سرتیتر

برنامه ۵ ساله چین برای رسیدن به یک «جامعه نسبتاً مرفه»

 

china_897

درک این‌که چرا نظر رسانه‌های چینی از برنامه، و نه نظر رسانه‌های غربی از آن، درست است، بسیار اهمیت دارد. تجزیه و تحلیل این هم‌چنین هم‌زمان خطای برخی از اقتصاددانان غربی را برملا می‌کند که می‌گویند چین به برنامه‌های پنج ساله نیاز ندارد و این‌که تعیین هدف برای رشد تولید ناخالص داخلی باید کنار گذاشته شود. برای درک این پیوند بین توسعه اقتصادی و مجموع اهداف اجتماعی، این باید درک شود که رشد درآمد سرانه از نقطه‌نظر اجتماعی بی‌طرف یا اولویت اصلی نیست، زیرا این به تولیداتی مانند آهن و سیمان منجر می‌شود. نکته کلیدی این است که رشد سرانه تولید ناخلص داخلی در پیوند با اهداف انسانی شدیداً مطلوبی مانند بالا بردن طول عمر، افزایش مصرف، و بهبود بهداشت و آموزش قرار دارد. بنایراین، چین تنها با از بین بردن فاصله‌ای که از نظر تولید ناخالص داخلی با پیشرفته‌ترین اقتصادها دارد، می‌تواند به بهترین استانداردهای زندگی ممکن برای جمعیت خود برسد.

 منبع: مارکسیسم- لنینیسم امروز

تارنگاشت عدالت

نویسنده: جان راس

۳۰ اکتبر ۲۰۱۵

پنجمین پلنوم هجدهمین کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین از ۲۶ تا ۲۹ اکتبر ۲۰۱۵ برگزار شد

تحلیل رسانه‌های غربی از پلنوم کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین تحت‌الشعاع بحث تعیین نرخ رشد ممکن قرار داشت، در حالی‌که گزارش‌های خبری فوری بر جایگزین کردن سیاست تنظیم خانواده «یک فرزند» با «دو فرزند» متمرکز بود. تفسیرهای چینی، بالعکس، به شیوه‌ای همه‌جانبه‌تر، بر اهداف برنامه برای استانداردهای زندگی، شرایط اجتماعی و محیط زیستی متمرکز بود. این هم‌چنین آن نکتۀ اصلی بود که با هدف رسمی حزب کمونیست چین برای رسیدن به یک «جامعه نسبتاً مرفه در همه جوانب» تا پایان برنامه در سال ۲۰۲۰، مشخص شد.

درک این‌که چرا نظر رسانه‌های چینی از برنامه، و نه نظر رسانه‌های غربی از آن، درست است، بسیار اهمیت دارد. تجزیه و تحلیل این هم‌چنین هم‌زمان خطای برخی از اقتصاددانان غربی را برملا می‌کند که می‌گویند چین به برنامه‌های پنج ساله نیاز ندارد و این‌که تعیین هدف برای رشد تولید ناخالص داخلی باید کنار گذاشته شود.

هدف اقتصادی مرکزی برنامه جدید، که پارامترهای کلیدی بر محور آن بنا می‌شوند، دوبرابر کردن درآمد چین، و نتیجتاً دوبرابر کردن مصرف بالقوه جمعیت شهری و روستایی آن در ۲۰۲۰- ۲۹۱۰ است. این اساساً دو برابر شدن تولید ناخالص داخلی را لازم دارد.

اما رسیدن به یک «جامعه نسبتاً مرفه» تنها دربرگیرنده یک هدف برای درآمد و مصرف نیست، بلکه توسعه آموزش، بهداشت، بهبود محیط زیست و دیگر عوامل استراتژیک را نیز شامل می‌شود. همان‌طور که ژی جین‌پینگ تأکید کرد اجرای سیزدهمین برنامه پنج ساله در واقع نخستین نشانه کلیدی توسعه همه‌جانبه چین است: «ما هدف‌های تکمیل ساختمان یک جامعه نسبتاً مرفه را در همه جوانب تا صدمین سالگرد تشکیل حزب کمونیست چین در سال ۲۰۲۱ و ساختن چین به مثابه یک کشور سوسیالیستی مدرن را که مرفه، نیرومند، دمکراتیک، از نظر فرهنگی پیشرفته و متجانس باشد تا صدمین سالگرد تشکیل جمهوری خلق چین در سال ۲۰۴۹، برای این‌که رؤیای چینی احیای ملت چین تحقق باید، مشخص کرده ایم.»

در این چهارچوب کلی، رشد تولید ناخالص داخلی اهیمت دارد-اما به مثابه یک وسیله و نه یک هدف. رسیدن به رشد تولید ناخالص داخلی، در شرایطی که اقتصاد چین نسبت به گذشته بسیار پیشرفته‌تر است، مستقیماً اولویت‌های اقتصادی جدید برنامه، مانند تولید صنعتی پيشرفته، نوآوری، ادغام اینترنت با دیگر بخش‌های اقتصادی و استفاده از «داده‌های بزرگ» را تعیین نمی‌کند. بلکه رشد اقتصادی صرفاً یک وسیله ضروری برای رسیدن به اهداف انسانی و ملی گسترده‌تر است.

برای درک این پیوند بین توسعه اقتصادی و مجموع اهداف اجتماعی، این باید درک شود که رشد درآمد سرانه از نقطه‌نظر اجتماعی بی‌طرف یا اولویت اصلی نیست، زیرا این به تولیداتی مانند آهن و سیمان منجر می‌شود. نکته کلیدی این است که رشد سرانه تولید ناخلص داخلی در پیوند با اهداف انسانی شدیداً مطلوبی مانند بالا بردن طول عمر، افزایش مصرف، و بهبود بهداشت و آموزش قرار دارد. بنایراین، چین تنها با از بین بردن فاصله‌ای که از نظر تولید ناخالص داخلی با پیشرفته‌ترین اقتصادها دارد، می‌تواند به بهترین استانداردهای زندگی ممکن برای جمعیت خود برسد.