سرتیتر

افق جنگ: آیا برای جلوگیری از آن دیر شده است؟

اساس سیاست خارجی آمریکا این است که متعهد به جلوگیری از ظهور قدرت هایی است که قادر باشند اقدامات یک جانبه واشنگتن را محدود سازند. توانایی روسیه و چین برای انجام چنین کاری، هر دو آن ها را هدف می سازد… برای روسیه، پاسخ مسئولانه به تحریکات به یک تعهد و یا ضعف تبدیل شده است… واشنگتن مخالف تروریسم نیست. واشنگتن عمداً سال هاست که در صدد ایجاد تروریسم بوده است. تروریسم سلاحی است که واشنگتن قصد دارد  با صدور آن به جمعیت مسلمان در روسیه و چین از آن جهت بی ثباتی روسیه و چین استفاده نماید… واشنگتن با انکار تمام مسئولیت ها، از عدم  پاسخ قاطع روسیه در همان لحظه به این حمله، که ترکیه در قبال آن عذرخواهی نکرد، برای اطمینان خاطر اروپا استفاده کرد و اعلام نمود که روسیه یک ببر کاغذی است. فاحشه های رسانه ای غرب در بوق و کرنای خود ادعا کردند که: «روسیه یک ببر کاغذی است.»… بدون شک، واشنگتن جهان را به سوی روز قیامت سوق می دهد، و اروپا به واشنگتن کمک می کند. عروسک های خریده و پرداخته شده توسط واشنگتن در آلمان، فرانسه، و انگلستان یا احمق، و بی اعتنا هستند، و یا ناتوان از فرار از چنگال واشنگتن. اگر روسیه نتواند اروپا را از خواب بیدار کند، جنگ اجتناب ناپذیر است.

usa_russia

افق جنگ: آیا برای جلوگیری از آن دیر شده است؟

نوشته: دکتر پل کریگ رابرتز

برگردن: آمادور نویدی

یک درس از تاریخ نظامی این است که زمانی که لشکرکشی برای جنگ شروع شود، تنها یک حرکت نظامی خاص خود لازم است و دیگر قابل کنترل نیست.

این ممکن است همان چیز ناشناخته ای باشد که در برابر چشمان ما درحال وقوع است.

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در سخن رانی ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ خود به مناسبت ۷۰مین سالگرد سازمان ملل متحد، اظهار داشت که روسیه دیگر نمی تواند شرایط امروز جهان را تحمل کند. روسیه دو روز بعد به دعوت دولت سوریه جنگ علیه داعش را آغاز نمود.

روسیه به سرعت موفق به تخریب انبارهای سلاح داعش شد و در پس گرفتن تصرفات داعش  به ارتش سوریه کمک کرد. روسیه هم چنین هزاران تانکر نفتی داعش را نابود کرد که محتویاتش موجب تأمین مالی داعش از طریق حمل نفت به سرقت رفته سوریه در ترکیه به خانوده گانگستر فعلی فروخته می شد، که بر ترکیه حکومت می کند.

واشنگتن با قاطعیت روسیه غافل گیر شد. از ترس این که این اقدام قاطع موفقیت آمیز سریع روسیه دست نشاندگان ناتویی واشنگتن را از ادامه حمایت در جنگ واشنگتن علیه اسد و استفاده واشنگتن از دولت عروسکی در کیف جهت فشار بر روسیه دل سرد کند، واشنگتن ترتیبی داد که ترکیه یک هواپیمای جنگنده بمب افکن روسی را سرنگون کند، علی رغم توافق بین روسیه و ناتو که در منطقه پرواز عملیات روسیه در سوریه، هیچ برخورد هوایی صورت نخواهد گرفت.

واشنگتن با انکار تمام مسئولیت ها، از عدم  پاسخ قاطع روسیه در همان لحظه به این حمله، که ترکیه در قبال آن عذرخواهی نکرد، برای اطمینان خاطر اروپا استفاده کرد و اعلام نمود که روسیه یک ببر کاغذی است. فاحشه های رسانه ای غرب در بوق و کرنای خود ادعا کردند که: «روسیه یک ببر کاغذی است.» (وال استریت ژورنال)

http://www.wsj.com/articles/turkey-shoots-down-a-paper-tiger-1448406008

واشنگتن از عدم پاسخ قاطع روسیه به این اقدام تحریک آمیز، جهت اطمینان خاطر اروپایی ها استفاده کرد، که هیچ خطری برای ادامه فشار بر روسیه در خاورمیانه، اکراین، گرجستان، مونته نگرو، و جاهای دیگر وجود ندارد. حمله واشنگتن بر ارتش اسد جهت تقویت این باور در دولت های اروپایی استفاده شد، که رفتار مسئولانه روسیه برای جلوگیری از جنگ، نشانه ای از ترس و ضعف است.

معلوم نیست که تا چه اندازه ای دولت های روسیه و چین درک می کنند که سیاست های مستقل و مجدداً تصدیق و تصحیح شده آن ها در ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵ ، برای واشنگتن هم چون «تهدیدی اساسی» جهت هژمونی آمریکا به شمار می رود.

اساس سیاست خارجی آمریکا این است که متعهد به جلوگیری از ظهور قدرت هایی است که قادر باشند اقدامات یک جانبه واشنگتن را محدود سازند. توانایی روسیه و چین برای انجام چنین کاری، هر دو آن ها را هدف می سازد.

واشنگتن مخالف تروریسم نیست. واشنگتن عمداً سال هاست که در صدد ایجاد تروریسم بوده است. تروریسم سلاحی است که واشنگتن قصد دارد  با صدور آن به جمعیت مسلمان در روسیه و چین از آن جهت بی ثباتی روسیه و چین استفاده نماید.

واشنگتن از سوریه، مانند اکراین، برای نشان دادن ناتوانی روسیه نزد اروپا – و چین استفاده می کند، چون که یک روسیه ناتوان برای چین به عنوان یک متحد، جذابیت کم تری دارد.

برای روسیه، پاسخ مسئولانه به تحریکات به یک تعهد و یا ضعف تبدیل شده است.

به عبارت دیگر، واشنگتن و ساده لوحی دست نشاندگان اروپایی او، بشریت را در یک موقعیت بسیار خطرناک قرار داده اند، چون که تنها انتخابی که برای روسیه و چین باقی مانده است قبول بردگی  برای آمریکا و یا آماده شدن برای جنگ است.

باید به پوتین که برای جان انسان ها بیش تر از واشنگتن و دست نشاندگان اروپایی او احترام می گذارد، و از پاسخ به تحریکات نظامی اجتناب می ورزد، احترام قائل شد. با این حال، روسیه باید کشورهای عضو ناتو را آگاه سازد که همراهی آنها با  تجاوزات واشنگتن علیه روسیه عواقب وخیمی خواهد داشت. برای مثال، دولت روسیه می تواند تصمیم بگیرد که انرژی(نفت و گاز) خود را به کشورهای اروپایی که عملاً در موقعیت جنگ با روسیه هستند، نفروشد. با فرا رسیدن فصل زمستان، دولت روسیه می تواند اعلام نماید که روسیه به کشورهای عضو ناتو، انرژی نمی فروشد. روسیه از نظر مالی ضرر می کند و پول از دست می دهد، اما این ارزان تر از از دست دادن حاکمیت یک کشور و یا وقوع یک جنگ است.

برای پایان دادن به درگیری در اکراین، و یا تشدید آن به سطحی فراتر از تمایل اروپا، روسیه می تواند درخواست های استان های جداشده مبنی بر پیوستن به روسیه را قبول کند. برای کیف ادامه درگیری، یعنی اکراین باید به روسیه حمله کند.

دولت روسیه با مسئولیت، به پاسخ های غیر تحریک آمیز تکیه کرده است. روسیه رویکردی دیپلماتیک گرفته است، که دولت های اروپایی  سر عقل بیایند، و متوجه شوند که منافع ملی آنها جدا از منافع آمریکا و توقف توانایی سیاست هژمونیک واشنگتن است. این رویکرد دیپلماتیک روسیه با شکست خورده است. پاسخ های مکرر مسئولانه و منعطف روسیه ازسوی واشنگتن مورد استفاده قرار گرفته است تا  روسیه را به عنوان یک ببر کاغذی به تصویر بکشد، که نیازی نیست هیچ کسی از او بترسد.

ما با تناقصی باقی مانده ایم که عزم روسیه جهت جلوگیری از جنگ منجر به جنگ مستقیم می شود.

این که رسانه های روسیه، مردم روسیه، و کل دولت روسیه این موقعیت را درک می کنند، باید برای ارتش روسیه آشکار شده باشد. تمام آن چیزی که رهبران نظامی روسیه نیاز دارند انجام دهند، آن است که به ترکیب نیروهای فرستاده شده ناتو برای «مبارزه با داعش» نگاه کنند. همان گونه که جورج آلبرت نوشت:«هواپیماهای آمریکایی ، فرانسوی ها، و بریتانیایی که مستقر شده اند، جت های جنگنده ای هستند که مقصود آنها جنگ هوا- در- هوا است، و نه  جهت استفاده در حمله زمینی. جت های جنگنده مستقر نشده اند که به داعش بر روی زمین حمله کنند، بلکه جهت تهدید جنگنده های بمب افکن روسی است که پایگاه های زمینی داعش را هدف قرار می دهند.

بدون شک، واشنگتن جهان را به سوی روز قیامت سوق می دهد، و اروپا به واشنگتن کمک می کند. عروسک های خریده و پرداخته شده توسط واشنگتن در آلمان، فرانسه، و انگلستان یا احمق، و بی اعتنا هستند، و یا ناتوان از فرار از چنگال واشنگتن. اگر روسیه نتواند اروپا را از خواب بیدار کند، جنگ اجتناب ناپذیر است.

آیا نو محافظه کاران جنگ طلب احمق، و کاملاً شیطان که دولت آمریکا را کنترل می کنند به پوتین یاد داده اند که جنگ اجتناب ناپذیر است؟

 https://www.youtube.com/watch?v=9QxWYIAtCMU#action=share

درباره نویسنده:

دکتر پل کریک رابرتز، معاون وزیر خزانه داری برای سیاست اقتصادی و همکار سردبیر ژورنال وال استریت بود. او مقاله نویس هفته نامه بیزنس، خدمات اخباری هاوارد اسکریپس، و از مؤسسان سندیکا بود. او دارای چندین مقام دانشگاهی است. مقالات اینترنتی او در سراسر جهان هواداران زیادی دارد. آخرین کتاب های او انحلال اقتصادی غرب و چگونه آمریکا شکست خورد٬ می باشد.

برگردانده شده از:

War Is On The Horizon: Is It Too Late To Stop It? : http://www.informationclearinghouse.info/article43644.htm

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    تا چند روز پیش منهم با آقای کریک رایتر و برگرداننده محترم امادور نویدی هم عقیده بودم فقط باتفاوتهایی در مورد علت و معلولی که بارها از آن سخن گفته ام.
    متخصصین آمریکایی بخصوص کسانیکه مورد تایید «وال استریت» هستند دارای شم قوی و تحلیل واقع بینانه برای طبقه حاکمه آمریکا بوده ولی اکثرا از آثار دیالکتیکی لنینی بی بهره اند. آنان در زمان مارکس توقفی طولانی کرده اند.
    بارها رفقا نوشتند که «نیش عقرب نه از ره کین است» واقعا این گفته داهیانه اوضاع کنونی تمام جهان را بیان میدارد. امپریالیسم آمریکا چاره ای جز اعلام جنگ و یا اعلام ورشکستگی دولت خودرا ندارد.
    تمام آمار و ارقامی که من تاکنون بدستم رسیده حاکی از آنست که پیشگویی های لنینی مو لای درزش نمیرود و آتشفشان جنگ در اثر سرریز تولید و سرمایه های پارک شده در بانکها که نمیتوانند به چرخه تولیدی وارد گردند وعدم وجود بازار فروش، آمریکا را مجبور به جنگی جهانی، جهت تقسیم مجدد جهان مینماید. و این آتشفشان میرفت که سرباز نماید. منتها با تصمیمی که دولت آلمان گرفته است، یعنی بزرگترین کنسرنهای انرژی اروپایی با کشیدن خط لوله گاز از شمال به اروپا، تمام نقشه های آمریکایی را نقش بر آب مینماید. آمریکا بدون اروپا در مقابل روسیه و چین از نظر نظامی و از آنهم مهمتر از نظر انسانی بسیار ضعیف تر است.
    اروپا هم بدون آلمان و فرانسه چیزی ندارد که دندان گیر باشد. امپریالیسم فرتوت انگلستان صغیر در همین چندی پیش نشان داد که فهمیده است از جنگهای آمریکا چیزی بوی نخواهد ماسید و این بود که در اوان جنگ سوریه خود رااز تصمیمات آمریکا کنار کشید.
    اینها همه نشانه های خوبی هستند که نشان میدهد که باری دیگر بشریت برای مدتی از خطر جنگ جهانی دیگری جهت تجدید تقسیم جهان بین انحصارات کشورهای امپریالیستی رهاییده است.(تمام انحصارات و شرکتهای مولتی ناسیونال و ابر ملیتی که برعکس در واقعیت صاحب وطن میباشند و از طریق ارتش کشوری پشتیبانی میگردند(حتی مایکروسفت، گوگل، یاهو، اَپل… بین المللی روی محصولات خود مینویسند هرگونه کپی بدون اجازه تحت تعقیب دولت آمریکا قرار میگیرد))
    منتها این فقط تنفس کوتاهی خواهد بود و سپس این انحصارات بازسازماندهی گردیده و هیچ بعید نیست که بعنوان مثال اینتل اینساید و اَپل سر از چین در آورند و یا کرایسلر بزرگترین تولید کننده ابزار جنگی آمریکا به آلمان کوچ نموده و روز از نو روزی از نو، تا بالاخره انقلابی اکتبری بتواند در یکی از این کشورهای صنعتی که تضعیف میشود را در حلقه زنجیر پاره نماید.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.