گوناگون

بافندگان سیله زی

بافندگان سیله زی

هاینریش هاینه

منتشر شده در نشریه خیزش

در ۴ تا ٦ ژوئن ۱۸۴۴ بافندگان منطقۀ سیله زی (که در آن زمان متعلق به پروس بود) در اعتراض به مزد ناچیز خود (که تا حدی ناشی از کاهش شدید قیمت پارچه بود) دست به شورش زدند که به سرعت دهکده های مختلف منطقه را که در آنها کار و زندگی می کردند، فرا گرفت. این شورش، مانند نخستین جنبش های کارگری در انگلستان و جاهای دیگر، با ماشین شکنی تؤام بود، اما به رغم این، مارکس آن را طلیعۀ حرکت بزرگ کارگری در آلمان به حساب می آورد. نیروهای مسلح پروس این شورش کارگری را به شکل خونینی سرکوب کردند.

هاینه، شاعر شهیر آلمانی، شعری را که در زیر ترجمۀ آن را می خوانید دربارۀ بافندگان سیله زی سرود. انگلس در نامه ای به نشریۀ «نیو مورال ورلد» در انگلستان (۱٣ سپتامبر ۱۸۴۴) ضمن توضیح گسترش جنبش کارگری و پیشرفت جنبش کمونیستی در آلمان از این شورش نام برد و ترجمۀ انگلیسی شعر هاینه را برای این نشریه فرستاد.

ترجمۀ انگلس – که به قول خودش ترجمه ای منثور و ساده شده است – با این ترجمه که با تکیه بر ترجمۀ فرانسوی، ترجمۀ انگلیسی دیگر و اصل آلمانی صورت گرفته تا حدی فرق دارد. علت این امر دو چیز می تواند باشد: الف) اتخاذ روش ترجمۀ آزاد از جانب او و یا ب) وجود روایت های مختلف از شعر هاینه. در ضمن انگلس این شعر را «سرود بافندگان سیله زی» نامید در حالی که واژۀ «سرود» در اصل آلمانی وجود ندارد.

انگلس دربارۀ شیوۀ برخورد هاینه به خدا، شاه، میهن (که به قول او ممکن بود خوانندگان انگلیسی آن را «کفرآمیز» بدانند) می نویسد این شعار، شعار پروسی ها در سال ۱۸۱٣ بود و پس از آن به شعار عمومی حزب سلطنت طلب تبدیل شد. هاینه این شعار ستایش آمیز را به «لعنتی سه گانه» تبدیل می کند.

در زیر دو ترجمۀ فارسی شعر هاینه را، یکی از روی ترجمۀ فرانسوی، ترجمۀ انگلیسی بجز ترجمۀ انگلس و اصل آلمانی آن، و دیگری از روی ترجمۀ انگلیسی انگلس می خوانید.

بافندگان سیله زی

در چشمان تارشان اشکی نیست

با دندان های به هم فشرده بر سر دستگاه بافندگی نشسته اند:

ای آلمان، این کفن توست که می بافیم –

می بافیم، می بافیم!

[نخست] لعنت بر خدایی که او را نیایش می کنیم

در سرمای زمستان و در سیه روزی گرسنگی؛

بیهوده چشم به راه مانده و [به او] امید بسته ایم

او ما را مسخره کرده، به ما نیرنگ زده، ما را به ریشخند گرفته است –

می بافیم، می بافیم!

[دوم] لعنت بر این شاه، شاه توانگران

که از سیه روزی ما کم نکرد

که تا آخرین پشیز از کف ما ربود

و به فرمان او بر ما، همچون بر سگان، شلیک کردند –

می بافیم، می بافیم!

[سوم] لعنت بر میهن دروغین

که در آن تنها ذلت و ننگ سر برمی کشند

که در آن هر گل نوشکفته ای لگدمال می شود

که در آن کرم ها از گند و لجن پروار می شوند –

می بافیم، می بافیم!

سفینه می گذرد، دستگاه بافندگی می غرد

با پشتکار، شب و روز می بافیم

کفن تو را می بافیم ای آلمان پیر

و در تار و پود آن لعنتی سه گانه می بافیم،

می بافیم، می بافیم!

سرود بافندگان سیله زی

از ترجمۀ انگلس

بی اشکی در چشمان سخت و مهیبشان

با خشم و نومیدی بر چهره شان بر دستگاه بافندگی می نشینند

«زمان درازی رنج و گرسنگی کشیدیم

ای آلمان پیر، [اکنون] کفنی برای تو می بافیم

و آن را با لعنتی سه گانه می بافیم

می بافیم، می بافیم

«لعنت نخست به خدا، خدای کور و کر

که به او، همچون کودکی به پدر، اتکا کردیم

که به او هم امید بستیم و هم اعتماد کردیم

اما او ما را مسخره کرد و به ما نیرنگ زد

می بافیم، می بافیم

«لعنت دوم به شاه، شاه توانگران،

که سیه روزی ما نه نرمش کرد و نه اثری بر او گذاشت؛

شاهی که آخرین پشیزمان را از کف ما می رباید

و سربازانش را می فرستد تا بر ما همچون سگان، شلیک کنند

می بافیم، می بافیم

«لعنت بر میهن دروغین

که برای ما چیزی جز سیه روزی و ننگ نداشت

که در آن از گرسنگی و سیه روزی رنج کشیدیم

کفن تو را می بافیم، ای آلمان پیر!

می بافیم، می بافیم

مترجم یحیی سمندر، ویراستار بهروز فرهیخته