پرش به محتوا

اثر پیش بینی نشده و نا خواسته قیمت نفت خام

 

آیا پوتین در حال ایجاد نظم نوین جهانی است؟

توسط مایک ویتنی، کا نتر پانچ، شش ژانویه 2015

« اگر کم حساب کردن برای قیمت محصولات انرژی عمداً رُخ دهد، این نیز به کسانیکه این محدودیتها را ایجاد می کنند تآثیر می گذارد. مشکلات بوجود می آیند و رشد می کنند، شرایط را نه تنها برای روسیه بد تر می کند بلکه، برای شرکا نیز بدتر خواهد شد.» (ازرئیس جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین)

این مشکل است که بدانیم کدام کشور از کاهش قیمت نفت رنج خواهد برد. تا به حال، البته روسیه، ایران و ونزوئلا بزرگترین ضربه را خورده اند اما، احتمالاً این شرایط با گذشت زمان تغییر خواهد کرد. چیزی که دولت اوباما باید در موردش نگران باشد، اثرات مرحله بعدی است که خود را به صورت افزایش بیکاری، نوسانات بازار، و ترازنامه های بانکی لرزان نشان خواهد داد. این جائی است که خسارت واقعی می رود تا سر درآورد و خود را نشان دهد، به دلیل اینکه آنجائی که جوهر قرمز و وام های بد می تواند به بحران مالی تمام عیار از یک نقطه به نقطه دیگر گسترش یابد. کتاب تازه نیک کانینکهام را در وب سایت (*) ملاحظه کنید و شما خواهید دید منظور من چیست:

«طبق ارزیابی از بانک فدرال ریزرو دالاس (تگزاس)، در سال 2015 امکان از دست دادن حدود دویست و پنجاه هزار شغل در هشت ایالات آمریکا می تواند وجود داشته باشد، اگر قیمت نفت افزایش نیابد. بیش از 50 درصد از این شغلها در ایالت تگزاس که بزرگترین تولید کننده نفت در این کشور است، قرار دارند.

برخی از نشانه های اولیه است که کاهش سرعت در حفاری می تواند به بخش تولید در تگزاس گسترش یابد….یک مدیر اجرائی در یک شرکت تولید فلز در یک نظر سنجی گفت، « کاهش قیمت نفت خام می رود تا شرایط را با سرعت بسیار وخیم کندیکی دیگر از شرکت های تولید کننده ماشین آلات به فدرال ریزرو دالاس گفت، « قیمت کاهش یافته نفت خام در آمریکا می رود تا حفاری را که به نوبه خود بازار را برای تولیدات ما کاهش می دهد تقلیل دهد..»

به گفته همین بانک، تمایل برای تولید کننده مواد شیمیائی نیز همان بود، یعنی « قیمت پائین تر نفت بطور منفی بر روی در صد سود اثر می گذارد. نوسانات انرژی باعث خواهد شد که مشتریان ما انبار ذخیره خود را در سطح مینیموم نگهدارند

ایالتی مانند تگزاس، داکوتای شمالی، اوکلا هما و لوئیزیانا در طول چند سال گذشته به خاطر جریان سریع و غیر عادی تولید نفت، دارای رونق اقتصادی بسزائی بودند. اما، این بخش که اکنون رو به فروکش می باشد، شکاف و زخم بزرگی را در ایجاد مشاغل و بودجه های ایالتی می گذاردقیمتهای پائین نفت منجر به بیکاری در صنایع نفت می گردد، نک کانینگهام،*) )

البته صنایع معمولاً همیشه کارگران را اخراج و از کار بی کار می کنند و این منجر به بحران مالی نمی شود. اما، بی کاری تنها بخشی از این تصویر است، کاهش مصرف شخصی بخش دیگر می باشد. ملاحظه کنید.

« کاهش قیمت نفت مانع بزرگتری در رشد اقتصادی است در مقایسه با «پس انداز» بدست آمده توسط مصرف کننده….به طریق دیگری برای نشان دادن این بصورت تصویریست که اگردر مجموع به تغییراات سالانه در هزینه های مصرف شخصی نسبت به قسمت فرعی هزینه های مصرف شخصی، مصرف شده برای انرژی و محصولات مرتبط آن. نگاهی بیاندازیم.

ملاحظه می کنید؟ بنابراین، با وجود آنچه که شما ممکن است در شبکه ماکروسافت خوانده باشید، قیمت پائین تر گاز نمی تواند به معنی مصرف شخصی بیشتر یا رشد نیرومند تر باشد. برخلاف این تصور، آنها متمایلند که فشارهای ناشی از تورم را تشدید بخشتد و فعالیتی را که ضربه گیر در مقابل رشد است، کاهش دهند.

سپس، تآثیر قابل توجهی به خاطر کاهش سرسام آور قیمتها، و اخراج ها در صنایع دیگر مانند معدن، صنایع کالائی و تولیدات شیمیائی ببار می آورد. در این جا می توانید بیشتر به وب سایت (*) مراجعه کنید.

« تولید نفت و گاز بخش سنگین قابل توجهی از اجزاء «معدن و تولیدات صنعتی» از روال اشتغال را می سازد. از سال 2000 ، زمانیکه افزایش سریع قیمت نفت کشش قابل ملاحظه ای بدست آورد، ایالت تگزاس بیش از 40 درصد از تمام مشاغل را در کشور تشکیل می داد و این آمار طبق گزارش سه ماهه اول بانک فدرال ریزرو دالاس می باشد…..

اکثر مشاغل ایجاد شده از زمان شروع بحران مالی، مشاغل با دستمزد پائین در خرده فروشی، بهداشت و درمان و خدمات در دیگر بخش های اقتصادی بوده است. در مقابل، مشاغل ایجاد شده در بخش انرژی از بالاترین مزدهای پرداختی موجود در مهندسی، فن آوری، حساب داری، حقوقی و غیره می باشد. در واقع، برای هرکار ایجاد شده در بخش مربوط به انرژی «با اثر موج وار«، 2.8 شغل در جای دیگر در اقتصاد از لوله کشی تا پوشش، حمل و نقل، رستوران ها و خرده فروشی و غیره ایجاد شده است

نتیجه آشکار سقوط سنگین قیمت نفت اینست که در نهایت، از دست دادن درآمد منجر به کاهش تولید، کاهش در طرح های هزینه های سرمایه را ( که شامل تقریباً یک چهارم تمام هزینه های سرمایه در اس & پی 500 می باشد)، غیر قابل حرکت می سازد ویا کاهش در اشتغال و کاهش در درآمد و سودآوری ایجاد خواهد کرد….

به عبارت ساده، قیمت های پائین تر نفت و بنزین ممکن است کاهش به مراتب بزرگتری در اقتصاد نسبت به «پس انداز» ارائه شده به مصرف کننده داشته باشدافسانه قیمت بنزین، لنس رابرتس، *) )

هیچ کدام این ها به نظر نمی رسد اطمینان بخش باشند، آیا چنین است؟ با این حال همه آن چیزهائی که از رسانه ها می شنویم اینست که چگونه اقتصاد با « سرعت فرار » می رود تا با نفت ارزان بهبود یابد. کاملاً بی معنی است. این تنها شبیه « گلوله های آغشته به دلار » مزخرفی است مثل مواد مخدریست برای روابط عمومی. حقیقت اینست که اقتصاد بیشتر به مشاغل خوب و پر درآمد احتیاج دارد تا اینکه نیازی به انرژی کم قیمت. اما، در حال حاضر که قیمتها معلق اند، آن مشاغل در حال ناپدید شدنند که می رود تا رشد اقتصادی را کند و آهسته کند. حال این سرمقاله ها را ملاحظه کنید که من از گو.گل انتخاب کردم که به شما کمک می کند که در خارج از این رادار چه خبر است.

سی ان ان: « تگزاس در معرض خطر رکود اقتصادیست ». اقتصاد دان جی پی مورگان می گوید، « با تحریک موقعیت نفت، تگزاس می تواند با رکود مواجه شود ». وال استریت ژورنال می گوید، « دوران شکوفائی از تگزاس تا داکوتای شمالی ممکن است در اثر کاهش قیمت نفت به دورانی نامساعد و مضر تبدیل گردد ». بلومبرگ، « قیمت های کاهش یافته نفت در سال جدید موقعیت ایالات نفت خیز را بسیار وخیم می کند »، هم چنین شبکه خبری وایس، « نفت خیز ترین ایالات آمریکا به خاطر سقوط بهای نفت خام در حال ضربه خوردن می باشند »، کسب و کار خودی (بیزینس انسایدرز)

حال، شرایط را ملاحظه می فرمائید؟ اگر بهای نفت هم چنان سقوط کند، بیکاری می رود تا همگی را میخکوب کند، فعالیتها می رود تا آهسته گردد، و اقتصاد می رود تا از کار بایستد.و آسیب نیز تنها به آمریکا محدود نمی شود. مقادیر زیادی از این اطلاعات را می توانید از نشریه تلگراف انگلستان بدست آورید.

«بر اساس تحقیقات جدید، یک سوم شرکتهای فهرست شده نفت و گاز بریتانیا در معرض خطر تحلیل رفتن سرمایه و حتی ورشکستگی در گیرو دار یک رکود در ارزش نفت خام می باشند.

شرکت نظارتی گروه مدیریت ریسک مالی معتقد است که هفتاد تا از شرکتهای اکتشافی نفت و تولید گاز ذکر شده عمومی انگلستان در حال حاضر غیر قابل سودآوری هستند، زیان های قابل توجهی در حدود 1.8 میلیارد یورو را به حساب می آورند.

چنین است میزان فشار مالی در حال حاضر که حفاری های قوی در انگلستان را ضایع می کند، بطوریکه این شرکت نظارتی تخمین می زند، یک سوم از 126 شرکت نفت و گاز به نقل از ای آی ام، و بازار بورس لندن هیچ درآمدی تولید نمی کنند.

یافته ها آخرین هشداری بود که به صنعت نفت و گاز از زمان سقوط قیمت نفت خام (که در ماه نوامبر شتاب پیدا کرد)، یعنی زمانیکه کشور های اوپک تصمیم گرفتند مقدار تولید را ثابت نگه دارند، داده شد. این تصمیم موجب شده است تا قتل عام در بازارهای نفت بوجود آید، بطوریکه یک بشکه نفت خام (برنت) 45 درصد یا به 60 دلار در هر بشکه می رسد. » (یک سوم شرکتهای حفاری نفت و گاز در انگلستان با ورشکستگی روبرو هستند، تلگراف) آیا شما می گوئید«قتل عام در بازار های نفت »؟

در واقع، بسیاری از شرکتهای تازه وارد در حفاری نفت با استفاده از نرخ پائین و پول آسان در دسترس در بازار اوراق قرضه، کسب و کار راه می اندازند. اکنون که قیمت ها سقوط کرده اند، سرمایه گذاران از اوراق قرضه بنجل مربوط به انرژی، مانند طاعون اجتناب می ورزند و این برای شرکت های کوچکتر غیر ممکن می شود که بدهی های خود را ادغام جذب سرمایه تازه کنند. هنگامی که این شرکتها یکهو شروع به قصور می کنند، هم چنانکه آنها قطعاً قصور خواهند کرد اگر قیمت ها به جای اول بر نگردد، اثر پیش بینی نشده و نا خواسته در ترازنامه های بانک در سر تا سر کشور احساس خواهد شد که به نوبه خود امکان بوجود آمدن بحران مالی دیکری را در بر دارد ( اکنون ما در مورد یک بحران مالی صحبت می کنیم).

مشکل اساسی اینجاست که بانک ها بسیاری از بدهی های خطرناک خود را به محصولات مالی مهندسی شده مانند اوراق قرضه ای که پشتوانه آنها اسناد بها دار دیگریست و تعهدات وثیقه وام که به ناچار باشکست روبرو خواهد شد، زمانیکه وام گیرندگان دیگر قادر به دادن خدمات به وام نیستند. این پوسیدگی را می توان برای مدتی پنهان نگاه داشت، اما در نهایت، اگر قیمت ها ترمیم نشوند، تعداد قابل توجهی از این شرکتها به زیر خواهند رفت که تحت این شرایط، سیستم بانکی ای را که دائماً از نداشتن سرمایه رنج می برد، یک بار دیگر به آستانه ورشکستگی می رساند. به همین دلیل طرح واشنگتن با فشار به کاهش قیمت نفت (که به اقتصاد روسیه صدمه وارد سازد) ممکن است برای کوتاه مدت قابل درک باشد (با شوک، پوتین را وادار به تسلیم کند) اما، به عنوان یک استراتژی دراز مدت، احمقانه است. و چه حتی از این شکاف دارتر، این است که اوباما تصمیم گرفته است که طرح احمقانه خود را دو برابر تشدید دهد، اگر چه پوتین حتی یک اینچ هم به او نداده است. شما می توانید این نکات را در خبر گذاری رویتر روز دوشنبه ملاحظه فرمائید.

«دولت اوباما جبهه جدیدی در نبرد جهانی برای سهم بازار نفت باز کرده است، که بطور مؤثر راه را برای حمل ونقل تا یک میلیون بشکه نفت خام سبک آمریکا در روز به سایر نقاط جهان باز کرده است….

وزارت بازرگانی در روز سه شنبه سکوت یک ساله در مورد منازع چهار دهه ممنوعیت صادرات نفت به خارج را پایان بخشید و گفت: این وزارت خانه تصویب در خواست برای فروش نفت تصویه شده سبک به خارج را آغاز کرده است.

«این اقدام در برهه حساس بازار جهانی نفت اتفاق می افتد. قیمت های جهانی نفت به نصف یعنی کمتر از 60 دلار در هر بشکه نسبت به تابستان گذشته رسید. عربستان سعودی به عنوان بالاترین صادر کننده نفت، که زمانی مدافع سرسخت بشکه ای 100 دلار بود، در قبال جریان سریع و غیر عادی تولید سنگ نفت زای آمریکا و خوی تقاضای جهانی از کاهش تولید انصراف کرد….

با بازار جهانی نفت در حال ریزش، از روشن شدن اینکه چقدر نفت تغلیظ شده آمریکا بازار برای صادرات پیدا خواهد کرد، فاصله بسیار زیادیست

( تجزیه و تحلیل باز کردن شیر نفت ایالات متحده برای صادرات، نبرد برای بازار جهانی را گسترده می کند، خبرگزاری رویترز)

آیا این به نظر شما منطقی است، خواننده عزیز؟ چرا اوباما بطور ناگهانی انتخاب می کند که قواعد بازی را تغییر دهد، زمانی که او می داند این تصمیم عرضه را افزایش می دهد و قیمت ها را حتی بیشتر به سمت پائین سوق می دهد؟ چرا او این کار را انجام می دهد؟ بدیهی است، او نمی خواهد ضربه بیشتری را به تولید کنندگان داخلی وارد آورد، آیا او می خواهد؟

اجازه دهید خود اوباما به این سئوال پاسخ گوید. در این جا توجه شما را به یک کلیپ از مصاحبه خبر گزاری ان پی آر با رئیس جمهور در هفته گذشته را جلب می کنیم .تقریباً در نیمه مصاحبه، استیو اینسکیپ از ان پی آر، از اوباما می پرسد: آیا شما خوش شانس هستید که قیمت نفت کاهش یافت و در نتیجه ارز آنها سقوط کرد یا….آن چیزی است که شما انجام دادید؟

باراک اوباما: اگر شما به یاد می آورید، اقتصاد آنها (روسیه) هم اکنون منقبض بود و سرمایه ها حتی قبل ازاینکه قیمت نفت سقوط کرده باشد به خارج فرار می کردند. و بخشی از منطق ما در این فرایند این بود که تنها چیزی که آن اقتصاد را شناور نگه می داشت، قیمت نفت بود. و اگر، در واقع، ما استوار در اعمال فشار تحریم باشیم، که ما استوار بوده ایم، که در طول زمان اقتصاد روسیه را به اندازه کافی آسیب پذیر خواهد کرد، که اگر و زمانی اخلال هایی در آنجا با توجه به قیمت نفت باشند که بطور اجتناب ناپذیر، زمانی در آینده، اگر نه امسال، مصاحبه کاملرونوشت: » ( آنها با مشکلات عظیمی برای مدیریت اقتصاد شان مواجه خواهند شد. –سال بعد، یا سال بعد از آن سپس در)با رئیس جمهور اوباما ان پی آر آیا من اشتباه می کنم یا اینکه اوباما در همان دم اقرار کرد که او می خواست « اختلال » در« قیمت نفت » ایجاد کند، از آنجا که او تصور می کرد پوتین با « مشکل عظیم مدیریت آن » روبرو خواهد شد.؟

آیا این به همان معنی نیست که عنوان شود که این تماماً طرح واشنگتن بود؛ که سقوط قیمت های نفت فقط شکر یا تخم مرغ روی کیک برای حمله نا متقارن خود به اقتصاد روسیه بود؟ این مطمئناً همان معنی را می دهد. و این نیز به خودی خود روشن می سازد که چرا اوباما تصمیم گرفت که اجازه دهد تولید کنندگان داخلی، نفت را به قیمت خیلی ارزان به بازار عرضه کنند، اگر چه این عمل میرود تا قیمت های نفت را پائین تر ببرد. ظاهراً هیچ یک از این اتفاقات برای اوباما مهم نیست تا زمانیکه سیاست او به روسیه لطمه می زند.

بنابراین، شاید نظریه (تئوری) تبانی با عربستان سعودی و ایالات متحده در مورد نفت در هر صورت دور از ذهن نباشد. شاید پاتریک ال اسمیت سالن درست می کفت زمانیکه او گفت:

« کمتر از یک هفته پس از امضا شدن پروتوکل مینسک، جان کری یک سفر کوچکی به شهر جَدّه در عربستان سعودی کرد تا با ملک عبداله در منزل تابستانی او ملاقات کند. هنگامی که این خبر به سختی گزارش داده شد، این خبر به عنوان بخشی از کمپین کری به حمایت از دولت عربی (عربستان سعودی) در مبارزه با دولت اسلامی گزارش داده شد.

همین جا دست نگه دارید. این همه ی ملاقات نبود که صورت گرفت، به دلیل اینکه منابع قابل اعتماد من چنین می گویند. نیمه دیگر این ملاقات در رابطه با تمایل کاسته نشده واشنگتن برای نابود کردن اقتصاد روسیه بوده است. برای این که، کری به سعودی ها گفت 1) – تولید را بالا ببرید و 2) – قیمت نفت خام تان را کاهش دهید. این ارقام مربوطه را به خاطر داشته باشید: برای سعودی ها یک بشکه نفت کمتر از 30 دلار تمام می شود که در این حالت در بودجه ملی بی سود و زیان ( یر به یر) می شوند؛ روس ها باید بشکه ای 105 دلار بفروشند تا بی سود و زیان شوند.

مدت کوتاهی پس از بازدید کری، سعودی ها آغاز به افزایش تولید کردند، حتماً به اندازه کافی بیش از 100 هزار بشکه در روز در طول بقیه ماه سپتامبر، ظاهراً بیشتر هم خواهد شد…..

در این مورد تأمل کنید. زمستان در راه است، در حال حاضر قطع تولید جدی و خطرناک در عراق، نیجریه، ونزوئلا، لیبی وجود دارد، دیگر اعضای اوپک برای کمک و رفع نگرانی ضجه می کنند، و عربستان سعودی بطور قطعی و با سرعت هر چه تمام تر بر کاهش قیمت نفت هنوز هم پائین تر فشار وارد می آورند؟ شما خود محاسبات را انجام دهید، با برنامه سفر گزارش نشده کری در ذهن، و برای کمک به شما در این میان، من این اطلاعات را به شما از منابع بسیار خوب و معتبری در بازار کالا ها ارائه می دهم. این منبع در یک ای میلی در چند روز قبل نوشت: « اکنون دستان عظیمی نفت را در ذخیره جهانی به جلو یورش می دهند، ». ( چیزی که واقعاً در بژینگ اتفاق افتاد: پوتین، اوباما، جینگپینگ و داستان پشت پرده ایکه رسانه ها به شما نمی گویند»، پاتریک ال اسمیت سالن)

ولادیمیر پوتین: دشمن شماره یک مردم

بیائید این تعقیب کردن ها را خاتمه دهیم: تمام این شیطنت ها فقط به خطر هدف قرار دادن یک نفر می باشد: ولادیمیر پوتین. دلایل متعددی وجود دارد که چرا واشنگتن می خواهد از شر پوتین خلاص شود، اولین دلیل اینست که رئیس جمهور روسیه مانعی بر سر راه اهداف آمریکا در دسترسی به محور آسیا می باشد. که موضوع اصلی است. تا زمانی که پوتین تصمیم گیرنده و تعیین کننده است، رشد مقاومت علیه فشار سازمان ناتو به سمت شرق وجود خواهد داشت و گسترش نظامی واشنگتن در سراسر آسیای مرکزی که می تواند نقشه آمریکا به منظور محاصره چین را به عنوان تنها ابرقدرت جهانی تضعیف کند. در این جا گزیده ای از صفحه شطرنج بزرگ توسط زبیگنیو برژنسکی می آوریم تا اهمیت اوراسیا از نقطه نظر جاه طلبی های واشنگتنن را توضیح داده باشیم:

«…اینکه چطور آمریکا مدیریت اوراسیا را به عهده می گیرد حیاتی است. قدرتی که بر اوراسیا تسلط داشته باشد، دو از سه پیشرفته ترین و از نظر اقتصادی پربارترین مناطق را تحت کنترل خواهد داشت. تنها یک نظر اجمالی به نقشه نشان می دهد که کنترل بر اوراسیا، تقریباً بطور اوتومات مستلزم تبعیت قاره آفریقا می گردد، نیم کره غربی و اقیانوسیه (استرالیا) را از نظر جغرافیای سیاسی جهان به پیرامونی قاره مرکزی جهان تسلیم می دارد. تقریباً 75 درصد مردم جهان در اوراسیا زندگی می کنند، و بیشترین ثروتهای فیزیکی جهان نیز در آنجا نهفته است، یعنی در هر تشکیلات اقتصادی و در زیر زمین اش قرار دارد. اوراسیا حدود سه چهارم از منابع حساب شده جهان را در بر دارد. » (ص 31 ) ( زبیگنیو برژنسکی، صفحه شطرنج بزرگ: تقدم ایالات متحده و الزامات جهانی استراتژیک اش، نقل قول های کلیدی از کتاب نطق های زبیگنیو برژنسکی).

آیا این گفته ها را دریافت می کنید؟ استراتژی غالب در اوراسیا الویت این دولت می باشد، به همین دلیل است که چرا آمریکا به سرعت در حال حرکت (مانور) امتیاز های نظامی خود در این منطقه می باشد. شما می توانید این اطلاعات را از وب سایت جهان سوسیالیستی** دریافت کنید.

« سیاست اوباما تحت عنوان » محوری به اوراسیا «، استقرار فرماندهی اقیانوس آرام را به بیش از 60 درصد تمام نیروی های نظامی آمریکا (در زمان بوش این نیروی نظامی مستقر در این منطقه 50 درصد بود) رسانده است. این شامل ترتیبات جدید پایگاه نظامی آمریکا در فیلیپین، سنگاپور و استرالیا، و هم چنین تجدید روابط (خاتمه داده شده در گذشته) نظامی با نیوزیلند، و تمرینات مداوم نظامی آمریکا در تایلند، مالزی، اندونزی و تایوان…(و هم چنین) استقرار نیروی نظامی عظیم در ژاپن و کره جنوبی، از جمله واحد های مسلح به سلاح های هسته ای. » (مقیاس جهانی نظامی گری امپریالیسم آمریکا، پاتریک مارتین وب سایت جهان سوسیالیستی** )

« دگرگونی بزرگ » هم اکنون در جریان است، و به همین دلیل است که چرا موانع باید برداشته شوند و پوتین باید برود.

دوم، پوتین برای خود مایه رنجش عمومی با اهداف استراتژیک آمریکا در سوریه، ایران و اوکراین شده است، پوتین حمایت تمام و کمال خود را به اسد که ایالات متحده آمریکا خواهان سرنگونی او به منظور ترسیم نقشه دوباره خاور میانه و ساختن خطوط لوله گاز از قطر به ترکیه برای دسترسی به بازار پر سود اتحادیه اروپا می باشد، داده است.

پوتین تعدادی از ائتلاف ها و اتحاد هائی را تقویت کرده است بانک کشورهای بریکس، اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاریهای شانگهای که تماماً چالشی است به سلطه آمریکا در منطقه و هم چنین یک جایگزین مناسب برای مؤسسات مالی نئولیبرالی، مثل صندوق بین المللی پول و بانک جهانی می باشد. برگردیم یک بار دیگر به « صفحه شطرنج » برژینسکی، ما می بینیم که آمریکا نباید احساس تهدید توسط هیچ کشوری بکند، ولی باید بطور مداوم برای«ائتلاف های منطقه ای » گوش به زنگ باشد که می تواند برنامه هایش را برای حکومت بر جهان از خط خارج کند. در این جا باز هم از برژینسکی ملاحظه کنید:

«…سه ضرورت بزرگ از لشگر کشی های امپراتوری به خاطر جلوگیری از تبانی و حفظ وابستگی امنیتی مابین اتباع هستند، که خراج گذاران مطیع و مصون باشند، و از اتحاد بربرها با هم نیز جلوگیری شود. » (ص 40)

« از این به بعد، ایالات متحده ممکن است برای تعیین چگونگی مقابله با ائتلاف های منطقه ای که به دنبال بیرون راندن آمریکا از اوراسیا هستند چاره ای بیاندیشد، در نتیجه موقعیت آمریکا را به عنوان یک قدرت جهانی مورد تهدید قرار دهد. » (ص 55 ) ( زبیگنیو برژینسکی، صفه شطرنج بزرگ، داشتن تقدم برای آمریکا و ضرورت استراتژیکی جهانی اش، نقل قول های کلیدی از کتاب نطق های زبیگنیو برژینسکی) به عنوان یک عضو مؤسس و حامی اصلی این سازمان ها، (و آغازگر معاملات عظیم انرژی با چین، هندوستان و ترکیه) پوتین بزرگترین سردرد برای واشنگتن شده است، هدفی منطقی برای تغییر رژیم او شده است.

سرانجام، پوتین هرکاری را که باید انجام می دهد تا تسلط کسب و کار با دلار و معاملات مالی را احاطه و محاصره کند. گریز از دلار، به معنی حمله مستقیم به بزرگترین منبع قدرت امپریالیسم آمریکا است، حمله به توانائی در کنترل بالفعل ارز بین المللی که لازم می دارد ذخیره دلار ملت های دیگر برای خریداری انرژی خود، که پس از آن به دارائی مالی، سهام، و گنجینه های ایالات متحده بازیابی می شود، استفاده شود. این کلاه برداری بازیابی پترودلار (دلار نفتی)، به ایالات متحده اجازه می دهد تا کسری حساب جاری غول پیکری را بدون بالا بردن نرخ بهره و یا کاهش هزینه های دولت، اداره کند. سیاستهای ضد دلار پوتین می تواند نقش دلار آمریکا را به عنوان ارز ذخیره کاهش دهد و به سیستمی که غارت را نهادینه کرده است پایان بخشد.

درست به همین دلیل است که چرا پوتین دشمن درجه یک مردم شناخته شده است. این به این دلیل است که روسیه محور آمریکا به اوراسیا را مسدود کرده است، ائتلافات ضد واشتگتن را تقویت بخشده است، اهداف سیاست خارجی آمریکا در خاور میانه را تخریب کرده است، نهادهائی را ایجاد کرده است که رقیب صندوق بین الملل پول و بانک جهانی هستند، معاملات انرژی عظیم با متحدان مهم ایالات متحده انجام می دهد، عضویت در تنها بازار یک پارچه اقتصادی اوراسیا را افزایش می دهد، و حمله به بنیاد های ساختاری که براساس آن تمام امپراتوری آمریکا استوار است یعنی دلار.

طبیعتاً، قدرتمندان واشنگتن در مورد این تحولات نگران هستند، تنها به عنوان مثال، آنها در مورد نظم نوین جهانی که به تدریج در حال شکل گیری تحت هدایت پوتین صورت می گیرد، نگران هستند. اما، تا کنون، آنها قادر به انجام هیچ کاری در مورد آن نشده اند. طراهان رژیم چنج دولت و خیال پردازان آنها بارها و بارها نشان داده اند که آنها هیچ همتائی برای ولاد (منظور ولادیمیر) بد که آنها را در هر نوبت مغلوب و فرسوده کرده است، نیستند.

Oilprice.com*

World Socialist Website**

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: