نظری, سرتیتر

گفتار و کردار

lenin_89j

ولادیمیر ایلیچ لنین

ما در روسیه مدام مرتکب این اشتباه می شویم که دربارۀ شعارها یا تاکتیکهای یک حزب یا گروه خاص و گرایش عمومی آن، از روی مقاصد و انگیزه­هایی که خود آن گروه ادعا می کند، قضاوت می کنیم. چنین قضاوتی بی ارزش است. همانطور که مدتها پیش گفته شده، راه جهنم با نیات خوب فرش شده است.
چیزی که عاقبت و اهمیت شعارها، تاکتیکها یا بطور کلی گرایش یک حزب یا گروه خاص را تعیین می کند، نه مقاصد، انگیزه­ها یا کلمات بلکه موقعیت عینی، که مستقل از آنهاست، می باشد.
بگذارید از این دیدگاه به تحلیل مهمترین مسائل جنبش جاری طبقه کارگر بپردازیم. حتی مطابق تخمینهای روزنامه­های بورژوایی رچ و روسکویه اسلوو، که همواره در چنین قضایایی ارقامی کاهش داده شده ارائه می دهند، بیش از 62000 کارگر در اعتصاب سن پترزبورگ در 3-1 ژوئیه شرکت کردند.
بنابراین، ما با این حقیقت مواجه هستیم که یک توده بیش از 60000 نفره دست به عمل زده است. همانطور که می دانیم، اعتراض برعلیه فشار وارده بر مطبوعات طبقۀ کارگر، توقیف روزانۀ روزنامه­ها و غیره و غیره، دلیل بی واسطۀ اعتصاب بود. ما همچنین از طریق گزارشهایی که حتی در روزنامه­هایی نظیر نوویه ورمیا، رچ، سوورمنکا[1] و روسکویه اسلوو منتشر می شوند، می دانیم که کارگران، از طریق سخنرانیهایشان و سایر روشها، بر روی اهمیت کشوری این اعتصاب تأکید نمودند.
طبقات مختلف جامعۀ روسیه چگونه به این رویداد واکنش نشان دادند؟ چه موضعی گرفتند؟
می دانیم که روسیا[2]، زمشچینا و روزنامه­های مشابه شان همان اظهارات تند محکوم کننده – که معمولا همراه با ناپخته ترین ناسزاگویی، تهدید و غیره هستند – را چاپ کردند. چیز جدیدی در این رفتارشان وجود ندارد. رفتارشان قابل فهم و اجتناب ناپذیر است.
چیزی که خیلی جدیدتر است بی تفاوتی شگفت انگیز بورژوازی، آنطور که در بی تفاوتی روزنامه­هایی بورژوایی منعکس گشته، می باشد؛ به علاوه، در موارد متعددی، این بی تفاوتی به برخورد منفی تغییر می یابد، در حالی که آن اقدامات طبقۀ کارگر که اهمیت کمتری داشتند و از لحاظ تعداد شرکت کنندگان کوچکتر بودند (17 یا 18 سال پیش)، با موافقت آشکار جامعۀ لیبرال – بورژوا همراه می شدند. بدون شک، ما در اینجا یک گردش تعیین کنندۀ لیبرالی به سمت راست، در جهت دوری از دمکراسی و بر ضد دمکراسی را داریم.
یکی از روزنامه­هایی که اگر پرخواننده ترین روزنامۀ روسیه نباشد، یکی از پرخواننده ترین روزنامه­هاست (روسکویه اسلوو لیبرال)، با اشاره به حوادث 3-1 ژوئیه در سن پترزبورگ نوشت:
«جالب است که به نحوۀ برخورد به این اعتصاب از جانب روزنامه­های سوسیال دمکراتیک منتشره در سن پترزبورگ توجه کنیم. پرودای سوسیال دمکرات بخش قابل توجهی از روزنامه را به اعتصاب دیروز [تاریخ نگارش 3 ژوئیه است] اختصاص می دهد، ولی روزنامۀ لوچ، ارگان به اصطلاح انحلال طلبان، خود را به انتشار یادداشتی کوتاه دربارۀ اعتصاب محدود می سازد و سرمقاله­ای به اعتصابات سیاسی اختصاص می دهد [لوچ، 2 ژوئیه] که در آن این روزنامه برعلیه چنین اقداماتی توسط کارگران اعتراض می کند.»(روسکویه اسلوو، 3 ژوئیۀ 1913)
حقایق چنین هستند. خصومت از جانب مرتجعین. بی تفاوتی و انکار از جانب لیبرالها و انحلال طلبان. وحدت لیبرالیسم و انحلال طلبی در کردار. وحدت اقدام توده­ای طبقۀ کارگر، که تنها در مبارزه علیه انحلال طلبان میسر می باشد.
پرولتاریا نمی تواند جز از طریق مبارزه­ای قاطع برعلیه انحلال طلبان، که در واقع کاملا متکی به لیبرالیسم می باشند، وظیفۀ دمکراتیک اش را انجام دهد، به عنوان پیشرو عمل کند، به توده‌های مردم خدمت نموده و به آنها آموزش و وحدت بخشد.
لیبرالها نیز معمولا از کرسی خطابۀ دوما وانمود می کنند که رادیکال هستند، و به همان خوبی شبه مارکسیستها یا عناصر متزلزل این کار را انجام می دهند، ولی این کار لیبرالها را از مبارزه کردن (با کمک انحلال طلبان) برعلیه آرمانهای دمکراتیک توده­ها در خارج از دوما بازنمی دارد.

رابوچایا پراودا، شمارۀ 3
16 ژوئیۀ 1913
مجموعه آثار لنین، جلد 19

توضیحات

1- سوورمنکا اسلوو Sovremennoye Slovo (کلام معاصر) – روزنامۀ کادتی که از 1907 تا 1918 در سن پترزبورگ منتشر می شد.
2- روسیا Rossiya (روسیه) – روزنامۀ صد سیاهی که از 1905 تا 1914 در سن پترزبورگ منتشر می شد. بعد از 1906 ارگان وزارت کشور بود. لنین آنرا «یک روزنامۀ مزدور پلیس» نامید.