گوناگون

این آمریکا است که در برابر ایران عقب نشینی کرده ونه بر عکس

نوشته : مایکل سینگ ، وال استریت جورنال

مترجم : احمد مزارعی ، 19/3 2015

در هفته گذشته ، روزنامه «وال استریت جورنال»از قول مسئولان آمریکائی وعرب گزارش داد که روابط میان ایران وامریکا در سال گذشته «به مرحله فعال ووفاق وارد شده است » ، اما علیرغم این خوش بینی که به کاهش سطح بحران متبادل میان دو کشورگردیده است ، ولی باید اذعان وتاکید نمود که این تغییر وتبدلات در رابطه میان دو کشوریک طرفه بوده است.

هدف اصلی سیاستهای آمریکا در سالهای گذشته اینچنین بوده است تا تهران را وادار نماید که به یک تحول استراتژیک دست بزند : به این معنی که از دست زدن به سیاستهای قدرت نمائی ومقاومت وپاسخدهی در برابر دشمنان از طریق استفاده از نیروهای»نابرابر» ( منظور نیروهای مقاومت در منطقه همچون حزب الله، حماس، یمن و…/ مترجم) (1)، دست بردارد وبه آن نوع استراتژی روی آورد که پایبند به معیارهای بین المللی بوده ودر خدمت برقراری صلح در منطقه منجر شود (2) .اگر این خوش بینی به تحقق بپیوندد ومذاکرات هستهای به نتیجه نهائی برسد، نتایج حاصله از این توافق نه فقط موجب خوشآمد آمریکا خواهد بود ، بلکه همه هم پیمانان آمریکا در منطقه وجهان از این تحول مسرور خواهند شد

با وجود همه توضیحات که در بالا آمد، بنظرنمیرسد که ایران وارد هیچیک از تحولات مورد نظر آمریکا شده باشد، طی این دوره کمکهای ایران به حزب الله لبنان بدون وقفه ادامه پیدا کرده،حتی در شرایطی که نیروهای داخلی لبنان کوشیدند تحت عنوان حق «حاکمیت» لبنان برای حزب الله مشکل تراشی کنند ، موفق نشدند، وحزب الله نبروهای خود را برای کمک به سوریه فرستاد. واین درزمانی است که بنا به گفته مدیر اطلاعات ملی امریکا ،» حزب الله فعالیتهای «تروریستی» خودرا در سطح منطقه وبین المللی، حتی بیشتر از سالهای هفتاد قرن گذشته، گسترش داده است». تهران همچنین به گروههای فعال غیر دولتی ، همچون «متمردین»زیدی در یمن ، سازمان حماس وسایر گروههای «تروریستی»فلسطینی دیگر کمک میکند تنها در جریان انتفاضه کشورهای عربی در سال 2011، مدت کوتاهی میان ایران وحماس جدائی اتفاق افتاد که مجددا ، رابطه آنها برقرار گردید.

در مورد عراق نیز مدتی بود که صحبت از توافق بر سر منافع دو کشور آمریکا وایران میشد ، اما چنین توافقی هیچگاه به ظهور نرسید وتوافقی اتفاق نیفتاد.

نفوذ ایران در عراق وکمکهای آشکار به» شیعیان» این کشورهر روز بیشتر میشود، حتی مسئولان اطلاعاتی آمریکائی نیز هشدار دادند که این سیاست ایران به افزایش تنش میان طوایف مذهبی منجر خواهد شد، این وضعیت در تضاد آشکار با استراتژی باراک اباما در عراق قرار دارد که میکوشد اعتماد عراقیهای سنی را به خود جلب کند (3) ودر اتحاد با انها وادغامشان در دولت عراق، با داعش مبارزه کنند.

در مورد سوریه نیز اختلاف استراتژیک میان ایران وآمریکا بسیار روشن است ، درحالی که آمریکا خواستار سرنگونی بشار اسد وتبدیل آن به دولتی که «نمایندگانی» بیشتر در ان شرکت داشته باشند ، بر عکس ایران بسیار جدی از دولت سوریه حمایت میکند وبا ارسال مستشار های نظامی ونمایندگانی شبه نظامی وکمک به ارتش ونظامیان این کشور ، مانع سقوط دولت سوریه میگردد.

اما در مورد داعش نیز ایران با امریکا توافق مشترک ندارد، اگر چه هردو با داعش مبارزه میکنند،اینرا در خلال سخنرانیهای رهبران ایران به وضوح میتوان مشاهده کرد، آنها آشکارا آمریکا را متهم میکنند که داعش ساخته وپرداخته آنها میباشد ورهبر مذهبی ایران داعش را به عنوان نمونه اسلام آمریکائی معرفی میکند که میخواهند از طریق آن در سوریه وعراق دخالت کنند، رهبران ایران اخیرا توضیح داده اند که آمریکائیها آشکارا کمکهای گوناگون را برای داعش با هواپیما به زیر میفرستند وسپس مدعی میشوند که اشتباه رخ داده است و اینها دلایل آشکاری بر کمک آمریکائیها به داعش است.

بطور خلاصه میتوان گفت ، تا کنون تغییراتی که در ضمن مذاکرات هسته ای ایران انجام گرفته، تغییر استراتژی ایران نبوده، بلکه پاسخها وبرخوردهای آمریکا بوده که تغییر یافته است.

امریکا مدتهای زیادی است که گزینه چشم پوشی کردن را در مقابله با ایران، در پیش گرفته است ، ودر کنار این چشم پوشیها وعقب نشینیهائی که در مذاکرات هسته ای از خود نشان داده ، وهمچنین عقب نشینیهائی که هر روز در مقابل بشار اسد نموده ، واختلافات ودر گیریهائی که با هم پیمانان دیروزی خود که در مبارزه با دولت سوریه ، آمریکا را همراهی کردند، به وجود

آورده است ، وهمه اینها نشاندهنده آ نست که آمریکا در حال تغییراتی بزرگ و استراتژیک میباشد ونه ایران .

توضیحات وزیر نویس از مترجم است :

(1) – رابطه جمهوری اسلامی را با جریاناتی مترقی ویا انقلابی در کشورهای عربی را نباید از دید مزدوری ویا نوکری بی چون وچرای این جریانات با ایران دانست، بلکه این رابطه را باید در موقعیت طبقاتی وفرو دست بودن زحمتکشان این کشورها دید که با جناحی از حکومت ایران احساس نزدیکی میکنند ، کمکهای دولت ایران به این جریانات نیز به خاطر گسترش مذهب شیعه واسلام نیست بلکه ایران منافعی اقتصادی وسیاسی در منطقه دارد که بخاطر آن با نیروهای مذکورنزدیکی میکند ، در سراسر فلسطین حتی یک کارخانه وجود نداردآنچه که هست کارگاهها ومراکز تول
یدی کوچکی است که عمدتا در شکل خانودگی اداره میشود، از این نظر نزدیکی حماس ویا جهاد اسلامی ویا جبهه خلق برای آزادی فلسطین راباید از این منظر نگریست و……../

(2) – صلح، روابط ومعیارهای بین المللی وخزعبلات ضد حقوق بشری امپریالیسم آمریکا ،غرب وفلسفه متعفن لیبرالیسم ، دقیقا در عراق، سوریه وزندانهای ابوغریبی باید مشاهده کرد، چندسال پیش در جریان قرارداد اسلو، به ملت مظلوم فلسطین قول دادند که «غرب رود اردن» تبدیل به سنگاپور خاور میانه خواهد شد، از آنروز تا کنون بیش از ششصد هزار صهیونیست خونخوار وضد بشر با غصب زمین وباغهای فلسطینیها ، برای خود شهرک ساخته وصاحبان زمینها را آواره کرده اند.

(3) – اینروزها علاقمندی سیاستمداران آمریکا به سنیها زیاد شده بطوریکه انتظارمیرود جان مک کین، جنرال دیمپسی فرمانده نیروهای آمریکا وتعدادی دیگر اعلام کنند که از پیروان عمر بن الخطاب هستند، اما خوشبختانه این سیاستهای تفرقه افکنانه در بخش بسیار گسترده ای از ملتهای عرب افشا شده وکار برد ندارد، اکنون در عراق روزانه تعداد بسیار زیادی از جوانان سنی به نیروهای بسیجی عراق می پیوندند وعلت شکست روز افزون داعش نیزهمین است، آمریکائیها میدانند که حنایشان دیگر رنگی ندارد ، علت «نرمش» آنها را باید ذر تغییرات عمیق منطقه ای دید.

 

۱ دیدگاه

  1. Shahram 15 says

    من با این گفته احمد مزارعی که، آنها، نیروهای «مترقی» و «انقلابی» در کشور‌های عربی‌ مزدور رژیم ایران نیستند موافقم چونکه خود رژیم اسلامی حاکم بر ایران خود مزدور و نوکر آمریکا است، پس مزدور نمی‌تواند مزدور داشته باشد. آنها، همگی‌ «همکار» هستند. البته در اینکه بین رعیت‌ها (نوکران یک ارباب) اتفاق نظر و یا اختلاف نظر باشد یا پیش بیاید میتواند طبیعی تلقی‌ شود. فراموش نشود که یکی از آن نیروهای «مترقی» و «انقلابی» مورد نظر احمد مزارعی، تشکیلات اسرائیل ساخته حماس است.

    دوست داشتن

  2. سپیده says

     

     درود بر آقای مزارعی

    سپاس بابت ترجمه و تحلیلی ماتریالیستی دیالکتیکی بر منطقه که با تمام کوتاهی و کمبودها در باره حوادث زیادی که این یک ماهه رخ داده است، بسیار شفاف و روشن مسایل را در خطوط کلی توضیخ داده است. بخصوص که مانند گذشته یکطرفه نیست!؛

    «… کمکهای دولت ایران به این جریانات نیز به خاطر گسترش مذهب شیعه واسلام نیست بلکه ایران منافعی اقتصادی وسیاسی در منطقه دارد که بخاطر آن با نیروهای مذکورنزدیکی میکند…»

    من خود زمانیکه ایران ساتلیت به آسمان پرتاپ کرد و زمانیکه پهباد آمریکایی را سلامت بزیر کشید، در خارتوم  پایتخت سودان تاکسی ها وشخصی ها آنقدر بوق زده بو دند که در شب خودروها بدون چراغ بخاطر باطری خالی در حرکت بودند. مردم پابرهنه  عرب آنرا پیروزی خود میدانستند(نه از مابهتران که ایران هم چند تایی از انان را خریداری کرده است)، در حالیکه در ایران چنین پایکوبی موجود نبود.

     چه خوب است که باداده های کنونی بتوان یک تخمین کلی از اوضاع فلسطین بعداز انتخابات در اختیار خوانندگان گذاشت که من بشکلی زمخت و تقریبی آنرا در زیر نویس برگردان های مصاحبه آقای «کن جبسن» و خانم «پتراویلد»، بکمک آقای پرتوی  در اختیار خوانندگان مجله محترم هفته قرار دادیم که این پیشگویی های خوشحال کننده خانم پترا ویلد اکنون آهسته آهسته شکل میگیرند.

    این گونه کارها امیدوار کننده و نوید بخش است؛

     زیرا از اطلاعات درست بر پایه های مادی، مستدل و آینده نما، میباشد که پس از چندی آگاهی عمیق و ایمان عمیقی را در میان نیروهای خواهان مبارزه بوجود آورده تا خط صحیح را در مبارزه انتخاب کنند و به پیروزی امیدوار گردند.

    بیخود نیست که با وجود نویسندگان زیادِ ملانکولی پرور(اندوه پرور، شکوه و گلایه کن) که زندگی باندازه کافی  دست آویز در ایام فروکش انقلابی در اختیارشان قرار میدهد، پسگرایان راهی به پیش نمی یابند و این خیلی خوبست.

     

    بهاران انقلابی ولی اصیل(نه سفارشی مانند بعضی از کشورهای عربی) در جهان در راهند.

    من فقط یک مشکل میبینم و آنهم در این سالهای بسیار حساس جهانی (بخاطر عبور سرریز تولید از سقف مرز انفجاری خود که ام.آمریکا و دیگر ۲۰ کشور صنعتی با آن دست بگریبانند) و طبق اثر  داهیانه لنین و تعریفی دقیق از امپریالیسم که فقط با محو نیروهای تولیدی موقتا عقب میافتد تا باز مخرب تر برگردد، عضویت ایران در سه ابراهرم اقتصادی جهانی(توبخوان آمریکایی)، سرنوشت کشور ما بکجا میانجامد؟

    ایران بخاطر منافع اقتصادی بطوریکه گفته اید «بلکه ایران منافعی اقتصادی وسیاسی در منطقه دارد…» احتیاج به شرکت در این سه ابر اهرم ندارد و عضویت در آن خیانت محض به دست آورد های انقلاب ناتمام مشروطه میباشد. 

    سپیده

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.