سرتیتر

کودتای خزنده اولاند و شرکاء در فرنگستان – رضا خسروی

hollande_78

میان ماه من تا ماه گردون 

کودتای خزنده اولاند و شرکاء در فرنگستان  

رضا خسروی

باز جانوری حسابگر بنام « داعش »! غروب روز جمعه، 13 ام نوامبر، همین ماه جاری، در آستانه برگزاری یک کنفرانس بین المللی با حضور رهبران دهها کشور در فرانسه برای مذاکره در مورد چگونگی کنترل تغییرات جوی – با وجود کلی تدابیر امنیتی فوق العلاده… از خطوط قرمز چندین کشور کاملا محفوظ اروپای پر ستاره عبور کرد و در پاریس و حومه کشتار براه انداخت. میوه تلخ همان نهالی را که ناتوچی ها در یک سلسله از کشورهای « نا اهل »! یوگسلاوی و عراق و افغانستان و لیبی و مالی و… کاشته بودند — در ملاء عام بخورد بی خیالان فرنگستانی داد. چون می گویند که 130 نفر از شب زنده داران پاریس در این حمله تروریستی جان باختند…   

اولاند کلاش، شمشیر از روبست… مثل مرشد فقید، میتران رسوا، پتن ایست قدیمی، مسئوول شکنجه ها، قتل و کشتار استقلال طلبان الجزایری در سال های 50 و 60 سده منقضی، گویا بخاطر تضمین امنیت « هم وطنان »! با توسل به بندهای ۱۶ و ۳۶ قانون اساسی مبنی بر لزوم واگداری اختیارات تام به رئیس جمهور در زمان جنگ — گدام « جنگ »! چون جنگی که قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه بدان اشاره دارد مربوط به زمانی است که فرانسه با حمله یک یا چند دول خارجی روبرو شده باشد… خواهان برقراری نوعی شرایط اضطراری در فرنگستان شد. لشگر بوزینه های پارلمانی هم – از چپ خاویاری « اکولوژیست و سوسیالیست و کمونیست »! گرفته تا جم – هوری خواهان راست و میانه و افراطی— طبق معمول سنواتی دست از پا دراز تر، بنام « دمکراسی »! با طرح دولت جهت برقراری یک شرایط اضطراری سه ماهه در فرنگستان، موافقت کرد. لزوم استقرار حکومت نظامی را — با تشخیص اولاند جاه طلب بعنوان رئیس جمهور، مورد تائید قرار داد… 

با این حساب، پیداست که نیمچه کودتای اولاند، مدیر عامل منفور بنگاه کارچاق کنی الیزه، جنبه قانونی پیدا کرد. پس طبق « قانون »! دولت سوسیال — جاکشسیم والس اولین ضربه را زد، اعتصاب مجاز کارکنان کمپانی Air-France بر علیه اخراج ۳۰۰۰ همکاران شان را اجازه نداد. بعلاوه، اعتراضات و تظاهرات برای کارگران و زحمتکشان و روشنفکران « یاغی »! سندیکاها، برای تمام سازمان ها و احزاب انقلابی و کمونیست در ملاء عام – تا اطلاع ثانوی ممنوع شدند. همین دو روز پیش بود یک تجمع اعتراضی برعلیه کنفرانس جاری سران… در میدان جمهوری پاریس سرکوب شد.

خیلی احتمال دارد که این « اطلاع ثانوی »! مدت ها بدرازا بکشد. شاید بهمین علت شرایط اضطراری سه ماهه قابل تمدید اعلام شد. نکند که بازی تروریسم « اسلامی »! دنباله دار باشد؟ چون می گویند پلیس اطلاع موثق دارد که 20000 مرجوعی فرانسوی – جهادیست های « آرام »! بکشور خویش باز گشته و حتی از اسم و رسم و محل دقیق سکونت شان در شهرهای مختلف کشور با خبر است. خدا را شکر. ولی خودمانیم، آمدیم و این لشگر — جهادیست های « آرام »! بیش از پیش تحت فشار، در مضیقه… باز خروج کردند، بفکر انتحار افتادند؟    

این اولین بار نیست که شماری از جهادیست های فرنگستانی – آنانکه « خود سرانه »! درست در جهت استراتژی ویرانگر ناتوچی ها، یعنی به قصد تغییر رژیم و براندازی دولت سوریه، از راه ترکیه و بطور غیر قانونی وارد این کشور شده بودند… پدر خوانده منگ و بیمار و نزار، بناپارتیسم فرتوت را در سرزمین پایگاه – در خرگاه موروثی « غافلگیر »! برای اولاند عیاش، رئیس جم – هور فرانسه، بازار گرمی می کند. رابطه گوز و شقیقه. پیدا کنید پرتقال فروش را… 

اولین بار نیست که تروریسم « اسلامی »! بسیاق اشغالگران آروغ فرمانروائی می زند. نفس کش می طلبد. با ایجاد وحشت، اضطراب و آشفتگی، تنش های قومی و تباری و مذهبی، رخوت و سرخوردگی، تشدید نژاد پرستی، رونق بیگانه ستیزی… بسود ارتجاع « معصوم »! مسائل کلیدی: مثل عدم تحرک اقتصادی، بحران های جاری، تعطیل واحدهای تولیدی و بازرگانی، خدماتی و آموزشی، پس رفت اشتغال، بیکاری انبوه، کاهش مزد، افزایش قدرت خرید همگانی و… را به حاشیه می راند. 

باب طبع ضد انقلاب « مظلوم »! جلوی هر تجمع و دادخواهی، اعتراضات و اعتصابات، جلوی ترقی خواهی، رشد و گسترش بیشتر جنبش کارگری در جهان سرمایه داری را می گیرد. افکار عمومی را بسمت میلیتاریسم کور و احمقانه و افسار گیسخته امپریالیسم آمریکا و شرکاء در مناطق دور دست هل می دهد. برای استراتژی ویرانگر ناتو در خاورمیانه هوادار درست می کند. بیچاره الن گرش…   

از شما چه پنهان که تروریسم « اسلامی »! دیروز القاعده و امروز داعش… اصلا برای تضمین امنیت نوع غربی سرمایه در شرایط اضطراری علم شد. این هیولای منحط و بی قواره، قانون گریز و تولید ستیز – با چراغ سبز محافل « خوبان »! در خلوتکده های سیا شکل گرفت، طول و عرض پیدا کرد ( نقل از اعترافات مکتوب برژینسکی، از مشاوران امنیتی دائم کاخ سفید )، زیر سایه سنگین الیگارشی مالی، ایضا قانون گریز و تولید ستیز… در بستر مناسبات متداول، تقسیم کار جاری و امپریالیستی رقم خورد. 

پس پای یک ارتش حرفه ای، سیار و تمام عیار برای شرایط اضطراری در میان است، چابک و گریز پا، حاضر به یراق، تشنه نفت و گاز مجانی، مواد خام و انرژی، شیفته کار غیر، دارائی و اموال دیگران – دلار بدون پشتوانه در توبره دارد و با گرین کارت آمریکا سفر می کند. پیداست که این جانور حریص « اسلامی »! مدیون ماموران سیا، اهلی امپریالیسم آمریکا و شرکاء، بی طرف نیست، بساز پدر خوانده های نامرئی در قالب بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، سازمان تجارت جهانی… می رقصد. هوائی و در تاریکی شلیک نمی کند، با فضای زیست خود، تسلط غرب بر تولید و بازرگانی جهان هماهنگی دارد…    

سخن برسر یک شگرد استعماری « نوین »! شامورتی بازی غرب در عصر امپریالیسم، دیکتاتوری الیگارشی مالی، برسر خودکامگی سرمایه تنزیلی در اوضاع و احوال جاری جهان است. هشداری است فقط برای شرط بلاغ… فراموش نکنیم که امپریالیسم محرک مادی و تاریخی، اقتصادی و اجتماعی دارد – جدا از تمرکز عمودی ثروت و توسعه عرضی فقر در دوران معاصر، پراتیک سرمایه داری در بستر مالکیت خصوصی نیست. 

تسلط غرب بر تولید و بازرگانی جهان معاصر نه تئوریک، بلکه یک واقعیت خارجی است. تاریخ مکتوب گواهی می دهد که چطور غرب با راهزنی ها، ترور و کشتارهای نوبتی بازی را برد، از راه دوشیدن مستمر کارگران خودی، بیش از ۱۲ تا ۱۸ساعت کار در روز، خواب در بیغوله ها، از راه مصادره دارائی و اموال خلق ها و ملت های غیر خودی بر تولید و بازرگانی جهان مسلط شد. منظورم این است که تضاد اصلی دوران معاصر در تسلط غرب بر تولید و بازرگانی جهان لانه دارد. دلائل و شواهد زیادی هست مبنی بر اینکه تاریخ تسویه حساب با این نهاد منحط و بازدارنده، ماشین توطئه و  ویرانگری را در دستور کار قرار داده است…   

مارکس اولین کسی بود که اصطلاح امپریالیسم را بکار برد تا نشان دهد که تمرکز عمودی سرمایه در یک کشور واحد، منظور انگلستان در میانه سده نوزدهم میلادی است، تکامل اقتصادی، یعنی شرط لازم برای گسترش جنبش کارگری در اروپا و آمریکای شمالی را اجازه نمی دهد. فراموش نکنیم که این هشدار قابل فهم مارکس متریالیست متوجه خصلت مولد سرمایه داری است، به پیش از استقلال تمام عیار سرمایه مالی از تولید، تنزیلی از زیست جمعی انسان ها باز می گردد. تا اینکه با ادغام تدریجی سرمایه های مالی و صنعتی — بسود سرمایه مالی، هیولائی رقم خورد، قانون گریز و تولید ستیز، امپراتوری پول، دارائی « محض »! که به هیچ صراطی مستقیم نیست، از هیچ مرجعی اطاعت نمی کند و به هیچ کسی هم حساب پس نمی دهد. با کشف همین مولفه های ساختاری بود که لنین بوجود امپریالیسم بمثابه یک دوران کامل اقتصادی و نه یک سیاست خاص، پی برد و مارکسیسم را با داده های جاری و تاریخی زمان هماهنگ کرد. مارکسیسم علم نیست، بلکه یک نگرش علمی است…  

کافی است که تسلط انحصاری غرب بر تولید و بازرگانی جهان حاضر را با چشم باز بنگریم. حاوی تضاد اصلی در دوران معاصر… میراث خواران استعمار کهن به هیچ صراطی مستقیم نیستند. غرب « متمدن »! توان جنبیدن ندارد. ولی نمی گذارد که دیگران بجنبند. پس رفت را باور نمی کند. پیشرفت دیگران بر نمی تابد. هنوز در سده نوزدهم میلادی بسر می برد. امپریالیسم چموش و ویرانگر آمریکا خود را بدیل طبیعی امپراتوری رم می پندارد. لردیسم خواب فرمانروائی می بیند. بناپارتیسم بفکر فتح قاره هاست… 

همین اصطلاح احمقانه « اتحادیه بین المللی »! را در نظر بگیریم — شامل 4 یا 5 کشور غربی که فقط چند صد میلیون از هفت یا هشت میلیارد جمعیت جهان معاصر را در بر می گیرد، اصلا بی معنی، حرف مفت است. کار بجائی کشیده که مشتی میلیاردر فاسد و زائد و احمق، آمریکائی و انگلیسی و آلمانی و فرانسوی و اسرائیلی و هلندی… « پدرانه »! در مورد تمام مسائل کلیدی و استراتژیک، اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، حقوقی و آموزشی… سرنوشت تمام خلق ها، بود و نبود همه ملت ها و دولت ها، در مورد چگونگی استمرار زیست جمعی در تمام کشورها، حرف آخر را می زند: یوگسلاوی نباشد، عراق تجزیه شود، سوریه بکلی ویران گردد، اسد برود، فیدل کاسترو 59 بار ترور شود، میلوزویچ سکته کند، بمیرد، عرفات مسموم شود، چاوز نباشد، مادورو حرفی نزند، مورالس کاری نکند، موگابه مزاحم است، وحدت خلق واحد کره صورت نگیرد، کشورهای آفریقائی و آسیائی پنبه نکارند، ایران اتم نداشته باشد، تحریم شود، برزیل طیاره نسازد، هند ماشین نفروشد، این مال روسیه، آن برای چین… 

پدر عالم اگر این سگ پدر است        به چنین عالم و قبر پدرش باید رید

رضا خسروی

۱ دیدگاه

  1. طاهر says

    عالى بود رفيق٬ کم مينويسى٬ حدااقل با اين نام٬ اما وقتى مينويسى گل ميکارى· در ضمن نه دکترى٬ نه مهندس و نه استاد قلم· اما نه استاد قلم هستى٬ اما فروتن·
    موفق باشى

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.