فلسطين و اسرائيل – پايان سخن

 

فلسطينو اسرائيل

مبارزهمردم فلسطين براى کشورشان

بهمراهجزوه «براىرهايى فلسطين»نوشتهاستفان بکمان

نويسنده:استفانبکمان

مترجم:پيامپرتوى

۶پايان سخن

بله٬پس از انتشار جزوه کوتاه – ه «براىرهايى فلسطين»درآغاز ١۹۸۸ وقايع بسيارى در فلسطين و بجزاز آن در جهان رخ داده است.دراين رابطه من ابتدا به انتفاضه دليرانهاى فکر ميکنم که دقيقا در آنزمان آغاز شدهبود و عليرغم ترور اسراييل در دهه ۹٠ ادامهيافت.

پساز آن به انحلال خرد کننده رويزيونيسماتحاد جماهير شوروى و بلوک شرق٬ که توازنقدرت را کاملا از ميان برد.اينامر راه را براى عصر جديدى از يک استٽماربيرحمانه سرمايه دارى هموار و اينرا براىآمريکا امکان پذير ساخت که٬ بعنوان تنهاابر قدرت جهان٬ خود را بعنوان رهبر «نظمىنوين»اعلامنمايد – که اولين قربانى آن مردم عراقشدند·

اماسود بخش بودن مقاومتى پايدار و سازمانداده شده را ANC-کنگرهملى آفريقا نشان داد٬ تاسيس شده در سال١۹١٢!– کهسيستم استعمارى آپارتايد آفريقاى جنوبىسرانجام متلاشى و نلسون ماندلا٬ ١۹۹٤ ٬اولين رئيس جمهور دمکراتيک افريقاى جنوبىشد·

منسيزده سال پيش نوشتم٬ «عليرغمحوادٽى که تا کنون رخ داده منطقى است کهبگوييم٬ مبارزه آزاديبخش فلسطين تنها درابتداى راه خود قرار دارد·····بهاين دليل ساده٬ تا زمانيکه امپرياليسمبر خاور ميانه فرمانروايى ميکند و اسراييلصهيونيستى وجود دارد٬ راه حلى براى «مسئلهفلسطين»وجودندارد.

درهمين لحظه که در حال نوشتن هستم٬ زمستانبهار١۹۸۸ ٬ ليبرالها٬ سوسيال دمکراتها٬ انساندوستان سراسر «جهانغرب»جهتدادن کشورى به فلسطينيها در کنار اسراييلتلاش ميکنند.آنهاوحشتزده از مقاومت فلسطينيان٬ خشمگين ازخشونت حکومت اشغالگر اسراييل٬ با دادنکشورى به آنان درصدد نجات «اخلاق»و«دمکراسى»اسراييلبرآمده اند.درحال حاضر آمريکا نيز مسئله «خودگردانى»يا«خودمختارى»فلسطينىرا تبليغ ميکند.– هدفنهادن سرپوش بر روى مبارزه و راديکاليسمدر منطقه است

ميتوانبراحتى گفت که تلاشى سيستم اتحاد جماهيرشوروى شرايط ديگرى را براى تسلط امپرياليسمآمريکا در خاور ميانه بوجود آورد.ازآن پس نه مبارزه آزاديبخش فلسطين و نهرژيمهاى ملى مانند عراق يا سوريه٬ هيچيکبه بهره بردارى از اختلافات ميان «شرق»و«غرب»قادرنگشتند.نقشاسراييل بعنوان «سگنگهبان»تضعيفشد – و در عوض آمريکا خودش (البتهتحت پوشش سازمان ملل متحد)بهعراق حمله و در عربستان سعودى و ديگرکشورها پايگاه نظامى تاسيس نمود.

در١٣ سپتامبر ١۹۹٣ رهبر ساف ياسر عرفات ونخست وزير اسراييل ايزهاک رابين بهمراهرئيس جمهور آمريکا بيل کلينتون بر روىچمنهاى کاخ سفيد دست يکديگر را فشردند –و کليه ليبرالها٬ سوسيال دمکراتها و انساندوستان «جهانغرب»فريادشادى سر بر آوردند.

دراين شرايط عادلانه ترين قضاوتى که ميتواندر مورد ياسر عرفات روا داشت اينست که اوبراى گرفتن بهترين نتيجه در سخترين شرايطتمام تلاش خود را بکار گرفت – و اينکه اودستکم به متوقف نمودن ادامه سياست شهرکسازى صهيونيستى که امکان ايجاد يک «فلسطينکوچک»رانيز مورد تهديد قرار داده است اميدواربود.

مننيز گاهى تصور کرده ام که او در جهت تقليداز تاکتيک گام به گام صهينويستها تلاشنمود:درحال حاضر نوار غزه و ساحل غربى٬ فرداالجليل و غيرو.مسئلهفقط تفاوت ميان توسعه صهيونيستى و رويادر مورد يک فلسطين متحد است که آن اولى درتطابق با منافع امپرياليسم قرار دارد.

بدترينقضاوتى که ميتوان در مورد وى روا داشتاينست که او از تبعيد خود در تونس٬ در ازاىيک کاسه سوپ جو٬ بمنظور منفعل نمودنانتفاضه پر افتخار براى فروش دهها سالمبارزه آزاديبخش فلسطين بهره بردارى نمود– و به مبدل شدن ساف به بخشى از طرحهاىامپرياليسم آمريکا اجازه داد – تا منافع«جهانغرب»درخاور ميانه ىاز نظر استراتژيک مهم و نفت خيز براى آيندهاى قابل پيش بينى با ٽبات و امن باقى بماند.تابه اينجا سوپ جويى حاصل نشده است.فقطتوهين٬ توهين و باز هم توهين – تا زماينکهانقلاب در اکتبر سال ٢٠٠٠ مجددا آغاز شد.

در١٠ نوامبر در مقاله اى که از جمله درروزمانه «اخبارامروز»منتشرشد روزنامه نگار هاز بسيارى جهات فهيم – ه اسراييلى٬ داويدگروسمان٬ نوشتنگاهىبه نقشه فلسطين که قرارداد اسلو خيال قطعىنمودن آنرا داشت٬ احساس تحقيرى که در قلبهر فلسطينى ايجاد شده است٬ وقوف به اينامر که فلسطينيان پس از يک مبارزه خونينسرانجام کشورى واقعى را بدست نياورده و فقط صاحب هويتى ملى ميشوند که بر روى تکهپاره هاى در محاصره و قطعه قطعه شده درحضور اسراييل فاتح بدست آمده– اين تفکررا در اذهان تداعى مينمايد که براى دفاعاز نقطه نظر اسراييل به پشتک و واروهاىمنطقى (براىاينکه نگوييم اکروباتى هاخلاقى)نيازاست

گروسمانبر اين باور است که جهت دستيابى به يک صلحعادلانه با شانسى واقعى براى تحقق آن بايدتعداد زيادى از شهرکها حذف بشوند.نهفقط کوچکها٬ شهرکهايى مانند گامنيم٬کاديم و نتزاريم که در هر صورت بر اساسقرارداد محکوم به تخليه هستند٬ بلکه هرشهرکى٬ بدون در نظر گرفتن اندازه و ياميزان «ٽبات»آنها٬آنهاييکه وضعيتشان شانس دستيابى به يکتوافقنامه صلح پيش رو را به شکست بکشاند٬حتى افرا.والون مور و کيريات آربا.حتىشهرکها در دره اردون و بلنديهاى هبرون وگوش اتزيون – ه شرقى.

مناين مطلب را به اين دليل نقل ميکنم که اينمرحله (سال٢٠٠٠/٢٠٠١)براىروشنفکران اسراييلى و هواداران اسراييلبهترين موقعيت است٬ آنهايى که در جهتحمايت از طرز تفکر فلسطينى و ادغام آن بامنافع خود تلاش دارند·

ميتوانگفت که اين رويکرديست انسانى – که مطمئناميليونها انسان آگاه را در اين بخش ازجهان ما٬ شيفته خود خواهد نمود·مسئلهفقط اين است (يکبارديگر)٬به چنين «دولتواقعى»اجازهبرخوردارى از يک استقلال واقعى دادهنخواهد شد·

روندتحقير٬ که تا بحال ادامه داشته است٬ فقطدر ظاهر توسط به اصطلاح شهرک نشينان هدايتميشود.هدفاز «تکهپاره ها»ومذاکرات (کهآمريکا پذيرفته است!)قبلاز هر چيز اينست که بتدريج و به شيوه اىاجتناب ناپذير فلسطينيان (وبخصوص سرمايه دارى فلسطينى)رادر ساحل غربى و نوار غزه تحت انقياد خوددر آورد و «فلسطينى»راکه زمانى ظهور خواهد نمود از لحاظ اقتصادى٬سياسى و نظامى بصورتى کامل به اسراييل٬آمريکا و دولتهاى ارتجاعى عربى وابستهنمايد!

ازنظر سياسى تفاوتى نميکند که نتيجه ملغمهاست يا تکه پاره هايى باقيمانده٬ چرا کهبه تغيير ساختار نيروى بنيادى موجود درمنطقه يارى نخواهد رساند.آنچهکه در اساس رخ خواهد داد اينست که سرمايهدارى فلسطينى در سيستم ادغام و با کمالميل به همکارى دستگاه امنيتى خود با سياو شين بت اسراييل و سازمان جاسوسى اردون٬عربستان سعودى و مصر و ديگران اجازه خواهدداد·

يقينا– متاسفانه شايد اينچنين بشود.امامسئله اى را حل نميکند.اسراييلهمان تشکيلات دولتى استعمارى که هموارهبوده استچنانکهقبل از فتح ساحل غربى و نوار غزه ١۹٦٧بودباقىخواهد ماند.موشهدايان گفتدراين کشور جاى ساخته شده اى وجود ندارد کهدر گذشته داراى جمعيتى عربى نبوده باشد».اکٽريتمردم فلسطين٬ تمام کسانى که زمانى درمبارزه آزاديبخش اردوگاههاى نفرت انگيزرشد نموده اند٬ همچنان ناديده گرفتهخواهند شد.

جنبشآزاديبخش سرانجام اين هدف را گسترش داد:ايجاد«يکفلسطين دمکراتيک و آزاد»همبراى يهوديان و براى اعراب– به عبارتديگر بديل چيزى که ANCکهدر آفريقاى جنوبى بدان دست يافته است.اينهست و بعنوان تنها راه حلى که شرايطاستعمارى را لغو کند باقى خواهد ماند٬تنها راه حل واقعى و عادلانه – و فقط بايداميدوار بود٬ بخاطر کليه طرفين درگير٬که اسراييل و امپرياليسم از طريق گستاخىو تکبر خود٬ قبل از آن٬ به ايجاد فرصتىبراى براه اندازى يک «جهاد»واقعىاسلامى قادر نگردند….

دسامبر٢٠٠٠

استفانبکمان

٢١/١٠/٢٠١٢

پيامپرتوى

«اصلاحداده ها در فلسطين و اسراييل»

۱·حملهبزرگ اسراييل به غزه ۱۹۵۵ ٬ در جريان آن۳۸ فلسطينى کشته شدند٬ در ۲۸ فوريه٬ کهاشتباها ۲۸ آوريل ذکر ميشود٬ روى داد·

۲حملهتروريستى سازمان جاسوسى اسراييل در قاهره(بهاصطلاح ماجراى لاون)۱۹۵۴رخ داد٬ نه ۱۹۵۵·

۳درمورد فتح اسراييل در منطقه اى که در حالحاضر ايلات قرار دارد٬ مارس ۱۹۴۹·اينبخودى خود صحيح است که من انجام تصرف راپس از توافقنامه مصرى/اسراييلى(۲۴فوريه)اعلامميکنم و اسراييليها پس از امضاى قرار داداز تنش زدايى بمنظور اشغال اين منطقه درکنار خليج عقبه بهره بردارى نمودند·

اماآنچه که من ناديده گرفته ام اينست کهقرارداد ميان اسراييل و مصر تنها نيمى ازبخش دماغه جنوبى فلسطين را تحت پوشش قرارميدادنيمهبخش غربى – در حاليکه بخش ديگر زمان کوتاهىقبل از آن در دامنه محدودى توسط نيروهاىفرااردونى کنترل ميشود (بهپيوست ۲ «قراردادآتش بس مصر/اسراييل٬رودوس ۲۴ فوريه ۱۹۴۹»)نگاهکنيد·

ازسويى ديگر استدلال من باقى ميماند:اسراييليهاپس از آن از اين واقعيت که مصريها ناتوانشده بودند بهره بردارى و آن بخش از قراردادرا نقض ميکند که در آن به هر دو طرف در مورداستفاده نظامى از قرارداد براى کسب منافعهشدار ميداد·

نيروهاىنظامى فرا اردونى مقاومتى از خود نشانندادند (براساس برخى از اطلاعات٬ که از سويى ديگربا آنچه که فرمانده کل فرا اردونى[گلابپاشا]اراٸهميدهد همخوانى ندارد٬ تنها نيروهاى نظامىانگيسى مستقر در آنجا بودند)– اينحمله در خلال مذاکرات آتش بس در جريان٬ميان اسراييل و فرااردون در رودوس انجامشد (گلابپاشا٬ «سربازبا اعراب»)·

مصرتا هنگام فروپاشى مذاکرات جنگ در صحراىسينا در ۷ ژانويه در اين جبهه رقيب اصلىبود (Th.Draper٬«اسراييلو سياستهاى جهانى»)وبهمين دليل تصور مينمود که اسراييليهااز طريق حمله به خليج عقبه قرارداد آتشبس را نقض نموده بودند·اسراييلهم از قرارداد با مصر و هم مذاکرات بافراردون بهره بردارى نمود·

اسراييليهادر قرار داد با فرا اردون منطقه ساحلى رابه با توسل بزور به مالکيت خود درآوردند·- استدلالدر اين مورد که اين منطقه البته به اسراييل«دادهشده بود»توسطقطعنامه سازمان ملل متحد ۱۹۴۷تنهابا اينکه اسراييل در خلال جنگ ۱۹۴۸۴۹مناطق بزرگى را که سازمان ملل به اعراب«اختصاص»دادهبود به تصرف خود درآورد تضعيف ميشودوطرح اين مسٸله بدين ترتيب هرگز٬ عليرغمطرح آن از جانب اعراب٬ مورد تاييد اسرايىلقرار نگرفت·

بخشىاز منتقدان به اين ادعاى من که «اسراييليهاتوليد و فروش روزنامه هاى خارج از کنترلاسراييل را در ساحل غربى اردون ممنوعنموده است »اعتراضو اشاره ميکنند و ميگويند که از نوامبر۱۹۶۸ يک روزنامه عربى زبان مستقل وجوددارد٬ «القدس»(اورشليمبه عربىآنهابا تمام توان به اشغال اعتراض ميکنند·

البته٬اما به چه شيوه اى؟ در واقع حمايت اسراييلبه القدس اقداميست سرکوبگرانه و در نظرگرفته شده که به مردم مناطق اشغال شدهاجازه ميدهد که بر عليه اشغال سر به شورشبردارند٬ بدون اينکه اين احساسات بهمقاومتى بر عليه اسراييليها هدايت شوند·

القدسداراى اين حق نيست که بصورتى سازنده درمورد جنبش آزاديبخش فلسطين بنويسد٬ امااز سويى ديگر به آن در مورد طرحهاى الهامبخش اسراييلى در مورد مبدل نمودن ساحلغربى اردون به يک حوزه مستقل تحت کنترلاسراييل٬ تحت رهبرى نوکران خود در ميانطبقات حاکم فلسطينى حق داده شده است ·اينروزنامه با آزادى مطبوعات واقعى ارتباطىندارد·

درچشم انداز شماره ۲۶۹جوزف ناصرى/فلسطينىدر مورد تلاش اسراييل براى ايجاد پيوندبا اشرافزاده گان ساحل غربى اردون مقالهاى انتقادى مينويسد و با اشاره به القدسميگويد که اسراييليها از «يکروزنامه عربى با هدف فروش اين طرح به مردممناطق تحت اشغال حمايت ميکنند»·

روزنامهتوسط محمد ابو زولوف٬ يک دوست قديمى خوبملک حسين و خانواده هاى ٽروتمند ساحل غربىرهبرى ميشود – فردى که هر عضوى از جنبشآزاديبخش فلسطين بعنوان خاٸن شناسايىمينمايد·

اسراييلهر فلسطينى که با روزنامه هاى شابلون شدهعربى موجود کشف کند بلافاصله دستگيرميکند·جمعيتمناطق اشغالى بجز خواندن روزنامه هاىالقدس و ال المبا حق خواندن روزنامه ديگرىرا ندارند·- آنهاحق خواندن روزنامه کمونيستى عربى/اسراييلىالتحاد را نيز ندارند– به استٽناى شرقبيت المقدس·

درمورد شکنجه هاى اسرايىلى بر عليه زندانيانفلسطينى به مقاله باربرو آلوينگ در نشريههفته ۲۹ مى ۱۹۶۸ ٬ در ضمن به وکلاى اسراييلىفليسيا لانگر و AliRafae٬خيابان يافا ۶۰٬ بيت المقدس اشاره ميشود·

دراواسط اوت ۶۹ در بيروت تحقيقاتى از جانبکميسيون سازمان ملل متحد براى حقوق بشربمنظور آگاهى بر اينکه آيا اسراييلکنوانسيون ژنو در مورد حمايت از مردم غيرنظامى در جنگ را نقض نموده است اراٸه شد·آنهادر کشورهاى همسايه اسراييل با افرادىملاقات کردند که ميگويند در خلال اشغالتحت شکنجه يا ترور قرار گرفته بودند·(باروزنامه DagensEko ٬صداى روز٬ ۱۲ اوت ۱۹۶۹ مقايسه کنيد·)