سرتیتر

کنفرانس وحدت یا کنفرانس پراکندگی[1]

saudiarabia

رابرت فیسک

ترجمه احمد سیف

اواخر این ماه هرکس که با رئیس جمهور سوریه  بشارالاسد مخالف باشد به ریاض دعوت می شود. بایک استثنای مهم، نمایندگانی از داعش در آنجا نخواهند بود.

به گفته مطبوعات تحت کنترل دولت درعربستان سعودی حداقل 65 « شخصیت مخالف» قراراست تا قبل ازمذاکرات صلح چند جانبه درباره سوریه درسال آینده به هدفی دست نیافتنی- وحدت اعراب- برسند.  ولی کل قضیه بعید نیست همانند 70000 جنگجویان « میانه روی» دیوید کامرون گیج کننده باشد. به ما اطمینان می دهند که از سوی « مخالفان مسلح» هم نمایندگانی حضور خواهند داشت. ولی این مخالفان مسلح کیان اند؟  آیا قصابان و فرقه گرایان وابسته به القاعده تحت عنوان جبهه النصرت که از سوی منابعی درقطر تامین مالی می شوند به عنوان « میانه روهای» تازه حضور خواهند داشت؟ و سپس با « ارتش آزاد سوریه» که در عمل وجود ندارد روبرو هستیم که به یقین آماده است تا به ریاض برود- حتی اگربخواهد موجودیت خود را ثابت کند

آیا کردها حضور خواهند داشت؟ ترکها که وقت بیشتری صرف بمباران آنها می کنند تا هر گروه دیگر حتما موافقت نخواهند کرد. ایرانی ها تا به همین جا خشم خود را بیان داشته اند و مدعی شده اند که کنفرانس سعودی باعث شکست مذاکرات بین المللی دروین خواهد شد. وزیر امورخارجه امریکا جان کری ولی با کنفرانس سعودی موافقت کرده است. چرا باید واشنگتن با یک برنامه ای که یکی از متحدان « میانه رو»ی امریکا- عربستان سعودی- تهیه دیده مخالفت کند؟ ولی همان طور که نمایندگان مجلس در انگلیس اکنون دیگر می دانند همه چیز بستگی دارد به این که منظورتان از «میانه رو» چیست؟

بیچاره آلمانی ها که قرارشد 1200 سرباز ، یک کشتی جنگی، و هواپیماهای جاسوسی – درنقش بطور جدی بدون درگیری مستقیم در جنگ- به جنگ سوریه بفرستند. دیروز البته نفس نفس زنان اعلام کردند که « درکوشش برای حل درگیری های منطقه عربستان سعودی یک شریک تعیین کننده است». یک ادعای ضروری ولی خیلی پرسش برانگیز به خصوص پس از این که بخش خدمات امنیتی خارجی آلمان شدیدا به وزیر امورخارجه عربستان سعودی- محمد بن سلمان- به خاطر مداخله خون بارش در یمن تاخته است.

« یک سیاست غیر قابل کنترل مداخله» چیزی است که بخش خدمات امنیتی خارجی آلمان بمباران شورشیان شیعه هوتی را از سوی عربستان سعودی تصویر کرده است با این ادعا که شاهزاده و پدرش – سلطان تازه سلمان- می خواهند خود را به عنوان « رهبران دنیای عرب» معرفی نمایند. کار آژانش امنیتی آلمان- به گفته سخنگوی وزارت امورخارجه- این است که « به درخواست دولت برایش اطلاعات تهیه کند» نه این که « بخواهد اطلاعات در اختیار روزنامه نگاران بگذارد». این نکته ها به این معناست که ارزیابی آژانس امنیتی خارجی ازنقش عربستان سعودی درست بوده ولی متاسفانه به دست کسانی رسیده که نباید می رسید.

و بالاخره می رسیم به داعش. نظر به این که سنت وهابی فرقه گرائی آنها و خشونت شان دقیقا همان ایمان وهابی است که اساس نظرگاه عربستان سعودی در باره مذهب سنی است و نظر به این که بخش غالب منابع مالی این فرقه از سوی عربستان سعودی تامین می شود باید پرسید که چه کسی دیدگاه منحصربفرد، ناب، و خشونت بار داعش را در کنفرانس ریاض نمایندگی خواهد کرد؟

تردیدی نیست که درمقایسه با دیگر گروه های مخالف که درریاض مشارکت خواهند داشت، آنها سرسخت ترین مخالفان رژیم اسد هستند. تمایلشان به سرزدن نباید باعث شود در کنفرانس شرکت نکنند، حداقل به این دلیل که جبهه النصرت که در ریاض حضور خواهد داشت جلادهائی که گردن می زنند دارد.

بطور کلی این باید کنفرانس جالبی باشد. 20 عضو ار « ائتلاف» پاره پاره سوریه قراراست شرکت کنند به اضافه 7 عضو از داخل سوریه. ائتلاف ملی سوریه می گوید « رهبران تجارتی و مذهبی» درریاض خواهند بود. سفیر عربستان سعودی در سازمان ملل متحد، عبدالله الموالیمی تاکید دارد که « نمایندگان همه گروه های مخالفین» حضور خواهند داشت. به یقین این یعنی همه به استثنای کسانی که پذیرش شان باعث دستپاچگی زیادی عربستان سعودی خواهد شد. جوانان عضو داعش- اگر دعوت شوند- می توانند از موزه تازه ای که قراراست در ریاض احداث شود- عمدتا برای بنیان گذار باوروهابی که آنها این همه صادقانه به آن باور دارند بازدیدنمایند.   

اصل یادداشت را در این لینک بخوانید.

/

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    در اینکه منافع امپریالیستی طبقه حاکمه آلمان با هم طبقه ای های خود در آمریکا(استعمار نو) و استعمار فرتوت انگلیس و استعمارکهن فرانسه از صدو چندی سال در تضاد است برکسی پوشیده نیست که مسبب جنگ اول جهانی و سپس جنگ دوم جهانی گردید.
    ولی نباید فراموش کرد که:
    اول- در اوکراین بمحض اینکه امپریالیسم آلمان با عجله باند های فاشیستی خود را در آنجا سر کار آورد مجبور بود که در سحرگاهان همان شب، از زبان خانم وزیر جنگش فُن دِر لیَن بخود انتقاد کرده و بگوید «ما فکر نمیکردیم که اینچنین سریع جلو رود»
    دوم- در عراق در بحبه جنگ آمریکا با صدام،- آمریکایی ها هم با شلیک دو راکت به سفارت آلمان و سپس قتل رئیس همین «بخش خدمات امنیتی خارجی آلمان-برگردان آفای سیف» (توبخوان گشتاپوی جدید در کشورهای خارجی دست ساز آدنائر و ام.آمریکا) در یک مرسدس زره پوش، آلمانی در روز روشن، به محدوده تعیین شده از طرف ارباب آمریکایی به لانه گزینی و فرار مجبور کرد.
    و در مورد اول هم شبانه از طریق رئیس آمریکایی دویچه بانک «دویچه بانک آلمان اکنون دارای دو رهبر است که یکی آمریکایی و یکی آلمانی میباشد» که تصاحب کل صنایع سنگین و سبک آلمان را در سالهای ۱۹۷۰ بپایان برده بود(بکتاب جمهوری به چه کسی تعلق دارد Wem gehört den Republick مراجعه فرمایید) و تمام بیمه ها و بانکها و مؤسسات بزرگ مالی را تحت ظوابط هیئت رییسه خود داشت و هم‌اکنون دارد؛
    در اواخر سال دوهزاروشش پس از خریده شدن این بانک توسط بانک «گلدمن ساکس» آمریکایی که اکنون متعلق به هچ فوند «بلاک رک (حجرالاسود)» میباشد و این بلاک رک هم همزمان متعلق به بانک گلدمن ساکس و نیویورک تایمز… است، این بانک آمریکایی-آلمانی پرقدرت ترین قدرت اقتصادی در اروپا گردیده و طناب گردن (لاین) خانم وزیر جنگ آلمان را عقب کشید.
    پس فراموش نکنیم، تازمانیکه آلمانی ها این قدرت را از آمریکایی ها (معمولاً یا با نشان دادن یال و کوپال نظامی در اثر تعویض آلیانس(اتحادیه) امپریالیستی؛
    و یا جنگ مستقیم، هرنوع فعالیت امپریالیستی آن‌ها در جهت منافع امپریالیستی ام. آمریکا خواهد بود و صدر اعظم آلمان و وزرای کابینه وی شبانه روز، تا زیر شلوارشان از طریق آمریکایی ها اسکن و جستجو میگردد و بزرگترین مقام حکومتی آلمان خانم صدراعظم مرکل برای اجازه کمسیون پژوهش در باره این جاسوسی های رسمی گفت: «من باید از آمریکایی ها اجازه بگیرم!!».
    بیخود نبود که در آخرین چاپ اسکناس بدون پشتوانه به حجم شانزده بیلیارد دلار یعنی عدد «۱۶» با ۱۲ عدد صفر جلوی آن(برگرفته از مجله هفته-مقاله اقتصادی برگردان ابراهیم شیری) و تقسیم آن بین بانکهای آمریکایی که نیم بیلیارد دلار آن به دویچه بانک آلمان تعلق گرفت.

    آقای سیف، بازی‌های نظام های سرمایداری کنونی از ام. آمریکا گرفته تا به ایران، یعنی نظامی امپریالیستی، نــتنها بازی کثیفی است بلکه سراسر جنایت است که بدست کراواتی ها با یقه های سپید انجام گردیده آنهم با تیتل های بروفسوری و یا دکتری، امام زمانی، خود را خدا اطلاق کردن … اگر هم از ابتدا نداشته‌اند افتخارا بدانان از طرف دانشگاه های سرمایدار پرور، هدیه میشود*)؛
    که لنین در کتاب «امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحله سرمایداری» همه را تجزیه و تحلیل کرده است و برای همگان عامه فهم بیان کرده است!
    در امر برگردان مقالات موفقیت برایتان آرزو دارم.
    ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
    *)- رئیس گلد من ساکس خود را خداوند خواند و کارهای خود را کاری خداوندی دانست(Gotteswerk)، که با فشار دیگر بانکها آنرا رسما در ملا عام پس گرفت.(قبلا تـنها جرج بوش بود که بخود تیتل خدا بودن داده بود)
    . . . با احترام سپیده

    دوست داشتم

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.