سياسی

با وجود بی تفاوتی اکثریت کارگران در ایران،روز جهانی کارگر مبارک – رضا رخشان

wpid-Photo-20150220133539610.jpg

فردا روز جهانی کارگر است. روزیست که به کارگران وزحمتکشان عالم نسبت داده شده است.آنهم در اثر مبارزات پی گیر ودامنه دار کارگران، حادث شده است.هر چند این ستم طبقاتی(یعنی تضاد آشتی ناپذیر کار وسرمایه) در دنیا وبا کیفیات گوناگون(البته این کیفیت بستگی به میزان مبارزه توده کارگر در مبارزه با عمال سرمایه دارد)در جریانست ولی بالاخره در کشورهایی که این روز تعطیل رسمیست وکارگران اجازه برپایی کارناوال وجشن وپایکوبی دارند لااقل مرهمیست بر دردها و الامشان.اما در ایران چطور؟برای اکثریت طبقه کارگر،این روز هم روزیست مانند بقیه روزها.نه قرار است جشن ومراسمی برقرار شود و نه قرار است این روز با بقیه روزها اندکی متفاوت باشد.راستش دامنه این بی تفاوتی گاها آنچنان زیاد و حیرت انگیز است که بسیاری از کارگران حتا حال وحوصله یک تبریک خشک وخالی را به همدیگر ندارند.میتوان در عالم ذهنی قطاری از مطالبات کارگری(البته مشروع )را ذکر کرد.اما وقتی که حداقل دستمزد 712هزار تومان است که با خط فقر فاصله آنچنانی دارد. وقتی کارگران هیچ تشکل خودساخته ومستقلی ندارند.وقتی که در استانه این روز فعالین کارگری دستگیر و روانه زندان میشوند دیگر چه حالی باقی می ماند که کارگران این روز را خاص بدانند.بنظر من جدا از هر گونه بیانیه و صحبتهای پر شور سد من یه غاز،باید به کارگران یاد اوری کرد که علارغم همه مصائب ودشواریها روز جهانی کارگر ،روز توست .درین روز به خودت افتخار کن .و این شادی(هرچند اندک وسطحی) رابا بقیه تقسیم نمایید.چرا که درین فضای رخوت وبی حالی بجز یادآوری شان ومقام کارگر به خویش،دیگر جای هیچ گونه نسخه پیچی باقی نمی ماند.با این حال شرح اوضاع وخیم فعلی به معنای تسلیم و یا پاشیدن بذر نومیدی نیست. بلکه گذر از یک پیچ سخت ودشوار در راهی به سمت جلوست. که قطعا میتوان این امیدواری را داشت که طبقه کارگر با صبر و بردباری و مبارزات طبقاتی با سرمایه داری ازین دشواری به سلامت عبور کند.

با ارزوی زمانیکه اول ماه می کارگران ایران،لااقل مانند بقیه کشورها باشد

رضارخشان

10/2/1394

۱ دیدگاه

  1. ali says

    من نمی دانم منظور خانم سپیده از روشن فکر کیه من نظر شخصی خود را خود را گفتم من خودم یک کارگرم و تنها افتخارم در مورد چپ بودن یک بار سفر به کشور شوروی سابق بوده است اما منظور نن این است که ماهیت طبقه کارگر ایران با توجه به زمان و مکان تفاوت هایی با سایر نقاط جهان دارد پس شیوه مارزه هم می تواند متفاوت باشد من خودم به مدت سی سال است در بین طبقه کارگر ایران زندگی کرده ام و بیش از سی بار هم شغل عوض کرده ام از کار در کارخانجات چای در شمال گرفته تا کار در عسلویه تنها چیزی که من متوجه شده ام پراکندگی نیروی کار است درست است که ما کارگران آگاه و فعال زیادی داریم ولی ما برای پیشبرد اهداف سیاسی مان باید حداقل 50 درصد از کارگران را همراه داشته باشیم اتفاقا اشکالی که من در طبقه کارگر می بین این است که اگر قراره اعتصاب کنیم چرا کارگان چند شرکت به طور همزمان اعتصاب نمی کنند تا قدرت طبقه کارگر نمایان شود اصلا قراره کی هماهنگی بین کارگران و معلمان و پرستاران بوجود آورد اگر بتوانیم کارگران را باهم هماهنگ کنیم بیش از نصف راه را رفته ایم ترس جمهوری اسلامی فقط همین است همه ما در مورد همه چی نظر می دهیم ولی وقتی می رسیم به چکونگی تشکل یابی در جامعه ای مثل ایران حرفی برای گفتن نداریم همه هم را برای اتحاد دعوت می کنیم ولی واقعیت موجود در ایران نشان می دهد که کارگران واحد های تولیدی که اکثرا کمتر از 10 نفر کارگر دارند معیب و محاسن خاص خود را دارند که شاید با کشور های دیگر متفاوت باشد .

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    چنین مرسوم شده است که روشنفکرانی که از عهده وظایف خود بر نمی آیند دست به انکار طبقه کارگر میزنند.
    این کار بدوگونه انجام میگیرد.
    ا- منکر شدن طبقه کارگر در کشوری. حتی در کشور های صنعتی دنیا، چنین «چپ هایی» موجودند.
    ۲- بجای طبقه کارگر از افرادی که مارکس بدانان «لومپن پرولتاریا، یا جمعیت ۱۰ دسامبر» میگفت، سخن میگویند.

    در هر کجا که افرادی یافت می‌شوند که فاقد ابزار کار مانند زمین، آب، مراتع، معادن… و ماشین‌های تولیدی هستند و در تولید شرکت دارند، و برای تجدید نیروی خود مجبور به فروش نیروی کار خود هستند، کارگر آنهم با تعریفی مارکسیسم لنینیسمی هستند.
    اصولاً در نظام سرمایه داری امکان وجود سرمایه دار بدون کارگر ممکن نیست!
    من به آقای علی حق میدهم که در لحظه کنونی که اثرات خیانت طبقه حاکمه توسط خصوصی سازی ها و قانون ۴۴ متمم آن که بخاطر عضویت در سه ابر اهرم «بانک جهانی…» از مجلس گذراندند و همه چیز را «سرمایه خور» کرده اند، حالت خاص و کوتاهی بوجود آمده است که از گذشته خوری توانسته است قدری دوام بیاورد و بزودی شاهد بزیر اخیه رفتن نتنها هیئت حاکمه «سرمایه داران آخوند نما»، بلکه کل طبقه حاکمه خواهد بود. آنوقت است که خواهید دید که چند تا کارگر صنعتی داریم.
    خرده بورژوای «زمین دار» برده بانک است، همان دکانداران که از آنان سخن میگویید هم برده بانک های خصوصی ایران میباشند که بزودی همگی به دره نابودی سپرده شده و بصف کارگران میپیوندند.
    ناگفته نماند که در تمام دنیا در تمام تاریخ سرمایه داری تمام کارگران بیکار شده و یا کم کار شده طبق کلاسیکر ها جزو طبقه کارگر حساب شده و دارای تمام خواص مترقی آنان میباشند.
    سپیده

    دوست داشتن

  3. ali says

    متاسفانه یا شاید هم خوشبختانه ایران تفاوتهای ماهوی با سایر کشور های جهان دارد در مورد طبقه کارگر هم این صدق می کند می خواستم چند نمونه مثال بیاورم که یک کمی روشن تر بشود 25 درصد نیروی کار متعلق به بخش کشاورزی است در این بخش رابطه کار و سرمایه کاملا آشکار نیست اکثر کشاورزان یک قطعه زمین دارند و خودشان برای خود کار می کنند و محصول هر چند اندک تولید می کنند وبه فروش می رسانند پس طبقه کارگر کمترین نقش را در این بخش دارد در مورد خدمات هم وضع به همین منوال است 60 درصد از اشتغال کشور در این بخش است مثلا در مورد فروشگاه ها هر کسی می رود یک مغازه را اجاره می کند و مشغول کار می شود ویا پزشکان برای خود مطب می زنند در حقیقت برای کسی کار نمی کنند بخش عظیمی هم از اشتغال مربوط به اقتصاد زیرزمینی است که معلوم نیست چه کسی چه کار می کند اصولا در ایران اقتصاد وجود ندارد و هر کس بیشتر از پول نفت نصیب خود بکند پولدارتر است و این به صورت سلسله مراتبی ادامه می یابد به همین خاطر بود که با وضع تحریم ها و سقوط قیمت ها اقتصاد از هم فرو پاشید کشور دست برادران قاچاقچی است کاری وجود ندارد که کارگری وجود داشته باشد مردم به پول یارانه وابسته اند و کارشان شده خرید نان آنهایی که می گویند بیکاری در ایران 13 درصد است کاملا دروغ می گویند بی کاری بیش از هشتاد درصد است بیش از 60 درصد واحد های تولیدی تعطیلند و 70 درصد ساخت و سازهاخوابیده اند در کشوری که دولتش به خود اجازه می دهد قیمت نان را یک شبه پنج برابر کند قیمت سوخت را چهار برابر کند فرض کنید این در کشور یونان اتفاق میفتاد چه می شد همه جا را آتش فرا می گرفت باید از خود بپرسیم ترس تا کی توهم تا کی به امید روزی که از هر دوی اینها خلاص شویم کارگر هموطن روزت مبارک هر چند که می دانم نای جواب دادن به من را نداری.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.