سرتیتر

پوتین و روسیه: خطر موهوم

putin_786

بالاخره، کدام ملت متجاوز است؟ طی ۲۵ سال گذشته روس‌ها چند ملت را بمباران کرده اند؟ طی ۲۵ سال گذشته چند ملت توسط ایالات متحده بمباران شده اند؟ روسیه در خارج از مرزهای خود ۲ پایگاه نظامی دارد، در حالی‌که ایالات متحده بیش از ۷۰۰ پایگاه نظامی در خارج از مرزهای خود دارد. ایالات متحده از سال ۱۹۶۳ تاکنون تقریباً ۵-۴ میلیون انسان را کشته است. طی آن دوره چند انسان بی‌گناه توسط روس‌ها کشته شده اند؟ بودجه نطامی سالانه ایالات متحده ۱۰ برابر بودجه نظامی روسیه است، بالاخره کدام ملت متجاور است؟ نیروهای ویژه ایالات متحده در ۸۱ ملت خارجی فعالیت می‌کنند. بودجه نیروهای ویژه از سال ۲۰۰۱ پنج برابر و تعداد آن‌ها دو برابر شده است. بالاخره، کدام ملت متجاوز است؟ ایالات متحده برای استقرار سلاح‌های اتمی در آلمان نقشه دارد، و ایالات متحده از سال ۱۷۷۶ برای ۹۳ درصد تاریخ خود در جنگ بوده است. ایالات متحده با بمباران ۱۴ ملت در خاورمیانه، یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوارگان را در تاریخ بشر باعث شده است. بالاخره، که متجاوز است: ایالات متحده یا روسیه؟

منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
نویسنده: جو کلیفورد

تارنگاشت عدالت

۲۷ سپتامبر ۲۰۱۵

در شرایطی که نئو‌کان‌ها، بازهای جنگ، و رسانه‌های هم‌دست آن‌ها همگی بر طبل‌های پیش از جنگ می‌کوبند، و با سرعت افکار عمومی فریب‌خورده را متقاعد می‌سازنند که روسیه خطر واقعی است، روسیه به سرعت تازه‌ترین لولوی ما می‌شود. اما سیاهه نشان می‌دهد که خطر روسیه پوچ است، اما سیاهه هم‌چنین نشان می‌دهد که یک خطر واقعی، نه از جانب روسیه، بلکه از جانب ایالات متحده وجود دارد.

چند سال پیش دهان ایالات متحده در انتطار بمباران کردن سوریه به نیستی، با دست‌آویز این‌که اسد از سلاح‌های شیمیایی استفاده می‌کند، کف کرده بود. ایالات متحده یک‌بار دیگر از این ادعای متداول که برای نجات مردم لازم است آن‌ها را بمباران کرد، استفاده می‌کند.

از «مردم» لیبی، و عراق، و یمن بپرسید آیا بمباران آن‌ها را نجات داده است؟ ما در کنار ویران ساختن کامل عراق، با  ۷۷ روز بمباران لیبی را  ویران و آن کشور را نابود کردیم، و اکنون با کمک و سلاح‌های پربهای خود همان‌کار را برای «نجات» مردم یمن انجام می‌دهیم.

چند سال پیش عطش ما برای بمباران سوریه توسط آن روس‌های خبیث که به طور دیپلماتیک مداخله کردند و توانستند اسد را به از بین بردن سلاح‌های شیمایی سوریه متقاعد نمایند، خنثا شد. آن روس‌های کثیف بمباران را از ما گرفتند و با استفاده از دیپلماسی مانع آن شدند. آیا به این دلیل است که آن‌ها اکنون دشمن ما هستند؟

البته ما دست برنداشتیم، و در هر ‌حال بهانه بمباران سوریه را پیدا کردیم. ما با استفاده از «دولت اسلامی در عراق و شام» به مثابه یک دست‌آویز، در حال‌حاضر سوریه را بمباران می‌کنیم و می‌خواهیم همان هرج‌ومرجی را که به عراق و لیبی بردیم، در آنجا برقرار کنیم. شرکت‌های رسانه‌ای، بلندگوهای فرمایشی دولت ایالات متحده، می‌خواهند ما باور کنیم که ایالات متحده بخشی از یک ائتلاف جهانی است که سوریه را بمباران می‌کند، در حالی‌که واقعیت این است که ۹۹‌درصد بمباران‌ها تنها توسط ایالات متحده انجام می‌شود.

در هر حال هدف نهایی برقرار ساختن هرج‌ومرج، مرگ، ویرانی، و خشونت در سوریه است، چیزی که اکنون دنبال می‌شود. آن روس‌های کثیف باز مداخله می‌کنند و برای حمایت از رژیم اسد اسلحه می‌فرستند. به نظر می‌رسد که عطش ما برای بمباران، روس‌های کثیف را مجبور کرده است یک خطر قرمر بکشند. آن‌ها از اسد حمایت خواهند کرد و سرنگون کردن او توسط ایالات متحده را تحمل نخواهند کرد.

ما اکنون از طریق «گاردین» و دیگر مراکز خبری در بریتانیا می‌دانیم- چیزی که در ایالات متحده اشاره چندانی به آن نمی‌شود- که روس‌ها ظاهراً در سال ۲۰۱۲ از طريق مذاکره توافقی را صورت داده بودند که طبق آن اسد یا قدرت را تقسیم می‌کرد یا کنار می‌رفت، اما ایالات متحده آن‌را نادیده گرفت و کنار گذاشت.

چرا؟ زیرا می‌خواستیم با بمباران و نابود کردن سوریه هرج‌ومرج را در آن کشور برقرار کنیم. ما یک راه‌حل دیپلماتیک نمی‌خواستیم، ما بمباران و هرج‌و مرج کامل می‌خواستیم، کاری که اکنون انجام می‌دهیم. آن روس‌های کثیف برای دومین بار سعی می‌کنند از طريق دیپلماتیک جلوی این‌را بگیرند. آن‌ها نمی‌توانند عطش ما به بمباران را متوقف کنند.

ایالات متحده کودتا علیه رهبر به طور دمکراتیک انتخاب شدۀ اوکرائین را هدایت کرد و یک دست‌نشانده خود را سر کار آورد، اما تقصیر مشکلات اوکرائین را به گردن روسیه همسایه انداخت. ما هم‌چنین با متهم کردن روسیه به اشغال نظامی کریمه- در حالی‌که ۹۹ درصد مردم کریمه خواهان پیوستن به روسیه بودند، این با حمله نظامی صورت نگرفت و حتا یک نفر کشته نشد- افکار عمومی ایالات متحده را تحریک کردیم. شرکت‌های رسانه‌ای افکار عمومی ایالات متحده را متقاعد کردند که روسیه با حمله نظامی کریمه را اشغال کرد. این‌طور نبود، حمله‌ای صورت نگرفت و در بازگشت همگانی مردم کریمه به روسیه حتا یک نفر کشته نشد.

اکنون گزارش‌های گوناگونی وجود دارد که ایالات متحده می‌خواهد در آلمان سلاح‌های اتمی مستقر کند. بله، سلاح‌های اتمی در بیخ گوش روسیه! اولاً، به مثابه یک شهروند آلمان، و دوماً به مثابه یک شهروند روسیه که در همسایگی زندگی می‌کند، در این مورد چه فکر می‌کنید؟ این یک عمل نظامی تحریک‌آمیر، احمقانه، خطرناک و تجاوزگرانه توسط ایالات متحده است، اما رسانه‌های فرمایشی روس‌ها را به مثابه آدم‌های بد ترسیم می‌کنند.

بالاخره، کدام ملت متجاوز است؟ طی ۲۵ سال گذشته روس‌ها چند ملت را بمباران کرده اند؟ طی ۲۵ سال گذشته چند ملت توسط ایالات متحده بمباران شده اند؟ روسیه در خارج از مرزهای خود ۲ پایگاه نظامی دارد، در حالی‌که ایالات متحده بیش از ۷۰۰ پایگاه نظامی در خارج از مرزهای خود دارد.

بالاخره، کدام ملت متجاوزترین است؟ ایالات متحده از سال ۱۹۶۳ تاکنون تقریباً ۵-۴ میلیون انسان را کشته است. طی آن دوره چند انسان بی‌گناه توسط روس‌ها کشته شده اند؟ بودجه نطامی سالانه ایالات متحده ۱۰ برابر بودجه نظامی روسیه است، بالاخره کدام ملت متجاور است؟

نیروهای ویژه ایالات متحده در ۸۱ کشور خارجی فعالیت می‌کنند. بودجه نیروهای ویژه از سال ۲۰۰۱ پنج برابر و تعداد آن‌ها دو برابر شده است. بالاخره، کدام ملت متجاوز است؟ ایالات متحده برای استقرار سلاح‌های اتمی در آلمان نقشه دارد، و ایالات متحده از سال ۱۷۷۶ برای ۹۳ درصد تاریخ خود در جنگ بوده است.

ایالات متحده با بمباران ۱۴ ملت در خاورمیانه، یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های آوارگان را در تاریخ بشر- مردمی که از بمب‌ها و ویرانگری ایالات متحده فرار می‌کنند- باعث شده است. بالاخره، که متجاوز است: ایالات متحده یا روسیه؟ به شرکت‌های رسانه‌ای توجه نکنید، خودتان فاکت‌ها را به دست آوردید.

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    …ادامه:
    پیام بعدی مقاله برای جوانان پژوهشگر، گفته‌های داهیانه لنینی در آثار کلاسیکی وی که حتی متخصصین سرمایداری نمیتوانند از نامیدن این اصلها خود داری نمایند؛ آنهم البته زبونانه بدون نامیدن نام لنین و نام کتابش! که اگر شما در دنیای سرمایداران اینکار را بکنید صدها وکیل و ادعای خسارت را بجانتان میاندازند.
    پیام دیگر: عدم امکان فرار از خسارت انسانی با جنگ و نابودی خلقهایی در منطقه است که نابودی آن‌ها نابودی توان خرید آن‌ها بوده که تشکیل‌دهنده بازار فروش برای آنان است. برخلاف استعمار کهن که خلقهای بومی را فیزیکی نابود میساخت و سرزمینشان را بتصاحب در می آورد تا از شر بحران و بیکاری راحت شود.
    در پایان و آخرین پاراگراف چنین گفته شد:
    «آقای رییس جمهور پوتین این کتاب را بخوانید و اندرز های لنین را عمل نمایید تا بدون شک بتوانید پیروزی دایمی را به آغوش بگیرید. یعنی همان کاری که مارشال یوسف استالین کارگری ساده بانجامش موفق گردید.»
    در‌واقع ادعای سرمایه روسی و طرفداران رویزیونیستهای گذشته‌اش را که اکنون از نام استالین سعی در ایجاد حس ناسیونالیستی دارند وخود را میخواهند وارث وی نشان دهند و با تفاوت خصلت‌ نظام زمان استالین و پوتین کاری ندارند و در حقیقت و در عمل آندورا یکسان نشانداده و یا با تردستی رویزیونیستی خود از روی آن رد میشوند؛ و ضرری در آینده که برای جنبش کارگری روسیه و در جهان دارد را نامیدم که هرگونه تشابه و برداشت غلطی بوجود نیاید.
    ولی مشکل شما چیز دیگریست:
    جواد دوست محترم ما،
    شما تنها میتوانید در این رابطه از زبان دیپلماسی روسیه حدس هایی درباره بازی پشت پرده‌ با ام.آمریکا و گرفتن اجازه برای تخریب در کشورهای سوریه و عراق از طریق هوایی- را برجسته نموده و میتوانید از نابودی اسلحه های شیمیایی سوریه که دست ساخت امپریالیست غرب و عمدتا آلمان بود و بطور کلی سوریه را تضعیف و بضرر خلفهای منطقه و کشتار آنان بوده است سخن بگویید؛
    تأخیر در باتمام رساندن نیروگاه بوشهر ونفروختن سامانه راکت های اس ۳۰۰ با وجودیکه راکت های اس ۴۰۰ بایستی آن‌ها را بزودی از رده تولیدی خارج نمایند و خیلی از مصامحه های دیگررا بدان اضافه نمایید.
    من هنوز آن‌ها را برای نتیجه‌گیری قطعی بنفع انقلاب زود میدانم. همانطور که استالین هم در جنگ جهانی تا آخرین لحظه از تمام امکانات موجود به بهترین وجهی استفاده برد.
    شما بازهم میتوانید از تعریف‌ها، پیش‌بینی ها، تجزیه و تحلیل‌های رفیق استالین در کتاب مسایل و اصول لنینیسم و سپس رفیق انورخوجه در کتاب «انقلاب و امپریالیسم» که بزبان پارسی هم موجود است – و در اوان جنگ ویتنام رفقای چینی هم از تبانی و رقابت کشورهای امپریالیستی سخن میگفتند را بنامید؛
    این رفقا نه در تئوری و نه در عمل، هیچ مرز مشخصی برای آن تعریف نکرده اند و هر آن میتواند تبانی به رقابت و رقابت به تبانی تبدیل گردد؛
    فقط آنان تبانی را موقت، مشروط و ناپایدار ولی رقابت و جنگ برای تخریب نیروهای مولده، نابودی مازاد تولید، تقسیم مجدد بازار فروش در جهان و برای دسترسی به مواد خام ارزان دایمی و لازم و ملزوم ادامه زندگی نظام گنیدیده سرمایداری میدانند.
    در اینکه نظام سرمایه داری چه نوع آمریکایی و اروپایی آن و چه نوع آسیایی آن، که بمقام گندیدگی خود رسیده است و فقط جنگ است وبازهم جنگ است که میتواند وی را آنهم برای مدتی کوتاه نجات بخشد از صفات عمده و تعیین کننده آن میباشد و آنرا نمیتوان علاج کرد بلکه نظام سرمایه داری را بایستی از ریشه خوشکاند و با انقلاب سوسیالیستی نظامی بدون جنگ و بدون استثمار انسان از انسان و در نتیجه اصل کمونیستی «از هرکس طبق استعدادش و بهر کس طبق نیازش» را عملی ساخت باید مطمئن بود که پوتین نه میخواهد این راه را برود و نه میتواند. ولی اعمال کنونی وی بنفع خلقهای منطقه میباشد، باشد که در این تغییرات در حیاط خلوتهای امپریالیستی، جوانه های انقلابی پا بگیرند.
    هر فرد سیاسی حتی نوآموزان فهمیدند که تغییر در اثر انقلاب مردم از شاه شاهان اعلاحضرت همایونی (آهای زکی) حتی به شخصی بنام «اقتصاد مال خراست» چقدر تاریخ ایران را بجلو سوق داده است. آیا نزدیک به نیم قرن نیست که همه سیاستمداران جهان غرب اعتراف به شکست سیاست امپریالیست های غربی نسبت به مردم ایران را دارند؟ آیا دایما قر نمیزنند که در ایران نمیتوان با یکنفر با اطمینان همکاری جهت غارت ایرانیان کرد؟
    آیا آمریکا برای برجام چای در زمان آب اماله خود محمد رضا اینهمه صروصدا کرده و بخود زحمت میداد؟ (بکتاب خاطرات ملکه مادر در باره رفتار روزولت و چرچیل برخلاف استالین در تهران که برایش ارزش یک سگ را هم قایل نبودند رجوع فرمایید)
    پوتین حتی اگر برای کنارزدن دیگر الیگارشهای روسی و قبضه کردن قدرت در دستهای خود هم که باشد، نمیتواند با عملیات این چنینی مردم را کور و تحمیق کرده و شبیه به سپاهی مانند خرده بورژوازی و لومپن پرولتاریای آلمان سالهای۱۹۳۳ بدنبال خود بکشد.
    انسانهای روسیه کنونی تاریخی پر عظمت سی پنج ساله حکومت شوراها را بر پشت و حافظه تاریخی خود دارند و نمیتوان بدون پرداخت بهای بسیار گزافی که در زمانه کنونی امکان جمع آوری چنین تولیدی[ثروتی] برای پرداخت آن موجود نیست، آنانرا مانند آمریکایی ها ابتدا تحمیق و سپس کور و کر نگاه داشت تا سازمانهای جهنمی سیا و اف بی آی را بر آنان مسلط ساخت.
    فقط همین یک راه حل و آنهم سرنوگونی تمام اوباماها، پوتین ها … و نظامهای سرمایه داری کنونی آنهم بدست انقلاب کارگری موجود است!
    ای کاش شما راه ساده‌تری را میتوانستید بما نشان دهید.
    . . سپیده

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    قدرت سیاسی از لوله تفنگ بیرون میزند. گلوله ها هستند که تصمیم میگیرند.
    بلی آقای پوتین حق باشماست. هر کس از نظر نظامی در بالای هرم قرار دارد، حق تعیین سرنوشت بقیه را دارد.
    بیخود نبود که رفیق لنین همشهری شما، در کتاب «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری»، در صد سال پیش نوشت] فقط قدرت نظامی است که سیاست اقتصادی را قلم میزند.
    باشد که بعضی ها بخواهند آنرا نفی نمایند ولی کافیست به شاخص ها و جدول های اقتصادی نظامی که لنین برمیشمارد دقت کنند تا سیه روی شوند.
    و بازهم همین همشهری شما در همان کتاب ثابت میکند که هرکس زور نظامی اش از همه بالاتر است، به کشوری تنزیل خوار بدل گردیده و از درون میپوکد و بایستی جای را برای امپریالیستهای مولد نیازهای انسانی که با رشدی ناموزون از وی جلو میزنند، باز نماید.
    برشمرده های شما کاملا صحیح اند و نظر لنینی را تایید میکنند. ولی فراموش ننمایید که این قدرت را سرمایداران تازه بقدرت رسیده روسیه در سالهای هفتاد تا ۹۵ به آمریکا هدیه کردند.
    این سرمایداران سرخوش از براندازی دیکتاتوری پرولتاریا که توسط همین همشهری شما «لنین» و کارگری گرجستانی رفیق استالین کبیر پایه گذاری و محکم گردیده بود که براندازی آن غیر قابل باور و غیر قابل فهم بود را به ام. آمریکا هدیه کرد.

    هنوز هم دیر نشده است هر کشوری که بتواند بخلق های خود تکیه کرده و به آنان اطمینان پیدا کند، چه نامش چین، ایران و یا روسیه باشد، فقط با نخود پران های خود میتواند یانکی هارا از حیز انتفاع بیندازد.
    پای غرب بیش از اندازه چوبین گردیده است. زیرا از طرفی باید با کشتار و وحشت و وحوشت بالای هرم بماند که هر روز خطرناکتر از روز دیگر میشود و باید کشتگان زیاد تری تولید کند؛
    از طرف دیگر بایستی به انسانهای مصرف کننده که بازار فروش برای وی بوجود می آورند، تکیه داشته باشد. زیرا مهمترین عطش امپریالیسم همانا بازار فروش میباشد. که نابودی آنان بازهم نابودی خود وی میباشد. این است آنچه لنین بسیار علمی و بازبانی عامه فهم در کتاب فوق برایتان توضیح خواهد داد.
    آقای رییس جمهور پوتین این کتاب را بخوانید و اندرز های لنین را عمل نمایید تا بدون شک بتوانید پیروزی دایمی را به آغوش بگیرید. یعنی همان کاری که مارشال یوسف استالین کارگری ساده بانجامش موفق گردید.
    سپیده

    دوست داشتن

    • جواد says

      بله ، به یک رهبر امپریالیست پیشنهاد کنید که آثار لنین را بخواند و به «اندرز»های او عمل کند. این روشی کاملا علمی و پرولتری است! فقط ای کاش خود لنین هم متوجه این موضوع شده بود و بجای تلاش برای آگاه و متشکل کردن کارگران جهت مبارزه علیه سرمایه داری و امپریالیسم، کتابهایش را برای تزار، قیصر و دیگر پادشاهان، نخست وزیران و رؤسای جمهور کشورهای امپریالیستی می فرستاد!

      دوست داشتن

    • سپیده says

      آری بلاخره جواد محترم توانست بخال بزند و مغز مساله را مانند مال بُز باز و عیان نماید.
      ناگفته نماند که راه پیشنهادی شما با اینکه خیلی میان‌بر و عقلانی است ولی یک شرط بسیار غیر قابل رسیدن دارد یا لااقل راهی در زمان کنونی برای آن میتوان یافت.
      مارکس در جایی اشاره میکند که چنانچه پرولتاریا در اکثریت کشورهای سرمایداری بقدرت رسیده باشند، امکان عاقل شدن طبقه حاکمه و تفویض قدرت بدست کارگران موجود است. که از آن هنوز هنوزها خیلی فاصله داریم.
      ولی جواد محترم باز هم شعر مولانا «کنیز و خاتون» را فراموش کرده است هرچند هم که یکبار در باره بچه‌داری نکردن لنین هم صابون این اشتباه بجامه اش خورده بود. ولی ما هنوز جوانیم و میتوانیم فرا گیریم.
      شما عمداً و یا سهواً که تقریباً فرقی در بیراهه بردن جونان پژوهشگر ندارد، پیام دیدگاه سپیده را عوض کرده و یا نگرفته اید.
      پیام مقاله مقایسه پوتین با استالین این بزرگ رهبر کارگران که اکنون خیلی از رویزیونیستهای برژنفی بدان دامن میزنند و از حس ناسیونالیستی که بوجود می‌آورند تبلیغی غلط برای نتیجه‌ای درست برای منطقه در میان خرده بورژوازی روسی میزنند؛
      من با این مقاله سعی در بی اثرکردن این اثرکرد غلط که هم‌اکنون اثرگذار است و پس از پیروزی روسیه میتواند طبقه خرده بورژوازی و کمی هم طبقه کارگر را مانند خرده بورژوازی در آلمان (دنباله روی از پگیدا و آ اف دِ) و کارگران یقه سپید اروپایی به ابهام و خوشباوری تصمیمات بورژوازی خودی داشته، نموده‌ام و شمایی که از سوسیال امپریالیسم گاهی سخن میگویید، بایستی از ریشه‌های مادی تفاوت آن‌ها با اطلاع بوده باشید.
      ناگفته نماند:
      شما در مدت این دو دهه و اندی پس از ظهور خردرجال سرمایداران روسی «گارباچف» نمیتوانید حتی یک سودبری امپریالیستی از روسیه در منطقه بخوانندگان معرفی کنید. روسیه از زمان فروپاشی در اثر کودتای خزنده ایکه شروعش را استالین در کنگره ماقبل جنگی(۱۵؟) با بیان «سرمایه داری چنان در کشور ما پاگرفته است که توانسته خواست خود را در کنگره فرموله نماید» که جنگ و سپس یا مسموم کردنش و یا مرگ طبیعی‌اش بوی امکان این مبارزه را نداد و حتی مجبور بود که در حین جنگ این جانواران بیشتر تر و خشگ کرده و نینی لای نانای آنان بگذارد تا وصیت لنینی یعنی پیروزی در جنگ دوم را عملی نماید(اعترافات آرگا مسول اقتصادی بین‌المللی حکومت شوراها و تهیه کننده گزارش های اقتصادی از جهان جهت آماده سازی حکومت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بر علیه فاشیسم وتجاوز امپریالیستی آن‌ها برای کمیته مرکزی و استالین. که بعداً از ضد استالنیست ها گردیده است!! و حتی جرأت علنی کردن کتابش در زمان حیات خود را نداشت!)
      پرت نیافتیم. آری سرمایداران روسیه در این مدت ابتدا مشغول غارت اموال کشور شوراها و سپس در اواخر زمان یلتسینی الیگارشهای تازه بدوران رسیده در این کشور بفکر دفاع از دزدی های خود شده و پوتین را بقدرت رسانیدند. و تاکنون کشور فدراتیو روسیه در منطقه و مرزهای خود در حال عقب نشینی و سپس در اوکراین بحالت دفاعی و در سوریه بصورت عقب زدن تهاجمات امپریالیسم غرب بسرکردگی امپریالیسم آمریکا بوده است.
      ادامه دارد…
      یا بشما پیشنهاد میکنم که مقاله‌ای در این باره بنویسید، تا من هم در آن در دیدگاه هایی با شما همکاری نمایم، زیرا اکنون دو عدد بچه شیطان بقوه ۲ برعهده دارم.

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.