سياسی

در بحرین چه میگذرد؟

 

 

در بحرین چه میگذرد؟

نگاهی کوتاه به جنبش سوسیالیستی ودموکراتیک در بحرین

نوشته : احمد مزارعی 15/2/2015

جنبشی عظیم وتوده ای در بحرین جریان دارد ، این جنبش ریشه ای عمیق در تاریخ مبارزاتی دموکراتیک وطبقاتی زحمتکشان بحرینی دارد ، اصل این مبارزه به سالهای 1932 میلادی باز میگردد که در بحرین بتوسط شرکت نفت انگلیسی بابکو نفت کشف گردید وهسته های اولیه جنبش کارگری وکمونیستی شکل گرفت ، تا قبل از ان عمدتا مردم بحرین مشغول کشاورزی ، صید ماهی ومروارید وتجارت با کشورهای همسایه وهنئوستان بودند ، در سال 1953 حزب کمونیست بحرین تشکیل گردید ، اندیشه های اولیه مارکسیستی لنینیستی از طریق کارگران ومعلمان کشورهای عربی وارد بحرین گردید ، اما مارکسیسم بطور علمی و سازماندهی شده بتوسط اعضای حزب توده به بحرین راه یافت، در سالهای 1320 اینچنین بود که دولت ایران مخالفان خود را تبعید میکرد ، با اوجگیرس مبارزات توده ای واعتلای آن به مرحله کمونیستی ، در اواخر سالهای 1320 واوائل سالهای 1330 که جنبش توده ای بویژه فعالیت حزب توده برای دولت ایران واستعمارگران بصورت خطری بالفعل درآمده بود ، بسیاری از توده ایهارا به مناطق بد آب وهوا همچون بندر لنگه، بندر عباس وجزایر دور افتاده خلیج فارس تبعید میکردند ، با وقوع کودتای ننگین آمریکائی با همدستی شاه، کشتار نیروهای مترقی ودر راس آنها توده ایها ، اغاز شد، خطر جان توده ایها وسایر مخالفان دولت که در تبعید بسر میبردند نیز تهدید میکرد ، در این زمان بخش عمده ای از توده ایهای تبعیدی به بحرین فرار کرده ، ودر آنجا با شرکت در مبارزات کمونیستی وکارگری بحرین ، «طرحی نو در انداختند» توده ایها در بحرین تشکیلاتی وبا رعایت اصول مخفی کاری فعالیت میکردند ودر عین حال با توده ایهای ایران نیز رابطه داشتند ، بنا به نوشته یکی از مورخان تاریخ جنبش کمونیستی بحرین بنام «فاضل الحلیبی» : «اعضای حزب توده بسیار تشکیلاتی ومنسجم فعالیت میکرده وبه سادگی کسی را بدرون خود راه نمیدادند از طرفی آنان به مارکسیسم علمی مسلط بوده و با ایران نیز رابطه داشتند ، بنا به نوشته یکی از کمونیستهای بحرینی که تاریخ حزب توده وفعالیت آنهارا در بحرین ، نوشته ، توده ایها حزبی را بنام عدالت نیزتآسیس کردند و…/» .

توضیحات آقای حلیبی نشاندهنده وجود مبارزه گسترده کارگری و کمونیستی در بحر ین بوده وهمچنین فعالیت مشترک اعضای حزب کمونیست بحرین با فعالین حزب توده در ایران ، بطوریکه آقای حلیبی توضیح میدهد، درسال 1958 ، یکی از اعضای حزب کمونیست بحرین ، بنام» حسن نظام «در ایران بتوسط ساواک دستگیر ودر اثر شکنجه ، جان میسپارد.جا دارد که حزب توده دایران در مورد این دوره از مبارزات حزب و همچنین تاثیر آن بر جنبش کمونیستی ودموکراتیک بحرین ، اطلاعاتی در اختیار علاقمندان قرار دهد.

حزب کمونیست بحرین در تاریخ 15/2/1955 ، به «جبهه آزادیبخش بحرین» تغییرنام میدهد ، بنا به نوشته حلیبی نام جبهه را به تاسی از جبهه ملی ایران وجبهه آزادیبخش الجزائر ، انتخاب کردند ، زیرا هردو جبهه فوق یکی بر علیه استعمار انگلیس ودیگری بر علیه استعمار فرانسه مبارزه میکرد ،جبهه در این مرحله فعالیت گسترده ای را در میان کارگران ، زنان ، داشجویان ، اغاز میکند ، انواع نشریات متعق به گروههای مختلف اجتماعی ، بنامهای : جماهیر:(توده) شبیبه :(نوجوانان)صوت العامل :(صدای کارگر) صوت الطلبه (صدای دانشجو) صوت المرآه:(صدای زن) ، بشکل بسیار گسترده ای در بحرین منتشر میکند ، در این دوره مبارزه شدیدی بر علیه حضور آمریکائیها در بحرین آغاز میگردد، بمناسبت حمله هواپیماهای آمریکائی به منزل معمر قذافی در لیبی نیز ، چند تظا هرات بزرگ در بحرین بتوسط جبهه بر پا میشود (1) قابل ذکر است که در سال 1957 ، چاپخانه جبهه در بحرین، بتوسط پلیس کشف ودو رفیق ارمنی که مسئولیت کارهای چاپی نشریات جبهه را بعهده داشته اند نیز دستگیر میشوند.

ضربه دردناک به جبهه وشهادت رفیق دکتر هاشم علوی

در سال 1986 ، پلیس موفق میشود تعداد زیادی از کادرها وفعالین جبهه آزادی بخش بحرین را دستگیر وبه شکنجه گاههای خود ببرد ، در میان آنان یکی از مسئولان بسیار مهم جبهه یعنی دکترهاشم علوی نیز دستگیر وبه شکنجه گاههای پلیس برده میشود ، وی در تاریخ 18 سپتامبر 1986 ، در زیر شکنجه به شهادت میرسد ، از دست رفتن این شخصیت فرهیخته حزبی بمثابه ضربه سختی به جنبش بوده است.

فعالیتهای جبهه در خارج از بحرین :

«رهبری» جبهه آزادی بخش بحرین» رابطه گسترده ای با بسیاری از احزاب وجنبشهای آزادی بخش ملی در کشورهای عربی وجهان بر قرار نمود ، اما رابطه رفیقانه جبهه با احزاب کمونیستی وکارگری جهانی از امتیاز ویژه ای برخوردار بود وما بخاطر دفاع از مبارزه مردم وافشای سرکوبگریهای رژیم در بحرین که خواستار برقراری آزادی وعدالت اجتماعی بودند ، موظف بودیم صدای ملت خودرا به گوش جهانیان برسانیم .

در زمینه تبلیغاتی در خارج نیز ما چند نشریه سیاسی وحزبی همچون : نضال ، فجر ، وامید، با همکاری «جبهه توده ای خلق ظفار» منتشر میکردیم.»

دستگاه سرکوب در این توهم بسر میبرد که با این ضربات » جبهه آزادی بخش بحرین» متلاشی خواهد شد ، اما بذری که در زمین بحرین از سال 1955 کاشته شده بود ، هیچ قدرتی توانائی نابودی آنرا نداشت ، ریشه های جبهه بسیار عمیق در میان ملت ریشه دوانیده بود ، پرچم همیشه در بلند یها در اهتزاز بود ، همچنانکه امروز در اهتزاز است.

دو عریضه از طرف نخبگان وشخصیتهای توده ای :

در این مرحله مبارزان ودوست داران جبهه کوشیدند نامه هائی با کمک اشخاصی معروف مورد احترام عامه ، همچون وکیل مدافع معروف ومبارز بحرینی ، احمد عیسی شعلان (ابو خالد) که سخنگوی رسمی ارسال کنندگان عریضه ملی بود ودیگری مرحوم شخصیت مبارز ، محمد جابر صباح ، نماینده سابق مجلس بود که علیرغم بیمار بودن ، این وظیفه مهم را به عهده گرفت ، هدف از این عریضه نگاری بتوسط این شخصیتهای مهم در بحرین ، این بود تا حیات سیاسی ونشر دموکراسی وآزادیهای عمومی را مجددا به جامعه بحرین باز گردانند .

گشایش فضای سیاسی فوریه سال 2001

درنتیجه مبارزات مستمر از طرف جبهه وهمچنین کوششهای بعضی از شخصیتهای ملی ودموکرات ، سر انجام طرح یک گشایش سیاسی برای خارج شدن از وضعیت خفقانی در بحرین ، از طرف پادشاه بحرین مطرح شد ، عنوان طرح چنین بود» میثاق کار ملی» ، این پیشنهاد ازطرف اکثریت مردم مورد قبول قرار گرفت ، بموجب این طرح زندانیان سیاسی آزاد شدند، تبعیدیها به بحرین بازگشتند وبسیاری آزادیهای دموکراتیک برقرار گردید وقانون بدنام امنیتی سابق نیز لغو شد.

اما در سال 2002 ، یعنی تقریبا یکسال بعد، شاه تحت عنوان «انقلاب سفید» دست به تعدیلاتی در وثیقه ملی زد ودر حقیقت آنرا از محتوای خود تهی نمود ، مجددا کشور وارد مرحله بحرانی شد واوج این بحران ونا آرامیها ، درتاریخ 14 فوریه 2011 بودکه شروع مرحله تازه انقلاب ملت بحرین محسوب میگردد .

هم اکنون که مبارزه ملت بحرین وارد مرحله تازه ای گردیده ، نگاهی می افکنیم به احزاب، جمعیتها وگروههای سیاسی ومذهبی موجود که به فعالیت مشغولند اگر چه بعلت وضعیت بحرانی سیر طبیعی فعالیتهای حزبی ، سیاسی واجتماعی نیز دچار برخی تغییرات شده ودولت فعالین سیاسی را ملزم نموده تا نام حزب را بر روی تشکلات خود نگزارند ، نام ومشخصات احزاب بحرینی :

جبهه آزادیبخش بحرین ، که اکنون نام خودرا به» جمعیت منبر پیشروو دموکراتیک» تغییر داده است، سایر احزاب وجمعیتها که بعلت شرایط ویژه در بحرین بعضا حتی نام اسلامی برگزیده اند ، عباتند از : جمعیت کار دموکراتیک ، شاخه ای از حزب کمونیست سابق، جمعیت گروههای ملی ودموکراتیک، که بعثیهای بحرین محسوب میشوند، جمعیت کار اسلامی ، که پیروان آیت الله شیرازی میباشند، جمعیت میانه عربی ، ناصریستهای بحرین میباشند، جمعیت وفاق اسلامی ، که بزرگترین جمعیت متعلق به شیعیان بحرینی بوده و18 کرسی از کل 40 کرسی پارلمان را در دست داشت، رهبر آن شیخ علی سلمان که بتازگی بازداشت شده ومیتوان گفت شیخ سلمان حلقه وصل اکثر قریب به اتفاق نیروهای دموکرات بحرین بحساب میآمد وکار جمعی با شرکت حزب وفاق پیش برده میشد، جمعیت منبر اسلامی، نماینگان اخوان المسلمین بحرین، جمعیت حق، که متعلق به شیعیان رادیکال بوده وخواستار بر قراری جمهوری دموکراتیک خلق، در بحرین هستند.

چهاردهم فوریه 2015، چهارمین سالگرد شروع دوره تازه انتفاضه ملت بحرین ، همراه با انواع سرکوبها وتا سر حد کشته شدن بعضی از تظاهر کنندگاه ، قتل، شکنجه، زندان ، تبعید از کشور، مصادره اموال ، تخریب خانه ها واماکن مقدس مذهبی وگذر از همه خط قرمزهای معروف ، آغاز گشته واین در حالی است که رسانه های بین المللی کاملا در این مورد سکوت میکنند، این سکوت تبهکارانه شامل بسیاری از مدعیان «کمونیسم» ایرانی نیز میگردد که بواسطه وابستگی آنها به آمریکا ، اسرائیل واحزاب مزدور کردستانی خفقان گرفته اند.

چرا مردم بحرین مقاومت مجدد خود را در شکل تازه ، یعنی انتفاضه نوین آغاز وسراسر خیابانهای بحرین از جمله» میدان لوءلوء» را پوشانیدند ؟ خواسته های مردم چه بود ؟ :

– لغو قانون اساسی ظالمانه سال 2002 وتشکیل مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی دیگری که پاسخگوی نیازهای امروزی ملت بحرین باشد.

– انحلال مجلس شورائی که به دستور شاه تششکیل شده ودر خدمت اهداف شاه عمل میکرد.

– تشکیل پارلمانی با صلا حیات کامل.

– انتخاب نخست وزیر زیر نظر پارلمان ، نخست وزیر فعلی بحرین بیش از 50 سال است که این سمت را در اختیار دارد.

– تشکیل کمیته ای برای تحقیق در مورد زندانیان سیاسی وتعذیب وشکنجه در زندانها. اینها خواسته های مرحله نوین مبارزه مردم بحرین بود که بخاطر آنها مبارزه تازه را آغاز وتاکنون ادامه دارد.

با ورود مبارزات مردم به مرحله نوین ، ولیعهد بحرین در تلوزیون ظاهر شده وپیشنهاد مذاکره برای حل این معضل ملی گردید، همزمان پلیس سرکوبگر بطو روحشیانه ای به سرکوب وکشتار مردم میپرداخت و در تاریخ 17 فوریه که صحبت از مذاکرات در میان بود، چهار نفر بوسیله گلوله ماموران حکومتی بقتل رسیدند. در روز 14 فوریه، رهبران انتفاضه موافقت خود را با پیشنهاد ولیعهد اعلام نموده واز ولیعهد خواستند تا در مورد برنامه مذاکرا تی خود توضیح دهد.

بدون شک این پیشنهاد ولیعهد یک مانور سیاسی بود ، زیرا در همان روز خبر گزاری بحرین از ورود ارتش عربستان به بحرین خبر داد که دور تازه ای از کشتارهای گسترده تر وزندان وشکنجه بیشتر مبارزان آغاز گردید.

با وجود همه اینها مذاکرات میان رهبران انتفاضه با سندی تحت عنوان «وثیقه منامه» آغاز گردید که مطالب جمعیتها وگروههای سیاسی در آن به شرح زیر مطرح شده بود :

1 – حکومتی منتخب از سوی مردم.

2 – تدوین نظام انتخاباتی عادلانه که اهالی هر منطقه ای بتوانند نماینگان خودرا انتخاب کنند.

3 – پارلمان منتخب باید از صلاحیت کامل برخوردار بوده ومجلس شورا که بتوسط شاه منصوب شده ملغی گردد.

4 – به رسمیت شناختن سلطه قوه قضائیه.

5 – » امنیت برای همه» شرکت دادن افرادی از طرف همه سازمانهای جامعه مدنی بحرین، در سازمانهای امنیتیونظامی.

در وثیقه خواسته شده بود که در کنار مطالب فوق ضروری است تا سه مسئله زیر نیز حل شود:

1 – مسئله اعطای شناسنامه ،

( دولت بحرین در سالهای اخیر برای ایجاد معادله جمعیتی سنی وشیعه، بسیاری از سنی مذهبان کشورهای مختلف عربی وپاکستان به بحرین آورده وبه آنها شناسنامه بحرینی میدهد واین معضل بزرگی را در جامعه ایجاد کرده ، زیرا این افراد مستقیما باید در ادارات امنیتی کار کنند ویا تبدیل به جاسوسان دولت گردند.).

2 – متوقف کردن سیاست تبعیض در ادارات ، دانشگاهها ، وسایر مراکز دولتی.

3 – اجماع ملی بر روی یک سیاست تبلیغاتی عمومی که در خدمت وحدت ملی قرار بگیرد.

بر طبق آخرین آمارهای منتشره از طرف اداره حقوق بشر جمعیت وفاق اسلامی بحرین ، از تاریخ 14 فوریه 2011 یعنی شروع انتفاضه تا کنون حوادث، قتل وتجاوزات زیر در حق مردم بحرین انجام گرفته است :

166 نفر با گلوله بقتل رسیده اند که چهار نفر آنها خارجی بوده اند (بسیاری نیروهای حقوق بشری از کشورهای مختلف به کمک مردم بحرین میآیند)

4367 نفر آسیب دیده اند که 33 نفرشان جان سپرده اند.

115 نفر ، شناسنامه بحرینی خود را از دست داده که در وطن خودشان بمثابه بیگانه بحساب میآیند واین روند ادامه دارد ومجددا در روزهای اخیر عده ای از اینان رابه خارج از بحرین تبعید کرده اند.

6816 مورد به خانه ، مغازه ویا محل کار افراد ، حمله شده ئتحت انواع تجاوزات قرار گرفته اند.

2945 مور د شکنجه وبد رفتاری نسبت به افراد انجام گرفته است.

400 مورد نسبت به حیثیت افراد هتک حرمت شده است.

8824 مورد بازداشتهای وحشیانه وبدون دلیل انجام گرفته که 284 مورد ، زنان و720 مورد کودکان بوده اند.

ارقام فوق برای کشوری که کل جمعیت آن 1.3 ملیون است بسیارزیاد بوده، بویژه اینکه بخش عمده ای از آنها را بیگانگانی تشکیل میدهند که طی دهسال گذشته به آنها شناسنامه «امنیتی» داده اند تا به سرکوب مردم مبارز بحرین بپردازند.

اما آیا مردم بحرین عقب نشینی میکنند ، ملتی با انهمه تجربیات تشکیلاتی وسیاسی که در پشت سر دارد ، مبارزه خود را متوقف نخواهند کرد.

مبارزه ملت بحرین ودر پیشاپیش آن کارگران وزحمتکشان بحرینی ، جنبشی است دموکراتیک که بر علیه یک رژیم وابسته به امپریالیسم آمریکا میرزمد، این جنبش با سابقه ای هشتاد ساله ، از تجربیات فراوان عملی وتئوریک برخردار است وبنیان گزاران اولیه آن غالبا مارکسیست بوده ولذا جنبه طبقاتی مبارزه در میان آنان غلبه دارد ، برجستگی جنبش زحمتکشان بحرینی در این نیزهست که تداوم خود را بطور لا ینقطع حفظ کرده واز این نظرتنها با جنبش فلسطین قابل مقایسه است ، این جنبش علیرغم همه فراز ونشیبهائی که از سر گذرانیده ، از خط اصلی انقلابی ودموکراتیک خود منحرف نشده وتحت هیچ شرایطی از هیچ نیروی خارجی نیز تبعیت ننموده واستقلال کامل خود را حفظ کرده است.

این جنبش دارای پتانسیل بسیار عظیم انقلابی ودموکراتیک است که از میان خود بسیاری ادیب، هنرمند، شاعر و فدائی تربیت کرده است ودرمقاطعی که ضرورت ایجاب میکرده با عمل مسلحانه خود،با دشمن روبرو شده اند ، شور وشوق وسرزندگی عظیمی در میان آنان بویژه جوانان انقلابی آنها وجود دارد وهمین خصلتها وصفتهای مبارزاتی وانسانی آنها موجب شگفتی جهانیان شده است.موضوع مهم وقابل ذکر دیگر این جنبش اینست که زنان بحرینی نقش بسیار مهم وموثری در آن دارند .

مطالعه وتحقیق در مورد این جنبش برای همه نیروهای مترقی ضروری است ومیتواند درسهای زیادی برای آنان داشته باشد.

ادامه دارد…..