سياسی

نغمه‌های نوینی به گوش می‌رسد!

 

دنیای جوان

تارنگاشت عدالت

٢٣ مارس ٢٠١۵

مصاحبه با «ولفگانگ گهرکه»  Wolfgang Gehrcke مسئول روابط بین‌المللی فراکسیون حزب چپ در پارلمان آلمان

چند روز پیش در وزارت امور خارجه آلمان در برلین «گروه‌کار تثبیت ائتلاف ضدداعش» جلسه داشت. آیا شما به عنوان نماینده مجلس از تشکیل این جلسه مطلع شدید و می‌دانید که در مورد چه مسائلی گفتگو شده است؟

نه! سیاست اطلاع رسانی وزارت امور خارجه به رهبری حزب سوسیال دمکراسی بدتر از آن‌چه که در دوران رهبری حزب دمکرات‌های آزاد بود شده است. انسان مجبور است اطلاعات را خود جستجو و جمع آوری کند و تازه نیمی از این اطلاعات برپایه شایعات بنا شده. رسماً کسی مطلع نشده بود.

در پیشاپیش نشست این گروه رئیس «ائتلاف ملی نیروهای انقلابی و اپوزیسیون سوری» در برلین بود. آیا با او ملاقاتی داشتید؟

آری.  با او وملازمانش، اعضای «دولت در مهاجرت». من برای این مجمع که هیچ‌نوع مشروعیتی ندارد، هیچ ارزشی قائل نیستم. آنها مثل نوعی داستان تخیلی هستند. دولتی که تنها در خارج از کشور دارای نوعی اهمیت است. ولی این جزو پرنسیب‌های سیاست من است که با مخالفین خود به گفتمان بنشینم. و در این جلسه نغمه‌های جدیدی به گوش می‌رسید.

چه نغمه‌هائی؟

این‌ امر که آنها گفتگو با رئیس جمهور اسد، با دستگاه دولتی او، با دولت واقعی سوریه را دیگر رد نمی‌کنند، نو است. آنها فکر می‌کنند که مسائل جاری را می‌توان احتمالاً از این طریق سریعتر  حل کرد. منظور تحقق بخشدن پیشنهاد «استافان دِ میستورا» نماینده ویژه سازمان ملل برای سوریه است، بستن قراردادهای آتش‌بس‌ محلی و تبادل اسرای جنگی. هردو پیشنهاد به نظر من منطقی است.

پس ظاهراً «ائتلاف ملی» از وزیر امورخارجه ایالات متحده آمریکا، جان کری پیروی می‌کند؟

می‌توان این‌طور گفت. کری گفت باید با اسد مذاکره کرد و وزیرامورخارجه آلمان «فرانک والتر اشتاین‌مایر» آن را بل گرفت.

آیا «دولت درمهاجرت» تصوری دارد که چگونه باید با دولت سوری رفتار کرد؟

نه، چنین تصوری ندارد. این دولت طبیعتاً از طرف روسیه و بسیاری دیگر از کشورهااصلاً به رسمیت شناخته نمی‌شود و ظاهراً پایه‌ای هم در درون کشور ندارد.

ولی از نظر مالی پشتیبانی می‌شود…

آری، این‌طور تصور می‌کنم. این همه اقدامات امنیتی، این همه رفاه، این‌همه مقدمه و موخره که این هیات داشت، من کمتر دیده بودم. طبیعی است که پول می‌گیرند و از نظر مالی تامین می‌شوند.

آمادگی برای مذاکره با دولت سوریه اعلام شد. برخورد آنها نسبت به اپوزیسیون سوری که از آغاز مخالف اعمال خشونت بود چگونه است؟

رهبر آنان، «خالد خوجه» دیگر با مذاکره با نیروهای صلح‌دوست مثل «هیثام مناع» و یا با «دفتر هماهنگی ملی برای تحول دمکراتیک سوریه» و یا «لوی حسین» در دمشق که اخیراً از زندان آزاد شده مخالفت نمی‌کند.

ولی در عین حال خواستار مسلح ساختن شورشیان معتدل است …

این یکی از سئوالات من از این گروه بود که آیا آنها حاضر خواهند بود دست از مبارزه مسلحانه بردارند. تصور می‌کنم که پس از سال‌ها جنگ، این جنگ وحشتناک برای همه روشن شده که از این طریق نمی‌توان به تغییرات مثبت رسید. آنها نیازمند یک جبهه وسیع صلح هستند و باید با مخالفین خود به صلح رسید. پاسخ آنها بسیار  مرددانه بود ولی به نظر من  پاسخ آنها روشن بود، که آنها مبارزه مسلحانه را تعطیل نخواهند کرد.

در شمال شرقی سوریه و در شمال عراق مسیحیان آسوری خواستار ایجاد «منطقه حفاظتی» شده‌اند. آیا شما از این نظر پشتیبانی می‌کنید؟

آگر قرار باشد که یک «منطقه حفاظتی» ایجاد شود، همیشه باید نیروهائی وجود داشته باشند که آنرا تضمین کنند و این به معنی استفاده از نیروهای نظامی خواهد بود. هرآن‌چه که من تاکنون در مورد مناطق حفاظتی و پرواز ممنوع و غیره شنیده‌ام، سرانجام به جنگ کشیده شده. از این رو یک چنین درخواستی را رد می‌کنم.

آوائل ماه مارس یک هیات پارلمانی فرانسوی در دمشق با نمایندگان مجلس در سوریه و با رئیس جمهور اسد ملاقات و مذاکره داشتند. آیا سفر یک هیات مذاکراتی آلمانی نیز قابل تصور است؟

به نظر من کاملاً لازم است و من با همکاران خود در فراکسیون‌های دیگر در گفتگو هستم که ایا نمی‌توانیم ما هم دست به چنین اقدامی بزنیم. تاکنون هیچ‌کس به طور جدی گفتگو با اسد را مردود نشمرده ولی در عین حال کسی هم جرات نمی‌کند در این راه گام بردارد.