گوناگون

«نیش عقرب نه از ره کین است».

نظریات و مقالات زیادی در ارزشگذاری قرارداد لوزان بین جمهوری سرمایه داری اسلامی ایران و کشورهای امپریالیستی ۵+۱ صورت پذیرفته، نوشته شده است که هرکدام بخشی از مساله را بدرستی ویا نادرستی طرح ونتیجه گیری میکنند.

در مورد خود قرارداد باید گفت که جوجه را آخر پاییز میشمارند و باید طبق درخواست یکی از نمایندگان تهران که قدری واقع‌بینانه در مورد اقتصاد کشور ایران و «سه ابر اهرم» تاکنون موضع گیری داشته است، باید ابتدا مجلس آنرا قبول نماید!

آنهم امید وارم که مجلس مانند بیشتر مواقع باخواندن چند « وِ ر د » عربی با گفتن انشاالله خیر است انگشت پایش نگذارد! و نظریات افراد صاحب نظر و دست اندر کار این صنعت را بیش از همیشه اهمیت داده و قضاوت کند و خسارات وارده و منافع وارده از آنرا برای ایرانیان توضیح دهند»

اما ولی اما:

تا اینجا، این خود نشانی از قدرت خلقهای بیدار ایران دارد؛

که با تمام اعدامهای جنایتکارانه و احمقانه و باز هم تکرار میکنم احمقانه از افراد زندانی آنهم چند ساله زندانی سیاسی، فقط بخاطر چشم زهر گرفتن و نشاندادن قدرت؛

این خلقها اینچنین آگاه دستان دیگر اقلیتهای ایران بخصوص آذری ها خمین ای ها، قمی ها و دیگر اقلیتهایی که این چنین «نمایندگان غربال شده آنان» در راس قدرت ایستاده و دست بخون فرزندان آزاده ایران آغشته دارند، آری اینچنین آگاهانه میفشارند و روزبروز همبستگی تنگاتنگ خود را همچنان پتکی بر تفرقه افکنان پان ترکی ها و پان عربها و پان کردها، و پان فارس های سلطنت طلب، میکوبند؛

و از هرگونه نفاق اندازی و ساختن گروه‌های ترور و «مناطق آزادی عمل» در خطوط مرزی کشورایران نتنها جلوگیری کرده، بلکه منسجم و آگاه از سرنوشت زحمتکشان کشورهای سپَر بلایی ایران مانند فلسطین و عراق، لبنان و سوریه – درس گرفته و زحمتکشانه (منظور همبستگی انقلابی طبقاتی میباشد) بدانان کمک میرسانند و از هیچگونه فدا کردن مال که خود بدان همانطور که اکنون در اثر همین تحریمها، آنچه برای قوت لایموت روزانه خود لازم داشته و حتی دادن جان خود، خود داری نمینمایند.

این است همبستگی و رشد فهم اجتماعی خلقهای ایران در اثر انقلاب ناتمام مشروطیه ایران که اکنون فقط بدست کارگران این خلقها باید سرانجام یابــــد، مورد احترام تمام زحمتکشان جهان است!

در ضمن نباید فراموش کرد که هرضربه ای بر امپریالیسم حتی کوچک ضربه مشتی از ما میاشد (که میتواند این ضربه در لوزان حتی ضربه‌ای بزرگ باشد و اثرکرد بزرگی را در کشورهای عقب نگه داشته شده ایجاد کند که صاحبان سخن و حزبی از کار باید در باره اش بگویند. من کوچکتر از آنم) که بر پوزه این امپریالیسم خونخوار که اکنون با تمام دوستان و متحدان در یک کلمه زیرمجموعه های خود در یمن برعلیه خلقی کوچک دست بجنایاتی خوفناک زده است، میباشد.

این قرارداد میتواند قدم کوچکی از این مبارزه زحمتکشان ما بر علیه این امپریالیسم خونخوار بوده باشد.

این دست آورد زحمتکشان ایران را نباید دست کم گرفت! چرا؟

زیرا بطوریکه همه از داده‌های سیاسی گروه‌های مختلف تا کنون اطلاع داریم همگی مبارزات ضد امپریالیستی زحمتکشان ایران را دست کم گرفته و در بهترین حالت معتقد باین بودیم که فشارش بر طبقه حاکمه سرمایه داری ایران و نمود آن در این زدو خورد با امپریالیستهای ۵+۱(درباره تحریم ها) نمیتواند همانی باشد که ما بدنبالش بوده و زحمتکشان ایران خواستار آنند.

من با خیانت کاران و ایرانیان فروشان خط سومی، منصورحکمتی، ایران تریبونالی و مجاهدین که از پارکابان ارباب خود ام.آمریکا هستند کاری ندارم. که حسابی جداگانه با خلقهای مردم ایران باز کرده اند.

تنها چیزی که هنوز همچون تحریمها شیره جان زحمتکشان ایرانی را بغارت میبرد همان سه ابر اهرم اقتصادی «بانک جهانی و صندوق پول و سازمان تجارت جهانی» میباشد که بخاطر آنهم دو قانون ضد ایرانیان یعنی خصوصی سازی و اصل متمم ۴۴ را که سرمایه داران از مجلس گذراندند میباشد.

که این- هر ایرانی را از خوشبینی و دیدن سرنوشتی بهتر با وجود آن‌ها برای ایرانیان، روبرگردان و مأیوس مینماید.

انتظار نظریات رفقا را دارم

سپیده