سرتیتر

امپریالیسم عریان مداخلات بشردوستانه

usa_milit

اجامو باراکا

احمد سیف

شماری از منتقدان من از چپ و راست دربرخورد به مقاله من « سوریه و رسوائی مداخلات بشردوستانه»[if !supportFootnotes][1][endif]آن را محکومیت نسنجیده و غیر ضروری سیاستی دانسته اند که ابزار ضروری را در اختیار جامعه بین المللی می گذارد تا ازحقوق بشر حمایت کرده و جان های بی گناه را نجات بدهد.

ولی تصمیم اخیر دولت اوباما برای افزودن برریسک در سوریه با درگیری بیشتر و مستقیم نظامی تز اولیه مرا تائید کرده است که مداخلات بشردوستانه اتفاقا ربطی به مسائل بشر ندارد و درواقع یک ابزار تبلیغاتی است که « به دولت امریکا پوشش کامل ایدئولوژیک و منطقی  درونی می دهد تا به عنوان « ژاندارم» جهانی نظام سرمایه داری به کارش ادامه بدهد».

بنگرید به درامای مدیریت شده ای که هفته گذشته در واشنگتن شاهدش بودیم وقتی قرارشد سیاست تازه امریکا درسوریه اعلام شود.  دریک بازسازی غیر واقعی از فرایندی که به جنگ غیر قانونی درعراق منجر شداین روشن شد که درحالی همگان منتظر بودند تا نتایج جلسات اعضای ارشد دولت اوباما اعلام شود که گفته می شد درحال بحث در باره مرحله بعدی سیاست امریکا در سوریه هستند، فهمیدیم که اتقاقا تصمیم به این که بطور مستقیم در جنگ داخلی سوریه مداخله کنیم چند هفته پیش گرفته شده است. به این ترتیب جلسه هفته گذشته در واقع یک تاتر سیاسی بود تا دولت امریکا « یافته هایش» را درباره استفاده دولت سوریه از سلاح شیمیائی اعلام کند . همان طور که یکی از مسئولان گفت سلاح شیمیائی « توجیه تازه ای برای مداخله» فراهم کرده است.

بابازنگری درباره فریب « سلاح کشتارجمعی» دولت امریکا « تائید کرد» که نیروهای سوری از سلاح شیمیائی استفاده کرده اند که باعث مرگ بیش از 100 تن از 90000 هزارتنی شد که دراین درگیری ها کشته شده اند. یدون هیچ سند و هیچ تائیدیه از سوی مقامات مستقل،دولت اعلام کرده است که خود را موظف می داند تا بطور مستقیم دراین درگیری ها شرکت نماید برای این که مردم سوریه را از دست حکومت آدم کش شان نجات بدهد.

ولی بطور چشمگیری بخش عمده ای از مردم امریکا تا به حال این طرح تازه دولت را باورنکرده اند. احتمالا به خاطر سخت گیری های اخیر دولت روی روزنامه ها برخلاف وضعیتی که قبل از حمله به عراق وجود داشت این روزنامه ها بصورت مبلغان خیلی جدی مواضع دولتی درنیامده اند. احتمالا تا حدودی توضیح می دهد که چرا بعضی از روزنامه های جریان اصلی درامریکا حداقلی از اطلاعات و تحلیل درگیری سوریه را اجازه می دهند تا به مردم امریکا از یک نظرگاه انتقادی عرضه شود. می توانم به اطلاعاتی اشاره کنم که اگرجه دراختیار مردم بقیه دنیا هست ولی درامریکا این چنین نبود. برای مثال این واقعیت که اکثریت مردم سوریه از جمله اکثریت مسلمانان سنی- از دولت حمایت می کنند چون از فتاتیک های مذهبی که برای « رهائی» اینها وارد کشور شده اند واهمه دارند. به جای این که کشتار روزافزون مردم دراین درگیری را به حساب عملیات آدمکشانه دولت سوریه بگذارند، بعضی روزنامه ها شواهدی ارایه داده اند که سربازان دولت سوریه و مردم عادی هوادار دولت درواقع 43.2% از کسانی هستند که کشته شده اند.

یک خبر کوچک دیگر که نشان دهنده تغییر کوچکی است در شیوه اطلاع رسانی درگیری سوریه به مردم امریکا اتفاق افتاده این که اخیرا نیویورک تایمز نتایج یک نظرپرسی شدیدا انتقادی از مواضع دولت امریکا درباره سوریه را منتشر کرده است. درنوشته ای که همراه آن منتشر شد آمده است که رئیس جمهور اوباما هیچ گونه استراتژی کلی برای سوریه و برای خاورمیانه ندارد و درواقع قربانی تله های تبلیغاتی شده است که « به رهبران خارجی می گوئیم که باید بروید( بدون این که هیچ طرحی دردست باشد که آنها را به این کار مجبوربکنید) تا کشیدن خط قرمز درباره استفاده از سلاح شیمیائی و بعد اجبار به عمل کردن به تهدید».

اگرچه این خوب است که رسانه های جریان اصلی دورنمای انتقادی داشته باشند ولی این اشتباه است اگر گمان کنیم که دولت هیچ استراتژی مشخصی در باره سوریه با اهداف مشخص ندارد. پی آمد بیان این که دولت هیچ برنامه ای درسوریه ندارد و شعاردهی نادرست ولی معصومانه آنها را به تله انداخته که تصمیم به عمل بگیرند یک ادعای شناخته شده ای است درباره بی آزاری  ومعصومیت که لیبرالها اغلب چنین ادعائی دارند.

فراتر از این که در تله شعاردهی گیر افتاده باشد دولت اوباما از همان ابتدای بحران سوریه آگاهانه و بطور منظم دست به مانور زد تا واقعیت ها را به شیوه ای در بیاورد که به نفع اهداف استراتژیک اش باشد. هدف هم معلوم است تغییر توازن قوا درمنطقه علیه ایران از طریق تسلیم یا نابودی دولت سوریه. وقتی فرصتی پیش آمد، این هدف استراتژیک بود که متاثراز موقعیت استراتژیک امنیت ملی امریکا درمنطقه خاورمیانه از سوی دولت اوباما با موفقیت تمام به صورت دامن زدن به جنگ داخلی در سوریه درآمد. آن چه که نوشته نیویورک تایمز قاطی کرده است این که تصمیم گیری های تاکتیکی را درشرایط دائما در حال تغییر- برای نمونه تسلیح علنی شورشیان- با « نبودن استراتژی» یکی گرفته است.

امریکا یک فرصت استراتژیکی یافت تا طرح خود را برای تغییر رژیم درسوریه با استفاده ازافسانه هائی که درباره بهارعربی گفته می شود به اجرا دربیاورد. جنگ « موفقیت آمیز» غربی ها در لیبی،  و البته که برگ انجیرایدئولوژیکی مداخلات بشردوستانه هم هست.

 متاسفانه فعالان ضد جنگ، ضد امپریالیسم، و حقوق بشر نتوانستند استراتژی موثری برای مقابله با این جنگ طلبی ها تدوین نمایند. در نتیجه امروز با وضعیتی روبروهستیم که دولت اوباما نه فقط شیوه های تازه ای برای فریب مردم در پیش گرفته تا از جنگ حمایت بکنند، بلکه برای گیج کردن بیشتر مخالفان نمایشنامه تازه ای تحت عنوان مداخلات بشردوستانه هم به آن اضافه کرده است. به جای این که از خطر فوری- مثل این ادعای مسخره که صدام حسین ممکن است سلاح کشتار جمعی به القاعده بدهد- حرف بزنند، درمورد سوریه ضرورت مداخله تنها « بشردوستانه» است.

به همین دلیل است که ارجحیت فعالان ضد جنگ، ضد امپریالیسم و حقوق بشر درامریکا مقابله با کوشش های دولت برای طبیعی جلوه دادن جنگ است با کنار زدن پوشش اخلاقی اش یعنی مداخلات بشر دوستانه و افشای واقعیت زشت امپریالیستی اش. هیچ گروه دیگری غیر از ما نمی تواند این کار را بکند. همان طور که در قصه ها می خوانیم امپراطوری که باور کرده بود بهترین لباس را پوشیده است و هیچ یک ازرعیت هایش هم جرئت نداشتند به حقیقتی که با چشمهای خویش می دیدند- عریانی امپراطور- اعتراف کنند. حالا شده وضعیت ما باید با قاطعیت اعلام کنیم که اگرچه درجهان در پوشش افسانه مداخلات بشردوستانه می گردند ولی امپریالیسم در واقع عریان است و این عریانی هم زشت و دل ناپسند است.

این مقاله در ژوئن 2013 منتشرشده است. اصل مقاله را به انگلیسی در لینک زیر بخوانید.