سياسی

نطق دبیر بین‌المللی حزب کمونیست آلمانDKP

نطق دبیر بین‌المللی حزب کمونیست آلمانDKP،

گونتر پوهل در ١١همین نشست هیات رئیسه حزب،

و پا در هوایی «اتحاد تمام نیروهای صلح طلب بخاطر یک جمله»

از سپیده و یاران

چون این نطق بزبان فارسى ترجمه و در خدمت خوانندگان قرار داده شده است، خود را موظف دانستم که جهت اتحاد کمونیست های صلح طلب بین المللی درک خود را از آن بیان کرده تا بهمراه رفقا برای یافتن راه حلی جهت مبارزه برای صلح به یک قطب نمای مشترک دسترسی پیدا کنیم.

اينجا را كليك كنيد

پس از خیلی صغرا کبری چیدن ها که در پایین بدان خواهم پرداخت به اصل مساله میپردازد:

«ظاهراً در اینجا تنها بر روی ایجاد بی ثباتی کوتاه دولتهاى روسیه، ایران و ونزوئلا حساب باز شده است.در مورد روسیه این حمله به نتایج مطلوب خود نخواهد رسید، زیرا که مردم روسیه محاصره کشور توسط اتحادیه اروپا و ناتو را دقیقاً دریافته اند و رئیس‌جمهور پوتین از این امر حداکثر استفاده را می‌برد. تاکید ازسپیده»

اینجاست که این دبیر بدنبال بدست آوردن جو «روسیه دوستی» بوده و آنهم نه برای خشک نمودن ريشه جنگ و نابودى بشريت(که در زیر بدان خواهیم پرداخت )، بلکه بهبود موقعیت کنونی روسیه سرمایه داری در مقابل امپریالیسم غرب بسرکردگى امپرياليسم آمریکا!

البته بقیمت عــــــدم تمرکز تمام نیروهای مادی و معنوی خود برای تجهیز افکار عمومی برای مبارزه بر علیه جنگ بطورکلی و بخصوص سیاست مستعمره کردن کشورهای عقب نگه داشته شده، آنهم از طریق تجهیز تمام نیروهای سیاسی که بنحوی حاضر به مبارزه با صدور اسلحه کشور آلمان و شرکت آلمان در جنگ‌های سوریه و آفریقا و افغانستان، اکراین که هنوز هم به شکل و متدی دیگر ادامه دارد، بالاخره دست بکار شوند؛

نه فقط صلح را به چگونگی قبــــول کــــرد احزاب و نیرو ها در باره مقام سیاسی، معنوی کشور سرمایه داری و ابرقدرتی روسیه مشروط می نمایند و در نتیجه از اتحاد با خیلی از نیروها جلوگیری می کنند، که دودش بچشم خودشان خواهد رفت.(مانند «زبانم لال»، الفاظی چون سوسیال امپریالیسم و امپریالیسم روسیه)!

بیشتر انرژی مبارزه ضدامپریالیستی آنان در جهان و بخصوص در آلمان، اکنون صرف تعیف و تعیین کنندگی این دو واژه شده و میشود. آیا این نیتی مثبت برای برای صلح و علیه جنگ میباشد و یا ضررمند؟

تبلیغات برای نظامی کردن آلمان در فرهنگ رسانه ای و زندگی روزانه، و عادی جلوه دادن نطامیان با تمام تعلقات خود در مکانهای خرید، مدارس، ادارات… که آدمی ر

ا بیاد زمان جنگ میاندازد، دیده میشوند. تمرین های نظامی و فرستادن پهباد ها در تظاهرات شبانه در شهری در ددر سابق ماگدبورگ و…(خوشبختانه آژیر های خطر حملات هوایی را که بعد از جنگ همیشگی بود هنوز بکار نینداخته اند).

این مایه تأسف زیادی میباشد که د کا پ خود را در مبارزه با امپریالیسم و جنگ از دیگر نیروها جدا کرده و شرط اولیه هر نوع همکاری برای مبارزه برعلیه جنگ و امپریالیسم غرب را، قبول کشور سرمایه داری روسیه بعنوان ضامن صلح قرار داده است و هیچ شرکت کننده ای در این مبارزات مشترک، حق ارائه تحلیلهای خود را در باره مقام امپریالیستی موجود در روسیه و صدور سرمایه روسیه، حتی در باره الیگارشهایی که سرمایه های خود را در خارجه دارند (که گاهی امپریالیسم غرب آنرا تهدید میکند و یا مانند بحران در قبرس مقدار زیادی سرمایه روسی در کنار دیگر سرمایه های کوچک را خلع مالکیت میکند…)، ندارند·

با وجودیکه اکثریت بالاتفاق نیروهایی که حتی خود را کمونیست نمی نامند، در باره امپریالسم، ناتو و بخصوص صدور اسلحه کشور آلمان که مقام سوم پس از آمریکا و دوم پس از روسیه را در جهان دارا میباشد، فعالتر بوده و از ما پيشى گرفته اند.

زمان آن فرا رسیده است که همانطور یکه «دبیر اول و یا دبیری دیگر؟ مقام وی پرسیده شود» از دکاپ بیش از ۳ ماه پیش در شهر کلن در جلسه‌ای عمومی اعلام داشته بود: در آلمان حزب طبقه کارگر وجود ندارد»، آنرا رسما اعلام کرده و گویا بازسازی یک حزب کمونیست لنینی را آرزو کرده بود.

من میپرسم چرا نه؟ و چرا باتفاق دیگر نیروها کوشش ننمايد. ما از هرگونه همکاری با «د کا پ» چه در مورد حفظ صلح در اروپا و در جهان، چه در مورد مبارزه طبقاتی در کارخانه ها و اتحادیه های کارگری، برعلیه نظامی کردن تولید در آلمان و اروپا… با الویت دادن به علت‌ها و نه گلایه از معلولها و لبه تیز شمشیر را در جهت مبارزه با آن قراردادن، اظهار آمادگی و خرسندی مینماییم. زیرا آنرا قدم بزرگی در راه مبارزه طبقاتی و وظایف کمونیستی خود درآلمان میدانیم.

حال برای روشن شدن چرای آن، به صغرا کبری چیدن های «د کا پ»‌ میاندازیم تا شاید علت آن برای خود آنان مانند «سپ من» ها، «هانس هایتس هلتس» ها و شاگردان، «ورنر رومگر» ها و دبیر بین‌المللی حزب روشن گردد:

×××××××××××××××××××××××××

گونتر نطق خود را چنین آغاز مینماید:

«اصولگرائی مذهبی در قرن ٢١ دارای وزنه سنگینی شده است. نه به این خاطر که ناشی از منافع مردم و خلق‌ها و یا مطابق با آنست، بلکه زیرا برای منافع سیاسی و اقتصادی دیگر دستکاری‌پذیر و قابل استفاده است. برای جلوگیری از جنگ‌های دیگری که می‌تواند به نابودی وانقراض بشریت بیانجامد، باید کوشش کرد تا شیوه‌فکری که خود را ملزم به رعایت منطق و روشنگری می‌داند، بیشتر نفوذیابد و حاکم گردد.»

ناطق «اصولگرايی مذهبی در قرن ۲۱ را (…) زیرا برای منافع سیاسی و اقتصادی به نابودی و انقراض بشریت می انجامد، …» طبق این اظهار نظر باید اصولگرایی مذهبی را در قرن ۲۱ از بین برد تا خطر نابودی و انقراض بشریت از بین برود!! عجبا

از آن عجیب تر، راه حلی است که ارائه میدهد: « برای جلوگیری از جنگ‌های دیگری که می‌تواند به نابودی وانقراض بشریت بیانجامد، باید کوشش کرد تا شیوه‌فکری که خود را ملزم به رعایت منطق و روشنگری می‌داند، بیشتر نفوذیابد و حاکم گردد. »(آیا این سخنان شخص خروشچفت نمیتواند باشد؟)

باز هم عجب است این جملات از دهان دبیر بین‌المللی حزب کمونیست آلمانDKP، گونتر پوهل در ١١همین نشست هیات رئیسه حزب، بیرون آمده و مورد تأیید این حزب قرار گرفت·

پس حزب کمونیست آلمان برای جلوگیری از نابودی بشریت کار عمده‌اش را ابتدا بر روى تعویض افکار در مغزهای (احتمالا «علیل») طبقه کارگر و دیگر طبقات همراه وی متمرکز مينمايد.

این دبیرحزب ادامه می دهد: «…چارچوب‌های اقتصادی، روابط سیاسی را بیش از گذشته تعیین ميکند…»

نه آقای دبیرحزب، چارچوب های اقتصادی که میتوانند فقط قوانین طبیعی اقتصادی باشند، راه خود را مانند قوانین ریاضی ادامه میدهند. اتفاقاً این چارچوب های سیاسی هستند که با تقدم و تاخر٬ با استفاده از قوانین معین اقتصادی، اقتصاد را بنفع طبقه و یا طبقات حاکمه٬ از پیش برنامه ریخته و بعمل در میآورند. بعنوان مثال ازدیاد عرضه را به ازدیاد تقاضا تغییر میدهند؛

بيجهت نبود که خروشچف روبل بزرگی را جلوی لوکوموتیو ها چسباند و آنرا لکوموتیو ترقی روسیه رویزیونیستی قلمداد مينمود، و نه نظام سوسیالیستی و طبقه کارگر جماهیر شوروی را.

در تأیید پراکتیکی(موجود در عمل) از اتحاد جماهیر شوروی: استالین در جشن استخانفی، بکارگران میگوید، به وی نگاه کنید، او شخصی عادی بوده و شباهتی به «هرکولس» ندارد، این ۹ برابر کردن تولید از طرف وی میوه نظام سوسیالیستی ناشى از پاره شدن زنجیر بر پای تولید ست. در نظام سرمایداری ۱٪ بالا بردن تولید را اعجاز قلمداد میکنند!!

نه فکر نکنید که وی ۹ برابر بیشتر از کارگران کار بیرون میکشید، بلکه با همان وسایل و با همان کارگران و همان ساعت کار، تولید را با روابطی سوسیالیستی که از مقوله سیاست و روبنا است، انجام میداد.

این دبیر بین‌المللی میگوید:

«اتحادیه اروپا در صدد ایجاد ارتش مستقل است. در اینجا نیز مسئله بر سر همکاری و رقابت با آمریکا/ناتو است، که گاه کندتر و گاه سریعتر به پیش ميرود. تضادهای داخلی اتحادیه سرعت روند را کند ميکند.»

او بجای آنکه مبارزه طبقاتی را در کشور خود در دستور کارقرار دهد، از کند روی تسلیحات و ارتش مستقل صحبت میکند، آیا این جملات بگوش مارکسیستهای آلمانی آشنا نیست؟ آیا نظامی گری توسعه يافته و امپریالیستی آلمان که فرمانده اصلی اروپا میباشد، را نمیشناسد؟ بطور یقین میشناسد، پس دلیلش چیست؟

این دبیر، دليل را خود در خطوط پایینتر می آورد:

«آمریکا، کشورهای عضو ناتو، از جمله ٢٠ کشور عضو اتحادیه اروپا را ناگزير به شرکت در مسابقه تسلیحاتی می‌کند،…»

(…) ««ماموریت افغانستان»، به کریه ‌تر شدن بیشتر چهره ناتو يارى رساند٬ که با بجاى ‌گذاردن صدهاهزار کشته هیچ نوع بهبودی در وضعیت مردم این کشور به وجود نیاورد.»

چنین جملاتی را اگر حزب سوسیال دموکرات «die Linke» (معجونی از ترتسکیستها و سوسیال دموکراتهای «چپ» مانند لافونتین و خانم نیمه ایرانی زهرا واگن کنشت در مجالس (شور ثروتمندان Reich Tag)، مانند نقل نبات بسر کریست دموکراتها و سوسیالدموکراتها، بریزند قابل فهم است و نه از دبیر بین‌المللی حزب کمونیست در نشست هیات رییسه حزب خود!

این انتقاد های آبکی و آه و ناله شکوه دار را رنگین کمانهای تحمیق کننده رسمی شب و روز بیان می دارند.

و یا در ادامه: «…«تراکینگ» هم که نسبتاً پرهزینه است بخاطر رابطه نفت/گاز دیگر به صرفه نخواهد بود.»

باز پایین تر، و در‌واقع هر کجا را که دقت میکنید، سخن بر سر ِ فرار از علل؛ و بر سر منار بردن معلول‌ها میباشند. در مورد فلسطین آنچه که در حال حاضر همگان به آن معترفند و ناگزير به اقرار به آنند یعنی:

وی حماس را« باری بهرجهت مبارزه میکند»، ارزیابی میکند در صورتی که نیروهای ضد امپریالیستی اکنون وی را برسمیت شناخته و میشناسند!؛

که علت آن در دفاع مسلحانه از خواست اکثریت مطلق فلسطیان بوده است، چرا نمی‌بیند:

حماس را دوبار خلق فلسطین با اکثریت شکننده انتخاب کرد و اسرائیل و آمریکا، گفتند ما این انتخاب را قبول نداریم زیرا بسود منافع مان نیست!!

این پیروزی(مبارزاتیکه زیر پرچم حماس انجام پذیرفته است» بقیمت خون بسیاری از فلسطینيان حاصل شده٬ بسيار مهم و برضد اسرائیل سرنوشت ساز است.

من نمیدانم چرا مردم آلمان باید با «دوست داشتن روسیه، «صلح جو» گردند» ولی برسمیت شناختن این همه جنایات ۳ انتقاضیه (اتیفادا) با هزاران هزار کشته و از دست دادن همیشگی و دوباره و دوباره خانه‌ها نخلستانها آبستان ها و زمین‌ها، کوه ها، رود خانه ها، باغ‌های زیتون…که این رشته سردراز دارد!، اینچنین «صحلجو» نگردند و بر سر حماس با درخت دیدن از دیدن جنگل عاجز بمانند؟!؛

حتی این مناطق بایستی دوباره قابل شناخت نباشد تا–واقعیتِ وجودى فلسطین ۷۰۰۰ ساله- از اذهان پاک گردد، حتی دادن ارگانهای داخلی کودکانشان که پس از دزدی در آمریکا فروخته میشد (اعتراف نیویورک تایمز) را در مورد فلسطین نادیده گرفته ميشود و آنرا باری بهرجهت و« رنگ و رو باخته» مینامد.

این شکوه و شکایت ها از امپریالیسم بطوریکه گفته شد در تمام رسانه‌های امپریالیستی از طرف روزنامه نگاران فرمایشی شب و روز بخورد مردم داده ميشود و اگر هم شخصی مانند آقای «کن جبسن» نامی، (که صادقانه و درد مند از٬ از دست دادن مقام خود بعنوان یک خرده بورژوای مرفه) در مصاحبه‌های خود با افرادی چون «ویلی ویمار»، پترا وایلد، ورنز رومگر و حتی پروفسور هُرمان رشته اقتصاد از دست راستی های اتریشی، پته سرمایه داری و جنگ در اکرایین و چگونگی استعمارگری آنان در میان اعراب و منطقه… را برملا میکند؛

با تمام قوا از طرف شما بر علیه وی موضع گیری میشود.