سياسی

جنگ تکریت، جدال استراتژیها میان ایران وآمریکا……

جنگ تکریت، جدال استراتژیها میان ایران وآمریکا……

سایت: پانو راماالشرق الوسط

مترجم: احمد مزارعی 7/3/2015

جنگ تکریت وآزادسازی سرزمین واهالی آن از اشغال «داعش» حامل بیش از یک اشاره بر تحولات اساسی پرونده آینده عراق وخاور میانه است.

 

اگر ضرورت های اولیه به معنی ایجاد یک قدرت نظامی وامنیتی در عراق باشد ، منظور نیروئی که بتواند با اعتماد بنفس بر روی پای خود بایستد ودارای آنچنان اعتباری باشد که از پشتیبانی وبسیج توده های وسیع مردم وهمچنین تآیید گسترده ملی برخوردار باشد، آن روی دیگر مسئله درعراق که بسیار مهم و وتعیین کننده میباشد در بروز قدرت وتوانائیها وسیاستهای ایران وآمریکا وآزمایش قدرت این دو میباشد که نه فقط در عراق بلکه در کل پرونده های موجود در خاور میانه ،مورد رقابت ، درگیری وزورآزمائی است.

 

» استیو وارن» سخنگوی وزارت دفاع آمریکا»پنتاگون» ، در مصاحبه اخیر خود اظهار داشت : » واشنگتن در عملیات نظامی عراقیها برای آزادسازی تکریت هیچگونه مشارکتی ندارد ، وی همچنین افزود ما در هیچگونه حمله نظامی نیز در پشتیبانی از جنگ تکریت به نفع عراقیها شرکت نداریم ، وی توضیح داد که بر این باور است که ملیشیای شیعه که مورد حمایت ایران میباشند ، در این عملیات نظامی شرکت دارند ، این سخنگو در پایان روشن ساخت که آمریکا وهم پیمانانش هیچگونه درخواستی از عراق برای کمک در جنگ اخیر برای باز پس گیری تکریت، دریافت نکرده اند» .(1)

 

در ابتدای شروع مبارزه با داعش وتشکیل ائتلاف بین المللی که آمریکا وبعضی کشورهای هم پیمانش بر آن اصرار داشتند ، انان به خطا می پنداشتند که با اقدام تازه، میتوانند ایران را در انزوا قرار دهند والبته آنان آشکارا اعلام داشتند که ایران نمیتواند در این ائتلاف شرکت داشته باشد. اکنون تحلیل سیاسی آمریکا از آنچه که در تکریت میگذرد بمثابه تحدیدی جدی برای نقش آمریکا است که با داعش تنها از راه هوا مقابله میکند واین نوع مبارزه با داعش بسیار کند و عاجزانه میباشد ، بطوریکه برای پیروزی خود بر داعش سه سال زمان تعیین کرده اند !…

 

در حالی که ایران با ارا ئه نمونه ای از دخالت قدرتمندانه ، فوری وتسلط بر زمین ووارد کردن اسلحه وذخیره همراه با حضور زنده جنرالهایش برای شرکت در امر آزادسازی سرزمینهای عراق از وجود داعش ، گامی بود بسیار مهم ونشاندهنده این بود که بغداد نیز به درجه ای عالی از تحلیل درست و منطقی رسیده است ، زیرا شجاعانه وبدون مشورت وکمک آمریکا وارد جنگی سرنوشت ساز شد که خود نشاندهنده تحولی مهم در موضعگیری عراق در برابر آمریکا میباشد.

 

ایران همچون پدیده ای است که بر سیاستها وارزیابیهای آمریکا ضربه های کوبنده ای وارد میکند…! موضعگیریهای آمریکا پس از وضعیت موجود چگونه میتواند باشد..!؟

پیروزی نیروهای عراقی با پشتیبانی ایران در ازادسازی تکریت بسیار صریح و فعال است ودلالت آشکار دارد بر اینکه عملیات آزادسازی کامل شهرهای عراق در زمانی به غایت کوتاه انجام خواهد گرفت که بیش از تابستان آینده نخواهد بود والبته اگر روند موجود همچون حال پیش برود، امری که موجب خواهد شد ائتلاف بین المللی خدمات خود را پایان یافته اعلام نماید….!؟

 

ان وضعیت بدین معنی میباشد که استراتژی ایران بر نوع آمریکائی تفوق فراوان دارد وباعث میشود که برنامه ها ی ایران وهر آنچه ایرانیها در مخزون فکری وتاریخی خود از گذشته دارند بمثابه چراغی در راه مسیرامروزشان خواهد شد واین سیاست ودستاوردهای آنها بر وضعیت موجود عراق و خاور میانه سایه خواهد انداخت ، این وضعیت تازه آمریکا را که دارای نفوذ عمیقی در عراق جدید است (2) در مقابل گزینه تازه ای قرار خواهد داد که به موجب آنودر صورت توان، با استفاده از نیروی نظامی، عراق را از زیر نفوذ ایران بدر آورد ویا اینکه شکست تازه ای را بپذیرد واز این پس سرخوردگی وعقب نشینی خود را به عنوان قدرت بزرگ جهانی در منطقه اعلام نماید.

 

درگیری وجنگهای موجود ونتایج حاصله از آن، وشیوه برخورد ایران با قضایای موجود در مسائل مذهبی وطائفه ای حساس در عراق ، دورنمای موقعیت ایران آینده را برای ما روشن خواهد کرد.

 

توضیح زیر نویسها از مترجم است :

 

(1) در مطبوعات عربی از جمله روزنامه اخبار چاپ لبنان ، گزارش شده بود که آمریکائیها پیشنهاد شرکت در جنگ تکریت را به عراقیها میدهند ، اما مسئولان عراقی وقاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ، این پیشنهاد را رد میکنند .

 

(2) پس از اشغال عراق در 2003 ، امریکائیها یک نوع قانون اساسی فدرالیستی را بر عراق تحمیل کردندکه بتوسط یک وکیل اسرائیلی ساکن آمریکا بنام «نوح فیلدمان» تنظیم شده بود، این قانون اساسی قدرت اصلی را به ایالتها میدهد وپایتخت را در برابر آن ضعیف نگهمیدارد ، در این فدرالیسم سه استان اگر تمایل داشته باشند ومتحد شوند حق دارند درخواست جدائی کرده ودولت مستقل تشکیل دهند وبساری مقررات زیانمند که اکنون به معضلی بسیار پیچیده درآمده ودولت مرکزی توانائی اقدامات جدی برای اداره کشور را ندارد ، منظور ازعراق جدید اینچنین عراقی است که به آمریکا اجازه میدهد با استفاده از «لولوهای» مختلف موجود در قانون اساسی سیاستهای خود را بر عراق تحمیل کند، با پیروز شدن عراق در جنگ فعلی وقوی شدن بنیه
ولت ، ضد قانون اساسی موجود نیز تغییر خواهد کرد وهیئت مستشاران موساد اسرائیل که در کردستان بر علیه ایران وعراق به توطئه مشغولند نیز اخراج خواهند شد.

 

۱ دیدگاه

  1. Shahram 15 says

    این کامنت قرار بود در پایین مقاله «جنگ دروغین» اوباما علیه دولت اسلامی (داعش)…… نگاشته شود، اما ترجیع دادم که در این قسمت نوشته شود. البته لازم به توضیح است که قسمت‌هایی‌ از آن از یک وبلاگ ایرانی‌ برداشت شده است. تشکیلات داعش ریشه در شکست «جهادیون» در نبرد با ارتش بعث سوریه دارد. تاریخچه آمریکا نشان میدهد که آمریکا پس از تحمل هر شکست نظامی در هر منطقهٔ، همواره تلاش کرده جهت حفظ تتمه نفوذ خود، این شکست‌ها را به بحرانی در همان منطقه تبدیل کند. به طور مثال، افغانستان. آمریکا لشکر‌های شکست خورده جهادیون و بهار عرب را در تشکیلات داعش متمرکز کرده و تحت حمایت لجستیک، تسلیحاتی و نظامی‌اش در عراق و سوریه رها کرده است. حال این سوال پیش میاید که به چه دلیل آمریکا باید خود بر علیه داعش اعلان جنگ دهد؟ داعش از چه نیرویی بر خوردار شده است که ارتش‌های عراق، سوریه و ترکیه قادر به شکست آنها نیستند؟ آمریکا در چار چوب منافع منطقه‌ای خود نمی‌تواند داعش را نابود کند و دولت‌های عراق، سوریه و ترکیه که معمولا به مراکز تصمیم‌گیری غرب وابسته هستند اجازه عکس العمل نظامی در برابر داعش را ندارند، در واقع آمریکا مثل باج خور‌ها و زورگیرها می‌خواهد از کارت داعش در معاملات منطقه‌ای بهره ببرد!! حملات فرضی‌ آمریکا به داعش فقط میتواند متوهمین را فریب دهد. کانال‌های آمریکایی‌ در ترکیه، لبنان و عراق این تشکیلات را از نظر لوژیستیک و تسلیحاتی تامین میکنند. شکست نظامی آمریکا در سوریه دستهای آنها را برای سیاستگذاری در عراق از پشت بسته است، برنامه و پروژه تجزیه عراق هم که رژیم دست نشانده ایران یک ضلع آن بود به زباله دانی پنتاگون فرستاده شد، اما، حال ارباب آمریکایی‌، مزدوران و نوکران ایرانی‌‌اش را مستقیماً در عراق به خدمت گرفته است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مثابه وابسته‌ترین نهاد حکومت آمریکایی‌ ایران به سازمان سیا و سردار پاسدار قاسم سلیمانی به مثابه یکی از عوامل ایرانی‌ سازمان ناتو توسط ژنرال‌های پنتاگون و ناتو به الاغ بارکش و کم جیره و مواجب سیاست گذاریهای آنها تبدیل شده اند و به خدمت گذاری به کارفرمایان آمریکایی‌ مشغول میباشند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.