سرتیتر

آیا امپریالیسم آمریکا قابل رفرم و تعمیر میباشد؟

پرزیدنت مرکز تحقیقات سیاسی روسیه «روستیسلاف ایستچنکو» که دارای زبان دیپلماسی چرب و نرمی است وسعی در آموزش همکاران آمریکایی خود بامتدهای مطلوب  روسی اواخر قرن گذشته را دارد؛  در خیلی جاها بشدت جر زده و بجای مائو رهبر کبیر انقلاب بورژوا دمکراتیک نوین نوع چینی، از تینگ سیائوپین نام میبرد و نظام تولیدی گذشته چین و ژاپن را در چند صد سال پیش با زمان کنونی آمریکا مقایسه کرده و همه جا از انجماد سخن میگوید؛

وی بجای آنکه از گفته‌های مارکس «تنها راه حل:  تعویضِ مالکیت وسایل تولیدی از مالکیت خصوصی به مالکیت اجتماعی» سخن بگوید که اکنون سرمایداران اروپایی هم گاهی با غم و اندوه فراوان از لزوم اجرای نسبی آن سخن میگویند، با الفاظ غلط انداز و پرطمطراق (انجماد، کلکتیو سازی، نحوه برخورد بدیل، فرود نرم،…) استفاده کرده و بدیل خود را معرفی میکند:

…«تجربیات اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوايل دهه۱۹۹۰ را، که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سیستم سوسیالیستی تحت کنترل آن غرب امکان یافت تا با تقسیم جدید منابع به نفع خود از ورطه بحران بگریزد، مجدداً تکرار کند.»…

نویسنده نمیخواهد به دلایلی که باعث شکست تزار و کرنسکی در مقابل انقلاب کبیر اکتبر گردید اشاره کند، زیرا مورد پسند سرمایداران روسی نیست.

این دلایل همانی است که بحران در ام.آمریکا اکنون بشدتِ نهایی خود رسیده و همانطور که نویسنده خود بیان میدارد، این امپریالیسم مانند ببری گرسنه نعره کشیده وبر در و دیوار گاز میگیرد ولی منابع دندان گیری  برای نیاز نجومی وی وجود ندارد و کره گیتی چندی است که تجدید تقسیم بین انحصارها چه فراملتی که تحت کنترل دولتی واحد بوده «شرکت های فرا ملیتی، جهان وطن نیستند» و قلب آنان در کشور امپریالیستی آمریکا طپش دارد و چه شرکتهای رسما غیر فراملتی در انتظاراین تجدید تقسیم اند.

در اینجا نویسند محق است که سال ۲۰۱۶ یعنی دور دور محافظه کاران «کنزرواتیوها یا نئوفاشیست ها» است. و اینان بیشتر بجای کار سیاسی فقط منطق بمب اتمی و جنگی جهانی و هژمونی برجهان را میفهمند، هرچند که دمکراتهای آمریکایی همان کاررا با روشی که با پنبه سرمیبرند کرده و تعداد قربانیان مزمن در جهان سالانه چندین برابر بیشتر از زمان نیکسون و جنگ ویتنام با دکترای کِنِدی گردیده است.

استچنکو همچنین حق دارد که آمریکا خودرا با دست خود، با ماشین جنگی خود، با فرمان بانکهایی با پولهای پارک شده هزار بیلیونی مانند صاحبان بلاک رک، بـنیستی سقوط خواهند داد. منتها آمریکا نمیتواند جهان را بیشتر از این بنابودی بکشاند، تا اینجا هم حد اکثر کوشش خود را کرده است؛

آنهم نه بخاطر اینکه وی نادان است، خیر!

این بانکها که گردانندگان حقیقی دولتهای آمریکایی بوده و میباشند چاره دیگری در پیش روی خود نمی بینند. آنان ۳۰۰۰ بیلیون اروپایی و یا سه هزار  بیلیارد آمریکایی اسکناس سبز را بدون پشتوانه چاپ کرده‌  و بین خود و طبقات حاکمه جهان تقسیم کرده اند که  آخرینش درسال جاری بمبلغ ۱۶ بیلیون دلار، یعنی عدد ۱۶ و ۱۲ عدد صفر جلوی آن(برگرفته ازترجمه رفیق ابراهیم شیری) که نیم بیلیون آن نصیب دویچه بانک «مؤسسه دختر گلدمن ساکس» گردید.

بنابراین آمریکا امکان «فرود نرم» آنچه را نویسنده پیشنهاد میکند را ندارد. چرا؟

زیرا اگر فرض کنیم که فردا «فرود نرم» اتفاق افتاد و این گربه ها عابد و زاهد دعا خوان شده و دست ازاعمال  قدرت و سرکوب کشورهای دیگر بردارد و بانکها را بموسسات خدماترسانی پولی تبدیل نماید، پلیس و ارتش را با تمام مخلفاتش(۸۰۰ و یا بقولی تی یری میسان ۶۰۰۰ پایگاه نظامی در خارج از خاک آمریکا، ناوگانها، زیر دریاییها، راکت ها… بمبهای اتمی در اسراییل) را به آمریکا فرا خواند و حقوق تمام پرسونل و بی خطرسازی مهمات… را پرداخت کند، بودجه ایست که با تمام تولیدات صنعتی داخلی خود  که در ۳۰ ساله گذشته نزولی بوده است(نه تولید ناخالص سرانهBIP،‌ بلکه تولیدات صنعتی مورد نیاز مردم) نخواهد توانست آن‌ها را پرداخت کند.

برعکس روسیه و چین دایما رشد صعودی داشته‌اند وبر محصولات داخلی خود تکیه کرده اند. چین چندی است که صاحب سریعترین مرکز محاسباتی (کمپیوتر ِکرای) گردیده و آمریکا را  در صنایع کمپوتر و پروسسورسازی عقب‌ گذاشته است؛

چین هواپیمای جاسوسی آمریکایی را بزیر میکشد و سه روزه آنرا کاملاً از یکدیکر جدا کرده و به چگونگی دستگاه‌های جاسوسی آن پی بردند و سپس پس فرستادند؛

آمریکا پهباد میسازد ایرانیان از ارتفاعات بالا  آنرا بابرنامه ریزی سلامت بزیر میکشند؛ روسها در خیلی از زمینه‌های تولید ماشین آلات از آمریکا جلوتر زده‌اند بخصوص ماشین سازی و فضا نوردی!

از آن مهمتر مساله رقابت‌های امپریالیستی اروپا با ام.آمریکا میباشد. هنوز این تصمیم «فرود نرم» اعلام نشده، استعمار فرتوت انگلیس، فرانسه، آلمان، ایتالیا، سوئد، هلند، دانمارک، سویس… برسر تقسیم مناطق تحت نفوذ و بازارهای فروش وی، بر سر دعوا و جنگ مینشینند. که بازهم مساله انحصارها و رقابت انحصارها حل نشده و حالت پیش از جنگ باقی خواهد ماند.

در روزهای کنونی جهان باسرعت شگفتی بسوی جلو در حال حرکت است. چکسی فکر میکرد که امپریالیسم فرانسه در کنار روسیه در سوریه قرار بگیرد؟

چه کسی فکر میکرد که آلمان از نقش بکشی برای آمریکا بیرون می‌آید؟ و باشد که این کشورهم تصمیمات خود را بصورت مستقل گرفته و وابسته به آمریکا نماند. هرچند که هم‌اکنون روی پای خود ایستاده است و طبقه حاکمه هیئت حاکمه دولتی را بمقاومت و مبارزه بر علیه دیکتات آمریکایی فرا میخواند.

 چه کسی فکر میکرد که مینی دیکتاتور سلطان اردوغان اینچنین خیط و بی آبرو در کنار آمریکا تـنها بماند؟

بطوریکه از قرائن و شواهد پیداست این اتحاد سه گانه بزودی به اتحادی چهار و یا پنجگانه خواهد رسید و می‌رود که امپریالیسم زبون شده آمریکا را بزانو درآورد.

در اینجا میتوان بصورت نسبی به گزافه‌گویی های آقای مزارعی باور داشت. تـنها چیزی که باعث عدم اثبات میشد و هنوز می‌شود خیانت مسلم باند ظریف-روحانی تحت نظر هاشمی رفسنجانی در راستای خصوصی سازی و عضویت در سه ابراهرم و امضای برجامچای میباشد؛

روحانی که با آمدنش طبق گفته نماینده مردم تهران احمد توکلی:

«به وزیر محترم بهداشت گفتم معاون شما یک روز در هفته در بیمارستان مشغول خدمت هستند و ماهانه ۶۰ تا ۸۰ میلیون تومان درآمد دارند. مگر ایشان چقدر در تولید ناخالص ملی نقش دارند که تصمیم دارید این حقوق را به ۲۰۰ میلیون تومان در ماه برسانید.»

 آری در کشوری که  بخش خصوصی تا بدین حد وقیح گردیده و کشور را این چنین غارت میکند، اگر همینطور جلو برود، آخرخط ایرانی ناتوان در این اتحاد باقی میماند و تازه روسیه و چین بایستی زیر بغل وی را بگیرند تا از گزند زحمتکشان ایران ایستاده بماند.

خوشبختانه با گفتاری چند اینجا و آنجا از خامنه ای میتوان گفت که حد اقل بخش با اهمیتی باین ایران فروشی پی برده و  در تغییر جهت در تلاشند؛

خامنه ای بمناسبت روز بسیج یعنی دیروز ۰۴.۰۹.۹۴چنین گفت:

«زیرا مسائل مالی و اقتصادی از مواردِ بسیار لغزنده و از دام‌های دشمن است»…

نامبرده دشمن را سپس چنین تعریف کرد:

«دولت آمریکا امروز مظهر دشمنی استکبار با ملت ایران است»…

«استکبار علاوه بر سازمان‌ها و دستگاه‌های سیاسی، از قدرت مالی و پشتوانه‌ی کمپانی‌ها و شرکت‌های بزرگ صهیونیستی برخوردار است و در واقع جبهه‌ی استکبار با استفاده از مثلثِ زر و زور و تزویر در حال برنامه‌ریزی مستمر است.»

بازهم  خوشبختانه با اتحاد سه گانه روسیه، چین و ایران افق نوینی برای زحمتکشان گیتی جهت فرار از جنگی جهانی حد اقل برای مدتی، تا بتوانند نفس راحتی کشیده و خود را برای برکنی نظام های سرمایداری کشورهای خود آماده نمانید،‌ بازگردیده است.

دیگر شاهکار استچنکو « پراتیک روسی در اجماع ملی در قرن گذشته» میباشد.

آیا ایستچنکو همه را احمق میداند؟

کیست که نداند در این دوره (پراتیک روسی) هزاران بیلیون ثروت کشور اتحاد جماهیر شوروی بدست افراد خصوصی نیفتاد ودر خارجه در صندوق بانکهای «معتبر، باثبات، ایمن» آمریکایی، قبرسی و اروپایی… برای حفظ از گزند پس گیری پرولتاریای روسی، سپرده نشد! تازه پس از آمدن رئیس جمهور پوتین «پراتیک روسی در اجماع ملی» خطر را دریافت که چه ثروتی را بباد داده اند و تازه فهمیدند که این صندوقهای معتبر چگونه عمل خواهند کرد که در بانک قبرس شاهد آن بودیم. و با عضویت در سه ابر اهرم «بانک جهانی-صندوق بین المللی پول و  سازمان تجارت جهانی» هم بهمه ثابت گردید(حتی ایرانیان عقب‌مانده تر)، که مجبور به ساماندهی بدیل بریکس گردیدند.

نامبرده با ایما و اشاره میخواهد به امپریالیسم آمریکا مشاوره دهد که این چنین سیاستی بنفع آینده آنان نیست؛

هیهات که آمریکایی ها از زمان جنگ کره بدان پی برده بودند و در این هفتاد سال هرچه کردند شکست با آن‌ها همراه بوده است.

آمریکا از نظر نظامی(اسراییل دست درازشده اش را عمداً فراموش میکنیم) قادر است که ده‌ها بار پوسته کره گیتی را بخاک سوخته تبدیل نماید که در هیروشیما و ناکازاکی شاهد آن بوده ایم، اینرا هم ایستچنکو میداند و هم هممسلکان آمریکایی اش که لبخندزنان بر وی سپاس دارند!

ولی سؤال این است که پس چرا همیشه در تمام کـَرده های سیاسی خود، بهدفش نمیرسد و از شکستی به شکست دیگر روان است؟ … ادامه دارد

سپیده

پنجم آذرماه نود و چهار