کتاب های انتخابی

دریافت متن کامل کتاب استفان ليندگرن لنين

برای دریافت کتاب کلیک کنید

استفان ليندگرن

لنين

پيام پرتوى

۱ دیدگاه

  1. فرزین خوشچین says

    1-من با نام و نام خانوادگی خودم می نویسم، چون چیزی برای پنهان کردن ندارم و از هیچکس هم نمی ترسم. انچه را هم می نویسم واقعا درست است و خیال گول زدن خودم و دیگران را ندارم. بنا بر این، مانند سپیده و دیگرانی، که جرات ندارند خودشان را آفتابی کنند، مامور و معذور هم نیستم. مثلا از کجا می توان اثبات کرد، که سپیده نام واقعی باشد و این خودش مامور جمهوری اسلامی نیست و یا ریگی به کفش ندارد؟ و چرا اصرار دار ناسزاگویی کند؟ تربیت خانوادگی ندارد؟ کودن است؟ شخصیت انسانی ندارد؟ چه علتی دارد، که اینهمه دوست دارد توهین کند تا شاید چند تا توهین هم بشنود؟ روانی است؟
    اما آنچه مشخص است و در همان لینک آقای پرتوی هم پیداست، خودش اشاره به سند است. در این آدرس می توان به آثار لنین دست یافت:
    http://publ.lib.ru/ARCHIVES/L/LENIN_Vladimir_Il%27ich/_Lenin_V.I._PSS5_.html
    در جلد 35 این آثار همان سخنرانی لنین درج شده است و به پروتوکل پرداخته شده است.
    موضوع همان است، که گفته شده است: لنین در سخنرانی خودش به سخنرانی یکی از بلشویکها در کنگرۀ سوم شوراها اشاره کرده بود و شعار «غارتگران را غارت کن» را تایید کرده بود. این موضعی پروودونیستی و آنارشیستی است. اگر قرار باشد هرکس کمتر دارایی داشت، و یا تهیدست بود، بپرد توی خانۀ همسایه و یا کسانی دیگر و بخواهد این شعار را اجرا کند، این را «مارکسیسم» نمی توان نامید.
    سپیده به جای رفتن به دنبال جلد 35 آثار کامل لنین به روسی، نه به زبان دیگر، رفته است در جلد 42 آثار لنین به زبان آلمانی گشته است. خب، من چه گناهی دارم؟ روسی بلد نیست؟ این هم مشکل خودش می باشد. اقلا اگر آدم زبان دوستانه و باتربیتی داشته باشد و خواهش کند، می شود وقت گذاشت و ترجمه کرد. حالا که نمی داند و ناسزا هم می گوید و توقع زیادی هم دارد، به درک که نمی داند.

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    آقای فرزین لنین ستیز، فلسطین ستیز و دیگر ستیزها.
    «کسی که خربزه میخوره پای لرزش هم مینشینه»
    اگر شما لنین ستیزی خود را میخواهید در مجلات و رسانه‌ها انجام دهیید ولی گل منار آویزان نشود، چرا با نام و فامیل خودمینویسید.
    وانگهی من به شما قول میدهم که فعلاً در جهان چه شرق و چه غرب نتنها قلم در اختیار لنین ستیزان قرار میدهند بلکه پاداشی هم بدانان میرسانند. پس چرا گله مندید؟ شاید کسی مانند من آنرا بی اثر سازد؟ آنوفت (آیا اجرتان را میبرند؟)

    برعکس، اگر از لنین سخن بگویید و حرفهای وی را به عمل برید، در خیلی از کشورها من جمله کشور عزیزمان ایران بلافاصله اعدام و یا بحبس های طولانی محکوم خواهید شد. فعلاً که دور دور شماست، تازه اینجوری نغ نغ میکنید.
    اما مساله برسر ترجمه غلط «ویکی پیدیا» که نامیده اید نیست. صورت مساله چیز دیگری تعیین کرده بودید و لنین را آنارشیست خوانده بودید. آنهم زیرا وی شعار «غارت گر را غارت من»!
    تمام سعی من این بود که به خوانندگان عزیز بگویم، این آقای فرزین که خوشچینی میکند، چیزی را به لنین میچسباند که بر وی وصله‌ای غریبه است.
    من در ۴۲ جلد آثار لنین بزبان آلمانی جستجو کردم و از لنین شناسان قدیم که در این راه موسفید کرده بودند در باره اینکه آیا این جمله میتواند از لنین باشد، لبخندی دریافت کردم که خدا روزیت را جای دیگر حواله کند.
    اصولاً چرا این چنین روشن و فاکت است که این جمله متعلق به لنین نبوده و میتواند یک «راوی» چنین لغتی را استفاده کرده باشد، اگر نقل قول هم صحیح باشد.
    بطوریکه در توضیح شماره (۱) آقای پرتوی هم آمده این شاهد از سوسیال دموکرات در ژوئن ۱۹۲۴ میباشد. که پس از تحقیق ایشان آدرس اصلی را هم در بالا در اختیار همه قرار داده اند.
    روزی استالین بدستور حزب باتفاق دیگر رفقا، قطار پست حامل پول را مصادره کرده و در اختیار حزب قرار میدهند. لنین بشدت انتقاد کرده و این عمل را مردود شمرده بوده است که دیگر این چنین «مصادره هایی» انجام نگیرد.
    من در دیدگاه بالا سعی کردم که مصادره لنینی بدست طبقات زحمتکش را برایتان مفهوم نمایم چه کنم که برای فرادی که آزادی زحمتکشان را نمیخواهد، دانسته دست به تحریف میزند و لنین را آنارشیست مینامد، ارزشی ندارد.

    در ضمن آنارشیست کسی است که دولت و فرمانبری از آنرا نفی میکند و کار را هم مال الاغ می داند، البته زمانیکه نان میخرد، کار خباز خوب است و باید خباز کارکند تا او را سیر کند. ولی خود را مخلوقی میداند که برای کارنکردن در اجتماع کارکنان آمده است و باید جعلق وار از زحمات آنان زندگی کند، شما خجالت نمیکشید کسی را که تا آخرین لحظه عمرش در خدمت طبقه زحمتکش کاری جانفرسا کرد، آنارشیست بنامید و آنوقت پشت چشم هم نازک کنید که ارزش جواب دادن ندارد. چه جمله‌ای مستحق شماست را بخوانندگان واگذار مینمایم
    سپیده

    دوست داشتن

  3. فرزین خوشچین says

    من نمی خواهم خودم را تا سطح حرفها و متلکهای آدم ناشناس و بی ادبی به نام مستعار «سپیده»، که گاهی «شعله» هم می شود و … پایین بیاورم. سپیده در همۀ امور کاملا دانشمند است و دخالت می کند، آنهم با بد و بیراه. با چنین کسانی اصولا نمی بایست سخنی گفت. اگر اینقدر انقلابی و دانشمند هستند، از چه می ترسند، که در خارج از کشور هم نام خودشان را پنهان می کنند، اما با نام فامیلی دیگران شروع به مغازله می فرمایند. این ناز و اطوارها را به پشیزی نمی توان گرفت. همۀ چیزهایی، که سپیده نوشته است، کاملا غلط می باشد. با کمی فکر می توان به غلط بودنشان پی برد.
    ترجمۀ ویکی پدیا به درد نمی خورد.می توان حدودا فهمید که معنی جمله ها چیست و در چه زمینه ای می باشد، اما ترجمۀ دقیق نیست. من هم به همان منبع روسی «فرهنگ اصطلاحات و سخنان زبده» استناد کرده ام. در زبان روسی، «دزدی»، «غارت» و «مصادره» چیزها و واژه های متفاوتی هستند. روسها هم «مصادره» را «اکسپروپریآتسیا» مانند واژۀ لاتین «اکسپروپری ئیت» که مثلا در انگلیسی هم کاربرد دارد، به کار می برند. «دزیده شده» نگفته است. باید دقیق ترجمه شود. گفته شده است «غارت شده را غارت کن».
    «قزلق» را برای مردم «قزاقستان» به کار می بریم. «کازاکها» را که در اوکرائین شرقی زندگی می کنند، «کازاک» می نامند. بویژه باید رعایت کنیم این فرق را تا این دو مفهوم با یکدیگر اشتباه نشوند.

    دوست داشتن

  4. پيام پرتوى says

    در گوگل/ترجمه ترجمه کردم و به فارسى اين پاسخ تقريبى را گرفتم
    منبع – سخنرانی (1918 ژانویه 24)، که قبل از رفتن به آشوبگران مقابل لنین (1870-1924) داد، «پیرمرد راست بلشویک بود، توضیح داد که قزاق چه بلشویسم. در پاسخ به سوال از قزاق: «آیا این درست است که شما بلشویکها غارت؟» – پیر مرد جواب داد: «بله، ما سرقت به سرقت رفته». ظاهرا، لنین در ذهن سخنرانی در کنگره سوم شوراها (16 ژوئیه 1918) دان قزاق Shamova، که گفته بود: «ما غارت دزدان»

    و به انگيسى:
    Source – speech (January 24, 1918), which gave Lenin (1870-1924) before going to the front agitators, «the old man was right-Bolshevik, explained the Cossack what Bolshevism. On the question of the Cossack: «Is it true that you Bolsheviks plunder?» – The old man replied, «Yes, we steal the stolen». Apparently, Lenin had in mind the speech at the III Congress of Soviets (January 16, 1918) Don Cossack Shamova, who said: «We rob the robbers.»

    دوست داشتن

  5. سپیده says

     

     

    p >

    پاسخی را که شما داده‌اید از نوشتن این دیدگاه بدون اطلاع بوده‌اید که مجله هفته آنرا چاپ نفرموده اند و تا کنون من از علت آن خبری ندارم،

    شاید علت آن همان «گز فولادی مآب» باشد که این جناب « گز» گویا همه کاره در جهان ادبیات بوده و در خانه سیمرغ لانه دارند. بوده است.

    من رویم را سمج کرده و یکبار دیگر آنرا وارد میکنم تا شما بالاخره بتوانید بفهمید که چرا لنین نمیتوانسته است چنین جمله‌ای داشته باشد.

    این جلمه «بله، ما اموال غارت شده را غارت می کنیم» که به لنین در پاسخ کزاکی نسبت میدهید میتواند حد اکثر چنین بوده باشد ««بله، ما اموال غارت شده را مصــــــادره می کنیم».

    زیرا فرق کوچکی مابین مصادره و غارت است!

    آنهم غارت را استعمار و استثمارگران که سرمایه داران باشند و امپریالیسم که مرحله گندیدگی نظام آنان است انجام می دهند؛

    ولی کارگران وسایل تولیدی که از آنان دزدیده شده است را ابتدا از سرمایه داران مصادره کرده و قانوناً آنرا از سرمایه داران صلب مالکیت کرده و بتعلق طبقه حاکمه که در آنزمان «از اتحاد طبقه کارگر و دهقانان» تشکیل شده بود در می‌آورند؛

    آنهم قانونی!!

    آری بدانید و آگاه باشید که همه کارها قانوناً و با رأی اکثریت شکننده ساکنین کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی صورت پذیرفته است.

    اینرا هم کسی که طبق دلایل زیرین که آورده‌ام طراح و اجرا کننده آن بدست کارگران و دهقانان بو ده است نمیتواند کوچکترین عقیده‌ مشترکی با غارت داشته باشد!

    حال دلایل برشمرده زیرین را بخوانید تا شاید روزی شما هم دریابید که «بر در ارباب بی‌مروت دنیا / چند نشینی که خواجه کی به درآید»

    این آقایی که گاهی «خوشچینی» مینماید از یک طرف خود را لنینیست نمیداند ولی خود را متخصص لنینسم و لنین شناس میداند، خود را کمونیست نمیداند ولی در مورد مارکس، انگلس و لنین در رد آن‌ها و تقلیب گفته هایشان، در میان ردیف جلو نشینان لم داده است.

    نزد خوانندگان مجله هفته مرسوم است که اگر چیزی را بکسی و بخصوص کلاسیکر ها نسبت میدهند، جای آن گفته و کدامین جلد و کدامین صفحه و کدامین ناشر و کدامین تاریخ را برای یافتن و فهم تحلیل و روح کل گفته، در کنارش ذکر کنند تا دیگران بتوانند به صحت و سقم ادعای آورنده شاهد پی ببرند.

    شما اشتباه بزرگ تان این است که این کار را که نکرده‌اید، هیچ؛

    بلکه بر عکس از دایره ضذ اطلاعات، بخش ضد لنینی و در رابطه با «لیند گرن» تقاضا کرده اید تا نقاط ضعفی در اختیارتان بگذارند و بدون خواندن کتاب برگردان آقای پیام پرتوی، از آن سوء‌استفاده کرده و کاملاً بی‌ربط به برگردان ایشان چسبانده اید.

    حال برای یک لحظه وی را جدی گرفته و ببینیم که این دوایر ضد لنینی و ضد لنینیسم که بو دجه کلانی برایشان اختصاص داده شده است، کارشان چگونه است تا افراد جوان هم آنرا دریابند:

    لنین در مورد پدیده‌های اجتماعی که برای آن مدتی را صرف کتاب «آمپریوکریتیسیسم» کرد، تا بقلب ماهیت این پدیده‌های اجتماعی پی ببرد *)؛

    تا از شاغولی بهره برد!؛

    تا واقعاً بنای تحقیقاتش روی هم ایستاده و نسل اندر نسل اگر در آن‌ها تحقیق شود با این شاغول بتوانند آیندگان از همان اوان، پی به بی‌ربط بودن تقلیب ها، دیدی رویزیونیستی … و چسباندن سؤ نظری بر حقایق را کشف نمایند.

    این شاغول لنینی در تمام کتابش همان « دیکتاتوری پرولتاریا» که آورنده اش مارکس و انگلس میباشند میباشد.

    لنین در کتاب دولت و انقلاب و در دیگر آثار خود آنرا همان «غارت گر را غارت من» که در اختیارتان گذارده اند میداند منتها جمله در اختیار قرار داده را هم نتوانسته اید درست نقل نمایید یا ناتمام است و یا روی سر ایستاده است!

    «غارت گر را مصادره کن»، همان کاری که در همان اول انقلاب عملاً لنین بدان دست یازید و ابزار تولید را که سرمایه داران از کارگران دزدیده بودند را صلب مالکیت کرده و به تصاحب طبقه کارگر که طبقه حاکم با اتحاد با دهقانان بود در آورد(در حقیقت این کار را کارگران و شوراهای زیر نفوذ آنان کردند).

    لنین تئوری انقلابی آنرا دریافت«بدون تئوری انقلابی عمل انقلابی ممکن یست» **) و سپس بترویج و تبلیغ آن در میان کارگران پرداخت.

    بقیه آنرا کارگران بودند که این ایده‌های انقلابی را به عمل برده و به ماده تبدیل کردند و توانستند کشوری را بسازند که در جهان نمونه بود و تا کوشش بعدی پرولتاریا و ساختن کشوری سوسیالیستی دیگر برای همیشه نمونه خواهد ماند.

    این شما هستید که از«لنینِ لنینیست»، سعی در ساختن «لنینِ آنارشیست» دارید و درغگو، تقلیب گر، تحمیق گر و رو سیاهید.

    لااقل به همان دایره ضد اطلاعات لاروش کتاب دولت و انقلاب را سفارش دهید و بخوانید تا آگاه گردید که لنین به دولت آنهم دولتی که دیکتاتوری پرولتاریا را تا نابودی هرنوع اختلاف طبقاتی لازم دانسته وسپس نابودی دولت را نتیجه طبیعی آن می داند، پی ببرید! زیرا:

    توانا بود هرکه دانا بود!

    ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

    *)- این کتاب کلید کلیه نتیجه‌گیری های پسین وی گردید و قطب نمای نوشتن کتاب‌هایی چون:

    «چه باید کرد»؛

    «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری»؛

    «یک گام په پیش دو گام به پس»؛

    « دولت و انقلاب»… گردید.

    نا گفته نماند که انگلس چنین کتابی را بنگارش در آورده بود که کارل کائوتسکی مرتد، مدت ۲۵ سال این کتاب را مخفی نگاه داشته بود. زیرا کلید حل معمای «امپریالیسم» را در خود داشت، که وی آنرا به اولترا امپریالیسم تغییر داده و طبق آن کارگران را برای جنگ اول جهانی و دادن وام به صنایع جهت تجاوز به کشورهای دیگر و دادن رأی مثبت در رایشتاک آماده کرد.

    **)- رمز موفقیت لنین هم در این جمله مهم «بدون تئوری انقلابی عمل انقلابی ممکن نیست» میباشد که برای فهم آن کتاب چه باید کرد را بنگارش در آورد. آنرا هم بخوانید تا به اهمیت و عملکر د «نیروی ذهنی انقلاب» که همان «حزب تراز نوین طبقه کارگر» باشد، پی ببرید!

    در این راه آرزوی موفقیت برای آن فرخنده با دوایری که در اختیار دارد آرزو مندم

    سپیده

    دوست داشتن

  6. پيام پرتوى says

    http://dic.academic.ru/dic.nsf/dic_wingwords/654/%D0%93%D1%80%D0%B0%D0%B1%D1%8C

    پس از تماس با نويسنده و سوال در مورد منبع نقل قول «دزديده شده را بدزد» لينک فوق را براى دريافت کردم که البته به زبان روسى است و بدليل اينکه من روسى نميدانم قادر به ترجمه آن نيستم اما مٽلا خوشچین بدليل مهارت کاملش به زبان روسى بخواند و تحقيق کند·

    دوست داشتن

  7. فرزین خوشچین says

    لنین در سخنرانی 24 ژانویۀ 1918 در برابر مبلغان بلشویک عازم جبهۀ جنگ: «آن پیرمرد بلشویک حق داشت، که به مرد کازاک توضیح می داد بلشویسم چیست. پیرمرد به این پرسش مرد کازاک-«آیا راست است، که شما بلشویکها غارت می کنید؟»- پاسخ داده بود: «بله، ما اموال غارت شده را غارت می کنیم».
    از قرار معلوم، منظور لنین سخنرانی شاموف، کازاک ناحیۀ دُن در کنگرۀ سوم شوراها در 16 ژانویۀ 1918 بود، که اعلام داشته بود

    دوست داشتن

  8. سپیده says

     

    p >

    این آقایی که گاهی «خوشچینی» مینماید و اگر همان «گزن  فولادی مآب» نباشد، از جمله همان مردمان است، ویا از……«لاروش» میباشد، که باز هم عرض اندم ضد لنینی کرده است:

    نامبرده از یک طرف خود را لنینیست نمیداند ولی خود را متخصص لنینسم و لنین شناس میداند، خود را کمونیست نمیداند ولی در مورد مارکس، انگلس و لنین در رد آن‌ها و تقلیب گفته هایشان، در میان ردیف جلو نشینان لم داده است.

    نزد خوانندگان مجله هفته مرسوم است که اگر چیزی را بکسی و بخصوص کلاسیکر ها نسبت میدهند، جای آن گفته و کدامین جلد و کدامین صفحه و کدامین ناشر و کدامین تاریخ را برای یافتن و فهم تحلیل و روح کل گفته، در کنارش ذکر کنند تا دیگران بتوانند به صحت و سقم ادعای آورنده شاهد پی ببرند.

    شما اشتباه بزرگ تان این است که این کار را که نکرده‌اید، هیچ؛

    بلکه بر عکس از دایره ضذ اطلاعات، بخش ضد لنینی و در رابطه با «لیند گرن» تقاضا کرده اید تا نقاط ضعفی در اختیارتان بگذارند و بدون خواندن کتاب برگردان آقای پیام پرتوی، از آن سوء‌استفاده کرده و کاملاً بی‌ربط به برگردان ایشان چسبانده اید.

    حال برای یک لحظه وی را جدی گرفته و ببینیم که این دوایر ضد لنینی و ضد لنینیسم که بو دجه کلانی برایشان اختصاص داده شده است، کارشان چگونه است تا افراد جوان هم آنرا دریابند:

    لنین در مورد پدیده‌های اجتماعی که برای آن مدتی را صرف کتاب «آمپریوکریتیسیسم» کرد، تا بقلب ماهیت این پدیده‌های اجتماعی پی ببرد *)؛

    تا از شاغولی بهره برد!؛

    تا واقعاً بنای تحقیقاتش روی هم ایستاده و نسل اندر نسل اگر در آن‌ها تحقیق شود با این شاغول بتوانند آیندگان از همان اوان، پی به بی‌ربط بودن تقلیب ها، دیدی رویزیونیستی … و چسباندن سؤ نظری بر حقایق را کشف نمایند.

    این شاغول لنینی در تمام کتابش همان « دیکتاتوری پرولتاریا» که آورنده اش مارکس و انگلس میباشند میباشد.

    لنین در کتاب دولت و انقلاب و در دیگر آثار خود آنرا همان «غارت گر را غارت من» که در اختیارتان گذارده اند میداند منتها جمله در اختیار قرار داده را هم نتوانسته اید درست نقل نمایید یا ناتمام است و یا روی سر ایستاده است!

    «غارت گر را مصادره کن»، همان کاری که در همان اول انقلاب عملاً لنین بدان دست یازید و ابزار تولید را که سرمایه داران از کارگران دزدیده بودند را صلب مالکیت کرده و به تصاحب طبقه کارگر که طبقه حاکم با اتحاد با دهقانان بود در آورد(در حقیقت این کار را کارگران و شوراهای زیر نفوذ آنان کردند).

    لنین تئوری انقلابی آنرا دریافت«بدون تئوری انقلابی عمل انقلابی ممکن یست» **) و سپس بترویج و تبلیغ آن در میان کارگران پرداخت.

    بقیه آنرا کارگران بودند که این ایده‌های انقلابی را به عمل برده و به ماده تبدیل کردند و توانستند کشوری را بسازند که در جهان نمونه بود و تا کوشش بعدی پرولتاریا و ساختن کشوری سوسیالیستی دیگر برای همیشه نمونه خواهد ماند.

    این شما هستید که از«لنینِ لنینیست»، سعی در ساختن «لنینِ آنارشیست» دارید و درغگو، تقلیب گر، تحمیق گر و رو سیاهید.

    لااقل به همان دایره ضد اطلاعات لاروش کتاب دولت و انقلاب را سفارش دهید و بخوانید تا آگاه گردید که لنین به دولت آنهم دولتی که دیکتاتوری پرولتاریا را تا نابودی هرنوع اختلاف طبقاتی لازم دانسته وسپس نابودی دولت را نتیجه طبیعی آن می داند، پی ببرید! زیرا:

    توانا بود هرکه دانا بود!

    ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

    *)- این کتاب کلید کلیه نتیجه‌گیری های پسین وی گردید و قطب نمای نوشتن کتاب‌هایی چون:

    «چه باید کرد»؛

    «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری»؛

    «یک گام په پیش دو گام به پس»؛

    « دولت و انقلاب»… گردید.

    نا گفته نماند که انگلس چنین کتابی را بنگارش در آورده بود که کارل کائوتسکی مرتد، مدت ۲۵ سال این کتاب را مخفی نگاه داشته بود. زیرا کلید حل معمای «امپریالیسم» را در خود داشت، که وی آنرا به اولترا امپریالیسم تغییر داده و طبق آن کارگران را برای جنگ اول جهانی و دادن وام به صنایع جهت تجاوز به کشورهای دیگر و دادن رأی مثبت در رایشتاک آماده کرد.

    **)- رمز موفقیت لنین هم در این جمله مهم «بدون تئوری انقلابی عمل انقلابی ممکن نیست» میباشد که برای فهم آن کتاب چه باید کرد را بنگارش در آورد. آنرا هم بخوانید تا به اهمیت و عملکر د «نیروی ذهنی انقلاب» که همان «حزب تراز نوین طبقه کارگر» باشد، پی ببرید!

    در این راه آرزوی موفقیت برای آن فرخنده با دوایری که در اختیار دارد آرزو مندم

    سپیده

    دوست داشتن

  9. سپیده says

    ادامه:

    در ضمن اگر کتاب  برگردان آقای پیام پرتوی را در بالا خواندید،‌ خواهید دریافت  که:

    این جمله متعلق به لنین نیست، بلکه متعلق به سوسیال  دموکرات… در تاریخی است که لنین یکسال بود که درگذشته بوده است، میباشد!

    من آنرا پس از پرسش از برگرداننده دریافتم!

    سپیده

    دوست داشتن

  10. فرزین خوشچین says

    اگر واقعا خواهان دانستن حقایق هستید، نمی بایست از نقد بر این نوشته های لیندگرن و توضیحات بیشتر دربارۀ چیزهایی آزرده شوید، که لیندگرن آنها را یا نادیده گرفته است، یا آنها را نیمه کاره رها کرده است.
    به هر روی، تلاش خوبی است برای نشان دادن زندگینامۀ لنین.
    من ترجیح می دهم متن را بصورت «تکست» کپی برداری کنم، تا بتوانم جمله هایش را ببرم و در نقد خودم به آنها استناد کنم. از روی نسخۀ پی دی اف نمی توانم اینگونه کار کنم، بلکه مجبورم هر جمله ای را دوباره نویسی کنم. اما یک نکته برای من بیشترین اهمیت را دارد: ما پراکنده هستیم و با یکدیگر همکاری نمی کنیم. و این بزرگترین نقطۀ ضعف همۀ ماست. اشکال هم از اینجا ریشه دارد، که چپهای ایرانی در برابر نام نویسندگان و پژوهشگران اروپایی کرنش می کنند و همۀ آنچه این اروپائیان می نویسند، ترجمه می کنند و آنرا حقیقت کامل فرض می کنند.
    لیندگرن نتوانسته است به روند شکلگیری اندیشۀ لنین بپردازد. با دوران نوجوانی او و اندیشه های برادرش آشنا نیست. نگاه لنین را به مسائل گوناگون درنیافته است. اما با اینهمه، به نکته هایی اشاره کرده است، که پیشتر تابوو بودند. همین مترجم چندین سال پیش، برای اشاراتی دربارۀ قطار مهر و موم شدۀ حامل لنین و بلشویکها، به نگارنده بد و بیراه می گفت. اما این را امروز بگونه ای تلگرافی از لیندگرن پذیرفته است. و حتی به ماجرای جنایت مرکز بلشویکی علیه موروزوف و اشمیدت هم اشاره ای گذرا کرده است. شرح این ماجرا را هم حتی امروز نیز بسیاری از چپهای ایرانی نمی خواهند گوش کنند و با لجاجتی بیهوده به توهین کردن می پردازند، نه به اندیشیدن!
    در همین بخش آخر هم به شعار «پروودونیستی» «غارتگران را غارت من» اشاره کرده است، اما لیندگرن وارد این بحث نمی شود، که این شعار آنارشیستی است و ربطی به مارکسیسم ندارد….
    لنینیسم-مارکسیسم نیست!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.