گوناگون

نقدی بر مقاله «نژادپرست‌ترین کشورهای جهان»

نقدی بر مقاله «نژادپرست‌ترین کشورهای جهان»

منتشر شدهدر۸٫ فروردین ۱۳۹۴ در مجله هفته

نوشته سپیده

این نویسنده که از منبع تله سور استفاده کرده است، ۱۲ کشور را دارای تبعیض نژاد بیشتری نسبت به دیگر ۲۰۰ کشور جهان نامیده است و بترتیب از ایالات متحده شروع میکند و در مقام دوم به عربستان سعودی، در مقام سوم استعمار کهن، در مقام پنجم آلمان را و در مقام ۱۰ روسیه را قرار میدهد و خود هم اعلام میدارد که «… پژوهشگران و شاخص‌ها در این مورد اتفاق نظر ندارند.»!

حال ببینیم که چرا پژوهشگران یا نویسنده تله سور در «سایت عدالت» این درعقب را برای فرار باز میگذارند؟

تفکرات و تصورات تبعیض نژادی، یا «گروه مقابل» «خوب یا بد» پس از کمون اولیه وبوجود آمدن مالکیت بر زمین بوجود آمد و تاکنون در سرتاسر تاریخ بشریت با یک استثناء وی را دنبال میکند.

ابتدا یک بیل بخود زنیم تا جوال دوز بدیگران که از همه روشن کننده تر است.

کمی در فرهنگ ایران زمین که از افراد خلقهای گوناگونی، بعبارت خفیف تری «نژاد» های گوناگونی تشکیل یافته‌اند و در چندین هزاره با فرهنگی مشترک بایکدیگر جوش خورده اند را تاریخا در مد نظر بگیریم.

ابولقاسم فردوسی، در شاهنامه خود از دیو سیاه و دیوسپید در مقابل لشگر ایرانیان سخن میگوید و سعی در تعریف دشمنان دیو و «خودی ها یعنی نیوها و گیوها» مینماید. که دیوان سیاه همانا جنگنده های سیاه پوست و دیوان سپید همرنگ و هم شکل ایرانیان، از متعرضین و یا جنگنده های مقابل بوده اند.

اتفاقاً تبعیض و یا اختلاف در ایران کنونی خیلی خیلی دست کمی از عربستان سعودی ندارد! از زمانهای قدیم پشت کوهی ها نسبت به افراد دهکده ها و افراد دهکده ها نسبت به شهر نشینان و شمال شهری‌ها نسبت به جنوب شهرنشینان و داشتن اختلاف با یکدیگر از طریق داستانها به کودکان فرا داده میشد!

که خود سبب و قاعده ای برای بقا و رشد گروه‌های خودی در آنزمانها و چیزی مفید و مثبت در رابطه با سطح تولید نازل زمان خود بود.

همین اختلاف گذاری در میان ایرانیان(از طرف پادشاه یزدگرد و دیگر افراد طبقات حاکم) ای
ن خاصیت روبنایی
«تبعیض» کاستی، با دیدن دموکراسی بدوی قبیله‌ای عربها که هزاره ها از ایرانیان عقب تر بودند و محمد «رسول خدا» خود بدان اذعان کرده بود، در زمان لشکر کشی به ایران، بدانها پیوستند و یزدگرد مجبور بود که سربازان خود را بزنجیر کند تا از مقابل آنان نگریزند. یعنی ایرانیان بستوه آمده از موبدان رشوه خوار شرابخوار و ظالمان حاکم چنان بستوه آمده بودند که؛

با دیدن ژنرالی که شتری را میکشید و سربازی که بر بالای شتر استراحت میکرد(نوبتی) که بین قبایل عرب از بدیهیات قبیله‌ای بود، این نژاد سامی به نژادی آریایی و یا بهتر بگوییم نژاد خودی ارجهیت پیدا کرد!

ایرانیان تا قبل از انقلاب و ملاخور شدن پیروزی آن، توسط سرمایه داران؛

مردم تماماً در حین انقلاب یکدیگر را خودی دانسته و بیش از دو سال، اکثریت شکننده آن خود را از افراد یک خوانواده میدیدند و هستی خود را فدای یکدیگر میکردند. تا سرمایه داران خونخوار قدرت را در ایران بدست گرفتند و هرچه قدرتشان بالا تر میرفت این اختلافات ابتدا بشکل جنسی(درمورد زنان) و سپس بشکل مذهبی و دانستن و خواندن ِ « وِرد » بزبان عربی شروع گردیده و با اعدامهای نماینده های سیاسی اقلیت‌ها، چه درزمان بنی صدر، خرخالی تحت فرمان خمینی و چه در زمان جلوس دولت رفاه روحانی در زمان سد علی بعیان دیده میشود.

بزرگترین تبعیض نژادی را کلیسا در سالهای ۱۴۰۰ با شروع بوجود آمدن جوانه های سرمایداری(همچنین مانوفاکتورها در ایران) در پرتقال بوجود آورد و دستگیرشدگان در شمال آفریقا را نژادی پست تر و برده خوانده و پاپ آنزمان فروش آنان را مایه ثواب و رفتن به بهشت دانست.(به مقاله برده‌داری ترجمه رفیق پیام پرتوی بتاریخ امروز در این مجله محترم هفته رجوع نمایید).

اگر به مدارج این ۱۲ کشور که در این مقاله بر شمرده شده است نگاهی کنیم مدارج این نژادپرستی با شدت و کمیت سرمایه داری خود بدون آنکه آنرا متوجه شود، کاملاً روشن میشود.

ام.آمریکا پیشرفته‌ترین کشور سرمایه داری جهان است. هم زنان و هم سیاهان و دیگر اقلیت‌ها مانند اقلیت‌های قومی و جنسی، بشدت سرکوب میشوند(هم اکنون در ایالت فرگوسن روشن‌تر دیده میشود).

مقام دوم متعلق به عربستان سعودی بوده که همه هیئت حاکمه آن «طبقه حاکمه؟» دارای پاسپورتی آمریکایی بوده و دفترسیاسی خود را در واشینگتن دایر کرده‌اند و بدون اجازه سازمان سیا حتی آب نمینوشند(نمونه بارز حتی عظما بن لادن، پادشاهان و شیوخ عرب)!؛

شرایط تاریخیاسلامی و وجود مکه و جَد محمد «عبدالمطلب» هم آنرا برای این اختلاف «نژادی» بسیار مساعد کرده است و هم‌اکنون در ایران بقچه سیاه بسر داران، دارای اجر وقرب بیشتری تا بقچه سپید بسران زیرا «سید آل ممد» میاشند!(زورگیر شدگان زنان ایرانی)!

تامقام پنجم آلمان که بعنوان، شاهد:

«آلمان تاریخاً یکی از نژادپرست‌ترین کشورها در سراسر جهان بود. اکثریت آلمانی‌ها به میزان زیادی از بیگانه‌ستیزی رنج می‌برند،»

اتفاقاً آلمان ها کمترین نژاد پرست هارا تا آمدن هیتلر داشته‌اند و آنتی سیمیت و ضد یهودیت را کلیسای کاتولیک(پاپ ها از ایتالیا) برسر در هر کیلیسایی در آلمان حک کرده بودند و هم‌اکنون تک توکی از کلیساهای شمال آلمان دارای صلیب شکسته میباشند(لااقل تا ۲۰ سال پیش)!!

آلمان تا سال ۱۹۳۳ یعنی پروگروم، از گویا ۴۰ میلیون رأی دهنده ۱۲ میلیون کمونیست‌ها رأی آورده بودند که تبعیض نژادی برای آنان مفهومی نداشت. و یکی از پیشرفته‌ترین و متمدن ترین خلقهای اروپا بودند( سرزمین ارنست تلمن ها، آگوست ببل ها، لیبکنشت ها و رزا لوکزامبورگ ها بود).

با میلیارد های دلار آمریکایی وسرکار آوردن هیتلر و تحکیم سرمایه داری غرامت جنگ اول پرداز، در عرض کمتر از دو دهه ورق کاملا برگشت و بعکس خود بدل گشت!

بهترین مثال که کاملاً علت و معلول را برجسته میکند و میتوان نتایج بسیار روشنی از آن گرفت روسیه میباشد.

کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تا سال ۱۹۵۳ کشوری کمونیستی بود و هنوز به غرقاب سرمایه داری رسمی توسط طبقه حاکمه « برژنفی وخرشچفی» (زیرا زیرسازی اصلی زمان برژنف انجام گردید!!) تبدیل نگردیده بود. در این دوران نـــتنها تبعیض نژادی موجود نبود، بلکه غیرخودی هایی که بروسیه وارد میشدند از یک برتری داوطلبان
ه و همدردی عمیق بدون منظور لذت میبردند
. و غیرخودی ها هرچه در کشورهای سرمایه داری از اختلاف نژادی بیشتر رنج میبُردند در کشور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بیشتر مورد همدردی و دوستی قرار میگرفتند.

نیروی کار یک کارگر روسی با حاصل کار یکساعت کار کارگر چکی و یا آلمان شرقی و یا آفریقای سیاه تعویض میگردید، هرچند که این حاصل امکان فروش در کشورهای سرمایه داری یک بصد میتوانست بیشتر باشد!!

با آمدن خروشچف اختلافات شروع گردید و با چسباندن روبل بر جلوی لوکوموتیو ها، نیروی تکامل دهنده روسیه را مانند زمان لنین استالین انسانهای شوروی تعریف نکرده، بلکه روبل را تبلیغ میکرد و انسان از مرکز توجه به بَرده ای برای سود آوری تا آخر زمان برژنف ادامه پیدا کرد تا یلتسین مالکیت خصوصی و نظام سرمایه داری را مقدس اعلام کرد؛

هنوز مرکب آن خشک نشده بود که هزاران زن را از مقام های رهبری در سیاست و اقتصاد و علوم فنی حتی صنایع فضانوردی بزیر کشیدند و بزمین شویی محکوم نمودند، لطیفه های گرجستانی شروع شد و لجن پراکنی ها در پوشش لطیفه، بخصوص در کلیسا رواج یافت.

این کشور هم مانند تمام کشورهای سرمایه داری نشانه‌های آمریکایی رامانند تبعیض نژاد و جنایات کاپیتال«Crime Capital» را از خود بروز داد.

آری تبعیض نژادی و نژاد پرستی، همیشه ابزاری در دست شیخ و شاه بوده و بزودی با سرمایه داری گندیده یعنی نظام امپریالیستی فرهنگ روز در تمام کشورها خواهد گردید.

خوشبختانه هر کجا فشار هست، طبق قوانین طبیعی فشار مقابل هم وجود دارد و علت وجودی آنست.

بزودی خلقهای جهان دشمنان خود که همانا نظامهای ضد کمونیستی میباشد و بدون چنین تبعیض هایی نمیتوانند بزندگی انگلی و ربا خوارانه خود و استعمار و استثمار دگر انسان‌ها ادامه دهند را از این فشار نشادر «سرریز تولید» در ماتحت نظام امپریالیستی، نجات خواهند داد!

 

۱ دیدگاه

  1. سپیده says

    شاهد از غیب رسید:
    هم‌اکنون کریستف سیدو: اشپیگل انلاین، -برگردان: ظفر دخت خواجه پور:

    «پادشاه عربستان سعودی از ایالات متحده آمریکا درس گرفته است: روابط عمومی وتبلیغات رسانه ای، عملیات نظامی ریاض در یمن را همراهی می کنند؛ در واقع می تواند همه این ها از طرف پنتاگون امده باشد. به نظر می رسد که رونوشت کمپین تبلیغاتی عمومی است که ایا لات متحده در جنگ عراق وافغانستان براه انداخته بود.»
    سپیده چه نوشته بود:
    «ام.آمریکا پیشرفته‌ترین کشور سرمایه داری جهان است. هم زنان و هم سیاهان و دیگر اقلیت‌ها مانند اقلیت‌های قومی و جنسی، بشدت سرکوب میشوند(هم اکنون در ایالت فرگوسن روشن‌تر دیده میشود).
    مقام دوم متعلق به عربستان سعودی بوده که همه هیئت حاکمه آن «طبقه حاکمه…؟» دارای پاسپورتی آمریکایی بوده و دفترسیاسی خود را در واشینگتن دایر کرده‌اند و بدون اجازه سازمان سیا حتی آب نمینوشند(نمونه بارز حتی عظما بن لادن، پادشاهان و شیوخ عرب)!؛»
    آیا سپیده حق نداشت؟ که این تبعیض در عربستان سعودی از کجا سرچشمه میگیرد!
    در مقاله دیگر باز تاییدی دیگر:
    «جبهه مردمی برای آزادی فلسطین»: «تجاوز به یمن با حمایت آمریکا صورت گرفته است»
    آقای بهیزاد محترم، واقعیات را آنچنان ببینید که هستند. جنگ تاریخ را بسرعت یک لکومونیو پیش میراند و شعور انسانها را هم بجلو میبرد.
    بروز بودن را برایتان صمیمانه آرزو دارم
    سپیده

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    p
    با درود بر آقای بهیزاد محترم،

    اتفاقا مقاله برای ایران، مقامی قایل نشده بود، و کاملاً روشن و شفاف با گفته: «یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به دیگران » شروع کرده و چگونگی پدیده تبعیض نژاد و جنسیت و مذاهب…را در ایران آنهم با دلایل مادی آن و چراهای آنرا که برای ما ایرانی‌ها خوب قابل لمس و قابل تحقیق میباشد، جستجوکرده است،(لاافل آقای احسان طبری در زمانهایی که هنوز مرتد تشده بود در کتابی بنام نگاهی به جنبش ها در ایران در این باره چیزهایی بیان کرده بودند) تا آقای بهیزاد محترم هم آنرا بفهمند.

    سپس بترتیب هر دوازده را با شدت و یا عدم شدت سرمایه داری در هرکدام، با دورانهای مختلف همان کشور مقایسه کرده است.

    سپس در مقام پنجم در آلمان که مظهر و نشانه تاریخی از تبعیض نژاد را برای خود کسب کرده است، تکامل آنرا با مقایسه با شدت و ضعف سرمایه داری آلمانی مقایسه کرده و نتیجه‌گیری کرده است؛

    تا بهیزاد عزیز هم به رابطه تکامل سرمایه داری و «تبعیض انداختن» و «حکومت کردن» پی ببرد.

    مقاله در مقام دهم، بیشتر از همه بخاطر شفافیت حوادث در آنجا روی حکومت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی مکث کرده و نشانداده است که چگونه تبعیض ها در اثر سرمایه داری می آیند و در اثر سوسیالیسم در همان انسانها از بین میروند و چگونه پس از رویزیونیست شدن و برگشت سرمایه داری دوباره اوج میگیرد که از گذشته چندین برابر شدتش بیشتر است؛

    آنهم بخاطر اینکه بهیزاد محترم بالاخره بدرک رابطه سرمایه و تبعیض نژاد آنهم برای بدست آوردن امکانات برای اختلاف انداختن و حکومت کردن(به استعمار فرتوت نگاه کن)، پی ببرد.

    سپیده چه کند که اینهمه شفایت را بهیزاد نادیده میگیرد و سعی در به نادانی زدن خود زده، تا شاید موفق شود اذهان را از این رابطه شفاف به بیراهه ببرد.

    دوست محترم شما اگر سر سوزن از رفقای سویت، صداقت طبقاتی بارث برده بودید بخود زحمت میدادید و برای خوانندگان محترم مجله هفته توضیح میدادید:

    چه رابطه دیالکتیکی، یا اجتماعی، یا مادی و یا ریاضی ویا هرنوع رابطه‌ای که میخواهید،-  رفقای سویت اندیشیده بوده اند که؛

      محصول نیروی کار یک ساعت یک کارگر کشور اتحاد جماهیر شوروی را،  با محصول نیروی کار یک ساعت  یک کارگر از کشورهای آفریقایی تعویض میکردند. آیا آنها نادان بودند،‌ و یا واقعا رابطه ای  مادی و علت و معلولی در آن برای  مبارزه بر علیه تبعیض، چه نژادی و چه جنسی و یا هرنوع دیگر آن، یافته بودند؟؛

    همانطور که سپیده در مورد تاریخ ایرانیان و عربها بررسی کرده است، آیا چنین رابطه ای میبینید و یا نمی‌بینید و آنرا رد ویا تایید کنید.

    شما نباید همه را نادان دانسته و بتنهایی بقاضی رفته، راضی برگردید!

    وانگهی من نمیدانستم که شما اینقدر در مورد خروشچف و یلتسین و مقدس داشتن قانون مالکییت خصوصی حساسیت داشته و خشمگین میگردید؟

    آیا آنرا درست میدانید و یا خیانتی کبیره و یا خوشخدمتی به کارگران میدانید؟؟ بخودتان مربوط است.

    اکنون برای حتی کودکان دبستانی که من میشناسم هم این مساله روشن است چه رسد به دانشمند بزرگی چون شما.

    چشم من در آینده این خوش نظری شمارا نسبت به یلتسین در نظر خواهم گرفت و چنان از رویش اپورتونیست وار(چند چهره داشتن برای استفاده بری از زمانه، منافقانه و فریبکارانه رفتار کردن) رد می‌شوم تا شما بر آشفته نشوید. غرض بدی نداشتم. بخشش از بزرگ‌تر هاست!

    سپیده

    دوست داشتن

  3. behizad says

    سلام
    من دو نوشته را خواندم. در نوشته مورد نقد آمده که این رده بندی به ترتیب نیست. یعنی قرار گرفتن عربستان سعودی پس از ایالات متحده به این معنی نیست که آمریکا اول است و عربستان دوم.
    در ارتباط با مبانی مارکسیسم-لنینیسم باید گفت که بعضی‌ها آن‌را می‌بلعند، هضم می‌کنند و شیره آن‌را در در وجود خود دارند و بخشی از «دی. ان آ.» سیاسی آن‌های می‌شود، بعضی‌ها آن آن‌را قورت می‌دهند و سر دلشان می‌ماند و موجب نفخ ضدشوروی و ضدخروشچفی آن‌ها می‌شود.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.