخارج تحصیلی انتخاب و به جمعیت های اسلامی کمک مالی می دهند. آنها همچنین مکان هایی را برای محل کار فارغ التحصیلان این دانشگاه در آن کشورها برگزیده و رهبران اسلامی آن ممالک را به عربستان سعودی دعوت می نمایند. در آغاز به طور عمده دانشجویان افریقایی، شبه جزیره هند و اندونزی برای تحصیل به مدینه می رفتند. و پس از خاتمه تحصیل بعنوان مبلغ و فرستادگان عربستان سعودی به کشورهای خویش باز می گشتند. پس از حمله نیروهای شوروی به افغانستان در دسامبر 1979 بود که آسیای مرکزی و پاکستان در دامنه کار تبلیغاتی دانشگاه مدینه قرا گرفتند.

تبلیغ جهانی هویت حقیقی اسلام

 از زمان تأسیس این دانشگاه در 1961 شمار 45000 کادر دینی از 160 کشور گیتی در آنجا تحصیل کرده اند. علاوه بر آن 10000 دانش آموز و دانشجوی دیگر نیز در مؤسسات آموزشی خارج از عربستان و در داخل نیز تحصیل نموده اند. دانشگاه اسلامی ابن سعود نیز که در 1974 تأسیس گشته است، شعباتی را در امارات متحده عربی، اندونزی، مالزی، جیبوتی، ژاپن و ایالات متحده آمریکا ایجاد و برای ایجاد «هویت حقیقی اسلامی» فعال نموده است.

اینها همه ی مؤسسات عالی تعلیماتی در خارج نیستند که به کمک و خواست عربستان سعودی تأسیس گشته اند. در سال 1991 دانشگاه سلطان فیصل در چاد آغاز به کار نمود و پیش از آن نیز در سال 1980 در پاکستان توسط سازمان کنفرانس اسلامی و رئیس سازمان جاسوسی آنزمان عربستان سعودی، ترکی الفیصل السعود، دانشگاه اسلامی اسلام آباد تأسیس گشت. دانشگاه مزبور در زمان جنگ افغانستان محل مراجعه بسیاری از جنگندگان عرب برای جهاد بود.

دلائل صدور اسلام سعودی

جنگ داخلی اعراب میان عربستان سعودی و مصر محرک صدور اسلام سعودی گشت. سه واقعه در سال 1979 در بار سعودی را تحریک به این کار نمود. آغازِ آن در ماه فوریه، انقلاب اسلامی ایران بود و تهدید رهبر انقلاب، خمینی، به صدور اسلام انقلابی شیعی به کشورهای سلطنتی محافظه کار سنی. سپس در 20 نوامبر که روز آغازین صده 1400 بود صد تن از وابستگان خطیب افراطی جهیمان العتیبی مسجد بزرگ مکه را اشغال و داعی سرنگونی خاندان غیراسلامی و فاسد السعود گشتند.

جهیمان یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه اسلامی مدینه و شاگرد عبدالعزیزبنِ باز که در سال 1994 مفتی اعظم عربستان سعودی گشت، از عقب گراترین علمای سعودی در قرن بیستم است. جهیمان از استاد خویش در سال 1974 روی برتافت زیرا او را عامل خاندان ابن سعود می دانست. اشغال مسجد اعظم، حقانیت اسلامی دربار ابن سعود را به زیر سئوال برد. بیت سلطان می توانست در مقابل آن با تساهل و مدارا عکس العمل از خود بروز دهد. اما خلاف آن واقع شد. به علما قدرت بیشتری داده و دست آنها را در تصمیم گیری ها باز نمود، نظام آموزشی را بیش از پیش اسلامی نمود و به پلیس ارشاد اختیارات بیشتری داده شد.

علاوه بر آن دربار سعودی معترضین افراطی را به خارج صاد نمود: افراطیون مزبور می بایست نیروی خویش را در افغانستان صرف می کردند و رهبری عربستان سعودی تصور می کرد با حمایت از جنبش های افراطی در ممالک دیگر دارای حقانیت جدیدی در مقام رهبری اسلام خواهد گشت. ده ها هزار جهادگرای عرب به افغانستان عزیمت نمودند و از آنجا به سایر کشورهای درگیر بحران سرازیر گشتند، به کشمیر، چچن، الجزایر و بوسنی.

میان کمک انساندوستانه و حمایت از ترور

این در حالیست که جهادگرایان از بنیادهایی بهره می بردند که عربستان سعودی ده ها سال پیش تر بوجود آورده است. از جمله «سازمان امداد اسلامی» که بعنوان یکی از سازمان های زیرین رابطه عالم اسلامی تأسیس گشت. از مهمترین اعانه دهندگانِ آن وزیر دفاع پیشین عربستان، سلطان بن عبدالعزیر السعود و سلطان فعلی سلمان بن عبدالعزیز السعود می باشند. سازمان امداد اسلامی رسماً در خدمت یاری مردم بوده، بسته های کمکی ارسال و خانه های یتیمان را می گرداند. همچنین هزاران مسجد بنا کرده و ده ها مدرسه ساخته است. برخی از 80 دفترِ آن در جهان از گروه های تروریست حمایت نموده اند. برای نمونه محمد جمال خلیفه که یکی از باجناق های بن لادن است از سال 1994 شعبه ی این سازمان در فیلیپین را برای استتار فعالیت گروه تروریستی ابوسیاف استفاده نمود. وی پیش از آن حمله کنندگان به مرکز تجارت جهانی در سال 1993 را تأمین مالی نموده بود.

کمیسیون بررسی حملات 2001 به برج های دوقلو در کنگره آمریکا به این نتیجه رسید که «سازمان جهانی جوانان مسلمان» که در سال 1972 تأسیس گشت نیز از ترور اسلامی آشکارا حمایت کرده است. سازمان مزبور در 56 کشور جهان دارای شعباتی بوده، پروژه های جوانان را سازماندهی و تأمین کننده مالی تحصیلات در آموزشگاه های عربستان سعودی می باشد. سازمان جوانان مزبور در سراسر گیتی مدارس، بیمارستان ها و خانه های یتیمان را اداره می نماید. وزارت دارائی آمریکا در ژوئیه 2005 اعلام نمود، اگر هم عربستان سعودی اکنون علیه تروریست ها اقدام می کند، هنوز هم مبالغی پول از طریق رابطه عالم اسلامی و سازمان جهانی جوانان مسلمان به سازمان های تروریستی پرداخت می شود.

پناهگاه جهادگرایان در آلبانی

سازمانی دیگر «بنیاد حرمین» است که به رابطه عالم اسلامی متعلق بوده و بیش از هزار مسجد بنا و 13 میلیون کتب اسلامی پخش نموده است. بنیاد مزبور اکنون دیگر منحل گشته است زیرا دستگاه ها و امکاناتش را در اختیار سازمان های تروریستی قرار داده بود. به همین جهت نیز مجبور بوده است در سال 2002 دفتر خود در بوسنی را ببندد. بوسنی در بالکان یکی از مراکز تبلیغاتی عربستان سعودی بوده است. عربستان سعودی و رابطه عالم اسلامی برای آموزش مربیان دینی در سراسر بالکان دانشکده ی ملک سلمان را در شهر بیهاج بنا نمودند. در دفتر «سازمان تعاون» متعلق به عربستان سعودی در سارایوو تصاویری یافته شده است که مؤید  ترورهای 1998 و 2001 بوده اند.

عربستان سعودی در سایر کشورهای بالکان و در شوری سابق نیز به اختلافات موجود دامن زده است. از جمله سلطان نشین مزبور به هنگامی که در آلبانی پس از 1992 دستگاه های دولتی رو به اضمهلان گذاشت، این امکان را یافت که کشور اسلامی مزبور را مطابق تصورات خویش سامان دهد. خطیبانی بدانجا ارسال ، بیش از 200 مدرسه ساخته و یک میلیون قرآن به زبان آلبانی در آنجا پخش کردند. جهادگرایان عرب نیز در آنجا پناهگاه و اشتغال یافتند.

در آسیا پاکستان و هندوستان گرانیگاه کار رابطه عالم اسلامی هستند. این دستگاه از مدرسه عالی جنبش پرنقوذ دئوبندی در ایالت اوتاپرادش در هندوستان که شعبه ای از اسلام وهابی است، حمایت می کند. از درون حزب جماعت اسلامی پاکستان  که متعلق به جنبش مزبور می باشد طالبان افغانستان سر در آورد.

خطبای نفاق افکن سیار سعودی

مساجد و مدارس، سخت افزاری هستند که توسط آنها اسلام به جهان صادر می گردد. عربستان سعودی این مکان ها را با خطبا و نوشتجات تأمین می کند. یکی از مشهورترین خطیبان نفاق افکنی که از جانب عربستان سعودی سال ها در آلمان بود، محمد العارفی است که در تویتر دارای 11 میلیون طرفدار است. وی دیگر اجازه ورود به محدوده ی شِنگِن را ندارد. این است که عربستان سعودی خطیبان سیار دیگری را که نفاق افکنی می کنند می فرستد. ادبیات معمول اسلام وهابی که عربستان سعودی پخش آنها را وظیفه خود نموده است در خدمت گفتگو و تفاهم نیست.

سلطان نشین مزبور دامنه فعالیت خویش را توسط فرستنده های ماهواره ای و سایت های اینترنتی که همه جا مجانی در اختیار مراجعین هستند گسترش داده است. بر طبق مشاهدات اولیِور رُی که از کارشناسان اسلامگرایی در فرانسه می باشد عربستان سعودی با این وسایل برنامه آموزشی مؤسسات تربیتی اسلامی را در سراسر گیتی تغذیه می کند.

به گفته ی اولریکه فرایتاک در گسترش اسلام سعودی کارگران مهاجر نیز نقش دارند. زیرا 10 میلیون کارگر خارجی در عربسان شاغل بوده و اکثر آنها از کشورهای مسلمان نشین بدانجا رفته اند. به گفته او هنگامی که آنان برای تعطیلات یا برای همیشه به کشورهای خویش بازگشت می کنند فقط پس اندازهای خویش را همراه خود نمی برند. آنها از خانواده های خویش می خواهند که به همانگونه اسلامی زندگی کنند که در عربسان سعودی هست. آنگاه اگر مسجدی که از جانب عربستان سعودی تأمین مالی شده باشد در آنجا باشد، در اینصورت آمادگی برای پذیرش اسلام سعودی افزایش می یابد.

سختی زدودن ایدئولوژی سعودی

هنگامی که فهد بن عبدالعزیز السعود در سال 1982 به سلطنت رسید گفته می شد که اصلاحگر است. اما او که اولین سخنرانی رسانه ای خویش را در دانشگاه اسلامی در مدینه ایراد نمود، برداشت و اعتقاد سلطان نشین سعودی را در یک کلام خلاصه کرد: «جهان اسلام ادامه ی راهبردی عربستان سعودی است». او برای تضمین حقانیت اسلامی خویش به جای عنوان «سلطان» از «نگهبان هر دو مکان مقدس» یعنی مکه و مدینه استفاده نمود.

سلطان فهد فقط قصرهای مجلل بنا نکرده است. وی موجب گشت جهان اسلام دنباله ی عربستان سعودی گردد. گفته می شود او بنای 1500 مسجد را تأمین مالی، 2000 دبستاان، 200 مدرسه ی عالی و 210 مرکز اسلامی را بنا کرده است. چاپخانه ای بنام او 138 میلیون قرآن را به 20 زبان به چاپ رسانده است. در اروپا 16 دانشکده بنام او وجود دارند که در آنها مطابق برنامه های آموزشی عربستان سعودی تدریس می شود.

دانشکده سلطان فهد در بن پس از ضربات تروریستی 2001 تحت نظارت پلیس مخفی آلمان قرار گرفت. بررسی کتب درسی این دانشکده نمایانگر خطرناک بودن این مؤسسه بود. از آن زمان دانشکده مزبور در حال تحلیل رفتن است. اما ایدئولوژی مربوطه در جهان حضور داشته و به این زودی ها قابل حذف نیست. به همان گونه که خلافت اسلامی که ترورِ آن متکی بر اسلام سعودی و خشونت می باشد نیز به این زودی ها قابل حذف نیست. 

با تشکر از  FAZ

مأخذ: http://www.faz.net/aktuell/politik/ausland/saudi-arabien-bereitet-den-naehrboden-des-terrors-13934322.html

تاریخ انتشار متن اصلی: 28/11/2015

نشانی این مقاله در اینترنت: http://www.tlaxcala-int.org/article.asp?reference=16767