تاریخی

«به مناسبت پيروزى اتحاد جماهير شوروى در جنگ جهانى دوم»- استالين و جنگ ضد فاشيستى

۹ مى ۱۹۱۵برابر است با هفتادمين سالروز پيروزى اتحاد جماهير شوروى بر آلمان نازى در جنگ جهانى دوم· در اين روز بزرگ اتحاد جماهير شوروی به رهبری استالين کبير بر نازيسم و فاشيسم خونخوار فاٸق آمد و خاطر مردم جهان را از بيم وجود آنان آسوده ساخت۔

اما فراموش نکنيم که اين روز را در حالى بپا ميداريم که کليه دستاوردهاى بجا مانده از تلاشهاى رفيق کبيراستالين توسط رويزونيستهاى خروشچفى نابود گشته اند·

فراموش نکنيم که اين روز را در حالى بپا ميداريم که نيروهاى فاشيستى و ليبرالى بدليل عدم وجود سياستى استالينى سر از خاک برآورده و بويژه در کشورهاى اروپايى عنان کنترل سياستهاى دول مربوطه اشان را بدست گرفته اند·

و فراموش نکنيم که اين روز را در حالى بپا ميداريم که نيروهاى بظاهر چپ/هوادار اسراييل و دمکراسى ليبرالى ٬ هر يک بطريقى و بدليلى٬ برخی در پس لفاظيهاى چپ گرايانه و با پنهان نمودن خود در پشت نظرات لنين به رفيق استالين ميتازند و برخی ديگر پا را از اين نيز فراتر نهاده و با بيشرمى و پنهان نمودن خود در پشت نظرات مارکس رفيق لنين کبير را به زير سوال ميبرند·

آنها با استناد به اين نظرات از جمله از اسراييل حمايت و فاشيسم جارى از جانب آنان را بر عليه خلق فلسطين و جهانيان مورد تاييد قرار ميدهند· برخى از اين ولگردان اينترنتى٬ به دليل مخالفت با روسيه٬ تصور ميکنند که کشور توسط استالين رهبرى ميشود٬ جنبش را به حمايت از آمريکا فرا ميخوانند· آنها بدين طريق به ستون پنجم امپرياليسم در جهان مبدل گشته اند·

من با ارسال بخش نهم از کتاب «استالين از نگاهى ديگر»٬ اٽر لودو مارتنز٬ رهبر فقيد حزب کمونيست بلژيک٬ شما عزيزان را به پيشواز سالروز اين پيروزى بزرگ دعوت ميکنم·

لودو مارتنز در کتاب خود پرده ابهام را دريده و با انتشار اسناد و مدارک حقايق را پيش روى ما ميگذارد· هدف از انتشار اين بخش از کتاب افشاى اکاذيب اين نيروهاى ليبرالى/فاشيستى و ستون پنجم آنان٬ نيروهاى بظاهر چپ٬ است· بيان حقايقيست که جنگ جهانى دوم و قتلعام ميليونها انسان را سبب گشت·

باشد که با انتشار اين بخش از کتاب به برملاء نمودن اکاذيب اين فتنه گران يارى رسانم و اميدوارم که در جهت ارتقاء دانش شما خواننده گرامى نيز گامى مٽبت برداشته باشم·

اين روز بزرگ بر کليه کمونيستهاى راستين جهان و نيروهاى ضد فاشيسم فرخنده باد·

پيام پرتوى

 

 

استالين از نگاهى ديگر

لودو مارتنز

مترجم: پيام پرتوى

قسمت اول از بخش نهم

استالين و جنگ ضد فاشيستى

سيستم جهانى سرمايه دارى با متلاشى شدن اقتصاد سال ١۹٢۹ آشفته و زمان براى جنگ جهانى ديگرى آماده شده بود. اين جنگ بزودى آغاز ميشد. اما از کجا؟ و به چه ميزان؟ چه کسى بر عليه چه کسى ميجنگيد؟ اين سوالات براى مدتها بدون پاسخ باقى ماندند. حتى پس از آغاز «رسمى» آن در ١۹٤٠ پاسخ به اين سوالات هنوز روشن نبودند. اين سوالات پاسخ داده نشده شرايط را براى درک بهتر سياست خارجى استالين در خلال ده ٣٠ فراهم خواهند آورد·

توافقنامه آلمان- شوروى

در ٣٠ ژانويه ١۹٣٣ هيتلر قدرت را بدست گرفت. تنها اتحاد جماهير شوروى به درک خطرى قادر بود که صلح جهانى را تهديد مينمود· در ژانويه ١۹٣٤ ٬ استالين به کنگره حزب گفت «سياست [جديد آلمان] …. يادآور سياست قيصر سابق آلمان بود٬ که بر اساس آن زمانى اوکراين را اشغال و پس از تبديل کشورهاى بالتيک به يک پايگاه عملياتى براى اين پيشروى٬ بسوى لنينگراد حرکت نمود»· او همچنين گفت:

«اگر منافع اتحاد جماهير شوروى در گرو نزديکى به کشور يا کشورهايى قرار دارد که به ايجاد مزاحمت براى صلح علاقه اى ندارند٬ ما اين روش را بدون ترديد ميپذيريم.»١

بريتانياى کبير تا زمان کسب قدرت توسط هيتلر جنگ صليبى را بر عليه اتحاد جماهير شوروى رهبرى نموده بود. در سال ١۹١۸ ٬ چرچيل محرک اصلى تجاوز نظامى٬ چهارده کشور را گرد هم آورد· در سال ١۹٢٧ ٬ انگليس روابط خود را با اتحاد جماهير شوروى قطع و تحريم صادرات خود را بر کشور تحميل نمود.

در سال ١۹٣١ ٬ ژاپن شمال چين را اشغال و نيروهاى نظاميش به مرزهاى شوروى در سيبرى رسيدند. در آنزمان اتحاد جماهير شوروى جنگ با ژاپن را قريب الوقوع تصور مينمود. در سال ١۹٣۵ ٬ ايتالياى فاشيست اتيوپى را اشغال کرد.

اتحاد جماهير شوروى در اوايل سال ١۹٣٥ بمنظور مقابله با خطر توسعه فاشيسم پيشنهادى مبنى بر ايجاد يک سيستم جمعى امنيتى براى اروپا ارائه و با توجه به اين چشم انداز پيمان کمک متقابل با فرانسه و چکسلواکى را امضاء نمود.

ترتسکى با اين دستاويز که اين پيمانها به کارگران فرانسه و انقلاب جهانى «خيانت» مينمود٬ به استالين بشدت حمله کرد. همزمان بورژوازى فرانسه رسما بر اين نظر بود که کشور آنها به دادن کمک به اتحاد جماهير شوروى ملزم نبود و بايد مورد حمله قرار ميگرفت.

در سال ١۹٣٦ ايتاليا و آلمان نيروهاى نظامى ورزيده خود را جهت مبارزه با دولت قانونى جمهورى خواه به اسپانيا ارسال٬ و فرانسه و انگليس سياست «عدم تجاوز» را اتخاذ و به فاشيستها آزادى کامل را اعطا نمودند. آنان در جهت دلجويى از هيتلر و هل دادن وى بسمت شرق تلاش مينمودند. در نوامبر همانسال٬ آلمان و ژاپن پيمان نامه ضد کمينترن را٬ که ايتاليا مدتى کمى پس از آن به آن ملحق شد٬ به امضاء رساندند. اتحاد جماهير شوروى به محاصره درآمده بود.

در ١١ مارس ١۹٣۸ راديو برلن از وقوع «شورشى کمونيستى» در اطريش گزارش داد و ورماخت (ارتش آلمان) به کشور حمله و در عرض دو روز آنجا را به اشغال خود درآورد. اتحاد جماهير شوروى دفاع از اطريش را مطرح و بمنظور تدارک دفاع جمعى با انگليس و فرانسه تماس گرفت. رهبران اتحاد جماهير شوروى تاکيد نمودند٬ شايد فردا دير باشد».

در اواسط ماه مه هيتلر نيروهاى خود را در مرز چکسلواکى مستقر و اتحاد جماهير شوروى بنا بر وظيفه/معاهده اى نسبت به کشور مورد تهديد٬ ٤٠ لشگر نظامى را در مرز غربى مستقر و ٣٣٠٠٠٠ نفر را احضار نمود.

اما در ماه سپتامبر انگليس و فرانسه در مونيخ با حکومتهاى فاشيستى آلمان و ايتاليا ملاقات نمودند. از هيچيک٬ نه چکسلواکى و نه اتحاد جماهير شوروى٬ دعوتى بعمل نيامده بود. «دمکراسيهاى» بزرگ به تقديم منطقه سودنتن/چکسلواکى به هيتلر تصميم گرفته بودند·

بهمراه اين اقدام خيانتکارانه٬ انگليس و آلمان در ٣٠ سپتامبر پيمان نامه اى را «بعنوان نشانه اى از آرزوى مردممان در نظر ميگيريم که هرگز با يکديگر نجنگيم.»٢ به امضاء رساندند. در ماه سپتامبر فرانسه به همان اقدام مبادرت ورزيد. با اين وجود٬ اتحاد جماهير شوروى کمک خود را به چکسلواکى٬ در صورت تجاوز آلمان٬ ارائه نمود اما پيشنهاد پذيرفته نشد.

در ١٥ مارس ١۹٣۹ ورماخت پراگ را اشغال کرد. هيتلر با دو نيمه نمودن چکسلواکى قطعه اى از کيک را در اختيار دولت ارتجاعى لهستان قرار داد٬ که طعمه با ولع تمام بلعيده شد· يک هفته بعد٬ ارتش آلمان منقطه اى از قلمرو لتوانى٬ کلایپدا٬ يکى از دروازه هاى مهم بالتيک٬ را اشغال نمود. استالين پيشرفت هيولا را بسمت شرق٬ که لهستان ميتوانست قربانى بعدى آن باشد٬ نظاره مينمود.

در مى ١۹٣۹ ارتش ژاپن به مغولستان که پيمان نامه همکارى نظامى با اتحاد جماهير شوروى منعقد نموده بود حمله کرد. يک ماه بعد نيروهاى نظامى شوروى به رهبرى يک افسر ناشناس٬ ژوکوف٬ با نيروهاى نظامى ژاپن درگير شدند. اين يک مواجهه نظامى قابل ملاحظه بود: ژاپن بيش از ٢٠٠ هواپيما از دست داد و بيش از ٥٠٠٠٠ تن از سربازانشان زخمى و يا کشته شدند. در ٣٠ اوت ١۹٣۹ آخرين گروههاى نظامى ژاپنى خاک مغولستان را ترک نموده بودند.

يکروز بعد يک مرز ديگر اتحاد جماهير شوروى به آتش کشيده شد: آلمان به لهستان هجوم برد. همه از انجام اين تجاوز آگاه بودند: هيتلر بمنظور تضمين يک موضع مطلوب و آغاز جنگ خود بر عليه انگليس و فرانسه يا اتحاد جماهير شوروى «به حل و فصل سرنوشت لهستان» ناگزير بود· اجازه بدهيد که چند ماهى به عقب بازگرديم.

در مارس ١۹٣۹ اتحاد جماهير شوروى بمنظور تشکيل اتحاد ضد فاشيستى مذاکرت را آغاز نمود. انگليس و فرانسه به استفاده از مانور اتلاف وقت روى آوردند. دو «دمکراسى» با اين روش به هيتلر فهماندند که بدون نگرانى در مورد غرب به پيشروى بر عليه استالين قادر بود.

مذاکرات محرمانه انگليس/آلمان ميان ژوئن تا اوت ١۹٣۹ انجام شد. انگليسيها در ازاى ضمانت تماميت ارضى امپراطورى انگليس به هيتلر در شرق آزادى عمل ميدادند. در ٢۹ جولاى چارلز رودن باکستون از حزب کارگر انجام يک ماموريت محرمانه به سفارت آلمان را براى نخست وزير/چمبرلين محقق نمود. طرح تدوين شده زير استادانه بود: «انگليس جهت تحديد حدود حوزه هاى مورد علاقه٬ تمايل خود را براى انعقاد قراردادى با آلمان ابراز مينمود….

«١) آلمان وعده ميدهد که در مسائل امپراطورى انگليس دخالت نکند.

«٢) انگليس وعده ميدهد که به حوزه هاى منافع آلمان در شرق و جنوب شرقى اروپا کاملا احترام بگذارد. بعنوان يک نتيجه انگليس به انکار برخى از تضمينهاى داده شده به برخى از دولتهاى در حوزه منافع آلمان قادر ميشد. علاوه بر آن انگليس وعده ميدهد که فرانسه را بمنظور نقض قرارداد اتحادش با اتحاد جماهير شوروى و تسليم روابطش در شرق اروپا ترغيب نمايد.

«٣) انگليس وعده ميدهد که مذاکرات فعلى خود را با اتحاد جماهير شوروى٬ انعقاد يک پيمان نامه٬ دنبال نکند.»٣ سازمانهاى جاسوسى شوروى استالين را از وجود اين مانورها آگاه نمودند.

 

در اوت ١۹٣۹ مذاکرات ميان انگيس٬ فرانسه و اتحاد جماهير شوروى به مرحله نهايى خود وارد٬ اما دو حکومت غربى هيئت هاى رتبه دوم خود را به مسکو٬ با داشتن هيچگونه اختيارى جهت نهايى نمودن يک قرارداد٬ اعزام نموده بودند. ورشيلف٬ در صورت تکرار تجاوز آلمان٬ بر روى لازم الااجرا بودن و مشارکت دقيق متحدان در جنگ اصرار داشت. او مايل به دانستن اين بود که در صورت حمله آلمان به اتحاد جماهير شوروى چند لشگر فرانسه و انگليس با آنها مقابله مينمودند٬ اما پاسخى دريافت نکرد.

او همچنين خواهان تنظيم قراردادى با لهستان٬ تا جايى که نيروهاى نظامى شوروى در صورت تجاوز آلمان ميتوانستند با نازيها در خاک لهستان وارد جنگ بشوند٬ بود. لهستان امتناع و در نتيجه ايجاد هر گونه توافقنامه ممکنى را غير موٽر ساخت.

استالين فهميد که فرانسه و انگليس در حال تدارک مونيخ جديدى بودند٬ که آماده بودند لهستان را قربانى و هيتلر را به پيشروى در اتحاد جماهير شوروى ترغيب نمايند. در همانزمان هارولد آيکز٬ رئيس وزرات کشور٬ در روزنامه خود نوشت: «(انگليس) به اين اميدوار بود که بتواند رابطه ميان روسيه و آلمان را بر هم زده و به اين طريق خود را بدون تحمل آسيب آزاد نمايد.»٤

«فرانسه نيز به اميد ديدن آغاز جنگ آلمان بر عليه اتحاد جماهير شوروى٬ از مرکز و شرق اروپا به نفع آلمان چشم پوشى و بدين ترتيب در پشت خط دفاعى ماژينو* در امان ميماند.»۵

اتحاد جماهير شوروى با خطر مهلک يک جبهه واحد ضد شوروى با مشارکت کليه حکومتهاى امپرياليستى روبرو بود. آلمان پس از اشغال لهستان با دريافت حمايت ضمنى از جانب انگليس و فرانسه براه خود ادامه ميداد و پس از حمله ژاپن به سيبرى جنگ رعد آساى خود را بر عليه اتحاد جماهير شوروى آغاز مينمود.

هيتلر در همانزمان به اين نتيجه رسيده بود که فرانسه و انگليس نه داراى ظرفيت و نه تمايلى به مقاومت داشتند. او به تصرف اروپاى غربى٬ قبل از حمله به اتحاد جماهير شوروى٬ تصميم گرفت. در ٢٠ اوت٬ هيتلر طرح يک پيمان نامه ضد تجاوز را به اتحاد جماهير شوروى پيشنهاد نمود. استالين بسرعت عکس العمل نشان داد و توافقنامه در ٢٣ اوت امضاء شد.

در ١ سپتامبر هيتلر به لهستان حمله کرد. انگليس و فرانسه در دام نهاده شده از جانب خود گرفتار آمده بودند· اين دو کشور به اميد بهره بردارى از هيتلر بر عليه اتحاد جماهير شوروى به کليه ماجراجوييهاى او يارى رسانده و از همان سال ١۹٣٣ هرگز صحبت بر سر ستايش از جنگ هيتلر بر عليه کمونيسم را متوقف ننموده بودند. آنها درآنزمان به اعلام جنگ بر عليه آلمان ناگزير بودند٬ اگر چه در عمل بشيوه اى ناموٽر. خشم آنان در کارزار مجازى ضد کمونيستى فوران نمود: «بلشويسم متحد طبيعى فاشيسم است».

اين تبليغات احمقانه نيم قرن پس از آن هنوز در کتب مدارس بعنوان حقيقتى غير قابل انکار يافت ميشوند. با اين وجود تاريخ نشان داده است که پيمان نامه عدم تجاوز آلمان/شوروى کليد پيروزى در جنگ ضد فاشيستى بود. شايد متناقض بنظر بيايد٬ اما پيمان نامه فراهم آورنده نقطه عطفى شد براى براى پيروزى بر آلمان·

اتحاد جماهير شوروى در حقيقت با درکى روشن از اين پيمان نامه به اجتناب ناپذير بودن جنگ با آلمان نازى پى برده بود. استالين٬ پس از اتخاذ تصميم قطعى آلمان دال بر امضاى قراردادى با اتحاد جماهير شوروى٬ هيتلر را به دادن حداکٽر امتيازات و تضمين بهترين شرايط ممکن براى جنگ پيش رو ناگزير نمود. در ٢٣ سپتامبر ١۹٣۹ روزنامه پراودا نوشت:

 

«تنها اقدام ممکن٬ حفظ اوکراين غربى٬ روسيه سفيد غربى (دو استان به غنيمت گرفته شده از اتحاد جماهير شوروى در ١۹٢٠) و کشورهاى بالتيک از يورش آلمان بود. دولت اتحاد جماهير شوروى آلمان را در مورد عدم عبور از خط تشکيل شده توسط رودخانه هاى تاسه٬ نارو٬ باگ و ويستولا به دادن تعهد ناگزير نموده بود.»٦

در غرب٬ حاميان سياستهاى ضد کمونيستى هيتلر فرياد کشيدند: «دو مستبد٬ فاشيسم و بلشويسم٬ لهستان را تقسيم نمودند» اما پيشروى نيروهاى نظامى اتحاد جماهير شوروى٬ بدليل رها نمودن آنان از شر فاشيستها٬ صاحب منصبان و سرمايه داران٬ در تطابق با منافعشان قرار داشت· اين پيشروى به تمام جنبش جهان ضد هيتلرى نيز يارى مينمود. واقع بين ترين بورژوازى بروشنى ميديد که اتحاد جماهير شوروى توسط پيشروى نيروهاى نظامى خود موقعيت آغازين بهترى را براى جنگ پيش رو به خود ميداد.

براى مٽال٬ چرچيل در ١ اکتبر ١۹٣۹ اعلام نمود: «باقى ماندن نيروهاى نظامى روسيه بر روى اين خط بى ترديد براى حفظ روسيه بر عليه تهديد نازى ضرورى بود. بهر تقدير٬ خط اينجاست و يک جبهه شرقى ايجاد شده است٬ جبهه اى که آلمان نازى شهامت حمله به آنرا ندارد.»٧

فرانسه و انگليس نا اميد و سرخورده از ديدن حمله آلمان نازى به اتحاد جماهير شوروى از طريق لهستان٬ ناگزير بر عليه آلمان اعلام جنگ نمودند. اما در هيچيک از جبهه هاى غربى هيچ بمبى آرامش نازيها را بر هم نزد. با اين وجود يک جنگ سياسى داخلى واقعى بر عليه کمونيستهاى فرانسه براه انداخته شد: در ٢٦ سپتامبر٬ حزب کمونيست ممنوع و هزاران تن از اعضايش به زندان افتادند. هنرى دى کريليز نوشت:

«تند بادى باور نکردنى ذهن سرمايه دارى را درنورديد. توفان جنگ صليبى درگرفت. تنها يک فرياد قابل شنيدن بود: جنگ با اتحاد جماهير شوروى. در اين لحظه بود که هذيان ضد کمونيستى به اوج خود رسيد.» ۸ در همانزمان٬ استالين با بصيرتى شگرف با ژوکوف صحبت کرد:

«دولت فرانسه به رهبرى دالاديه و دولت چمبرلين در انگليس بصورتى جدى خواهان جنگى بر عليه هيتلر نيستند و به تحريک هيتلر به آغاز جنگى برعليه اتحاد جماهير شوروى همچنان اميدوارند. آنها توسط امتناع از تشکيل يک جبهه ضد هيتلرى با ما در سال ١۹٣۹ به ممانعت از تجاوز هيتلر به اتحاد جماهير شوروى تمايلى نداشتند. آنها از اين نتيجه اى نخواهند گرفت و بخاطر کوته بينى سياسى خود به پرداخت بهاى سنگينى ناگزير خواهند گشت.»۹

با آگاهى بر جنگ اجتناب ناپذير با آلمان٬ اتحاد جماهير شوروى بشدت نگران امنيت لنينگراد٬ که فقط در فاصله ٣٢ کيلومترى مرز فنلاند قرار داشت٬ بود. در ١٤ اکتبر ١۹٣۹ استالين و مولوتوف درباره مسئله دفاع از لنينگراد ياداشتى به دولت فنلاند ارسال نمودند.

اتحاد جماهير شوروى به «ايجاد مانع بر سر دستيابى به خليج فنلاند» مايل بود. در ياداشت از فنلاند واگذارى بندر هانکو و چهار جزيره از طريق اجاره٬ و جهت تضمين دفاع فنلاند٬ بخشى از تنگه کاريليا٬ معتلق به فنلاند٬ مطالبه شده بود. در عوض٬ اتحاد جماهير بخشى از کاريليا شوروى٬ دو برابر بزرگتر٬ را پيشنهاد داد.١٠

ترغيب شده توسط آلمان٬ فنلاند امتناع ورزيد. در ٣٠ نوامبر ١۹٣۹ اتحاد جماهير شوروى بر عليه فنلاند اعلام جنگ نمود. چند روز بعد هيتلر دستور العملهاى مربوط به جنگ پيش رو با اتحاد جماهير شوروى ارائه کرد. در اينجا يک بخش از آن:

«ما در جنگ بر عليه اتحاد جماهير شوروى ميتوانيم در جناحين عملياتمان٬ بر روى دخالت فعال رومانى و فنلاند حساب کنيم.»١١ انگيس و فرانسه٬ نگران از درگير شدن در اين «جنگ عجيب»٬ بى پروا در جنگى واقعى بر عليه تهديد اتحاد جماهير شوروى وارد شدند! در عرض سه ماه٬ انگليس٬ فرانسه٬ آمريکا و ايتالياى فاشيست ٧٠٠ هواپيما٬ ١٥٠٠ توپ و ٦٠٠٠ مسلسل به فنلاند٬ «قربانى تجاوز»٬ ارسال نمودند.١٢

ژنرال فرانسوى ويگان جهت تدارک حمله اى از جنوب بر عليه اتحاد جماهير شوروى به سوريه و ترکيه رفت. رئيس ژنرالهاى فرانسه بمباران منابع نفتى باکو را تدارک ديد. همزمان٬ ژنرال سرينى فرياد زد:

«باکو در حقيقت با توليد سالانه اى بالغ بر ٢٣ ميليون تن بر شرايط حکومت ميکند. اين هيولاى خسته در صورت تصرف موفقيت آميز قفقاز يا به آتش کشيده شدن اين پالايشگاهها توسط نيروى هوايى ما نابود خواهد شد.»١٣

اگر چه هيچ گلوله اى بر عليه هيتلريستها شليک نشده بود٬ عليرغم اين حقيقت که آنها در شرايط جنگى قرار داشتند٬ با اينحال دولت فرانسه بمنظور مبارزه با سرخها يک نيرويى اعزامى ٥٠٠٠٠ نفرى را يکبار ديگر گروهبندى! و چمبرلين اعزام ١٠٠٠٠٠ سرباز انگليسى را اعلام نمود.١٤

اما اين نيروها تا پيش از شکست ارتش فنلاند توسط ارتش سرخ به رسيدن به فنلاند قادر نگشتند: قرار داد صلح در ٤ مارس ١۹٣۹ به امضاء رسيد. بعدها٬ در خلال جنگ٬ يک نشريه دوگلى در ريودوژانيرو ظاهر و اعلام نمود:

«در پايان زمستان ١۹٣۹-١۹٤٠ توطئه سياسى و نظامى چمبرلين ناکام ماند. هدف ايجاد واکنشى بود بر عليه اتحاد جماهير شوروى و پايان دادن بر اختلاف ميان اتحاد انگيس و فرانسه از طريق يک مصالحه و جبهه اى ضد کمونيسم. اين توطئه از ارسال يک گروه آلمانى/فرانسوى به فنلاند٬ دخالت و در نتيجه بوجود آوردن شرايط جنگى با اتحاد جماهير شوروى تشکيل ميشد.» ١٥

جبهه آلمان/شوروى و شکست فنلاند شرايط را براى پيروزى اتحاد جماهير شوروى بر نازيها فراهم ساخت. اين دو حادٽه چهار پيامد مهم را در بر داشت:

آنها مانعى گشتند بر سر راه ايجاد يک جبهه متحد٬ متشکل از حکومتهاى امپرياليستى در مقابل اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى. يورش آلمان در سال ١۹٣۹ يقينا ميتوانست ژاپن را به مداخله در سيبرى برانگيزد. آنچه که در واقع رخ داد کاميابى اتحاد جماهير شوروى در امضاى قرار عدم تجاوز با ژاپن بود٬ قرار دادى که تا پايان شکست فاشيسم ادامه يافت·

فرانسه و برلن که هر دو به سيستم امنيتى جمعى در سراسر دهه ٣٠ پاسخ منفى داده بودند٬ پس از نقض پيمان آلمان/روسيه توسط آلمان به شرکت در جبهه اى نظامى لازم الاجرا با اتحاد جماهير شوروى ناگزير گشتند.

اتحاد جماهير شوروى سيستم دفاعى خود را ميان ١٥٠ تا ٣٠٠ کيلومتر توسعه داد. اين عوامل در پايان سال ١۹٤١ تاٽير عظيمى بر روى دفاع از لنيگراد و مسکو داشت. کشور موفق به کسب صلحى ٢١ ماهه شد٬ که از آن در جهت تقويت صنايع دفاعى و نيروهاى نظامى خود بهره بردارى نمود·

ادامه دارد

 

1. Stalin, Works, vol. 13, p. 309.

2. Ministry of Foreign A – airs of the U.S.S.R., Documents and Materials Relating to the Eve of the Second World War (New York: International Publishers, 1948). vol. 1, p. 271.

3. Ibid., vol. 2, pp. 110- 111.

4. Harold L. Ickes, The Secret Diary of Harold L. Ickes (New York: Simon and Schuster, 1954), p. 705

5. Sipols and Kharmalov, A la veille de la Seconde Guerre mondiale (Moscow: Éditions Novosti, 1973), p. 262.

 

* (خط دفاعی ماژینو (به فرانسویLigne Maginot) ) که قبل از جنگ جهانی دوم توسط فرانسوی‌ها ساخته شد شامل یک رشته استحکامات به طول ۳۲۲ کیلومتر بود و به منظور دفاع از مرز فرانسه با آلمان ساخته شد.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B7_%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D9%85%D8%A7%DA%98%DB%8C%D9%86%D9%88- مترجم

6. Grigori Déborine, Les secrets de la Seconde Guerre mondiale (Moscow: Éditions du Progrès, 1972), p. 35.

7. Winston S. Churchill, op. cit., p. 449.

8. Cited in La grande guerre nationale de l'Union soviétique (Moscow: Éditions du Progrès, 1974), p. 20.

9. G. Zhukov, The Memoirs of Marshal Zhukov (London: Jonathan Cape, 1971), p. 171.

10. Ministère des A-aires Étrangères de Finlande, Documents sur les relations -nnosovi étiques (Paris: Éditions Flammarion, 1940), pp. 93-95, 109.

11. Jacobsen, op. cit., vol. 1, p. 118.

12. Pavel Zhiline, Ambitions et méprises du Troisième Reich, (Moscow: Éditions du Progrès, 1972), p. 74.

13. Bernard Serrigny, L'Allemagne face à la guerre totale (Paris: Éditions Grasset, 1940), p. 228.

14. Falsi-cateurs de l'Histoire (Brussels: Éditions ABS, 1948), p. 118.

15. Petite encyclopédie politique du monde (Rio de Janeiro: Éditions Chanteclair, 1943), p. 136.